وحدت تورکان کشور


وحدت تورکان کشور اعم از ازبکها؛ هزاره ها؛ ترکمن ها؛ ایماق ها و باقی اعضای این تبار تاریخی، سرنوشت ساز امروز و فردای ما است

ما یعنی اعضای این تبار “تورکان” کشور در شرایط حساس تاریخ قرار داریم. شرایطی که از یک سو، خودگیها و از سوی دیگر؛ دیگران با چالش ها و نیرنگهای سیاسی میخواهند که بار دیگر ما را چون گذشته ها گول زده و فریب مان دهند.

تاریخ دردناک و تراژیدی چند دهه اخیر توأم با همه رویدادها و حوادث در کشور به اثبات رساند که ما از چندین سو مورد حمله و تاخت و تاز قرار گرفته و ضربات غیر قابل تحمل را متحمل شده ایم.

صورت پذیری؛ پلان جهت پارچه پارچه کردن جامعه تورکان کشور و ازآن جا تا سرحد نابودی فزیکی ما از یک سوعلل و عوامل برونی دارد و از سوی دیگر سبب و فعل و انفعلات درونی را دارا میباشد.

البته این جا همه سخن ها کلآ درچهارچوب کشور است و رویدادها و حوادثی را به بحث میگیرد که در چندین دهه ی اخیر اتفاق افتاده و ما شاهد حال آن بوده ایم.

اکنون میپردازم به عوامل برونی که کی ها هستند که ازوجود تاریخی ما انکار نموده و تا سرحد نابودی و زوال فزیکی جامعه تورکان کشور؛ طبق پلان و پروگرام سیستماتیک و دوامدار عمل و اقدام نموده و در آینده نیز به همچو عملکرد ها ادامه خواهند داد؟؟

پیش ازاینکه به موضوع بالا بپردازم لازم است که جهت آگاهی خوانندگان وارد قلمرو تاریخ شده و واقعیت و حقایق کشور را طوریکه است بیان بدارم. به همه روشن است که تاریخ علم است علم که؛ از حوادث؛ رویداد و از عملکردهای انسان ها در چارچوب زمان و در قالب مکان معین بحث کرده و مارا از حقایق و حقیقت های دور و نزدیک آگاهی میدهد.

وقتیکه ما وارد قلمرو تاریخ شویم و ازآرشیف مغز تاریخ مدت بجویم، واقعیت و حقایق تاریخ کشور را سراغ نمایم؛ آنگاه درک و دریافت مینمایم که تاریخ رسمی کشور از جامعه ترکان کشور آغاز یافته است.

من این جا گفته های خودرا نه بر مبنای اسطوره و ابهام؛ بلکه براساس حکم و دستور و از زبان گویای تاریخ مبنی بخشیده و به جرحت میگویم که کوشانی ها؛ یفتلی ها؛ اردبیلان کابلی ها؛ غزنویها؛ شیبانی ها؛ ساسانیها؛ خورازم شاهیان؛ قره ختای ها؛ بابریها؛ تیموریان؛ قاجاریها و وغیره که حدود دوهزار و پنچصد سال در سرزمین ماقبل خراسان و در سرزمین بزرگ خراسان شاه و شهنشاهی و امپراتوری داشته اند و در راستای آن و این زمان طولانی ابرمردان؛ دانشمندان؛ فیلسوفان؛ شاعران؛ ریاضی و فزیک دانان از مادران ترکتبار؛ تولد شده و در پرتو علم و دانش شان چهره ی جامعه را بسوی مثبت و انسانی دیگرگون بخشیده اند.

دراین جا میتوان از البرونی؛ ابنی سینای بلخی؛ سنایی غزنوی؛ جلاالدین محمد بلخی و رومی،  میرزا عبدالقادر بیدل؛ نظامی گنجوی؛ ظهيرالدین بابر؛ سلطان حسین بایقرا؛ جلاالدین بابر؛ منهاج سراج جوزجانی و ده ها و صدهها دانشمند و شخصیت چيره دست جهانی که از تبار تورکان بوده و کارنامه ها و برنامه های علمی و انسانی شان نه تنها چهره خراسان و آسیای میانه را به سوی انسانیت؛ به سوی تمدن و فرهنگ و زبان به جاودانگی دیگرگون کرده؛ بلکه تآثير آن ابرمردان و شخصیت های همیشه جاودان جامعه تورکان درگسترۀ زمان ؛چهره جامعه ی جهانیرا نیز به سوی تمدن و فرهنگ و انسانیت دگرگون کرده و ما امروز از برکت آن نیاکانی چيره دستان و دانشمندان جاودان زنده مانده و به گذشته های پرافتخار خود مباهات می ورزيم.

اکنون میپردازم به آن علل وعوامل وفعل و انفعالاتی که از بیرون چون گرگ وحشی و چون ابر سیاه و بدبختی و ظلمت؛ در سرزمین سرنوشت ما تورکان “ازبيک ها؛ هزاره ها؛ ترکمن ها؛ ایماق ها؛ قرغزها؛ قزلباش ها و سایر اعضای خانوده تورکان “کشور نفوذ کرده و تاثرات جانکاهی را تحمل نموده و مارا به همه دار و ندار افتخارات تاریخی؛ فرهنگی؛ زبانی که داریم؛ به یک چادری سیاه و بدبختی کولوله نموده و در دهن اژدهای فرهنگ ستیز و بی فرهنگ حواله کرده وتا بتوانند که مارا ازگذشته دور؛ازتاریخ پرهیبت وصلابت ؛ازفرهنگ جوشان وچراغان ؛ازتمدن جاودان واز زبان ترکان ببرند وچون طفل که ازمادروپدر جدا شده ودرآغوش بیگانه درمانده ودرحال پریشان وگریان انتظارروزبعد ؛روزیکه جزهزاره جوالی کش؛ازبک کله خام ؛ترکمن قالین باف ووغیره وغیره توهین وتحقیردیگر چیزی انسانیت افتخار کند ؛نصیب ما ؛نشده است.

به گمان اغلب ؛تعداد کثیری ازپژهیشگران ؛آنان که اندک زمانی وارد قلمرو تاریخ کشور شده باشند وکسانی که ادعای روشنفکری میکنند این عدد ریاضی راشنیده ودرک نموده باشند یعنی اعداد١٧٤٧ ؟؟؟.این عدد واگردرچارچوب تاریخ مطالعه نمایم ؛تاریخی است که

سیاه ترین ؛تاریخ برگشت بسوی ظلمت وبدبختی؛آغاز تخریب وزوال تمدن وفرهنگ ؛آغازاستعمار،شروع دستبرد ها درتمامی ابعاد یعنی تاریخی ؛زبانی،فرهنگی وسرچشمه همه وهمه توهین وتحقیر ها به آدرس “هزاره ؛ازبک ؛تاجک وترکمن ووو”.

سوال میشود که کی ها محصول برگشت تاریخ پرافتخار خراسان آن زمان بسوی زوال وانحطا ط در همه گسترده ؛بوده اند؟؟ طبعیست که نیاکان بی خبر وفریف خورده گان ما؛

است.این جا مناسب است که ضرب المثل مردم را به زبان آورم که”خود کرده را نه درد است ونه درمان”. واضح وروشن بایستی که گفت نیروهای مسلح ترکان وسیاست مداران تاجک ؛محصول برگشت بسوی قهقراه ؛انحطاط ؛زوال فرهنگی وتمدنی بودند. یعنی هشت هزار نیروی مسلح ترکان که بدور احمد ابدالی”ملتانی” حلقه زده وبیخبر از پلان شوم بعدی این ملتانی ازاو حمایت میکرده اند وازسوی دیگر صابر کابلی تاجک بدون مصلحت وملاحظه تاریخ ؛فرهنگ وزبان وتمدن سرنوشت کشوررا که در آن زمان خراسان نامیده میشد؛یک باره ؛دست وپا بسته بدست هیولای شیطانی ودرعین زمان بیگانه سپرده است.

ازآن به بعدیعنی ازسال١٧٤٧ بدین سو؛سرزمین خراسان ازدرون تاراج شده واز بیرون تا

این وروز به خاطرات شوم استعمارانگلیس،روس؛پاکستان وعرب محکوم ومیخکوب شده است.

اکنون میپردازم به علل وعوامل درونی که هزاربار دردناکتر است که ما ترکان “ازبکها ؛هزاره ها؛ترکمن ها ؛قزل باشها ؛ایماق ها ودیگراعضای خانوده ترکان کشور”درچنان شرایط ؛شرایطی که کمترین کسی ازگذشته پربار؛ازتاریخ پرافتخار؛ازتمدن جاودان؛ازنیکان غیرتمند وازابرمردان تاریخ ساز وفرهنگ آفرین آگاهی ومعلومات دارند.

ازخودبیگانگی ؛عدم خودشناسی؛عدم آگاهی ازتاریخ خود وکشورفاکت های اندکه هرتباررابه گونه کل وهرانسان را درجز به بردگی وامیدارد واین فاکتها سالها است که درقلمرو سرنوشت ما؛عرض وجود کرده وما ملیت های با وقاروآبرومند را زجروشکنچه

تاریخی میدهد.بنابه همین علت است که ٢٠ فیصد نفوذ کشور سرنوست ٨٠ فیصد کشوررا

درقالب قبایلی درآورده وبگونه شادی وشادی باز سرنوشت مارا ؛رقم میزنند.

وما هم خوش میباشیم که درجامعه مدنی وانسانی زندگی مینمایم ؛جامعه مدنی که ٢٠ فیصد نفوذ کشور توام با قبایل جنوبی “پاکستانیها” سرنوشت مارا تعین میکنند که یعنی دانشگاه راپوهنتون گفت ودانشکده را پوهنزی/؟//.

چه باید کرد که از چنگال خون آشام بیگانه گان خودرا نجات داده وحاکم بر سرنوشت خودگردیم؟؟

پاسخ به این پرسش پیش از بیان روشن است یعنی خودآگاهی؛ خودشناسی درگسترده تاریخ ؛خودیابی درمحورزبان وازهمه مهیمتر وحدت ویکپارچگی تمامی ملیت های ترک تباردرکشور.

به همین راستا میبایست گفت که شرایط امروز؛ زمان دیروز نیست؛ برخلاف انتظار دشمنان صدا وغریو خودآگاهی؛خودسازی، خودشناسی و بازیابی دوباره از نقطه نظر تاریخی در دورترین کوچه های کشور گام گذاشته و تاثیرتاریخی اش را چونان نور خورشید نورانی کرده است. بعد ازاین هیچکس به هر نام و نشان نمیتواند که جلو جنبش رهايی بخش و حق طلبانه ی ملیتهای ترک را بیگیرد وغریو و صدای آزادی و انسانی زیستن را درگلو خاموش نماید.

لازم به یادآوری است که اعلامیه مشترک دو حزب “حزب وحدت و حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ” در باره اتخاذ موقف مشترک در پروسه انتخابات ریاست جمهوری؛ گفته های مرا تاکید و روشن میسازد.

سرنوشت و آزادی ما مربوط به ماهیت و وحدت کلی ما است.
٢٦.٠٤.٢٠٠٩ بکتاش .

عبدالحبیب قویاش

2 پاسخ

  1. حبیب جان سلام
    قولیز آغری مه سون یاز گان یازیم یز بیلن

  2. دانشگاه بولسین یا پوهنتون سینگه نیمه تیگه دی می
    فقط سین هم اوتگن بابه لرینگ دیک تاجیکلر نی مخته یه سن
    یا اوزینگ تاجیک سن.
    و برادر تاجیک دوست ما تاجیکها ترک تبار نیستند این را باید که بدانی ترکتباران افغانستان ستم دیده گانی از جمله ازبیک. ترکمن. هزاره. قزاق .قیرغیز و غیره می باشند. فکر کنم شما مشکل تان عدم درک درست شما از هویت ما ترکتباران است که خود را به عنوان ترک در میان ما جا زده اید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: