شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم


تاریخ اکثرا عبارت است از شهرها و کشورهای تسخیر شده

وقتی صفحات تاریخ را ورق می زنیم می بینیم که متاسفانه دشمنی ها بیشتر از دوستیها این صفحات را پر کرده اند. ارتشهای تار و مار شده، مردمانی که از دم تیغ گذرانده شده اند و شهرهایی که در انها سنگ بر روی سنگ و سر بر روی شانه باقی نمانده است…تاریخ اکثرا عبارت است از غرائم بدست امده و شهرها و کشورهای تسخیر شده.

صفحات گرد گرفته تاریخ رغبت چندانی به دوستیهای متقابل و مناسبات دوستانه نشان نمی دهند. شاید از همین روست که رویارویی دو دولت قدرتمند تورک یعنی تیموریان و عثمانیان به سال ۱٤۰۲ در آنکارا شرح داده می شود ولی روابط دوستانه عمیق بین دولت عثمانی و خان نشینیهای تورکستان چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. در حالیکه به اندازه دشمنی، دوستی برادران نیز باید موضوع صفحات تاریخ باشد.

در سال ۱۹۹۱ با فروپاشی اتحاد جماهیری شوروی دوره جدیدی از لحاظ تورکهای پراکنده در نقاط مختلف منطقه یورو آسیا آغاز گردید. این تحول نه تنها از لحاظ مردمان ٥ جمهوری استقلال یافته بلکه از نظر دیگر ترکهای ساکن جغرافیای فدراسیون روسیه نیز حائز اهمیت بود. وضعیت کشورهای استقلال یافته پس از فروپاشی اتحاد جماهیری با گذشت چندین سال، به تدریج رو به بهبودی نهاده است. در خلال این روند روابط تورکیه با جمهوریهای نوپا بیش از پیش تقویت شد. سرمایه گذاری کارفرمایان تورکیه در جمهوریهای برادر، خدمات ساختمان سازی و فعالیتهای تجاری، وامهای اکسیم بانک، سرمایه گذاریها در جهت زیرساخت بخش ارتباطات، همکاریهای فرهنگی و همکاری در زمینه اموزش از جمله مواردی است که در نگاه اول از نظر روابط متقابل جلب توجه می کند. برای پیشبرد هر چه بیشتر این روابط، یادآوری و درک دوستیهای عمیق گذشته مفید خواهد بود. با نگاه از این منظر، مشاهده می شود که روابط دوستانه بین دولت عثمانی و خان نشینیهای ترکستان در گذشته، چراغ راه آینده به حساب می آید.

امروزه بین تورکهای آسیا و بویژه در اوزبیکستان، از تیمور و دولت تیموریان با علاقه و احترام یاد می شود. عدم فراموش شدن خاطره این دولت که در سال ۱٥۰۷ یعنی حدود ٥۰۰ سال قبل از صحنه تاریخ پاک شد ناشی از آثاری است که در دوره مذکور خلق شده است. این دوره که طی ان آثار فرهنگی، هنری و معماری پر شکوهی خلق و دانشمندان و عالمان دینی بسیاری پرورش یافت در جهان غرب به رنسانس تیموری معروف شده است. در سمرقند، بخارا و مرو آثار تاریخی با شکوه بسیاری متعلق به ان دوره موجود است. گور میر که مقبره تیمور در ان واقع است، تربت خواجه احمد یسوی پیر ترکستان در شهر یئسی، مدرسه اولوغ بیگ و بناهای با شکوه دیگر جزو آثار آن دوره به شمار می رود. از این رو فخر تیمور که می گفت «به اقداماتی که انجام داده ایم نگاه کنید انگاه به قدرت ما پی خواهید برد» کاملا بجاست.

دولت تیموریان که در سال ۱۳۷۰ تاسیس شد پس از حکمرانی در جغرافیای وسیعی از آناتولی غربی گرفته تا تبت، در سال ۱٥۰۷ از صحنه تاریخ پاک شد. اوزبیکها به رهبری محمد خان شیبانی به عمر این سلسله پایان دادند. حاکمیت اوزبیکها در آسیای میانه مرحله مهمی در تعمیق مناسبات دوستانه بین تورکستان و دولت عثمانی به شمار می رود.

ابن بطوطه سیاح معروف عرب، پس از سیاحت در اناتولی و دیدار با اورحان غازی در بورسا، از سینوپ سوار کشتی شده و راهی کریمه و دشت قیپچاق، موطن اوزبیک خان گردید. ابن بطوطه در سفرنامه خود در خصوص اوزبیک خان می نویسد:

«سلطانی است نامدار و عظیم الشان که کشوری پهناور و ارتشی قوی داشته و خود را موظف به جنگ با امپراتور بیزانس یکی از دشمنان خدا می داند. کشورش واقعا پهناور است و شهرهای بزرگ بسیاری دارد.»

اوزبیک خان که یکی از قدرتمندترین حکمرانان دولت آلتین اردو بشمار می رفت به همراه شیبانی ها، قیام اغاز شده در شمال تورکستان را فرو نشاند. این اتفاق عمل، تعمیق مناسبات اوزبیک خان و شیبانی ها را بدنبال داشت. به عقیده متخصصین امر، اوزبیکها از آمیختن شیبانیها با تورکهای ساکن ماورالنهر بوجود امده اند. ولی در دوره ازبک خان، مفاهیمی چون ملت اوزبک، ایل اوزبک و اوزبکیون وجود نداشت. مدتی بعد به سربازان اوزبک خان،نام اوزبک داده شد. ازبک که در اصل تنها بعنوان یک اسم مطرح بود در طول زمان تبدیل به نام یکی از اقوام تورک گردید. این قوم مدتی بعد از دولت آلتین اردو جدا و به سمت جنوب متمایل شد و با تیموریان درگیر جنگ گردید. اوزبیکها پس از نبرد با کاموکها، اویراتها، قزاقها و تورکمنان اداره تورکستان را بدست گرفتند. ولی دوره این حاکمیت کوتاه بود. اوزبکها تجزیه شده و در نتیجه سه خان نشینی متفاوت بوجود امد. خان نشینی بخارا در سال ۱٥۰۰، خان نشینی خیوه در سال ۱٥۱۱ و خان نشینی خجند در سال ۱۷۰۰ تاسیس شد. در تورکستان شرقی که گاه به گاه از سوی چینی ها مورد حمله قرار می گرفت، دولت کاشغر بعنوان ساختاری مستقل موجودیت یافت. ارتباط دوستانه بین دولت عثمانی و این خانشینی ها برقرار شده بود.

حکومت تورکها در دوره امپراتوری بزرگ سلجوقیان، از تورکستان تا آناتولی غربی امتداد داشت و این در اصل بنوعی اتحادیه جهان تورک آن دوره بشمار می آمد. این اتحاد و حاکمیت بدلیل حملات مغولان در قرن سیزدهم از هم پاشید. تورکهای آسیای صغیر و آناتولی ابتدا به دولت سلجوقی آناتولی و سپس دولت عثمانی پیوستند. تورکهای باقی مانده در تورکستان نیز مدتی تحت حاکمیت مغولها به حیات خود ادامه دادند. پس از مغولها دولت تیموری و خان نشینی های تورکستان بوجود امد. در سال ۱٤۰۲ با شکسن دولت عثمانی از ارتش تیموریان، روابط تورکهای غرب و شرق به سردی گرایید. ولی این سردی در روابط با بهبود اوضاع در دولت عثمانی و بر سر کار امدن حکمداران دیگر تیموری رفع شد. پروفسور دکتر محمد سارای معتقد است بین دو نماینده بزرگ تورکها در آن دوره، روابط دوستانه برقرار شده و این روابط مدتی بعد تبدیل به یک ائتلاف شد. وی نامه سلطان محمد فاتح به حسین بایقارا حکمدار تیموری را دلیلی برای صحت این امر بر می شمارد. فاتح در این نامه به بایقارا پیشنهاد می کند در مقابل اوزون حسن که بر ایران حکم می راند به اتفاق وارد عمل شوند.

روابط عثمانی با تورکستان در دوره اوزبیکها به رهبری محمد خان شیبانی که به حاکمیت تیموریان پایان داد در عرصه های سیاسی تبدیل به همکاری شد.

در آن دوره علت اصلی همکاریهای دولت عثمانی با خانات تورکستان، توجه و فعالیتهای شاهان حاکم بر ایران به تورکستان و اناتولی بود. عثمانیان و بخش اعظم تورکهای ترکستان مذهب تسنع اسلام را پذیرفته بودند. ایران نیز مذهب تشیع اسلام را پذیرفته بود. پروفسور دکتر محمد سارار در خصوص پذیرش اسلام در ایران می نویسد:

«ایران تنها کشور خاورمیانه است که با زور به دین اسلام گروید. ایرانیان که نمی خواستند از فرهنگ گذشته فارس و ساسانی دست کشیده و به فرهنگ اسلام روی آورند مقاومت می کردند. پس از قبول دین اسلام حدود سیصد سال زندگی زیر بیرق تورک – اسلام سبب شده بود تا ایرانیان فرهنگ گذشته خود را تقریبا بطور کامل بدست فراموشی بسپارند. حافظ یکی از شعرای قرن چهاردهم و فردوسی تاسف خود در خصوص این تحولات را در اشعار خود منعکس ساخته اند. بخصوص فردوسی در اثر خود شاهنامه افسانه، امثال و حکم اداب و رسوم دوره ساسانی را جمع اوری کرده است. در سایه این ایرانیان می دانند که تاریخشان از ساسانی آغاز و تا پرسها ادامه یافته است. بدین ترتیب از لحاظ دولت ملی ایران که حافظ و الالخصوص فردوسی خواهان توسعه آن بدون وجود اسلام بودند گامی بزرگ برداشته شد.

شنوندگان عزیز! ایران دین اسلام را با فرهنگ ملی خود در امیخته و مفهوم شیعه – اسلام را بوجود اورده است. بسیاری از کارشناسان بر این نکته متفق القولند که دین اسلام در ایران امروزه نیز بشکل یک دین ملی خود را نشان می دهد. این موضوع علت اصلی اختلافات بین ایران با دولت عثمانی و خان نشینی های تورکستان بود. زیرا پس از رسمیت یافت مذهب تشیع و اصل قرار گرفتن آن از سوی ایران بعنوان مبنای سیاست داخلی و خارجی، فعالیتهای تجاوزکارانه ایران نسبت به همسایگانش آغاز گردیده بود. این فعالیتها با اعزام میسونر های صفوی به محدوده امپراتوری عثمانی و تورکستان جهت ترویج مذهب تشیع آغاز و به شکل تحریک به قیام و اشغال ارضی ادامه یافت. فعالیتهای ایران شیعه در این راستا در تورکستان و امپراتوری عثمانی، سبب شد تا عثمانیان و خان نشینی های ترکستان در مقابل این تهدید بشکل متحد حرکت نمایند. نمونهای بسیاری از این همکاریها را می توان در میان استاد موجود در آرشیو نخست وزیری مشاهده نمود. نامه های عبیدالله خان و عبدالطیف خان دو تن از رهبران اوزبیک، جوابیه پادشاهان عثمانی به این مکتوبات، سفرهای جنگی مشترک و اقدام برای گشودم کانال دن – ولگا برای تامین امنیت جانی حجاج تورکستان نمومه هایی از همکاریهای دولت عثمانی با خان نشینی های تورکستان است.

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: