هزاره ها، تورک تبار اند و زبان مادری شان در قدیم، تورکی بوده نه فارسی-1


بخش اول 
انسان ها با توجه به محل های پراگنده زیستی و خصوصیات ظاهری و فیزیکی مثل استخوان اسکلیت و جمجمه، طرح صورت، شکل سر و رنگ پوست به نژاد های سفید و زرد و سیاه تقسیم بندی گردیده اند که به مرور زمان همین طبقه بندی ظاهری انسان ها، نام نژاد را بخود گرفته و به نام های، نژاد سفید و زرد و سیاه و… یاد گردیده اند. بر مبنای این تقسیم بندی ناشی از تفاوت های ظاهری و جسمی مانند شکل و قیافه و استخوان بندی صورت، جمجمه، قد و اندام، رنگ جلد، اندازه بینی، شکل و رنگ چشم، ساختار موی، اختلاف چهره و پراگندگی‌ های جغرافیایی بود که آقای یوهان فردریش بلومنباخ در 1781 میلادی بر اساس تفاوت های فيزيکی، تقسیم بندی‌ های سفیدپوست، زردپوست و سیاه پوست و… را مطرح کرده و بعد از آن اکثر دانشمندان و محققین بر پایه همین تقسیم بندی، تمام انسان های کره زمین را به بخش های سفید و زرد و سیاه و سرخ علامت گذاری کردند . در منابع جمعیت شناسی و اطلس های جغرافیایی نیز، نژادهای بشری به سه گروه اصلی تقسیم شده اند :
نژاد سفید Caucasoid (نژاد شبیه قفقازی ها)
نژاد زرد Mongoloid (نژاد شبیه مغولی ها)
نژاد سیاه Negroid (نژاد شبیه زنگی ها یا سیاه پوستان)
هر کدام این نژاد ها، تفاوت های فيزيکی باهم دیگر دارند که به اسانی از هم قابل تفکیک اند . از مهمترین مشخصات ظاهری نژاد زرد، میتوان به چشمان قهوه‌اي تيره و مورب، چهره ای پهن، گونه های برجسته، بيني راست اما با برآمدگي كوچك، ضخامت متوسط لبان، موهای کشیده (راست) و زبر و بسیار سیاه، پوستی به رنگ زرد عاجی (زرد کم رنگ) و قامت کوتاهتر از متوسط آنان، اشاره داشت . با توجه به این تقسیم بندی های نژادی بود که داکتر بریرتون در سال 1879 افراد زیادی از هزاره ها را که مورد مطالعه قرار داده بود، چنین توصیفی از سیمای هزاره ها بیان داشته است : » بینی آنها پهن است قامتشان نسبتا کوتاهتر از اندازه متوسط میباشد . جثه ای قوی با نیروی عضلانی مناسبی دارند . شکل سر آنها دراز یا هرمی است با اندازه متوسط قطر طولی مورب./1757 و ./1498  متر برای سر . زاویه صورت کوچک است و چهره ای پهن دارند . پهنای استخوان گونه از استخوان پیشانی، بیشتر است . رنگ چهره آنها متنوع و در اکثر موارد زیتونی است . چشم های کوچک و بادامی شکل دارند با رنگهای خاکستری، فندقی یا قهوه ای . خطوط ابروها با محور چشم ها موازی نیست .و…»{1} با تعریف این مشخصات، در می یابیم که هزاره ها، دقیقا از نگاه شکل استخوان جمجمه، طرح صورت، رنگ پوست و… در دسته بندی نژاد زرد قرار میگیرند و در بین نژاد زرد، با توجه به محل زیست هزاره ها، آنان در حلقه ترک تباران جا دارند .

با یک نگاه حتی سرسری به تصاویر بالا، در مییابیم که هزاره ها، به لحاظ اتنیکی، قيافه ظاهری و ساختار فیزيولوژيكی شبیه همه وابستگان به نژاد زرد، مخصوصا اوزبيگ ها، توركمن ها، مغول ها، قرغیز ها، تاتار ها، قزاق ها و ديگر احفاد تورك های شرقی میباشند . اکثر مورخین معتقد اند که هزاره ها اصالتا ترک تبار میباشند . آقای تقی خاوری در کتاب هزاره ها و خراسان بزرگ نوشته است که هزاره ها اصلا ترک تبار میباشند : «از قراین و شواهد قومی هزاره ها پیداست که بخش مهمی از آنها از ترکان باستان به شمار میروند.»{2} در کتاب جامع التواریخ نیز هزاره ها را از تبار مغولی دانسته و قدمت آنان را بیشتر از 1500 سال قبل از میلاد نوشته اند: » هزاره ها 1500 سال قبل از ميلاد مسيح، از اولاده اوغوزخان فاتح کبير مغل و فرزندان 24 گانه او می باشند که اقوام و قبایل:اوليغور، قانقلي، قبچاق، قارلق، قليچ، آغاجري و باغچري در جهانگشايي با او غوز خان سهم گرفتند که اين نام ها تا هنوز درميان جامعه  هزاره مروج است»{3} دانشمند شرق شناس شوروی آقای « اِ . و . برمودین » معتقد است که : » نظریه اختلاط ترک مغول ها برای پیدایش ملیت هزاره درست بوده و ملیت هزاره منشاء مغولی و یا دقیق تر ترک مغولی دارد.»{4} آقای داکتر سید عسکر موسوی در کتاب«هزاره های افغانستان» مینویسد که : «نياكان هزاره ها به ساكنان ترك آسيای مركزی و شرقی كه بيش از 2300 سال پيش از شمال و جنوب هندوكش به نواحی موسوم به هزاره جات كنونی مهاجرت كرده بودند، باز مي گردد.»{5} در دايره المعارف شوروي چنين مي خوانيم : «هزاره خلق ترك زباني كه بعد از حمله ي هون ها كه در قرن چهارم ميلادي صورت گرفت، به وجود آمد و در دشت هاي سواحل غربي درياي خزر به زندگي كوچيگري مشغول شدند. هم چنان»هزاره خلق باستاني كه در قرن هفتم تا دهم دولتي را تشكيل دادند كه وسعت آن از بخش هاي زيرين ولگا تا قفقاز و ساحل شمالي بحیره سياه را در بر ميگرفت.»{6} داکتر یاشار نیز وابستگی هزاره ها را با ترکان آذری تائید کرده و در کتابش چنین تذکر داده است :«ترکان هزاره، هم ریشه و هم ‏نژاد با ترکان آذر (اجداد بخشی از ترکان آذربایحان) هستند و امروزه نمایندگی آنان را جمهوریت خودگردان ترک چواشستان برعهده دارد… علمای تصوف را عقیده بر این است که ترکان هزاره از ترکان افتالیت هستند.»{7} 
امروز علم انتروپولوژی Anthropology ، اِتنولوژی Ethnologie ، جمجمه شناسی Craniology ،  کشفیات باستانی و… کمک زیادی به تثبیت تئوری ها و نظریه های تاریخی کرده است . که خوشبختانه تئوری ترک تبار بودن هزاره ها نیز شامل این قاعده گردیده و براساس‌ خصوصيات‌ رنگ‌ پوست‌، شكل‌ و رنگ‌ مو، شكل‌ و ساخت‌ جمجمه و بينى‌ و… » سه سنخ‌ نژادی قفقازيوار، مغولوار و «سياهوار استراليايى‌ تغيير شكل‌ يافته‌» در ميان‌ اقوام‌ افغانستان‌ تشخيص‌ داده‌اند. مثلاً، اقوام‌ پشتون‌، تاجيك‌، بلوچ‌ و نورستانى‌ را از سنخ‌ قفقازيوار؛ اقوام‌ هزاره‌، ايماق‌، تركمن‌، ازبك‌ و قرقيز را از سنخ‌ مغولوار؛ و براهوييهای دراويدی زبان‌ را از سنخ‌ سياهواران‌ استراليايى‌ شمرده‌اند.»{8} هم اکنون طوایف عمده هزاره ها را در افغانستان، طوایف ترک تبار تشکیل میدهند که هزاران سال قبل در هزارستان میزیستند که به طور نمونه چند طایفه مشهور را ذیلا نام میبرم :
1 – قوم خلج : «خلج نام قبیله ترک و اسم ترکی آن (Qalaç ) قلچ است. این قبیله از قرن چهارم در جنوب افغانستان بین سیستان و هند ساکن بوده‌اند.»{9} «ابن خردادبه قوم خلج را در شمار قبایل ترک استپ‌های آسیای میانه آورده‌است. به گفته او منزلگاه‌های زمستانی آنها در آن سوی «سیر دریا» در ناحیه تلاس در مجاورت زمینهای قرلق واقع بوده‌است.»{10} الاصطخری که تقریبا درعین زمان مینویسد، میگوید که : «خلج ترکهای اند که مدتها قبل بسرزمینهای بین هند و سیستان آمده بودند؛ آنها پرورش دهندۀ گاو ودارای قوارۀ ترکی بشمول لباس و زبان اند. آنها بصورت عام منحیث ترکها در نظرگرفته شده و وسیعا درجنوب هندوکش زندگی میکردند.»{11} 
2 – قوم قرلق : یکی دیگر از طوایف بسیار مشهور هزاره ها طایفه قرلق میباشد و در تاریخ جهانگشای جوینی ذیل واژه قرلق آمده است که : «قرلق و قرلغان، قرلغ، قرلیغ همه اشکال مختلف یک کلمه هستند و آن قبیله ای بوده است از اتراک در شمال و شمال شرقی ماوراءالنهر معروف به حسن صورت و طول قامت و تناسب خلقت.»{12} هم اکنون هزاره های قارلوق ساکن شیخ علی میباشند که زبان مادری شان را از دست داده و به فارسی با گویش هزارگی سخن میگویند . اما هزاره های قندوز که آنان نیز از طایفه ی قارلوق میباشند تا هنوز توانسته اند زبان، لهجه، لباس و دیگر رسوم ترکی – هزارگی خود را حفظ کنند . «در شمال فيض آباد بدخشان هزاره های قرلق زندگی مینمایند که تاکنون زبان مادری شان را حفظ کرده اند . اوزبکها به اوزبکی و قرلوقها به تورکی حرف ميزنند.»{13} «شايد چنين پنداشته شود که هزاره ها در بعضی مناطق زبان مادری خودرا حفظ کرده باشند. برهان الدين فقط شش قريه را نام ميبرد، بزرگترين آن تاش ييلاق 130 خانه است، روشن است که نام تورکی دارد.»{14} 
3 –  قوم نایمان : در لغت نامه دهخدا نایمان را نام یکی از قبایل اتراک ذکر کرده است . روزگاری در صحرای «ساری اؤزیه» آسیای مرکزی اقوام مختلف زندگی می‌کردند که یکی از این اقوام قوم ترک نایمان بود . چنگیز آتیماتف نویسندۀ قیرقیزی در کتابی بنام «روزی به درازی قرن» مینویسد: «در صحرای «ساری اوزیه» مابین دو قوم تورک «نایمان» و «ژوان ژوان» زد و خوردهای صورت میگرفت. ژوان ژوان اسرا و زندانیان تورک را شکنجه جسمی و روحی کرده و آنها را از قبیله خود بیگانه کرده و به خدمت میگرفتند. در زمان ظهور چنگیز خان کوچلک خان، سر کرده قبایل نایمان بود که بر اراضی اقوام قراختای تسلط داشت . بعدا که چنگیز خان قدرت بیشتر یافت، کوچلک خان نایمانی را از آنجا بیرون راند.» 
4 – قوم چِگِل :  چگلها ترك‌زبان (گردیزى، ص 279) و از قبایل خَلُّخ (حدودالعالم، ص 83) بودند كه در ساحل شمالى دریاچه ایسیك‌كول (گردیزى، ص 266) و دره رود ایلى (كاشغرى، ج 1، ص 85؛ بارتولد، ص 90ـ91) سكونت داشتند. «َقوم و ناحیه‌اى در آسیاى مركزى، بین شهر طراز (در قرقیزستان، نزدیك اولیا آتا) و كاشغر و شهرى كهن در نزدیكى طراز. ناحیه. سرزمینى كه چگلها در آن زندگى می‌كردند، به نام آنان، چگل، خوانده می‌شد. این ناحیه از مشرق و جنوب به سرزمین خلّخها، از مغرب به سرزمین تُخْسیها و از شمال به سرزمین خرخیزها (قرقیزها) محدود می‌شد و همان محصولاتى را داشت كه در سرزمین خلّخها تولید می‌شد.»{15} 
5 – قوم لاچین : کلمه ترکی و از نظر لغوی به معنای باز شکاری است . لاچین، نام قبیله ای ترک تبار بوده که در اطراف بلخ، بلخاب و سانچارک سکونت داشته اند . آقای احمد علی کهزاد در باره قوم لاچین گفته است : » قوم لاچین که در گذشته های دور در مرکز افغانستان بوده همین مردم هزاره ی فعلی است.»{16} عده ای از دانشمندان ناصر خسرو بلخی را ترک می دانند : » امیر خسرو دهلوی، شاعر پارسی گوی هند قبیله لاچین ترک بود که پدرش سیف الدین محمود درشهر کش ترکستان (بلخ و شمال فعلی) و رئیس قبیله خود بود.»{17} حاج کاظم یزدانی در کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره در باره لاچین آورده است که : » در ولسوالی سرخ و پارسا در دره ترکمن و سرقافزار منطقه ای است به نام دره ی لاچین و مناطقی به نام های ده لاچین، غار لاچین و قاده ی لاچین معروف است.»{18}
6 – قوم آغاجری/باغچری : نام آغاجری ترکیبی از دو واژه ترکی «آغاج»و» یئرلی» میباشد . معنی آغاجری در دانشنامه دهخدا چنین توضیح داده شده : » «آغاج» به معنی چوب. درخت و «یئرلی» همان کلمه ایل در زبان ترکی است.» آغاجری یکی از طوایف ترک زبان میباشد که محمدیوسف واله‌اصفهانی – در این باره نوشته است : «آغاجریها همراه طوایف دیگر حاجی لو و دوخارها و بایراملوها و اینانلوها از قبایل متحد ایل ترک قره قویونلو بودند.»{19}تيره باغچری در قديم ايلى بزرگی از ترکان را تشکیل میدادند و داراى شاخه‌هاى طايفه‌اي: قره‌جري، تيلکوهي، جغتائي، جامه‌بزرگي، ويسي، شهروئي، شيرالي، بيگدلي، بيجني، بوالي، باولي، بالياوي، گشتيل، خليفه‌اي، عبداللهي، قراماسوقى (سوقي)، چنگلوائى بودند.
و…
ادامه دارد

پی نوشت ها : 
1 – داکتر بریرتون . جغرافیای افغانستان – صص 280 – 281
2 – تقی خاوری . مردم هزاره و خراسان بزرگ –ص 49
3 – کتاب جامع التواريخ ص 109 
4 – مودین ماسوندر- تاریخ افغانستان – ج 1-2 ص 289 مسکو – 1964
5 – داکتر عسکر موسوی- کتاب«هزاره های افغانستان» ص 73
6 – مفهوم شناسی لغوی هزاره – http://goodini.blogfa.com/8910.aspx
7 – دکتر یاشار کالافت – »  ترکان ایران: بُعد جغرافیای فرهنگی» – فصل هفتم  ترکان اسماعیلی هزاره
8 – دوپری، ٦۵ -۵٧ ؛ نيز ايرانيكا، .(I/ ۴٩۵-۴٩٦
9 – دکتر محمدمعین در حاشیه برهان قاطع
10 – المسالک‌ و الممالک، ترجمه دکتر حسن‌ قره‌ چانلو، نشر چاپخانه مهارت، چاپ اول، ۱۳۷۰
11 – مسالک الممالک اصطخری ص 245
12 – ر .ک :خاتمی،احمد ،شرح مشکلات تاریخ جهان گشای جوینی بر اساس نسخه علامه محمد قزوینی،موسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا،چاپ اول 1373،ص284 .
13 – برهان الدين – رهنمای قته غن و بدخشان – ص 200
14 – گوناريارينگ – تورکهای افغانستان تلاش مقدماتی در جهت دسته بندی اقوام تورک افغانستان ترجمۀ جلاير عظيمی 1370
15 – حدودالعالم، ص 83؛ براى محصولات خلّخ رجوع کنید به همان، ص 81
16 – احمد علي كهزاد – افغانستان در شاهنامه، چاپ کابل، 1355،
17 – زندگینامه امیرخسرو . http://nahal21.persianblog.ir /
18 – پژوهشی در تاریخ هزاره ها، ج 1، ص 183، حاج کاظم یزدانی 
19 – واله‌اصفهانی – محمدیوسف، کتاب تاریخ تیموریان و ترکمانان صفحه 203.

یک پاسخ

  1. سلام دوستان ، اکثریت موضنوعات این صفحه را خواندام در ریشه یابی اقوام بخصوص هزاره و ترک تباری آن درست نوشته اید .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: