شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم


بررسی زبان بعنوان عنصر مشترک جوامع تورک

با همان کلماتی که مادربزرگ با من درد دل می کرد

دل به یار خود می دهم

احساسی چون حس خفته در لالایی زیبنده کلمات است

که

زبان با دل، دل نیز با زبان در پیوند است.

این شهر ترجمه آزاد دو بیتی «زبان مادری» شاعر تورک فاروق نافیذ چاملی بئل بود. این مصراعها بیانگر احساساتی است که وابستگی انسان به زبان مادریش به هنگام بیان خود را نشان می دهد. شاعر می گوید: زبان با دل، دل نیز با زبان در پیوند است.

این مصراع چیزی جز بیان شاعرانه تئوری ارائه شده از سوی زبانشناسان نیست. زبانشناسان می گویند به هنگام درک و تبیین وجود و روابط انسانها به استفاده از زبان احتیاج دارند. زبان، وسیله بیان احساسات و عواطف انسانی است. عمیق ترین و صمیمی ترین احساسات، تنها در محدوده زبان قابل توصیف است. مثلا گهگاه می شنویم که می گویند: » کلمه ای برای بیان احساساتی که نسبت به تو دارم پیدا نمی شود» و این نیز نشان بازر پیوندی است که بین زبان و قدرت تفکر وجود دارد. حس حسادت، ترس، حسرت و یا عشق…. این مفاهیم احساساتی هستند که هر فردی در هر نقطه از جهان آن را در درون خود حس می کند. عشق همانگونه که در آناتولی عشق است و عشق نامیده می شود در ژاپن نیز همان عشق است. تنها نوع بیان احساسات عاشقانه از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. زیرا زبان بیان احساسات متفاوت است. عشق در قلب احساس می شود. در هر کجای دنیا، وقتی سخت از عشق می رود قبل از هر چیز این قلب است که به ذهن انسان خطور می کند. در حالیکه قلب تنها یکی از صدها ارگان تشکیل دهنده بدن انسان است. در زبان ترکی قلب صرف که پمپی بیش نیست با قلبی که آشیان عشق است تفاوت دارد. آشیان عشق یورک و گونول یعنی دل است.

شاعران ترانه سرای ما ترانه هایی می خوانند که دل می سوزاند، ترانه هایی که دل تاب شنیدن ندارد. برای زیبا رویانی که دل داده اند شعر می سرایند. قلب در زبانهای انگلیسی، آلمانی و یا ژاپنی معادلی دارد. ولی آیا یورک و یا گونول تورکی به معنای دل، در زبانهای دیگر معادلی دارد؟ این تفاوت در اصل نتیجه ایست که زبانی با تجربه تاریخی و فرهنگ متفاوتی در میان می گذارد.

زبان عاملی است که جوامع بشری را به هم نزدیک و یا برعکس از هم دور می سازد. از همین روست که گفته اند انسانها از طریق زبان و حیوانات از طریق بو کشیدن با همدیگر ارتباط برقرار می کنند. زبان به فرد احساس تعلق می بخشد. فرد به هر زبانی که سخن می گوید به ملتی که بدان زبان تکلم می کند تعلق دارد. به همین دلیل می توان مرتبا به افزوده شدن مبارزات فرهنگی و زبانی به مبارزات سیاسی، اقتصادی و نظامی ملل در طول تاریخ برخورد. زیرا فردی مه پیوندهایش با زبان مادری قطع شود دیگر تعلقی بخود ندارد.

ماجرای تاریخی ملت تورک در جغرافیای وسیع یورو اسیا، در عین حال در برگیرنده ماجرای تاریخی زبان تورکی است. ملت ترک که در طول تاریخ با ملل دیگر همچون چینی ها، اسلاوها، ایرانی ها و اعراب در ارتباط بوده است، در زمینه زبان نیز با این مردمان در تعامل بوده اند. این روند در خلال برتامه هفته گذشته مورد ارزیابی قرار گرفت. در برنامه امروز تیز نگاهی خواهیم داشت به سیر تاریخی زبان تورکهای آسیا طی سده گذشته.

روسها از قرن شانزدهم با قدرت گیری تدریجی تبدیل به یک قدرت سیاسی و نظامی شدند. در مقابل جهان تورک نیز رو به پسروی نهاده بود. با آغاز قرن بیستم ترکهای آسیا از سویی در اسارت روسها و از سوی دیگر تحت حاکمیت چینیها قرار گرفته بودند و بصورت جوامعی پراکنده به حیات خود ادامه می دادند. حکومتهای چین و روس نیز همانند دیگر زمینه ها در زمینه زبان برای ملت ترک سیاستهای زبانی جداگانه ای اعمال می کردند. محققین در این نظر متفق القولند که هدف از اعمال چنین سیاستی محروم و دور سازی از یکپارچگی فرهنگی و تجزیه ملت تورک بوده است. تجزیه زبانی ننیجه ایست که اعمال این سیاستها در پی داشته است. زبان چینی و روسی بتدریج جای زبان مادری را گرفته، و زبان تورکی بعنوان زبان درجه دو مطرح شده و در برخی مناطق نیز رو به فراموشی نهاده است.

در خصوص مشکلات زبانی ترکهای اسیا با خانم پروفسور دکتر سما باروتچو اوز اوندر از استادان بخش لهجه ها و ادبیات معاصر تورک داتشکده زبان، تاریخ و جغرافیای آنکارا مصاحبه ای ترتیب داده بودیم. خانم باروتچو اوز اوندر در این رابطه می گوید:

«مشکلات زبانی که مردم تورک پس از فروپاشی اتحاد جماهیری در جغرافیای خود با آن دست به گریبان هستند میراثی است که مستقیما از دوران شوروی به یادگار مانده است. کلیه تورکهایی که امروزه در داخل ساختار سیاسی نوینی به موجودیت خود ادامه می دهند مجبور به دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی هستند که از دو زبانگی ناشی می شود. در حالیکه در برخی مناطق محرومیت استفاده از زبان مادری مطرح است زبان مادری جوامع کم جمعیت ترک رو به فراموشی نهاده و یا به تعبیر زبان شناسان مرگ زبانی اتفاق افتاده است. برغم تمامی این احوال نبایستی نا امید شد. امکانات فنی که در قرن بیست و یکم در اختیار انسانها قرار دارد و ساختار سیاسی جدید جهان ترک از نظر آینده زبان تورکی نیز راهکارهای ارائه می کند. کافیست که حساسیت و تاثیرپذیری خود را از دست ندهیم.»

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: