اتحاد تورکان یک ضرورت مبرم تاریخی


آسياي ميانه، خاورميانه، قفقاز و آسياي صغير كمابيش به مدت هزار سال صحنه درگيريهاي گروههاي مختلف توركي بر سر اقتدار و حاكميت سياسي بوده است. اين درگيريها در برهه هائي از زمان رنگ مذهبي نيز داشته اند. پس از دوره قاراقويونلو-صفوي و آغ قويونلو-عثماني، درگيريهاي مذكور بين تركان شيعه و توركان سني بوده است.

درگيري و رقابت ميان قاراقويونلوها-صفويها-افشارها-قاجارها از يك سو و آغ قويونلوها-عثماني ها از سوي ديگر، درگيري و رقابت بين گروههاي تورك هترودوكس (شيعي) آسياي صغير-خاورميانه-قفقاز كه اغلب بافت عشيره اي داشته اند (گروه اول) با گروههاي تورك ارتودوكس (سني) آسياي صغير كه عمدتا بافت شهري داشته اند (گروه دوم) بوده است و ربطي به دیگران ندارد. رقابتها و درگيريهاي بين دولتين صفوي و عثماني نيز رقابتها و درگيريهاي داخلي بين تركان منطقه است. در همين راستا جنگ چالدران جنگ بين تركان شيعه (علوي) با تركان سني است. بنابراين در جنگ چالدران كه حادثه اي اسفناك در تاريخ تورك و آزربايجان و توركيه است، دیگران از خود حماسه اي نشان نداده اند. زيرا قشون شاه اسماعيل از قزلباشان تشكيل مي شد كه بيش از ٩٠ درصدشان اصلا از توركان قزلباش خاك عثماني بودند كه بر عليه اين دولت عصيان كرده و با حركت به سوي شرق، دولت صفوي را بنيان گذارده بودند. ده در صد بقيه نيز از توركان قزلباش قفقاز و خاورميانه (ايران، آزربايجان) بوده اند.

قلمرو دولتهای توركي آزربايجاني صفوي و افشاری و يا قزلباشيه، بخش اعظم خاورميانه و قفقاز امروزي را شامل مي شده است و از جمله كشورهاي امروزي ايران، آزربايجان، ارمنستان، گرجستان و بخشهائي از تركيه، عراق، افغانستان و تمام توركمنستان را در بر مي گرفته است. بنابراين كساني نقشه قلمرو صفويان (و ديگر دولتهاي توركي مانند ايلخانيان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، قاراقويونلوها، آغ قويونلو،ها،افشاریان، جلايريان، غزنويان، تيموريان، ….) را با نقشه كشور ايران يكي مي گيرند سخت در اشتباهند. همچو نقشه هائي نقشه هاي قلمرو دولت تورك آزربايجاني است.

زبان دولتي دولت صفوي و افشاری بي شك توركي بوده است كه در دربار، روابط خارجي و ارتش بكار مي رفته است. اما در همه منابع تاريخي نشان داده مي شود كه قزلباشان ترك خود كوچكترين دلبستگي به زبان غیر تورکی نداشته اند. شاهنامه سرائي در قلمرو امپراتوري صفوي دليلي بر حمايت اين دولت توركي از فرهنگ فارسي نيست. شاه اسماعيل خود علاوه بر فارسي، به توركي جغتائي نيز شعرهائي سروده است و دولت صفوي در مكاتبات داخلي و خارجي خود توركي جغتائي را نيز بكار برده است. اين فقط نشان مي دهد كه آنها مشكلي با زبانها و فرهنگ ملل معاصر خود نداشته اند و حتي از انعطاف كاربرد آنها در راستاي منافع و اهداف سياسي برخوردار بوده اند. اما زبان و هويت دولت صفوي و افشاری، توركي است.

كساني كه ادعاي بزرگداشت شاه اسماعيل را دارند و عده ای از فرزندان قزلباشان که دانسته یا ندانسته فریب خورده اند باید حتماً دوباره زبان ترکی را بیاموزند و پيگير اجراي مهمترين اقدام شاه اسماعيل يعني انکشاف زبان توركي باشند. در غير اين صورت ادعاي بزرگداشت وي چيزي بيش از عوامفريبي و دوروئي نخواهد بود.

عثمان بیگ

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: