فارابي افتخار تورك زبانان


فارابي

ابونصرمحمد فرزند طرخان بن اوزلغ فارابي تورکی (874 – 950)  حکيم و فيلسوف مشهور  تورک درشهر فاراب ، که همان اترار امروز باشد از بلاد تورکستان متولد شد، صاحب تصنيفات در منطق و موسيقي مي‌باشد. دانشمندان گفته‌اند که او از بزرگترين فيلسوفهاي مسلمان است و در ميان آنان کسي به پايه و رتبه‌ي او در فنون نرسيده است. شيخ الرئيس ابوعلي سينا به کتابهاي او استدلال نموده و از کلمات و گفتار او در تصانيف خود استفاده نموده و بهره‌مند شده است.
فارابي پيش از آن که خود را وقف تحصيل فلسفه کند در فاراب به کار قضاوت مي پرداخت. او در همان زادگاه خود به کسب دانش پرداخت ودر فراگرفتن زبانهاي ديگر قدرت عجيبي داشت.

ابن خلکان گويد: «فارابي در مقابل سيف‌الدوله صريحاً گفت که هفتاد زبان ميداند .» درست است که اين روايت ابن خلکان در خور ترديد است ولي آنچه که در آن ترديدي نداريم اين است که ابو نصر به زبان تورکي ،عربی و دری  به خوبي آگاه بود و اين از تأليفات او به خصوص «کتاب الموسيقي الکبير» به وضوح پديدار است.
او به قصد بغداد از ديار خود پاي بيرون نهاد. بغداد در آن ايام مرکز علم و معرفت بود. مشخص نيست که چه وقت اين سفر را آغاز کرد ولي گويا سن او از چهل گذشته بود زيرا وقتي به پايتخت خلافت رسيد نزد ابوبشر متّي «متوفي به سال 328 هجري939 ميلادي » به تحصيل پرداخت و مشهور آن است که ابوبشر با آن که مردي سالخورده بود فقط ده سال از شاگرد خود بزرگتر بود . فارابي در بغداد صرفاً به تحصيل منطق پرداخت و بعد از آن، همه‌ي وقت خود را وقف فلسفه کرد و سي سال از عمر خود را در تأليف و شرح و تعليم آن پرداخت. از ميان شاگردان او ، فيلسوف مشهور نصراني ، يحيي بن عدي سرآمد همگان شد.
او در سال 330هجري/941 ميلادي به دمشق رفت و به سيف الدوله حمداني حاکم حلب پيوست و در زمره‌ي دربار او در آمد و در حمله‌ي سيف الدوله به حلب همراه او بود و در همين سفر، وفات او به سال 338 هجري /950 ميلادي در سن هشتاد سالگي در دمشق اتفاق افتاد.
مورخان اسلام متفق‌اند که فارابي زهدپيشه و عزلت‌گزين و اهل تأمل بود .ابن خلکان مي گويد: «زندگي او زندگي فلاسفه‌ي پيشين را به ياد مي‌آورد.» مي‌گويند نگهبان يکي از باغهاي دمشق بود و شبها بيدار مي‌ماند و در زير نور پاسبانان به مطالعه و تأليف مي پرداخت.
إعراض او از امور دنيوي به حدي رسيد که با آن که سيف الدوله (که شيفته‌ي علم او شده و به مقام ارجمندش پي برده بود) برايش از بيت المال حقوق بسيار تعيين کرده بود، به چهار درهم درروز که با آن سد جوع مي‌کرد قناعت مي ورزيد.

فارابي در انواع علوم بي‌همتا بود، چنان که در هر علومي در زمان خود استادي شد و کتابي نوشت. از کتابهاي او که به ما رسيده و نيز از کتابهاي اوکه از ميان رفته و نامي از آنها در کتب تاريخ و فلسفه باقي مانده، معلوم مي شود که در زبان، رياضيات،کيمياء، هيأت، علوم نظامي، موسيقي، طبيعيات، الهيات، علوم مدني، فقه و منطق دستي قوي داشته .
ابن سبعين درباره‌ي او گفته :«اين مرد با فهم‌ترين فلاسفه اسلام و آگاه‌ترين ايشان در علوم قديمه است و تنها فيلسوف، اوست».
درست است که الکندي نخستين فيلسوف عرب است که راه را گشود، ولي او نتوانست مکتبي فلسفي تأسيس کند و ميان مسائلي که مورد بحث قرار داد وحدتي ايجاد کند امّا فارابي توانست مکتبي کامل تأسيس کند. او در عالم اسلام همان نقشي را داشت که فلوطين در فلسفه‌ي غرب، ابن سينا او را استاد خود شمرد و ابن رشد و ديگر حکماي اسلام و عرب شاگرد او بودند و به حق او را بعد از ارسطو که ملقب به معلم اول بود «معلم ثاني» لقب دادند.
فارابي را در موضوعات مختلف تأليفات بسياري است ولي آن چنان که آثار ابن سينا رواج يافت آثار فارابي رواجي نداشت. شايد علت اين امر به قول ابن خلکان آن بوده که بيشتر آثار خود را به طور پراکنده روي تکه هايي از کاغذ يا در دفترهاي پراکنده مي نوشت، رساله و کتابي مفصل و کامل از او باقي نماند. متأسفانه بيشتر آثار او از ميان رفته و جز، تقريباً سي رساله به زبان عربي از او باقي نمانده است.
آثار فارابي بيشتر در شرح و توضيح فلسفه‌ي ارسطو و افلاطون و جالينوس است. معلم ثاني کتب اين بزرگان را در منطق و طبيعيات و نواميس و اخلاق و ما بعد الطبيعه مورد مطالعه و بحث قرار داده است.

آثار فارابي:
1. مقاله في اغراض مابعدالطبيعه
2. رساله في اثبات المفارقات
3. شرح رساله زينون ا لکبيرا ليوناني
4. رساله في مسائل متفرقه
5. التعليقات
6.کتاب الجمع بين رأيي الحکمين: افلاطون وارسطو
7. رساله فيما يجب معرفته قبل تعلم ا لفلسفه
8.کتاب تحصيل ا لسعادة
9.کتاب آراء اهل المد ينةالفاضله
10.کتاب السياسات المدينه
11.کتاب الموسيقي الکبير
12.احصاءا لعلوم
13.رساله في ا لعقل
14.تحقيق غرضارسطاطاليس في کتاب مابعدالطبيعه
15.رسالة فيما ينبغي ان يتقدم تعلم الفلسفه
16.عيون المسائل
17.رساله في جواب مسائل سئل عنها
18.ما يصح و مالايصح من احکام النجوم

فلسفه‌ي فارابي:
فلسفه‌ي فارابي برگرفته از حکمت ارسطوئي و نو افلاطوني است که رنگ اسلامی به خود گرفته است .او در منطق و طبيعيات ارسطوئي است و در اخلاق و سياست افلاطوني ودر مابعدالطبيعه فلوطيني و قبل از هر چيز حکيمي است مؤمن به وحدت فلسفه و مدافع آن در هر حال

3 پاسخ

  1. به این سایت بروید و مستندات را در مورد کجایی بودن و کیستی و هویت فارابی دریابید!

    تاریخ نگار عرب ابن ابی عصیبه (وفات ۶۶۸ ه.ق) در کتاب اویون خود اشاره کرده‌است که فارابی که پدر قرآن است از نسب پارسی بود.[۶][۲] ابن ندیم در الفهرست خود، و نیز الشهروزی که در حوالی سال‌های ۱۲۸۸ میلادی میزیست و اولین زندگی نامه را نوشته‌است، نسب وی را ایرانی می‌نویسند.[۷][۸] علاوه بر اینها فارابی در حاشیه بسیاری از کارهایش به زبان پارسی و سغدی منابعی را معرفی کرده(حتی به زبان یونانی، اما به ترکی نه)[۲]),[۹] حتی زبان سغدی به عنوان زبان مادری وی [۱۰] و زبان ساکنان فاراب دانسته شده‌است.[۱۱] محمد جواد مشکور ایرانی زبان بودن اصالت آسیای میانه را استدلال کرده‌است.[۱۲] اما فاراب در درجه نخست جزو سرزمین مسلمانان بود و در درجه نخست فارابی به دنیای اسلام و تمام بشریت تعلق دارد و عرب یا پارسی یا ترک بودن وی اهمیتی ندارد.[۱۲] اصالت پارسی فارابی توسط دیگر منابع نیز بحث شده‌است.[۱۳] همچنین پروفسور دانشگاه آکسفورد آقای بوسورث می‌نویسد که چهره‌های بزرگ مانند فارابی، بیرونی و ابن سینا توسط دانش پژوهان علاقمند ترک به نژاد ترکی چسبانده شدند.[۱۴] در دانشنامه ایرانیکا دکتر گوآتاس اظهارات ابن خلکان را نکوهش کرده و مدارک پیش از وی در این زمینه از ابن عصیبه در مورد پارسی بودن فارابی باعث شده تا ابن خلکان به تلاش برای مدرکسازی جهت ترک نشان دادن وی باشد.[۲] در این چهارچوب وی اشاره می‌کند که ابن خلکان ابتدای اسم فارابی نسبت الترک را افزود در حالی که فارابی هرگز چنین نسبتی را نداشته است.[۲]
    قدیمی‌ترین کسی که نسب فارابی را ترک دانسته ابن خلکان بوده‌است.وی در اثر خود وفایات فارابی را متولد فاراب و روستای کوچکی به وسیج که اکنون به نام اترار در قراقستان شناخته می‌شود از والدینی ترک به دنیا آمده‌است می‌داند.برخی منابع دیگر نیز به این جریان معتقدند

  2. گوش کن رحیلِ عاریایی،

    اسم جد ابونصر فارابی <<>> است فکر میکنم که همین کلمه کافیست برای همه اراجیفی که در حق او نوشته ایی و او را ایرانی خوانده ایی.

  3. گوش کن رحیلِ عاریایی،
    اسم جد ابونصر فارابی اوزلغ/اوزلوغ است. فکر میکنم که همین کلمه ای تورکی کافیست برای همه اراجیفی که در حق او نوشته ایی و او را ایرانی خوانده ایی. او یک مسلمان و دانشمند تورک بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: