باورهای دینی در دنیای تورك و بازتابهای امروزی آنها


مقولاتی چون ایمان، عدالت، آزادی، استقلال، دولت، عشق، زن، خانواده، زبان، ادبیات و مضامینی شبیه آنها از ارزشهایی هستند كه انسان را به سعادت می رسانند و بالاتر از آن انسان می تواند جانش را به خاطر آنها فدا كند.

كیفیت خلاقیت، محافظت و مجازات دهندگی گوك تانری پس از گذشت نه قرن در كتیبه های گوك تورك چنین ضبط شد: «تورك تانری در بالا، خاك مقدس و آب را چنین تنظیم كرده است. برای اینكه ملت تورك از بین نرود و به صورت ملت باقی بماند پدرم ایلتریش كاغان (ilteriş kağan) و مادرم ایل بیلگه خاتون (ilbilge Hatun) را به بالای آسمان كشانید.»

«به سبب قدرتی كه خدا داده بود، نیزه انداختم و فروپاشیدم. لطف تانری بود كه من پیروز شدم و ملت تورك پیروز شد.» (جبهه شرقی كتیبه بیلگه كاغان)

«تانری چنین گفته: تراخان دادم و تو خانی خود را ترك كرده، تسلیم شدی. به جهت اینكه تسلیم شدی تانری ترا كشت.» (جبهه غربی كتیبه تون یوكوك)

«آسمان آبی در بالا، زمین در پایین و انسان در میان این دو آفریده شده» (جبهه شرقی كتیبه كول تیگین).(۴)

منبع مهم دیگری درخصوص آفرینش كائنات در دین گوك تانری، افسانه خلقت نزد آلتائی هاست. در این افسانه آمده است كه تانری اول «انسان» و سپس زمین ها و آسمان را خلق كرد و زمانی كه انسان خواست قدرت خلقت كسب كند، تانری او را مجازات كرد و به دنیای تاریك زیرزمین فرستاد. پس از آفرینش و مجازات نخستین «مخلوق»، انسانی دیگر آفریده شد؛ او همراه با ارواح خبیثه كه فریفته بود، به فریب انسانها دست زد و آنان را به سوی خباثت كشانید.»(۵)

تانری در دین گوك تانری، صاحب فرشته ها (كه مشهورترینشان «اومای» است، ارواح مقدس (یر ـ سوب) و صفات مقدس (بیات، قدیم، آچو: بابا، ایدی / ایه: صاحب، اوغان: قادر، چالاپ: مولا) است.(۶)

در دین گوك تانری مخلوقات مقدسی نیز وجود دارند (ارواح پدری، آتش، آب، زمین: كوه، سنگ و درخت).(۷)

به جهت اعتقادی كه در دین گوك تانری به جاودانگی روح وجود داشت، به خاطر سلامت و آرامش روح بزرگ، ارواح قربانی می شدند و بر سر قبر حكمرانان و قهرمانان، مجسمه دشمنانی را كه كشته بودند و «بالبال» نامیده می شدند، می گذاشتند تا بدانان خدمت كنند. كسی كه می مرد همراه با اشیائی كه داشت مدفون می گشت و در خانه اش غذائی به نام (yua) خورده می شد.

گوك تانری برای هر محل صاحبی می آفرید و چون صاحب خانه، آتش ـ اجاق تلقی می شد، خاموش كردن آتش با آب، تف انداختن بر آتش و نابود كردن آتش اجاق پسندیده نبود. بعضی روزها با فراهم آوردن آتشی بزرگ قربانی ذبح می گشت و دعا خوانده می شد؛ و براساس رنگی كه از آتش برمی خاست، پیش بینی ها صورت می گرفت.(۸)

به سبب اینكه تصور می شد ارواح مقدسی كه از سوی گوك تانری آفریده شده اند در كنار آب و در اوج كوههای بلند زندگی می كنند، آلوده كردن آب و كوه ممنوع بود. بسیاری از كوههای آسیای میانه مقدس شمرده شده و مبارك مقدس نامیده شده اند.(۹)

«كوه مقدس» كه در حماسه كوچ (göç) ، سنگ یالا (yatata) كه «در دیوان لغات الترك» و درخت غان كه در شامانیسم مقدس شمرده شده اند، نمونه هایی از این تقدس جویی به شمار می آیند.

پس از گوك تانری ترك ها و به ویژه در اواسط قرن هفتم بود كه دین مانی در میان اویغورها شایع شد. دین بودائی یك «دین تاجری» است كه از تركیب مسیحیت، یهودیت، دین قدیم ایرانیان و بودایی به میان آمد.(۱۰) این دین كه شهرنشینی، تجارت، توجه بیشتر به سبزیجات در تغذیه و ممانعت از مصرف شیر و روغن را تلقین و توصیه می كرد. هرچند با طرز زندگی توركان منافات داشت، به سبب اینكه تجارت و فرهنگ شهرنشینی را ترویج می كرد، طرز نوینی در زندگی عرضه كرد. ولی نه مانویت و نه دین بودائی نتوانستند اعتقاد كهن توركان را از میان بردارند؛ به ویژه اویغورهای بودایست، اعتقادات سابق تركان را حفظ كردند و خوردن گوشت اسب، آموختن اسب سواری و تیراندازی را ادامه دادند.(۱۱)

ابتدا كارلوق ها و بعداً قراخانیان از طرفی تحت تأثیر اویغورها، به تداوم فرهنگ سنتی پرداختند و از دیگر سو تحت تأثیر اسلام به فراهم كردن اشكال نوین دست زدند.

در این فرصت بیجا نیست به ویژگی مقوله «شامانیسم» نیز اشاره ای داشته باشیم كه در بعضی از جوامع تورك ادامه دارد و به عنوان بازتاب دین گوك تانری مورد قبول قرارمی گیرد.

به نظر الیاد (Mircea Eliade) كه تحقیقات ممتعی درخصوص شامانیسم انجام داده، شامانیسم از تكنیكهای كهن است كه هم عرفان و سحر است و هم در مفهوم اعم كلمه دین به شمار می آید.(۱۲) كولیانو (cauliano) شامانیسم را چنین تعریف می كند: «شامانیسم، مجموعه روش های درمانی و هیجانی بیشتر از این كه یك دین باشد، هدفش در راستای عالم بشریت است و در ایجاد ارتباط با دنیای ارواح امروزی و اداره امور بشری، حمایت ارواح را تأمین می كند.» شامان بیش از همه ستاد «ارتباط» است كه با روشهای خاص خود و در حال جذبه فراغت روح را از بدن جهت صعود به آسمان یا گردش در زیرزمین احساس می كند. بدین ترتیب است كه ارواح را تحت حاكمیت خود درمی آورد و با شیاطین و اجنه و پریها ارتباط برقرار می سازد.

درنتیجه شامان بیش از آن كه یك عالم دینی باشد، وسیله ای برای ارتباط با ارواح عالیه و بعضاً شفابخش است. اطلاق شامانیسم به دین قدیم تركان نادرست است؛ ولی شامانیسم و دین گوك ترك آن قدر به هم مخلوط شده اند كه شامانیسم به عنوان بعدی از دین گوك تانری شناخته شده است.(۱۳)

اگر در دنیای تورك به دین اسلام، كه امروز شایع ترین دین در این منطقه است و دین قدیم توركان یعنی دین گوك تانری و افسانه های شامانیسم و درونمایه هایی كه از این افسانه ها منعكس می شوند نگاه كنیم، ملاحظه می شود كه توركان ذهنیت و برداشت خاصی از اسلام دارند كه در آن مشتركات فراوانی وجود دارد. اصولاً اسلام و مسلمانی با یكدیگر مرتبط هستند، ولی از نظر مضمون متفاوت از هم می باشند. زیرا كلمه اسلام در مفهوم مجرد به عنوان یك اعتقاد مكتوب در منابع اصلی، بیان اصول اعتقادی، عبادی و اخلاقی اسلام است، و واژه مسلمانی تفسیر اسلام است كه در طول تاریخ از سوی افرادی كه خود را مسلمان نامیده اند، صورت گرفته و به اجرا گذارده شده است. درنتیجه این دو واژه از نظر جامعه شناسی مترادف نیست و مسلمانی اشكال و گونه های زیادی دارد. هویت برتر اسلامی را می توان در مسلمانی ترك، عرب یا فارس ملاحظه كرد كه از اعمال و اعتقادات اساسی مشترك تشكیل یافته اند.


تانری در دنیای تورك و در تاریخ تورك، به ویژه در دین گوك تانری، واحد، حاكم مطلق و خالق است. آن «كه » را خود آفریده بود عصیان می كند و درنتیجه مجازاتش كرده به زیرزمین می فرستد. این جا وظایف شیطان پای به میدان می گذارد. بهشت مكان مكافات و جهنم مكان مجازات است. سالمندان در آناتولی و به ویژه در مناطق روستایی نفرت خود را به شكل «جهنم جانت را بگیرد» بر زبان می آورند. همچنین در دنیای ترك و مخصوصاً آناتولی خاموش كردن آتش با آب خوشایند نیست؛ زیرا اجاقی كه آتش را در دل خود نگه می دارد، مقدس است.

«اجاقت كور شود» بدترین نفرینی است كه در حق یك نفر می توان بر زبان آورد. اجاق خانواده و اجاق سرباز مقدس است و مقدس شمرده می شود. آنانی كه شب هنگام كنار آب را آلوده می كنند با خطر «غلتیدن در آب» مواجه می شوند. ترك آلتائی كه به درخت مقدس لته می بست، در آناتولی نیز در اطراف مزارهای اولیا «انبوهی از لته» به وجود آورد.

درونمایه های مشتركی كه در افسانه های شامانیسم و در مناقب نامه ها دیده می شود عبارتند از: ظهور در چهره های متفاوت، زنده دیده شدن پس از مرگ، دانستن آنچه كه از عقل می گذرد، گزارش دهی از آینده، بهبود بخشیدن بیماران، مجازات دشمنان به اشكال مختلف، بچه دار كردن نازایان. همچنین اعتقاداتی نظیر بستن دهان گرگ برای حفظ از بد نظر و جن زدگی نیز وجود دارد.

در تورکیه طی سالهای اخیر مباحثاتی جریان پیدا كرده كه فرهنگ سنتی تورك به دست اهل تسنن زنده نگاه داشته شده یا اینكه علویان دراین امر سهیم بوده اند، یا توركان واقعی چه كسانی هستند. این مباحثات را می توان از نظر تورك و تورك گرائی امیدواركننده دانست. در حالی كه در توركیه چنین مباحثاتی ادامه دارد، در خارج توركیه اولویت ها دوباره تنظیم می شود و مباحثات دینی در آخرین ردیفها جای می گیرد، و بازتاب آئین های دینی كهن در مراسم دینی به چشم می خورد و از درونمایه های مشترك فرهنگ حفاظت به عمل می آید.

به عنوان نتیجه می توان گفت كه برداشتهای دینی كه با بازتابهای دین كهن در حیات روزمره توركان آمیخته و با فرهنگ تورك شكل گرفته است به صورت عامل اتحاد و اتفاق در میان توركان حتی در دورترین جغرافیاها نیز پای به میدان گذارده است.

دورسون  داغ آشان

پاورقیها:
۱. Tural, Sadk, Uluslararas; Dördüncü Türk Kültürü Kongresi S: ۱ ۳.
۲. Kur’an I Kerim, Nisa Suresi, ۱۵۰ ۱۵۱ ۱۵۲. Ayetler.
۳. Kafesolu,;brahim, Türk Milli Kültürü,;stanbul ۱۹۸۹, S: ۲۹۵.
۴. Ergin, Muharrem, Orhun Abideleri,stanbul ۱۹۷۰, S: ۴, ۱۹, ۲۶, ۳۶.
۵. Turan, Osman, Türk Ciban Hakimiyeti Mefkuresi tarihi,;stanbul ۱۹۷۸, S: ۱۰۸.
۶. Kafesolu, brahim, a.g.e., S: ۲۹۶.
۷. Turan, Mustafa, “Tarihi Kaynaklar I۲۸۷;nda Nevruz’un Men;ei Meselesi”, Milli Folklor Dergisi, Bahar ۳۷ ۱۹۹۸, S: ۹۰ ۱۰۴.
۸. Çay, Abdulhaluk, Türk Ergenekon Bayram Nevruz, Ankara ۱۹۹۳, S: ۲۵.
۹. nan, Abdülkadir, Makaleler ve ncelemeler, Ankara ۱۹۹۱, S: ۲۵۳.
۱۰. Ögel, Burhaeddin, Türk Kültürünün Geli;me Ça;larstanbul ۱۹۷۱, S: ۹۷
۱۱. Ögel, Bahaeddin, a.g.e., S: ۱۲۵ ۱۲۷.
۱۲. Mircea, Eliade, La Chamanisme et Les techniques Archanigues de L’Extase, Payot, Paris, P.۱۴.
۱۳. Güngör, Harun Küçük Abdurahman, Asya’dan Anadolu’ya Tananlar, AKM yay;nlar, Ankara ۱۹۹۷, S: ۱ ۲.


یک پاسخ

  1. جهت اطلاع نویسنده برای تجدید نظر و افزودن به متن : تاجایی که ما از باور های تورکان شنیده ایم و در کتاب های معتبر دیده ایم تورکان توتم و بتی به شکل الت تناسلی مرد میتراشیدند و به گردن میاویختند و در سفر و خطر ان را بوسیده بر چشم میگزاشتند که خدایا چنین و چنان بکن( کتاب سفر نامه ابن فظلان که از مهم تریت=ن منابع تاریخ روسیه است)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: