خان ارکه مشهور


خان ارکه مشهور (Kanerka-Han Erke)

نوشتۀ آتی از دو بخش اساسی ذیل عبارت میباشد:

الف- بخش اول این نوشته حاوی یک سلسله مطالب ترجمه شده از کتاب معروف (چه راز عجیبی ملت های تورک، هند، مکسیکو و کاتولیسم را باهم پیوند میدهد) میباشد که توسط نویسنده و محقق مشهور امریکایی جن د. متلاک تألیف و در سال 2006 میلادی بچاپ رسیده است. کتاب فوق الذکر دارای هژده فصل و یکصد وهشتاد و شش صفحه بوده، مطالب بس جالبی را که تا حال در هیچ یکی از متون و کتب تاریخ تألیف شده در کشور ما، از آنها یاد آوری نگردیده، در خود گنجانیده است که، نمونه هایی از آن را در متن این نوشته قرار داده و خدمت هموطنان عزیز خویش تقدیم میداریم، تا زمینه ساز آشنایی، نسل های امروز و فردای کشور در رابطه با واقعیت های تاریخی این سرزمین، آنطوریکه هست شده بتواند.

طور نمونه: بخشی از کتاب، مربوط به واقعییت های زندگی وزمامداری( خان ارکۀ مشهور) یا کنیشکای کبیر امپراطور نامدار کوشانی ها میباشدکه، بکر ترین حقایق را راجع به سلسله های سلطنتی کوشانی وشخص کنیشکا که تا حال در هیچ یکی از کتب تاریخ کشور ما بیان نگردیده، برملا میسازد که خواندن آن ها برای هیچ خوانندۀ خالی از مفاد نخواهد بود!

ب- بخش دوم نوشتۀ حاضر نیز مرتبط به بحث کوشانی ها ویفتلی ها با مراجعه به یک سلسله اسناد انکار نا پذیر تاریخی دیگر است که، با استناد به معتبر ترین مراجع تاریخی جهان تهیه گردیده و ذیلاً خدمت شما تقدیم میگردد:

خان ارکهء مشهور

دنیا برای نخستین بار، در سدهء اول میلادی، از خانات نیرومند و مقتدر کوشان ها که شاه مشهور شا ن، کنیشکا بود، اطلاع حاصل کردند. در زمان همین شاه بود که نژاد تورک به کامیابی های عظیمی نایل شدند. خوشبحتانه، میدانیم که نام اصلی او، خان ارکه می باشد. این نام در مسکوکاتی که از او باقی مانده، به شکل زیر ضرب شده است.

(Kanerka)

(القاب تورکی که در مسکوکات قدیم کوشان ها دیده شده، در بخش دوم این نوشته بدان اشاره گردیده است. م)

خان ارکه، فیلسوف و شاعر ذاتی، فرمانروای دانا و قومندان با استعدادی بود که هیچ کسی برابر او در اعتلاء فرهنگ تورک نقش ندا شته است و او بود که این فرهنگ را در مشرق زمین بی رقیب ساخته بود. خان ارکه در سال (۷۸) میلادی به قدرت رسید و به مدت (۲۳) سال حکومت کرد. سلاح حقیقی وی نه شمشیر و نه نیزه بلکه کلام او بود، و مافوق همه کلام کلمه خداوند بود. خا ن ارکه و دنیای تورک به سبب کامیابی های بزرگ شان، سپاسگذار او (خدا) باشند. هدیه اصلی خان به مشرق زمین ایمان به تنگری (خدا) بود. مراسم مذهبی و دعا هایش و تدریس او درین زمینه و حکمت و دا نش او ماموریت او را سهولت بخشیده بود. او یک سخنران ممتاز بود، ساعت ها می توانست نطق کند. در نطق و سخنان خویش چنان کلمات نافذ و صیقل شده را بکار می برد که مستمعین بدون ملالت و خستگی به صحبت های او به دقت گوش میدادند.

گفتار نیک و سیاست معقول و مدبرانه خان به مردمان دیگر ثابت کرد که تورکان برای صداقت و سخاوت و دوستی و مودت ارزش و اهمیت خاص قایل هستند تا طلا و تملق و حکومت کردن بر غیر تورکان. رهبر شان یک خطیب برجسته و ممتاز برای آنها بود. خان ارکه معتقد بود که هر انسان با اعمال و کردارش، دنیا را برای خویش و عزیزان و نزدیکان خویش جنت و یا جهنم بسا زد. وی می گفت که مسئولیت بدبختی و بیچارگی انسان بدبخت به عهده خودش می باشد. او نباید دیگران را درین زمینه مسئول و مقصر بشمارد. اعطای خدا به هر کس برابر استعداد و قابلیت وی می باشد، نه کم و نه زیاد.

پیام آئین جدید به اندازه کافی ساده و صریح بود، یعنی می خواهی دیگران برایت نیک و دنیا برایت مهربان باشد، نیکی کن در هر کجا که می توانی. صراحت و سادگی پیام آئین جدید سبب شد که به زودی از طرف مردم پذیرفته شود. این دین، برخلاف ادیان دیگر روی زمین بی تکلف و منطبق به عقل بود. یکی از جنبه های جالب آن این بود که اختیار سرنوشت و آ ینده انسان به خودش تعلق دارد، بناٌ نباید این فرصت را از دست دهد.

تورکان به جاودانگی روح و حیات پس از مرگ باور داشتند. هرکس و حتی گناهکاران سنگدل می دانست که روزی باید کفاره گناهان خود را بپردازد. به انسان ها درین دنیا این موقع و امید داده شده بود که توبه کرده خویشتن را پاک و تمیز نماید. ایمان به تنگری روح انسان را نیرو بخشیده و انسان را به اجراء اعمال نیک و پسندیده ترغیب و تشویق میکرد.

خان ارکه به اتباع اش توصیه می کرد که «در اعمال و رفتار خود نجات و رستگاری را طلب نمایند.» مراسم مذهبی که تورکان بنام خدا دایر میکردند، برای بیگانه ها بسیار جالب به نظر می رسید. زیرا مانند جشن از عظمت و شکوه خاصی برخوردار بود. در دنیای بیدینان، هیچ کس چنین مراسم باشکوه وعالی را قبلا ندیده و حتی به تصور شان هم نمی آمد. چنانکه ما امروز از مردمان سیارات دیگر حرف می زنیم، تورکان نیز به نظر کافران از جهانی امدند که برای شان نا آشنا بود. هر چیز تورکان پاک و تمیز و منظم و مرتب بود.

در جریان حاکمیت خان ارکه، کلیه شهر های متعلق به او، به صدای ملیح زنگ ها که مردم را به ادای دعای صبح فرا می خواندند، بیدار می شدند. تصور و تجسم آن حالات و لحظات هیجان بر انگیز فقط به کمک حدس و گمان ممکن است. زنگها چگونه بوده و بروج آنها به چه شکل بوده، درین موارد کمتر چیزی می دانیم. هیچ کس هم قادر نیست بعداز گذشت قرون متمادی درین باره معلومات دقیق ارائه نما یند. به یقین کامل میدانیم زنگها وجود داشته، موجودیت آنها را اسناد و مدارک مکشوفه از زیر خاک به اثبات میرساند. در تورکی قدیم زنگ را کولوکول مینامیدند. یعنی «رو به آسمان»ویا بطور دقیقتر «دعا برای آسمان».

مردم که برای دعا می آمدند، در فضای آزاد پیشروی معا بد جمع می شدند، و حق دا خل شدن در معا بد را ندا شتند. تنها علمای

دینی مجاز بودند داخل معا بد شوند. آن ها هم فقط لحظهء مختصر در آ نجا می بودند، دو باره بر می گشتند. حین که در دا خل

بودند اجازه ندا شتند تنفس کنند. این رسم عمومی تورکان بود که قبل از شروع دعا عطر دود میکردند. مطا بق افسا نه های قدیم تورکان، از ترس دود عطر نیرو های اهریمنی نمی توا نستند، نزدیک بیا یند. تشریفا ت عطر سوزی را » قا دیت » می گفتند. در تورکی قدیم به معنی » فرار دادن»و یا » ترسا ندن» تورکا ن حین دعا سرود تسلیم را می خوا ندند. و هم چنان دستهء سرا یندگا ن

با شور خا ص آ هنگ مذ هبی » یرماز» اجراء میکردند. دقیقاٌ همان » سرود ما » است که در ستا یش خدا ی آسما ن . به هر جانب فرهنگ تورکان نگا ه کنید، همیشه صلیب تنگری را مشا هده می نمائید. این را در شرق » واجره » می گفتند. خوشبختا نه، حفریات باستا ن شنا سی معلومات و اطلاعا ت زیا دی را در بارهء صلیب ها ی تنگری و شهر های مخروبهء تورکا ن و معا بد موجود در عصر کوشا نی ها، به اختیا ر ما قرار داده است.

خان ارکه، بزرگترین روشنفکر مشرق زمین و صاحب حکمت و دانش، راز و طرق پیدا کردن دوستان و متحدین را به خوبی

میدا نست. و بودیست ها وی را به ما نند ولی تقدیس نموده و نام اورا در حین عبا دت ذکر میکردند. متا سفا نه، تورکا ن در

برابر خا ن مشهور خود کا ملا بی اعتناء بوده و خوشبختا نه، مردما ن دیگری هستند که شیفته و علاقه مند یا دگار و

خا طرات وی می با شند.

ختم ترجمه

بخش دوم

طوریکه ملا حظه نمودید، مرا تب فوق هیچ گونه ابها می در مورد کوشا ن ها با قی نگذا شته است. بد نیست ، نکا ت زیرین

را نیز در روشنی بیشتر موضو ع کوشا ن ها کمک مینمایند ، برای معلومات بیشتر جویندگان حقیقت درین با ره علاوه نمایم.

نا م ویل دورانت، برا ی بسیاری یک نام آ شنا است. قراریکه در موردش گفته میشود، صدا قت و امانت داری وی در بیا ن

خقا یق تا ریخی در بسیا ری موارد، ما نند تعدا دی کثیری از مورخین و مستشرقین مغرض و جعل کار، زیر سوا ل نرفته است.

مو صوف در صفحهء (۴۵۰) فصل شانزدهم کتا ب دوم جلد اول » تا ریخ تمد ن » می نویسد: کو شا ن ها طا یفهء از آسیای

میا نه بوده و با تورکا ن خویشی دا شته اند.

در صفحه ء (۹۵) » تا ریخ ایرا ن و مما لک همجوار آن از زما ن ا سکندر تا انقرا ض ا شکا نیا ن » تا لیف آ لفرد فن گوتشمید

مورخ معروف، ترجمه ء کیکا ووس جها نداری، در با ره ء کوشا ن ها و طخا ر ها چنین نوشته شده است: دیگر در این که

طخا ری ها و یو- تشی ها ی بزرگ هر دو قوم وا حدی بوده اند، شک نمی توا ن کرد. ا ختلا ف اسا می را هم به سا دگی چنین

می توان توضیح داد که یکی ازین دو نام به عا مه ء مردم اطلاق می شده و نا م دیگر مخصوص طبقه ء حا کمه بوده است:

نظیر ای ا ختلاف اسم طبقا ت مختلف، نزد قبا یل تورک به وفور تما م دیده می شود. بنا برین از مجموع گفته ها چنین بر

بر می آید که آ سیا نی(۱)، آ سی یی، یا تی و یو تشی همه و همه کوشش ها ی هستند برای ذکر اسم گروهی از طخا ری ها که

حکو مت را در دست داشته اند. مورخ مذکور در پا ورقی همین صفحه برا ی ا یضا ح بیشتر موضوع تا کید می کند که:

کا فی است که درین جا دو اسم متفا وت تورک ها و عثما نی ها را یا د آور شویم. اما نمونه ء که ازین هم قا طع تر است

نا ن کوشا ن است.»

(۱) ا لفرد فن گو تشمید در صفحه (۲۴) تا ریخ خود از نبرد اسکندر با تورکا ن در ما وراءلنهر یا د کرده در پا ورقی چنین

می نو یسد: Scythen

درین جا گو یا نخستین اثر ظهور قو می تورک نژاد در صحنه ء تا ریخ بد ست آ مده با شد، زیرا از کا رتحاسیس ( Carthasis)

برادر پا دشا ه که طبق گفته ء کو رتیو س در کتا ب هفتم ، بخش هفتم بر سکا ها ی آ ن طرف سیر دریا فرما ن می راند ممکن

است مراد هما ن قا ردا شی تورکی، یعنی » برادرش » با شد که از لفظ » دا ش » می آ ید و » تا ش » صورت قدیمی تر آ ن به

شما ر می آ ید.

آ. ف . گوتشمید، در مورد کلمه ء » خو یشی » که ویل دورا نت، هو شمندانه از تو ضیح دقیق ان ا با ورزیده بود، با آ وردن مثا ل ها موضوع را کا ملا روشن سا خته است.

کلما ن هو ا ر در صفحه ء (۱۲۲) کتا ب تا ریخ خود » ا یر ا ن و تمد ن ایرا نی » ترجمه حسن ا نو شه به ارتبا ط اصلیت کو شا ن

ها مطلبی دا رد بدین شرح: یو – ئه چی ها د سته ء از تو ر کا ن آ سیا ی میا نه بودند. که از فشا ر هون ها ( هیو نگ نو)

مسا کن شا ن را ترک گفته و به سوی غر ب را نده شدند و با رسید ن به مغر ب به نو به ء خود پا د شا هی یو نا نی – با ختری

را به درون هند را ندند.

رقیه بهزادی در کتا ب خود – قو م ها ی کهن در آ سیا ی مر کزی و فلا ت ایرا ن`- در مورد قو میت کو شا ن ها به استنا د

ا بو ریحا ن بیرونی چنین می نویسد: ا بو ریحا ن بیرونی آ ن ها را با ز ما ندگا ن یک قبیلهء تورک به نا م شا هیا و اصل آن ها را تبتی می دا ند و می گوید که نخستین فرد این قوم – ‌‌بر هت تتکین بوده است. وی یا د آور می شود که جا مه ها ی به سبک تورکا ن می پو شیده اند. بهزا دی در جا ی دیگر کتا ب خود آ ورده است: شما ر جمعیت یوئه – چی ها در حدود چها ر صد هزار نفر بوده که به پنج گروه تقسیم میشد ند، و به هر یک از آن ها حا کمی حکو مت می کرد که او را به زبان چینی هسی- هو (۲) می نا مید ند. این کلمه ظا هراٌ آ وا نویسی کلمه ء یا وو گا (۳) یا، یا ووا (۴) به زبا ن یو نا نی زا ئو ی (۵) است، که لقبی تورکی بوده و بر روی قد یم ترین سکه ها ی کو شا نی دیده می شود. پو ها ند حبیبی نیز در تا ریخ خود از البیرونی چنین نقل می کند: در کا بل پا د شا ن تورک حکم می را ند ند که اصل ا یشا ن را از تبت گو یند. و نخستین شا ه این سلا له بر هتکین بود.

مسعودی مورخ و جغرا فیه دا ن عرب در جلد اول — مروج ا لذ هب — کوشا ن ها را قو می از ا قوا م تورک دا نسته و شا ه آن

را ایر خا ن گفته اند. در مورد این نا م ( ایر خا ن) تو ضیحی و جود دا رد در صفحه ء (۲۲۹) تعلیقا ت در — حد و د ا لعا لم…

ا لبیرونی در قا نون مسعودی و کا شغری در دیوا ن لغا ت ا لترک هر دو این نا م را ا ویغور خا ن می نو یسد.

د و سیه ء کوشا ن ها را در همین جا بسته و به سرا غ طا یفه ء د یگری می رویم که به تعقیب کو شا ن ها آ مده و به جای

آ ن ها د و لت بزرگی را درین سر زمین ا سا س گذ ا شتند. این طا یفه در تا ریخ بنا م ها ی مختلف چون هفتا ل و هیا طله و هون ها ی سفید یا د گردیده است. کلیه مورخین عربی آ ن ها را تو رک معرفی کرده اند. از آ وردن نظرا ت شا ن به خا طر جلو گیری از طولا نی شدن سخن صرفنظر می شود. اگر کسی بخواهد در آن صورت به ارائه ء نظرات یکا یک مو رخین عرب و غیر عرب پردا خته می شود. درینجا فقط نظر سعید نفیسی مو رخ ایرا نی را که ممکن است یک عده ، حرف ها ی او را بپذ یرند، ارائه می داریم. مو صوف در کتا ب خود — تا ریخ تمد ن سا سا نی – در با رهء هو یت یفتلی ها که تعد ادی از هم میهنا ن ما بدون ارائه ذره ء مدر ک آ ن ها را آ ریا یی می پندا رند، تو ضیحا تی دارد به شرح آ تی : عنصر دیگر هما ن ا قوا می اند که مدت ها ی مد ید تا ریخ نو یسا ن در نژا د ا یشا ن تر دید و ا ختلا ف دا شتند و اینک شکی نما نده است که از نژا د تورکا ن شرقی بوده و با تورکمنا ن و اوز بکا ن امروز و غزا ن قدیم از یک نژا د بوده اند. ایشا ن را ایرا نیا ن هفتا ل یا هپتا ل نا میده اند و همین کلمه به زبا ن ها ی اروپا یی هم رفته، منتهی در زبا ن تا زی معلوم نیست به چه جهت هیطل و جمع آ ن هیا طله شده است. نویسنده ء مزبور در کتا ب دیگرش بنا م — تا ریخ اجتما عی و سیا سی ایران د ر

دوره ء معا صر- در مورد یفتلی ها به استنا د مورخین پیا می دارد که بد ین وسیله به توجه شکا کا ن و هو یت سا زان رسا نیده

می شود. او درین کتا ب می نویسد : ایرا نیا ن بد ان هفتا ل و تا زیان هیطل و هیا طله گفته اند و در نظر تا ریخ نو یسا ن امروزقطعاٌ از نژا د تو ر ک بوده اند.

۱– آ سیا نی، به مر دما نی ا طلا ق می شود که لسا ن ا لتصا قی دا شته و متعلق به نژا د ها ی سا می و هندو-ا روپایی نمی با شند. یا به قو ل تعدا دی از دا نشمندا ن آن ها را نژا د یا فثی نا میده اند. رومن گیرشمن در کتا ب خود — ایرا ن از آ غاز

تا اسلام– می گوید: این نژاد در عهد ما قبل تا ریخ در سرا سر اسیا ی غربی، از بحر ا لروم تا تورکستا ن روس و دره ء

سند پرا گنده بودند. این موضوع در یک نوشته ء جداگا نه به طور مفصل مورد بررسی قرار خوا هد گرفت.

۲— Hsi-hu

3—- Yavuga

4—Yaua

5—zaooy

ترجمه و تتبع غلام سخی سخا / ففتا

(Ünlü Türk Hakanı Han Erke (Kanışka

4 پاسخ

  1. حرمتلی استاد! سیز دن جده هم منت دار میز که شوندی فرهنگی و تاریخی معلومات نینگ تورک لر اوچون توپ لب بیزلر نینگ اختیار میز ده قویه سیز. ساغ و آمان بولینگ

  2. […] خان ارکه مشهور […]

  3. […] تورک خان ارکه – کنیشکا امير علي شير نوايي حاجى بيكتاش ولى اولوغ بیک یک شـخصیت […]

  4. یک وطن هزاره جات برپا موشه
    وحدت و صلح و ثبات پیدا موشه
    ازبک و ایماق و آزره ، ترکمن
    پک شی یک بوده بسم قوما موشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: