شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سی ام


ادبیات و لهجه های معاصر زبان تورکی

یوسف بالا ساگون که قریب هزار سال قبل از این در خاکهای امروزی قرقیزستان می زیست میگفت: «در خواب غفلت فرو رفتن انسانی عالم، به از عبادت انسانی جاهل است».

محمود کاشغری نیز به نیرو و قدرت علم طبیعی اشاره کرده و گفته است که «علوم طبیعی پایه و مسند قدرت و توانائی انسان است».

ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ترک که در کاخ سلطان محمد غزنوی زیسته و به سال ۱۰۵۱ بدرود حیات گفت نیز در آثارش از آیات قرآن در کنار مشهودات علم مثبت فیلسوفان یونان بحث کرده است.

بیرونی میگفت: برای پیشرفت علم، اندیشه آزاد لازم است. او می گفت «علم با اندیشه آزاد شروع میشود. عالم مشاهده گر باید صاحب اندیشه آزاد باشد. بشنود و ببیند و این عمل را باید در چهارچوب علم مثبت انجام بدهد.»

به عقیده بیرونی، انسانها، اندیشه و اعتقادات گوناگونی دارند که علم و تمدن از آن زائیده میشود.

امروزه دستیابی به نور علم و دانش، به صورت رقابتی بین کشورها درآمده است. این رقابت در سطح جهان یک تحرک دانشجوئی بوجود آورده و بخصوص از دهه ۱۹۸۰ بدین طرف فعالیتهای آموزشی، بصورت یک بخش اقتصادی پر درآمد برای کشورها درآمده است. بر چیده شدن دیوارهای ایدئولوژیکی و توسعه امکانات ترابری و اطلاعاتی باعث شده است، انسانها به کشورهائی روی بیاورند که شرایط تحصیلی بهتر و ممتازتری دارند.

علم و تکنولوژی بعنوان مهم ترین عامل پیشرفت کشورها و رفع فاصله بین تمدن ملت ها دانسته شده و بهمین خاطر طلب انسانها به مراکز آموزش عالی برای کامل سازی علم و دانش خود هر روز افزایش می یابد. این امر نیز موجب می گردد که آموزش بصورت یک بخش پردرآمد اقتصادی برای کشورها درآید. دیگر همه کشورهای جهان می دانند که برای پیشرفت و ترقی، تجهیزشان به علم و دانش شرط و ضروری میباشد.

ترکیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، امکان انجام همکاری های وسیع در عرصه های مختلف منجمله عرصه آموزشی با همنژادان ترک خود در جغرافیای اروپا – آسیا را بدست آورد. امروزه آموزش عنصر و عامل تحرک بسیار مهمی در روابط ترکیه با جمهوری های ترک آسیای مرکزی و قفقاز بشمار میرود. در جغرافیای اروپا – آسیا که از سیستم اداره کرد توتالیتر شوروی پیشین به نظام سیاسی لیبرال و دموکراتیک انتقال یافته است، در روند انتقالی نیاز فراوانی به پرورش پرسنل کاردان و عالم و دانا پدید آمد. در این روند که به رغم گذشت ۲۰ سال هنوز هم ادامه دارد، ترکیه بعنوان مرجعی برای پرورش جوانان ممالک اروپا – آسیا بر گزیده شد. در این چهارچوب با پروژه ای تحت عنوان «طرح بزرگ دانشجوئی» جوانان بسیاری از جمهوری های ترک آسیای میانه و قفقاز جهت تحصیل به ترکیه آمدند.

در این میان برای برآورد نیازهای آموزشی هم در خود این جمهوری ها و هم در ترکیه، موسسات آموزش خصوصی و دولتی بسیاری تاسیس یافت. یکی از این نهادهای آموزشی، بخش ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی در دانشگاه غازی انکاراست که در برنامه امروز به آن خواهیم پرداخت.

کرسی ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی دانشگاه غازی انکارا از سال ۱۹۹۳ بدین طرف به حیات آموزشی خود در دانشکده علوم پایه این دانشگاه ادامه میدهد.

این کرسی همانطور که از نامش پیداست، در زمینه تاریخ، ادبیات و کلیه لهجه های زبان ترکی که امروزه در جهان در منطقه ای به وسعت ۱۰ میلیون متر مربع از جغرافیای بالکان گرفته تا اقیانوس کبیر، دریای منجمد شمالی و کوههای تبت بدانها تکلم میشود آموزش می دهد.

حدود ۷۵ درصد از سرزمین های جهان ترک در داخل مرزهای جامعه دول مشترک المنافع، ۱۵ درصد در جمهوری خلق چین، ۸ درصد در جمهوری ترکیه و جمهوری ترک قبرس شمالی و مابقی نیز در کشورهائی چون یونان، بلغارستان، عراق، ایران، سوریه و افغانستان قرار دارد. در بنیه جامعه دول مشترک المنافع در کنار آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان، ترکهای چوواش، کاباردا بالکاریا، تووا، ساها، آلتای، حاکاس و کاراچای نیز در بنیه بر خی دول دیگر بصورت مناطق و جمهوری های خود مختار به زندگی می پردازند.

بخش اعظم ترکهای جمهوری خلق چین در منطقه خود مختار اویغور سینجان و بخشی دیگر نیز در مناطق خود گردان دیگری چون کازاک و اکسایی به سر میبرند. آنان یا اقلیت بشمار میروند و یا اینکه با آنها بسان شهروندان درجه دوم رفتار میشود.

جمهوری ترکیه که امروزه الگو و مدلی برای جوامع و جمهوری های ترک در جهان است، در گذشته فاقد یک نهاد علمی که بتواند مطالعات وسیعی در خصوص تاریخ، نژاد و شعور فرهنگی مشترک این جهان بپردازد نبود. کمبود در این خصوص در واقع کمبودی در حیات علمی جهان ترک بشمار میرفت. در ترکیه مسئله عدم وجود اطلاعات کافی در مورد هویت، زبان، ادبیات، جغرافیا، تاریخ، وضعیت اقتصادی و بطور خلاصه وضع اجتماعی – فرهنگی دیگر ترکهای جهان وجود داشت. بعد از سقوط رژیم کمونیستی شوروی و تشکیل جامعه دول مشترک المنافع، رفت و آمدها افزایش یافت. چون اطلاعات کافی در خصوص تیره های ترک وجود نداشت، وقتی یک قرقیز و یا قزاق به ترکیه می آمد، در نظر اول چینی بنظر می رسید و یا وقتی با یک ترکمن بر خورد میگردید، شباهت زبانش به ترکی ترکیه تعجب ایجاد میکرد. دولت وقت ترکیه در سال برای ۱۹۹۲رفع این مشکل به دانشگاه غازی انکارا مراجعه کرد و خواستار تشکیل کرسی ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی شد. این تقاضا از سوی موسسه آموزش عالی ترکیه قبول شده و در همان سال ابتدا دانشکده زبان، تاریخ و جغرافیای دانشگاه آنکارا به تاسیس این کرسی پرداخت. یکسال بعد در سال ۱۹۹۳ ، در دانشکده علوم پایه دانشگاه غازی انکارا نیز همین کرسی دایر شد. اولین دانشجویان این دپارتمان در سال ۱۹۹۷ فارغ التحصیل شدند. در پی ان نیز مقطع فوق لیسانس آغاز گردید.

امروزه بخش ادبیات و لهجه های معاصر دانشکده زبان، تاریخ و جغرافیای دانشگاه انکار و دانشکده علوم پایه دانشگاه غازی انکارا از کشورهایی چون چین، ژاپن، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، مغولستان، و جوامع ترکی جون اویغور دانشجو داشته و این دانش پژوهان در مقاطع تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا آموزش می بینند. آموزش در هر دو کرسی، به ۸ لهجه مختلف زبان ترکی انجام می گیرد. بجز درس های انشاء و گرامر، مابقی دروس از سوی استادانی که در ترکیه آموزش دیده اند تدریس می گردد.

خواه دانشگاه انکارا و خواه دانشگاه غازی در پرورش زبان شناسان استاد و ماهر ترک نقش مهمی ایفا میکنند. این کارشناسان عموما در دانشگاه بین المللی خواجه احمد یسوی در قزاقستان، دانشگاه بین المللی ماناس در قرقیزستان، اداره کل همکاری و توسعه ترک و وزارتخانه های فرهنگ جوامع و دول ترک زبان به کار اشتغال می ورزند.

قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم |

 قسمت هفتم | قسمت هشتم | قسمت نهم | قسمت دهم | قسمت یاز دهم |

 قسمت دواز دهم | قسمت سیز دهم | قسمت چهار دهم | قسمت پانزدهم |

 قسمت شانزدهم | قسمت هفده هم | قسمت هجده هم | قسمت نزده هم |

 قسمت بیستم | قسمت بیست و یکم | قسمت بيست و دوم | قسمت بيست و سوم |

 قسمت بيست و چهارم | قسمت بيست و پنجم | قسمت بيست و ششم |

 قسمت بيست و هفتم | قسمت بيست و هشتم  | قسمت بيست و نهم


2 پاسخ

  1. زنان امازون در کهن تاریخ سرزمین اذربایجان
    زنان آمازون‌ در آذربایجان‌

    آمازونها قبیله‌ ای‌ از زنان‌ جنگجو بودند كه‌ هیچ‌ مردی‌ را ـ به‌ غیر از زمانهای‌ ویژه‌ ـ به‌ قبیله‌ راه‌ نداده‌ و برای‌ خود ملكه‌ ای‌ جنگجو داشتند كه‌ قدرت‌ سیاسی‌ نظامی‌ قبیله‌ را در اختیار داشت‌ . آنها روزگار طولانی‌ در آذربایجان‌ سكونت‌ داشته‌ و برای‌ خود حكومتی‌ به‌ پایتختی‌ شهر بردع‌ داشتند .
    آمازون‌ لفظی‌ یونانی‌ و متشكل‌ از دو بخش‌ «آ» و «مازون‌» است‌ . «مازون‌» یعنی‌ «پستان‌» و «آ» حرف‌ نفی‌ در زبان‌ یونانی‌ است‌ و معنی‌ آن‌ «بی‌ پستانها» می‌ شود چه‌ زنان‌ آمازون‌ برای‌ اینكه‌ بتوانند بهتر شمشیر زنی‌ و تیراندازی‌ نمایند یكی‌ از پستانهایشان‌ را می‌بریدند و یكی‌ دیگر را برای‌ شیر دادن‌ نگه‌ می‌ داشتند . اكثر نویسندگان‌ معتقدند كه‌ آنها پستان‌ سمت‌ راست‌ را می‌ بریدند ولی‌ فردوسی‌ در شاهنامه‌ معتقد است‌ كه‌ آنها پستان‌ سمت‌ چپ‌ را می‌ بریدند . او در این‌ مورد می‌ نویسد :
    سوی‌ چپ‌ بكردار جوینده‌ مرد كه‌ جوشن‌ بپوشد بروز نبرد
    سوی‌ راست‌ پستان‌ بسان‌ زنان‌ بسان‌ یكی‌ نار بر پرنیان‌
    زنان‌ آمازون‌ دارای‌ جامعه‌ بی‌ طبقه‌ بوده‌ و همه‌ با هم‌ برابر بودند و كسی‌ را بر كسی‌ برتری‌ كلی‌ نبود . آنها همگی‌ با هم‌ برای‌ پیشبرد اهداف‌ قبیله‌ كار و كوشش‌ می‌ كردند و همگی‌ در سود و زیان‌ امورات‌ قبیله‌ شریك‌ بودند .
    «حمدالله‌ مستوفی‌» در كتاب‌ «نزهة‌ القلوب‌» در مورد زنان‌ آمازون‌ می‌ نویسد :
    «هر كاری‌ كه‌ جهت‌ نظام‌ امور دنیوی‌ ، مرد آنرا باید كرد از فلاحت‌ و صناعت‌ و. غیره‌ آن‌ ، آنجا همه‌ زنان‌ كنند و هر چیزشان‌ كه‌ حاصل‌ شود همه‌ را با هم‌ شركت‌ بود و بزرگی‌ و كوچكی‌ و نزاع‌ جهت‌ سود و زیان‌ در میان‌ ایشان‌ نیست‌ و زیادت‌ جویی‌ و تنعم‌ طلبی‌ و زینت‌ خواهی‌ و ذله‌ بندی‌ به‌ معتقد ایشان‌ حرام‌ است‌ الحق‌ خوش‌ مذهبی‌ و روشی‌ دارند و جنین‌ زنان‌ را بر بسیار مردم‌ ترجیح‌ و تفضیل‌ است‌»
    زنان‌ آمازون‌ دارای‌ ملكه‌ های‌ مشهور از جمله‌ ملكه‌ هیپولیته‌ ، ملكه‌ میرنیا ، ملكه‌ پانتزیله‌ ، ملكه‌ اسپاترا ، ملكه‌ تومروس‌ و ملكه‌ تالس‌ تریس‌ بودند . ملكه‌ اسپاترا همسر آمركس‌ حكمران‌ تركان‌ سكائی‌ آذربایجان‌ بود كه‌ در كشمكش‌ دائمی‌ با كورش‌ بسر می‌بردند! چون‌ كوروش‌ همواره‌ سعی‌ می‌ كرد تا بزور شمشیر و نیزه‌ به‌ متصرفات‌ خود بیافزاید .
    در جنگی‌ كه‌ آمرگس‌ با كورش‌ كرد علیرغم‌ دلاوریهایش‌ شكست‌ خورد و اسیر گردید . كوروش‌ به‌ ملكه‌ اسپاترا پیغام‌ داد كه‌ با اسیر شدن‌ شوهرش‌ بهتر است‌ كه‌ بدون‌ مقاومت‌ تسلیم‌ شود ولی‌ ملكه‌ اسپاترا به‌ همراه‌ دویست‌ هزار از زنان‌ آمازون‌ و سیصد هزار از تركان‌ سكائی‌ به‌ مقابله‌ كوروش‌ شتافت‌ و در طی‌ جنگی‌ سهمگین‌ كوروش‌ پادشاه‌ ایران‌ را شكست‌ سختی‌ داده‌ و او را اسیر نمود . چون‌ پادشاه‌ هر كدام‌ از طرفین‌ مخاصه‌ در دست‌ دیگری‌ اسیر بود لذا قرار بر مبادله‌ اسرا گردید و كوروش‌ با آمرگس‌ سكائی‌ مبادله‌ شد .
    دنباله‌ این‌ مناقشات‌ به‌ زمان‌ حكمداری‌ ملكه‌ تومروس‌ كشیده‌ و عاقبت‌ جنگ‌ بزرگی‌ دوباره‌ میان‌ كوروش‌ و ملكه‌ آمازونها كه‌ رهبری‌ سكائیان‌ را نیز در دست‌ داشت‌ در گرفت‌ .
    در جنگ‌ اول‌ ، كوروش‌ به‌ حیله‌ پسر ملكه‌ تومروس‌ را كه‌ فرمانده‌ تركان‌ سكائی‌ بود گرفتار كرد و كشت‌ و این‌ مسئله‌ موجب‌ خشم‌ ملكه‌ تومروس‌ گردید .
    ملكه‌ تومروس‌ كه‌ ـ بروایتی‌ دختر افراسیاب‌ و بروایتی‌ از نوادگان‌ او بود – در رأس‌ یك‌ ارتش‌ بزرگ‌ سكائی‌ – آمازونی‌ به‌ مقابله‌ كوروش‌ شتافت‌ و طی‌ جنگی‌ مخوف‌ سپاهیان‌ كوروش‌ را تار و مار و خود او را اسیر كرد . به‌ دستور ملكه‌ سر كوروش‌ را در طشتی‌ بریده‌ و آنرا در میان‌ طشت‌ خون‌ انداختند و ملكه‌ تومروس‌ خطاب‌ به‌ سر بریدة‌ كوروش‌ !گفت‌ :
    «در زندگی‌ از خون‌ خوردن‌ سیر نشدی‌ اكنون‌ ] از خون‌ خود [ بنوش‌ تا سیر شوی‌»
    اكثر شعرا و نویسندگان‌ آذربایجان‌ از این‌ ملكه‌ آمازونی‌ آذربایجان‌ در اثرهای‌ خود بانام‌
    احترام‌ آمیز «آنام‌ تومروس‌» (مادرم‌ تومروس‌) با عزت‌ و حرمت‌ فوق‌ العاده‌ یاد می‌ كنند و او را از ملكه‌ های‌ نمونه‌ آذربایجان‌ می‌ شمرند .
    از دیگر ملكه‌ های‌ جنجالی‌ آمازونها ملكه‌ تالس‌تریس‌ یا ملكه‌ نوشابه‌ بود كه‌ ملاقات‌ او را با اسكندركبیر را مورخین‌ ثبت‌ كرده‌اند زنان‌ آمازون‌ گویا در اطراف‌ رودخانه‌ های‌ كر و ارس‌ زندگی‌ می‌ كردند چه‌ مرحوم‌ تربیت‌ در شرح‌ حال‌ قطران‌ به‌ مناسبتی‌ به‌ همین‌ مسئله‌ اشاره‌ كرده‌ و بصراحت‌ می‌ نویسد:
    «كرزن‌ و كركر عبارت‌ از دو ملتی‌ است‌ كه‌ یكی‌ از آنها جوزن‌ ، كرزوان‌ یا كرمیان‌ میباشد كه‌ فعلا” موجود هستند و دیگری‌ ملتی‌ بودند كه‌ سرا شیب‌ سلسله‌ جبال‌ قفقاز از رود كر تا ارس‌ ] در جمهوری‌ آذربایجان‌ [ جایگیر شده‌ و با آمازونها هم‌ حدود و معاشر بودند »
    فردوسی‌ پایتخت‌ زنان‌ آمازون‌ را بنام‌ «هروم‌»
    می‌ خواند كه‌ اسم‌ قدیمی‌ «بردع‌» از شهرهای‌ آذربایجان‌ بود او در سفر اسكندر به‌ شهر زنان‌ و نوشتن‌ نامه‌ به‌ ملكه‌ آنجا می‌ نویسد :
    هی‌ رفت‌ با نامداران‌ روم‌ بدان‌ شارسانی‌ كه‌ خوانی‌ هروم‌
    بفرمود تا فیلسوفی‌ ز روم‌ برد نامه‌ نزدیك‌ شهر هروم‌
    نظامی‌ گنجوی‌ شاعر بزرگ‌ آذربایجان‌ در مورد نام‌ قدیمی‌ و نام‌ جدید شهر زنان‌ در اسكندرنامه‌ خود چنین‌ توضیح‌ می‌ دهد :
    هرومش‌ لقب‌ بود ز آغاز كار كنون‌ بردعه‌ اش‌ خواند آموزگار
    َمقدسی‌ تاریخ‌ و جغرافیا نویس‌ بزرگ‌ مسلمان‌ از شهر بردعه‌ بنعوان‌ «بغداد آذربایجان‌» در دورة‌ خود یاد می‌ كند . ملاقات‌ ملكه‌ تالس‌ تریس‌ یا نوشابه‌ با اسكندر كبیر از مباحثه‌ انگیزترین‌ بخشهای‌ اسكندر نامه‌ هاست‌ و بالاتفاق‌ تمام‌ سرایندگان‌ و نویسندگان‌ بر پاكدامنی‌ و عفت‌ و عدالتخواهی‌ و آگاهی‌ به‌ رموز سیاست‌ جهانی‌ این‌ زنان‌ اشارات‌ مختلف‌ دارند .
    اسكندركبیر كه‌ خود بعنوان‌ سفیر به‌ همراه‌ نامه‌ و پیغامی‌ از طرف‌ خود با لباس‌ مبدل‌ برای‌ وادار كردن‌ ملكه‌ تالس‌ تریس‌ به‌ پیش‌ او رفته‌ بود از طرف‌ ملكه‌ آمازونهای‌ آذربایجان‌ مورد شناسایی‌ قرار گرفته‌ و وقتی‌ مورد انكار واقع‌ می‌شود ملكه‌ آمازونها با نشان‌ دادن‌ تصویر حكمرانان‌ جهان‌ از جمله‌ تصویر خود اسكندر به‌ او می‌ گوید كه‌ تو اسكندری‌ نه‌ سفیر اسكندر و اضافه‌ می‌ كند:
    مرا خواندی‌ و خود بدام‌ آمدی‌ نظر پخته‌تر كن‌ كه‌ خام‌ آمدی‌
    در خاتمه‌ اینجانب‌ نظریات‌ خود را در مورد محل‌ جغرافیایی‌ زندگی‌ زنان‌ آمازون‌ با توجه‌ به‌ منابعی‌ كه‌ در اختیار دارم‌ بدین‌ طریق‌ می‌توانم‌ فورموله‌ كنم‌ : مسكن‌ اولیه‌ زنان‌ آمازون‌ بر طبق‌ شواهد تاریخی‌ مورخین‌ یونان‌ باید كرانه‌ های‌ دریای‌ اژه‌ بویژه‌ شهر ازمیر تركیه‌ باشد كه‌ بتدریج‌ به‌ طرف‌ دریای‌ سیاه‌ در شمال‌ تركیه‌ « برابر آخر حد روم‌ از ناحیت‌ شمال‌» كشیده‌ شده‌ و در اطراف‌ جلگه‌ های‌ دانوب‌ و مخصوصا” دامنه‌ های‌ قفقاز ساكن‌ شدند . زنان‌ آمازون‌ در سالهای‌ بعد از شمال‌ دامنه‌ های‌ قفقاز به‌ طرف‌ جنوب‌ سرازیر شده‌ «در سراشیب‌ سلسله‌ جبال‌ قفقاز از رود كر تا ارس‌ » جایگیر شده‌ و در آنجا حكومت‌ مستقلی‌ به‌ پایتختی‌ شهر «بردعه‌» در آذربایجان‌ تشكیل‌ می‌ دهند
    زنان‌ آمازون‌ در ادامه‌ مهاجرت‌ تاریخی‌ خود وارد تركستان‌ چین‌ به‌ مسافت‌ پانزده‌ روز از شهر سمرقند شده‌ و در آنجا شعبه‌ای‌ از طریق‌ بزرگراه‌ قره‌ قورم‌ وارد پاكستان‌ و هندوستان‌ و مالزی‌ و فیلیپین‌ شده‌ و شعبه‌ای‌ به‌ طرف‌ چین‌ و كره‌ و ژاپن‌ و سیبری‌ ادامه‌ مسیر می‌ دهند آمازونها بعد از سكونت‌ متوالی‌ در مناطق‌ ترك‌ نشین‌ سیبری‌ از طریق‌ تنگه‌ برینگ‌ از آسیا خارج‌ شده‌ و به‌ آلاسكا در آمریكا وارد و در نهایت‌ در محل‌ فعلی‌ خود در اطراف‌ رودخانه‌ آمازون‌ در میان‌ جنگل‌های‌ صعب‌العبور آمازون‌ سكونت‌ اختیار می‌ كنند .
    بدین‌ ترتیب‌ قومی‌ از زنان‌ قهرمان‌ كه‌ روزی‌ آسیا و افریقا و اروپا را با جنگهای‌ خود به‌ لرزه‌ در آورده‌ و جنگهای‌ مشهوری‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بودند وارد آمریكا گردیده‌ و در میان‌ جنگلهای‌ مخوف‌ برزیل‌ ساكن‌ می‌ شوند .
    امید است‌ تحقیقات‌ محققین‌ دیگر پرده‌ از رازهای‌ دیگری‌ از اسرار زندگی‌ این‌ زنان‌ قهرمان‌ آذربایجان‌ بردارد .

  2. قزها یا کاسها بزرگترین و کهنترین شاخه اقوام کهن تورک

    بررسی مهمترین و کهنترین شاخه اقوام تورک یعنی * قز = قاز = کاس *

    این طایفه کهن و بزرگ تورک که در طول تاریخ با نامهای مختلف بر حسب لهجه های مختلف تورکی پدیدار شده و به زبان انگلیسی *کاس* و در زبان تورکی در بیشترین کاربرد *قز* نامیده میشود.

    کلمه *ار* در زبان تورکی به معنی مرد یا شوهر میباشد اما در زمان التصاق به یک اسم معنی مردم میدهد.

    قز+ار= قزار=قزر=قازار=خزر=قجر =ازر(در بعضی از لهجه های تورکی خ را تلفظ نمیکنند) =اذر(نام طایفه بزرگ مستقر در شمال غرب فلات ایران و قفقاز) میبینید که واژه ترکیبی *قز+ار* که به معنی مردم قز میباشد با شکلهای مختلف در مناطق مختلف زندگی این قوم کهن پدیدار شده. در ضمن به دلایل زیادی اقوام *قوم سومر= سوم+ار* بخش جدا شده ای از *قز * ها میباشد که در بیش از 7000 سال پیش در بین النهرین مستقر شده اند.

    ترکیبات مختلف دیگر *قز* با شکلهای *قزنوی* یا *قزوین=کاسپین* یا *قاف+قز=قفقاز* و اشکال دیگر ظاهر شده و این نشان میدهد که این شاخه اصلی اقوام تورک از انزمان که تاریخ بشری قابل محاسبه باشد در دورتا دور دریای خزر یا کاسپین(قزوین) امروزی که هر دو نام این دریا با توجه به دلایل ذکر شده از نام قوم *قز=قاز=کاس* برگرفته شده.

    میدانیم که همسر پادشاه هخامنشیها *کاساندان * نامیده میشده و کاساندان یک اسم ترکیبی از واژه های تورکی به این شکل میباشد : کاس(قز) + ان + دان = به معنی شخصی از تبار قزها یا کاسها میباشد زیرا در تورکی پسوندهای *ان* + *دان* به معنی ربط دادن چیزی به جایی است. و بطور مشخص ازدواج پادشاه تازه قدرت گرفته اقوام پارس که به تازگی از محدوده افغانستان امروزی وارد فلات ایران شده بودند نیاز داشتند تا با وصلت با یکی از خانزاده های اقوام کهن فلات ایران و قفقاز یعنی تورکها (طایفه قز یا کاس) امنیت خود را تضمین کنند و از انها در برابر تهدیدها کمک بگیرند و چه بسا که هیچکدام از امپراتورهای کهن منطقه اروپا به دلیل وجود اقوام جنگجو و شجاع تورک در منطقه شمال غرب و غرب ایران نتوانستد از ان سمت به ایران نفوذ کنند و اسکندر مقدونی نیز از سمت عراق و شامات به ایران حمله کرد و به سمت مناطقی که اقوام تورک در ان ساکن بودند نرفت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: