پشتونوالی، یا سُونامی فرهنگ خشونت


این واقعیت غیر قابل انکار را باید در نظر داشت که «خشونت‌ورزی و خشونت‌پذیری نه برخاسته از غریزه که تابع یادگیری انطباق با شرایط اجتماعی و تعاملات گروهی است.»{1} به همین دلیل، علت گرایش به خشونت و احتمال بروز ناهنجارى هاى رفتارى در بزرگسالان را باید در مناسبات فرهنگی نامناسب و خشن جستجو کرد . زیرا در عرصه نظام اجتماعی، انسان های كه در قلمرو حاکمیت فرهنگ خشونت، استبداد و زور، زاده شده و از دوران کودکی تا بلوغ شاهد قتل و کشتار و خونریزی و سربریدن و چشم ازحدقه دراوردن و پوست کندن و دارآویختن و دیگر اَشکال شدید خشونت بوده اند، در آینده خود متولی درونی كردن فرهنگ استبداد و خشونت در جامعه شده و خشونت به عنوان یک کنش، جزء ملکه ثانوی آنان گردیده است . طبعا، چنین انسان هایی که در سایه فرهنگ خشونت، رشد کرده اند، دارای شخصیت خشن، خشک، مغرور و خودبین بارآمده و در نتیجه هیچگونه انعطافی در قبال پذیرش نقد اجتماعی از خود نشان نمی دهند . این انسان های رشدیافته در سایه فرهنگ خشونت، در وجدان خویش جنگ و خشونت و درنده خويي و استبداد و تحجر را که به عنوان پدیده ی فرهنگی در کنار سایر پدیده های اجتماعی وجود دارند، امری عادی و ملموس پنداشته که به مرور زمان این خشونت و درنده خویی به هنجار های فکری، فرهنگی و الگو های رفتاری آنان مبدل میگردند. پس با این استدلال به این نتیجه میرسیم که عاملین اَعمال جرمی چون کشتار و انتحار و ترور و زجر و شکنجه، فقط کسانی اند که مبتنی بر فرهنگ خشونت رشد کرده و متولیان فرهنگ خشونت بوده اند .

درست به همین دلیل در افغانستان قبیلوی، میزان کشتار و جنایت و خشونت در بین جامعه پشتون بیشتر از سایر جوامع به چشم میخورد، زیرا » پشتون های افغانستان دارای نوعی آداب و رسوم بخصوصی هستند که که به نام «پشتون والی» یاد میشود . «پشتون والی» در عرف پشتون ها هم مجموعه قوانین و ایدیولوژی است.»{2} از نظر خانم پلوشه کاکر «پشتونوالی قانونی بوده‌است که رهبران و جامعه پشتون افغانستان از زمان تشکیل این کشور کوشش داشته‌اند به آن محوریت بدهند. هر فرد که پشتون‌گری را زیر پا بگذارد دیگر به چشم هم‌تباران خود به عنوان پشتون به‌شمار نمی‌آید و از پشتیبانی و حمایت جامعه پشتون محروم می‌شود.»{3} مری لوییس نیز این گفته خانم کاکر را تائید کرده و در مورد قوانین خشن پشتون والی چنین نوشته است: «این قوانین چنان برای کودکان آموخته می شود که با شخصیت آن ها عجین می گردد و کیفر نقض این قوانین ممکن است محرومیت از حقوق متعارف، تبعید و اخراج از ایل و قبیله باشد و حتی گاهی مرگ.»{4} پشتونوالی اما، مناسباتی است که بر مبنای رسوم، سنت‌ها و عادات کهن پشتون‌ها استوار بوده و پشتونها سخت به آن وابسته اند . بخشی از اصول و مقررات غیرشرعی و قرون وسطایی پشتونوالی به شرح زیر است :

1 – «ننواتی» از جمله اصول خشن و غیرعادلانه پشتونوالی است که به معنی بخشش خواستن بوده و درصورت وقوع قتل عمد یا غیر عمد و اختطاف زن متاهل، مجرم در اثر فیصله جرگه مجبور به پرداخت «پور» میباشد که این پور، شامل «بد» یعنی سپردن دو دختر زیبا و باکره یا «پیغله» (که همچنان «سپین پته»، «گوت لکه» و «رونی» نیز نامیده میشوند) به خانواده مقتول میباشد . اما قبایل مختلف پشتون، نرخ های متفاوت دارند .
2 – حمل سلاح یا «توره» قانونی بوده و مردان ملزم به حمل و نگهداری سلاح میباشند .
3 – استعمال مواد مخدر جرم شناخته نشده و کسی حق ندارد کسانیکه مواد مخدر استعمال میکنند را منع کند .
4 – کشتن عمدا سگ،  قصاص قاتل سگ را در برداشته و کشتن غیرعمد آن فقط  جریمه یک راس گوسفند و مقدار پول نقد میباشد .
5 – «سواره» یعنی اجبار دختران به ازدواج برای حل دعواهای قبیله‌ای
6 – «بَدَل» یا کین‌خواهی، قانون قصاص و انتقام جویی است . به گفته یک پشتون: «یک پشتون بخاطر انتقام خود می تواند 100 سال انتظار بکشد.»
7 – «ننگ» یعنی غیرت که شامل خشونت علیه زنان، ازدواج اجباری، نکاح با دختر صغیر، عدم احترام به حقوق

و…
با این چند موارد درمی یابیم که اصلا قواعد پشتونوالی با قانون اسلامی منافات دارد زیرا «قوانین پشتونوالی بسیار قدیمی هستند و از سنت‌های کهن قبیله‌ای پیش از اسلام ریشه می‌گیرند. قوانین آن به‌ویژه کین‌خواهی و خون‌خواهی از جمله قوانین باستانی جوامع ایلی باستان است.» {5} که در ارتباط ماهیت مناسبات پشتونوالی آقای داکتر انور الحق احدی خود نیز معترف است که مناسبات پشتونوالی، یک پدیده غیراسلامی است : «آنچه که پشتون ها را از سایر افغانهای مسلمان تفکیک مینماید، عنعنات رفتاری ماقبل اسلامی شان بنام «پشتونوالی» است.»{6}از طرف دیگر این قواعد با هیچ یک از مناسبات و قواعد انسانی نیز مطابقت ندارند . مطابق به یک گذارش که[در سده نزدهم] در روز نامه دیلی تلیگراف را جع به قوت های زمینی بریتانیا در مله کند به نشر رسیده بود، وینستن چرچیل  Winston Churchilدرین باره چنین نوشته بود : «در سیستم اخلاقی آنها [ پشتونها] خیانت و خشونت بیشتر بحیث امربه معروف دانسته می شود تا نهی از منکر. این چنین رویکرد اخلاقی را که پشتونها بحیث اصول افتخارات خود میشمارند، بسیار عجیب و متناقض است و حتا قابل درک برای هیچ منطق فکری دیگری نمی باشد.»{7} 
در واقع پشتونوالی عبارت از قوم پرستی، دگرناپذیری، آدم کشی، جنگجویی، وحشی گری، منطق گریزی، فرهنگ ستیزی، ارزش ستیزی، بی بند و باری و… بوده و به همین خاطر شاهدیم که متولیان فرهنگ پشتونوالی، آدم کشی و جنایت را جزء واقعیات روزمره، متداول و مرسوم زندگی شان به حساب آورده و به آن افتخار نیز مینمایند و بدون ترس از انجام جنایت، آدم می کشند، سر از قفا میبرند، شلاق میزنند، خانه ها و مدارس را ویران مینمایند و مزارع را به آتش میکشند و هیچ ترس، هراس و دلهره ی از ارتکاب این اعمال ضد انسانی شان ندارند . «شاید پشتونها در تمام جهان مردم غیرقابل کنترول باشند، آنها به چندین طایفه و قبیله و صدها دسته و خانوار تقسیم گردیده اند که عمدتاً با هم در جنگ و نزاع بسر می برند. وجود یک متجاوز آنها را با هم متحد می سازد تا او را از صحنه دور گردانند و جلو تجاوز را بگیرند. پس از دفع تجاوز، کشمکش و جدل دربین خودشان ادامه می یابد. یگانه زمانی که پشتونها با هم در صلح می باشند که با دیگران درجنگ باشند .»{8} 
دوستان عزیز ! حالا برای تائید مطالب بالا، لطفا به این ویدیو کلیپ در پائین این سطور، نگاه کنید . بعد از تماشای آن درخواهید یافت که چرا جنگ و خونریزی و انتقام و انتحار و ترور و تریاک در فرهنگ «پشتونوالی» نهادینه شده و متولیان این فرهنگ، هر روز خدا را با ذهنیتی مملو از انتقام و خشونت و قتل و غارتگری آغاز میکنند . در پارچه شعری که درین ویدیو کلیپ، آقای عبدالباری جهانی سروده است، خواست درونی یک پشتون را خیلی زیبا و واضح تمثیل و بیان نموده است و آقای پرویز بهمن این شعر آقای عبدالباری جهانی را به فارسی چنین ترجمه کرده است :
نظر به روایت سمبولیک این شعر، «ملای از شینوار در خلال وعظ و نصیحتی که برای مریدان خویش میکند میگوید ای مردم! از عذاب دوزخ بترسید، از مارهای چند سر بترسید که هر سرش چندین زبان و هر زبان چندین کیلو زهر دارد از گژدم ها و از خوراک زقوم و ازحرارت آتش و بالاخره از غضب الهی خوف کنید و در مقابل به نعمتهای پرودگار در بهشت تفکر کنید. بهشتی که برای متقیان آمده شده است برای نیکوکاران در آنجا حور و غلمان است شراب طهور و جوهای شیر و شربت های رنگارنگ و غیره نعمات الهی است. به این چیزها امیدوار باشید و با اعمال نیک خویش کوشش کنید که آنرا نصیب شوید.
اما درمقابل یک پشتون ازبین حاضرین بالاشده و از ملا می پرسد قربان شما ملاصاحب بزرگوار! با این وعظ و این نصیحت خودت و قربان این نعمات بزرگ بهشتی اما ملا صاحب قربان ریش مبارکت! فقط یک پرسش کوتاه دارم و آن اینکه آیا در بهشت جنگ و انتقام جوئی وجود دارد؟
ملا میگوید خاموش احمق! در بهشت جنگ و انتقام جوئی برای چی؟ جایکه همهء اهل بهشت از نعمات خداوند مساویانه برخوردار باشند ضرورت به جنگ و دعوا و انتقام گیری چی می ماند؟ آنجا آرامگاه و استراحتگاه است که باید بنده های نیکوکار خداوند آنجا راحت باشند و جزای اعمال نیک دنیوی خویش را ببنید.
پشتون میگوید: برو برو ملاصاحب! این بهشت برای خودت مبارک باد و این نصحیت ها را به بی غیرتها بکن! برای من جای که جنگ با برادر و پسران کاکا نباشد آنجا خوش آیند نیست جایکه انتقام خون و قصاص نباشد جای که تجاوز بالای زنان نباشد، جای که تفنگهایم پر از مرمی نباشد جای که اختلاف بر سر اصل و کم اصل نباشد جای که اختلاف میان درانی و غلجای نباشد جای که زد و خورد و قتل و نسل کشی نباشد آنجا باید یا ملا زنده گی کند یا هم میرزا (نویسنده) و یا هر بی غیرت دیگر، فرق میان انسان و بز این است که انسان می کشد، تجاوز می کند خون می ریزاند و تباه میکند اما بز بیچاره به خیر و شرکسی کار ندارد.
شاعر میگوید: که خدا پشتون را برای بدی آفریده است، پشتون باید ماجرا بیافریند، پشتون باید بکشد و اختلاف و تفرقه و گروه گرائی های جاهلی را راه بیندازد در غیر آن وی پشتون اصیل حساب نمی شود.»
پس حالا ازین شعر میتوان به ماهیت اصلی خصوصیات روانی و خواست درونی پشتونها پی برد و این پرسش جواب پیدا میکند که در افغانستان چرا تاکنون جنگ و برادر کشی بوده و سلطه دوصد و شصت سالهء پشتونها بما چه چیزرا به ارمغان آورده است.
لطفا این ویدیوکلیپ را مشاهده کنید:

پی نوشت ها :
1 – محمدي اصل عباس، جنسيت و خشونت، نشر گل آذين، 1388. ص35
2 – اولیور روآ افغانستان، اسلام و نوگرائی سیاسی، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، آستان قدس رضوی، 1369 ص 28
3 – Kakar, Palwasha, Tribal Law of Pashtunwali and Women’s Legislative Authority ،
4 – مری لوییس کلیفورد، پیشین، ص 42
5 – Rahman, Tariq , Pashto Language & Identity Formation in Pakistan , in : Contemporary South Asia, July 1995, Vol 4, Issue 2, p151,20
6- انورالحق احدی – زوال پشتونها در افغانستان
7 – جنگ پشتونولی  با طالبانیسم برای بقا – هارون امیرزاده –
http://www.goftaman.com/daten/fa/articles/part5/article727.htm 
8 – بخشی از گزارش تم مکگریک Tim Mc Greik گزارشگرماهنامه نشنل جیوگرافیک ماه (دسمبر2004) نشنل جیوگرافیک

یک پاسخ

  1. نوشته جالبی‌ بود اما یک سوال دارم که اصلا به این نوشته مربوط نمیشه. وقتی‌ وارد صفحه ت شدم اولین چیزی که جلب توجه کرد اون نقشه متحرکی هست که بالای صفحه ت داری. یعنی تو واقعا به این اعتقاد داری که تقریبا تمام روسیه + همه کشورهای آسیایی شوروی + شمال ایران + قسمتی‌ از اروپا و شمال افغانستان جزئی از ترکیه هستن و یک روزی کشور واحدی میشن؟؟؟ به قول یارو آرزو با جوانان عیب نیست اما شما که دیگه جوون نیستی‌ (اگر اون عکس از خودت هست).

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: