سخنی چند پیرامون پیدایش جشن باستانی نوروز


از زمانه های کهن و باستانی، انسانهای که در نیم کره شمالی زمین زندگی می کردند به شیوه های گوناگون، نوزایی طبیعت و شروع فصل زیبا و فرحبخش بهاری را در اولین روز سال به سور نشسته و آغاز بهار پرشکوه و زنده شدن دوباره طبیعت را جشن گرفته و به شکرانه این تحول طبیعی، به شادمانی و رقص و پایکوبی می پرداختند . ایرانی ها، بر اساس روایت افسانه ای، جشن نوروز را به جمشید جم نخستین پادشاه کیانی نسبت میدهند . اما واقعیت امر اینست که اصلا شخص جمشید یا جم‌ واقعیت وجودی نداشته و یک شخصیت افسانوی و تخیلی است. اما علیرغم آنکه البیرونی پیدایش نوروز را به جمشید افسانه ای ربط میدهد اما خود اعتراف میکند که قبل از جمشید، جشن نوروز گرامی داشته میشد : «آن روز، روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».{1} اما در متون کهن از آن جمله در اوستا بخصوص در گاثاها و بقيه يسناها که قديميترين بخشهای اين کتاب هستند، اصلا نشانه اي از انتساب جشن نوروز به جمشيد، وجود ندارد . تنها نخستين نشانه ای از نوروز در اوستا، «در فرگرد دوم «ويديودات» است که در ضمن توضيح زندگی «ييم» (جمشيد)، به دستور برگزاری نوروز نيز اشاره شده (اين روايت را فردوسی نيز ذکر می کند). اما ويديودات از اخيرترين بخشهای اوستاست که به احتمال زياد در دوران ساسانی نوشته شده.»{2} ناگفته نماند اگر عید و یا جشن نوروز از جمله سنت های باستانی پارسیان ایران می بود، طبعا واژه فارسی که معادل عید و یا جشن باشد در زبان فارسی وجود میداشت، در حالیکه با نگاهی به زبان فارسی درمی یابیم که اصلا کلمه ای که در فارسی معادل جشن و یا عید باشد، وجود ندارد و کلمه عید، عربی بوده و واژه جش نيز توركي است كه در فرهنگ سنگلاخ بدان اشاره شده است .

اما واقعیت تاریخی اینست که هزاران سال قبل از آنکه آریائی ها در حوزه های تمدنی بین النهرین، ايران، افغانستان، آسياي میانه، قفقاز و بخشي از شبه قارههند، هجوم آورده و ماندگار شوند، سومریان در بین النهرین، حدودا 5500 سال قبل از ميلاد، نوروز را جشن را مي‌گرفتند . که با این حساب این جشن حدودا 4000 سال زودتر از هجوم آریائی ها در حوزه های تمدنی بین النهرین، رودآمو و رودسند، سابقه دارد . به شهادت تاریخ، تمدن بین النهرین (سومری ها) هزاران سال قبل از آریائی ها وارد دوره تاریخی شده و جشن نوروز نیز هزاران سال قبل از هجوم آریائی ها، جزء آداب و سنن سومریان بوده و بعدا در فرهنگ ملل و اقوام دیگر جاسازی شده است . «در يك نقش بسيار كهن مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد مسيح در بخشي از يك ظرف سفالين شكسته شده مربوط به دوره سومريان، جشن نوروزي به تصوير كشيده شده است . از اين جشن نوروزي كه در دهه نخست سال نو به نام جشن «اكي تو» ياد كرده اند. مراسم اين جشن مذهبي همه ساله در نخستين روز بهار در شهر «اوروك» كه قدمت آن لااقل به نيمه دوم هزاره چهارم پيش از زايچه مسيح مي رسد، با شكوه و جلال هر چه تمام تر برگزار مي شد . «{3}

این امر که نوروز منتسب به سومریان میباشد، یک ادعا نیست بلکه بر اساس تحقیقاتی است که پیرامون تاریخ تمدن جامعه بشری صورت گرفته و مشخص شده است که سومریان در روز اول بهار (نوروز) جشن های مفصلی، به مدت دوازده روز برگزار می کردند. «دانشمند شهیر » ژان بوترو» که همکار » کرامر» است و در کتاب تحت عنوان » تاریخ از سومر شروع می شود» L’ Histoire Commence à Sumer و همچنان در کتاب ارزندۀ دیگرش به نام ادیان خیلی باستانی در بین النهرین در صفحه 316 از مراسم سال جدید و در صفحه 306 از دوازده روز جشن نوروزی سخن می گوید که روز سیزدهم استراحت می کردند. در مورد تقویم سومری هم می توان به صفحات 294 ـ292 همین کتاب رجوع کرد».{4} در اين رابطه آقاى دكتر مهرداد بهار نيز در مدخل كتاب ” تخت جمشيد” و هم در مصاحبه خود با مجله آدينه چنين گفته است که «جشن نوروز در اصل يك جشن آريايى نبوده بلكه نخست در بين سومريان مرسوم بوده است… اين آيين از بين النهرين به ديگر مناطق جهان و از جمله ايران رفته است… در كتاب دينى اوستا نيز نشانه اى از نوروز وجود ندارد.»{5} استاد ضیاء صدرالاشرافی در مقاله تحت عنوان – نوروز و تاریخچه آن – نوشته است که : «زمان سنجی» و تعیین نوروز (اول بهار) و اول پائیز، در کنار اول تابستان و زمستان، بنا به داده های تاریخی، به آغازگران تمدن بشری یعنی «سومریان»، میرسد، مردمی زراعت پیشه و متمدن، که جهت تنظیم امور زراعی و تولیدی، تجاری، اداری، دینی و نظامی و … خود نیاز ثابت و استواری به تقویم خورشیدی و » زمان سنجی» داشتند.»{6} طبق اظهارات محققین و باستان شناسان غربی، مهمترين جشن هاي رايج در ايران امروزي مانند نوروز، مهرگان، شب يلدا و … يادگارهاي از زمان سومری ها هستند : » محقق مشهور امريكايي Charles Berlitz در كتاب «مثلث اژدها » و C. F Jean در كتاب «ReligionsumerianeLa «، و پروفسورS. N. Kramer در كتاب «Mesopotamien ، new » اين جشن ها اصلا از زمان قبل از مهاجرت سومريان از آسياي ميانه در بين آنان و اقوام خويشاوندشان در آنجا رايج بود و با مهاجرت آن اقوام به قفقاز، آنادولي، آذربايجان، غرب ايران و بين النهرين اين رسم و رسوم را همراه خود بدانجا ها نيز بردند و بازماندگان آنان در آسياي ميانه تركان بعدي نيز از شمال چين تا شرق درياي خزر هميشه اين مراسم را بجا آورده اند.»{7}

با این دلایل روشن می گردد که برخلاف ادعای پارسیان ایران، خالق جشن نوروز ترکان میباشند نه آریائی ها . زیرا سومریان خود ترک بوده وخاستگاه اولیه آنان آسیای میانه می باشد که اکثر مورخین و باستان شناسان به این امر اذعان دارند . از آنجمله معروفترین سومر شناس دنیا “فریتیز هومئل ” بعداز تحقیقات وسیع علمی و ترجمه تعدادی از لوحه های سومری با استناد بر کشفیات تاریخی جدید از نوشتجات سومری، خویشاوندی خیلی نزدیک سومری و ترکی را ثابت کرده و نوشت :«یک شاخه ای از اجداد ترکان در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد از وطن اصیل ترکان یعنی آسیای میانه کوچ کرده و به آسیای نزدیک آمده و تمدن های زیادی را از جمله تمدن سومر را افریدند . آثار باقی مانده از سومرها نشان میدهد که زبان ترکی در قدیم به چه شکلیبوده است.»{8} یکی از جدیدترین نظراتی که در این رابطه ارایه گردیده از پروفسور “ورنر اشتاین” میباشد که بنظر وی «سومریان به احتمال قوی از آسیای میانه به بین النهرین آمده اند و علت آنرا نیز از یکسو شباهت زبان سومری با زبان ترکی ساکنین کوههای آلتای یا ترکی آلتایی و از سوی دیگر تطابق اشکال و سمبلهای خطی که برای تصویر و توضیح معابد بکار برده اند، با مناطق کوهستانی ارزیابی میکند.» مورخان تاریخ حقوق دانشکده هامیلتون نیز درین زمینه نوشته اند که : «قدیمی ترین ساکنان بابل یعنی سومریان، غیر سامی و از شاخه های قوم مغول بوده اند.»{9} آقای ويل دورانت مورخ مشهور جهان، در جلد اول اثر بزرگ خود بنام “تاريخ تمدن” زير عنوان “گهوارهٍ تمدنهاي  جهاني، راه هاي پيچيده و گيجي آور أنو «منشأ تمدنهاي سومر و ايلام را تمدن مقدمتر “أنو” واقع در 14 کيلومتري شرق آشغاباد پايتخت ترکمنستان ارزيابي ميکند و در بخش مربوط به سومريان نيز آسياي ميانه بودن موطن اصلي اين قوم را بسيار محتمل دانسته، به شباهت زبان سومري با زبان مغولي نيز بعنوان يکي از دلايل اشاره ميکند.» {10} درین زمینه » نیکولسکی» که پدر باستانشناسی روسیه محسوب میگردد، چنین میگوید : «مطالعهٍ دستاورد های باستانشناسی سال های اخیر در ترکمنستان بیانگر رابطهٍ تنگاتنگ تمدن ترکمنستان باستانی با تمدن بین النهرین میباشد و به احتمال قوی سومریان نیز از اطراف آشغاباد واقع در دامنهٍ کوه های «کوپت-داغ» به بین النهرین مهاجرت نموده اند .»{11} باستانشناس دیگر روسیه پرفسور «ف . ماسون» نیز که خود سال ها در کاوش های باستانشناسی در مناطق مختلف ترکمنستان بویژه «آلتین-تپه» شرکت نموده است نیز، «وجود رابطهٍ تنگاتنگ بین تمدنهای ترکمنستان و بین النهرین باستانی، از جمله نخستین سمبلهای خط تصویری آلتین-دپه و سومر قدیم را تأیید میکند.»{12}

بعد از انقراض تمدن سومری ها در بابل، ایلامیان که آنان نیز آریائی نبوده وارد تاریخ گردیده و تمدن باشکوهی را خلق کرده اند . ایلامیان به تقلید از سومریان، تقویم دوازده ماهه داشته و نوروز را نیز جشن میگرفتند . تقویم دوازده ماهه ایلامی سال را به دو فصل تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسیم کرده بودند . استاد دکتر علی مظاهری در تحقیق ارزنده ای که راجع به تقویم خورشیدی درایلام انجام داده است دوعید را که سرآغاز فصل شش ماهه ایلامی است به قرار زیر نام می برد: «1 ـ عید جو : مصادف فصل بهار و آغاز نوروز بوده است. 2 ـ عید شراب (خرما یا انگور) در اول مهر (پائیز) بوده است.»{13} زبان ايلامي همانند زبان هاي ترکي، جزء زبان هاي التصاقي بوده و تعدادي اشتراکات لغوي نيز بين زبان هاي سومري، ايلامي و ترکي موجود است. با ترجمه تعدادی از لوحه های ایلامی نگهداری شده در شیکاگو بطور قطعی ثابت شده است که زبان ایلامی یک زبان التصاقی میباشد و لغات زیادی در ان با ترکی آذری امروزی شبیه یا عین هم هستند : «هر کسی که با زبان ترکی اشنایی دارد با نگاهی به اسامی شاهان ایلام، تشابهات آنها را با اسامی ترکی امروزی میبیند .مثال: اسامی تعدادی از شاهان ایلام : شیموتوارتاش shimut-vartash , تن دن- اولی tan dan-uliاونتاش قال untash-gal , لیلاایرتاش lila-ir-tash ، هومبان هال تاش humban-haltash و غیره در آخر اکثر اسامی ایلامی پسوند های»تاش«،»آش» و» لی« وجود دارد که در زبان همه اقوام التصاقی زبان ساکن اطراف کوههای زاگرس(قوتتی، لولوبی، هوری، گیلزان، ماننا، ماد…) نیز صرف میشد و هنوز هم در بین اکثر اهالی همین سرزمین ها رایج است و برای مثال پسوند»تاش» بصورت «داش» در ترکی آذری استفاده میشود : یولداش، قارداش، تیمورتاش و غیره.»{14}

با این مدارک تاریخی ثابت میشود که مراسم نوروز از عهد باستان تا کنون در میان ترکان جشن گرفته می‌شد . طبق داده های تاریخی، ترک های اویغور که هشت قرن قبل از میلاد می زیستند در روز 21 مارس به دامنه كوهها رفته مراسم بهاري را بجا مي‌آوردند : «در ماه مارس كه آغاز سال نو شمرده مي‌شد تمامي بزرگان ترك‌هاي هون در اردوگاه Yu-Chan گرد آمده بنا به رسم خودشان مراسم شادباش و آئينهاي نيايش گوناگون بجاي مي‌آوردند.»{15}آقای محمود کاشغرلی در دیوان لغت الترک نوشته است که : » اقوام ترك بجاي واژه سال نو، يئني گون (روز نو) را بكار مي‌برند و ماه بعد از يئني گون را اوغلاق آي (ماه بزغاله) مي‌خواندند، زيرا در ماه دوم بزغاله‌ها ديگر بزرگ شده بودند.»{16}

مردمان ترک تبار از عهد باستان تا کنون چشن نوروز را گرامی داشته اند . آنان در روز نوروز، بر سر سفره ی هفت سین خویش، هفت نماد زندگی را که در ترکی به آن «برکت لردن ۷ سین قویماق» میگفتند که در فارسی به معنای گذاشتن هفت تا از برکات می باشد، به نیت آنکه سال نو سال پربرکت و پرسرور و توام با سلامت باشد روی سفره هفت سین شان میگذاشتند که این هفت برکت عبارتند از :
1 – سو، (آب) رمز و بقاي زندگي، مايه حيات .
2 – سمني(سمنو)، نماد و سمبل تجديد حيات در زندگي .
3 – ساريمساق، (سیر) رمز سلامت انسان .
4 – سوجوق، (یک نوع شیرینی) سمبل و رمز شيرين زندگي .
5 – سونبول، (گندم) رمز و نماد بركت زندگي .
6 – سوماق، سمبل و رمز مزه و طعم زندگي .
7 – سيركه، رمز و سمبل برطرف كننده مزاج بد بدن انسان .

از جمله آئین های آغاز بهار در بین ترکان، جشن «آی زیت» میباشد . آی زیت الهه زیبایی ترکان آلتایی بوده، که مراسم آن توسط شامان های سفید در آغاز بهار و درمیان جنگلها برگزار میگردید . در روزهای جشن خانه ها را تمیز و تزیین کرده، بهترین غذاها را پخته و زیباترین لباسها را می پوشیدند و مراسم جشن و سرور را آغاز میکردند . مردم آلتاى، آى زيت الهه زيبايى خويش اينگونه تصوير ميكردند: «او در حاليكه روسرى سفيد بر سر، شالى سفيد بر دوش و چكمه اى سياه با ساقهاى بلند تا زانو به پا دارد بر صخره هاى ستبر تكيه زده بخواب و رويا فرو مى رود و يا در ميان درختان جنگل به گشت و گذار مىپردازد…»{17}

ناگفته نماند که جشن نوروز، همگام با پیدایش زراعت و شروع نوزائی طبیعت و موسم کشت و کار، در بین مردمان باستان که در نیم کره شمالی زمین میزیستند، به وجود آمد . در واقع جشن نوروز از ابداعات کشاورزان اولیه می باشد . با نگاهی به تاریخ باستان، در می یابیم که زراعتدر بین ترکان، سابقه نُه هزار ساله دارد و به شهادت تاریخدر شهر آلتين تپه در ترکمنستان آثاري از تمدن 9000 ساله کشف گردیده است كه پايه ‌هاي آن بر كشاورزي و گله‌داري بوده و گذشتة آن تا هزارة هفتم پيش از ميلاد می ‌رسد. برای اثبات این موضوع در انسیکلوپدیای ترکمنستان شوروی (سابق) چنین آمده است : “هشت هزار سال پیش، زمانیکه در آسیای نزدیک و ترکمنستان جنوبی {شمال هندوکش}تمدن کشاورزی نخستین و دامداری گسترش یافته بود، در دیگر نقاط جهان اقتصاد ابتدایی و ساده شکارچی گری حاکم بود . در سرزمین های فوق الذکر با اسکان کشاورزان، نخستین روستا ها بوجود آمده بود. در این روستا ها هر خانواده بطور مستقل در خانواده های تک اطاقه زندگی میکرده اند. در محدوده ترکمنستان انسانها 5000 سال ق.م. مس و طلا، و اوایل هزاره چهارم ق.م. نیز برنز را مورد استفاده قرار میداده اند. کشف مس و برنز گسترش ابزارهای هرچه پیشرفته تری را امکان پذیر ساخته است”{18}. .«يكي از قديمي‌ترين تقويمهاي دنيا، تقويم دوازده حيوان تركي مي‌باشد كه قبل از استعمال تاريخ هجري در بين اقوام ترك رايج بوده هنوز هم در بعضي از جمهوري‌هاي ترك زبان بكار برده مي‌شود. آغاز سال اين تقويم نيز در ماه مارس بوده است.»{19}

تقویم ترکی دوازده حیوان

با این مدارک غیرقابل انکار تاریخی که در بالا ذکر شان رفت، مشخص میگردد که در نیم کره شمالی زمین، مردمان ترک تبار جزء اولین زراعت پیشگان در جهان بوده و تقویم دوازده گانه قدیمی را در جهان خلق کرده و جشن نوروز را طبق تقویم دوازده گانه شان در اول بهار برگزار میکردند .

پی نوشت ها :
1 – ابوریحان بیرونی – آثارالباقیه
2 – کانون دانش – مقاله تاریخچه عید نوروز / http://www.knowclub.com/paper/?p=547
3 –  http://www.iranvij.ir/forum/18434-post1.html
4 – La Plus Vielle Religion En Mésopotamie JeanBottéro 1998,Editions Gullimard .
5 – داکتر مهرداد بهار – کتاب تخت جمشید . مجله آدینه – شماره بهار 1372
6 – ضیاء صدرالاشرافی – نوروز و تاریخچه آن – www.shafighi.ir/forum/showthread.php
712 – تركهاي سومر، بانيان تمدن بشري ( قسمت اول )
http://azerses.110mb.com/sumer1.html
8 – پروفسور ذهتابی، تاریخ ترکان ایران،جلد۱،
9 پاشا علی صالح- سرگذشت قانون – ص 96 تهران 1348
10ویل دورانت – تاریخ تمدنگهوارهٍ تمدنهاي  جهاني، راه هاي پيچيده و گيجي آور أنو
Will Durant ;Kulturgeschichte der Menschheit; Kِln-1985, s . 109-110
11 – مقاله : نخستین مبتکران آیین های بهاری (نوروز)- بقلم دکتر  ب گری
http://etrotu.blogsky.com/1388/12/25/post-49 /
12مقاله : نخستین مبتکران آیین های بهاری (نوروز)- بقلم دکتر  ب گری
http://etrotu.blogsky.com/1388/12/25/post-49 /
13 – Revolution 1980 IRAN, Histoire et Le Sycomere – Zaman Paris Page 55-63
14 – تاریخ دیرین ترکان – http://turkiran.persianblog.ir /
15 – تذكره هون- كتاب Shi-chi نوشته Tsi-ma-chian
16 – محمود كاشغرلي قرن 11 م ديوان اللغت الترك
17 – (برگرفته از: كاميل ولى اف- ايلين يادداشى، ديلين يادداشى. باكو 1988)
18 – https://www.sharemation.com/Araz44/turkman.-sumer.htm?uniq=-yoeq84
19 – پروفسور دكتر رشات گنج، رئيس مووسه عالي فرهنگ، تاريخ و زبان آتاترك

10 پاسخ

  1. بنام خدا-این تحقیق یکی ازپرباروجامع ترین تحقیقاتی است که من خوانده وباجشن ومراسم ماترکان آذری ومنطقه جداشده عمدی وسیاسی درگیلان مطابقت عینی وعلمی داردومادر60سال پیش مراسم واقعی سفره چینی وچارشنبه وسیزده اجرامیکردیم.متاسفانه طی این سالهاوجنگ نابرابرفارسهاباآداب وفرهنگ ماوباهزینه های کلان ازپول بیت المال وصرف وتبلیغ آن دررادیو وتلویزیون ومدارس ودانشگاه ونشریات رنگارنگ برعلیه اقوام ترک این آداب بکروشادماراتحت الشعاع حرکات مزموم خودقرارداده ومن بنوبه خوداززحمات بیکران شما تشکرکرده وبه شماخداقوت میگویم.یاشاسون الیمین قدرتی ونهگ اوغوللاری من سیزجنابلارین اللرین اوپورم ساق وواراولون.

  2. گه خوردی مردک الدنگ… نوروز از ایرانیان بود و بس! به جای این همه انرژی که گذاشتی و این چرندیات رو نوشتی و سعی در مصادره کردن داشته های ملت های دیگر داری، میرفتی و انرژی میذاشتی بلکه تو هم یه کاری واسه اون طویله ای که بهت پول میده میکردی تا شاید فردا هم نامی از تو برده بشه

  3. آره تو راست مي گي . اصلا خدا اول ترك را آفريد بعد فهميد واي ……..

  4. آخه مرتیکه زر میزانی‌ واسه خودت قوم و قبیلهٔ وحشی نوروزش کجا بود همینه دیگه از بس پلامونو خردید حالا زبون باز کردی ترکه احمق

  5. من از بي ادبي دوستان متاسفم . اما چون در اين زمينه مطالعاتي ندارم . بهتر ديدم به مواردي اشاره كنم كه قابل استناد است . همزمان با پيشنهاد ايران براي ثبت نوروز به عنوان يك رويداد معنوي كشورهاي ديگري نيز چنين درخواستي را به يونسكو ارائه نمودند كه در نهايت اين درخواست با ارائه مدارك و مستندات ايران به عنوان ايران ثبت گرديد بنابر اين به نظر مي رسد مدارك و مستندات اين استاد بزرگوار اگر كافي بود چنين اتفاقي رخ نمي داد.با سپاس از تمام كساني كه تمامي گفتمانشان بر پايه عقل و منطق است و پيش داروي هاي كور كورانه را پيشه خود نمي كنند.

  6. متاسفم که بعضی ها اینقدر بی ادب تشریف دارند و البته این اولین بار نیست که همچین نظرها و برخورد های بی ادبانه و شرم آور از بعضی از افراد این مللیت می بینم، خوب البته حقیت تلخ است…

    به هرحال مطلبتون عالی و جامع بود ،ممنون

  7. سومری ها ترک بودن؟!
    پیش از میلاد مسیح ساکنان آسیای میانه ایرانی بودن (پارتی، بلخی و سغدی یا اسکیتی). ترک ها بعدا سر و کلشون پیدا شد و از نواحی مغولستان و سیبری مهاجرت کردند.
    کمی و مطالعه و سواد هم خوبه…

  8. نکته در باره نوروز : نوروز یک لغت تورکی است . نو + روز / اگر روز نو بود فارسی میشد . در تورکی « نو هفته – نو ماه – نوسال» نداریم اما نوروز داریم ودر عوض درفارسی هفته نو – ماه نو – سال نو دارای معنی میباشد . فارس زبانها چرا سال نو« سال + نو » را تبریک میگویند اما روز نو «روز+ نو » را « نو + روز » میگویند؟؟؟؟؟

  9. …علاوه بر جشن نوروز جشن ديگري نيز كه به «مهرگان» مشهور است و در گذشته هاي دور و در پاييز بر گزار مي شده است باز از طرف عده ايي به پارسيان نسبت داده ميشود در حالي كه اين جشن نيز مبدا و منشأ بسيار قديمي تر از بر گزاري اين جشن توسط پارسيان در ايران دارد چنانچه «منوچهري دامغاني» شاعر معروف نيمه اول قرن پنجم هجري در مسمطي مي گويد :

    شاد باشيد كه جشن مهرگان آمد

    بانگ و آواي دراي كاروان آمد

    كاروان مهرگان از «خزران » آمد

    يا ز اقصاي بلاد «چينيان» آمد

    نه از اين آمد ، بل نه از ان آمد

    كه ز فردوس برين وز آسمان آمد….

    در اين شعر «منوچهري» جشن مهرگان را بر آمده از ميان «تركان خزر» و يا از «بلاد چين» دانسته و در آخر مي گويد شايد اين جشن از بهشت برين آمده باشد!

    آيين نوروز و حتي مهرگان جشني به مراتب باستاني تر از حضور پارسيان در ايران بوده و مربوط به همه اقوام ساكن در آسياي دور ، آسياي ميانه ، آسياي نزديك و حتي آفريقا بوده است كه پارسيان نيز بعد از مهاجرت به ايران آنرا از بوميان ايران فرا گرفته گرامي داشتند…
    از مقاله جالب پروفسورحسن راشدي

  10. سلام -دروغ.تاریخسازی.جعل.نژادپرستی.نامردی .سگسانی.وحشی گری.فرزندکشی ونامردی برآن ظالم پرستی ازمشخصات فارس هاست.1-اولانام درآخرحکومت قاجاروباکسب اجازه ازپادشاه افغانستان درزمان رضای استربان(شاه)قانونی ورسمی دولت شد.2-پاسارگاددرست است نه تخت جمشیدکه این محل آثارابتدایی وسنگ بنای آن درزمان ایلامی هاگذاشته شده است.وتاریخ هخامنشی وساسانی جعلی است رجوع شودبه تایخ 2500سال سکوت آقای ناصرپورپیرارودرزمان سلوکی هاتکمیل شده است نمونه آن رابنام آناپولیس دربعلبک لبنان وافیس درگوش آداسی ترکیه ومتروپولیس دریونان میاوان دیدکه درزمان رضاقلدوربرایش پان ایرانیست هاجعل تاریخ کردند.تاتاریخی برای وشناسنامه ایی برای فارسهاشود.3-تاریخ فارسهاپراست ازنامردی همانطورکه رستم دست پروده فارسها به پسرخودسهراب تورانی نامردی کردوپس اززمین خوردنش درکشتی بااوبه اونامردی کردوپس ازبلندشدن سهراب ازروی اواورابزمین زدوسرش رابرید.دوماافشین فارس نامردبابک رادستگیرکردوتحویل خلیفه دادتااعدامش کنند.سومافارس های نامرد100سال است مردم ایران رابه روسوانگلیس.آمریکامیفروشدتاسرحکومت باشند.4-وحشی فارس هاهستندکه کمبوجیه وحشی به یونان باعطمت حمله کردوانجاراویران کردوآنهاهم به تقاص ان ایران راویران کردند.وحشی فارسهاهستندکه لیلمی های متمدن ومادهاهای اصیل رانابودوشهرهای شوش.همدان راباخاک یکسان کردند.ووووو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: