شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم


تحولات مربوط به جنبش تجددگرا در تورکستان و اسماعیل گاسپرالی

بقای دولتها در طول تاریخ تنها با پیشرفت و آمادگی برای رویارویی با تحولات تجدد گرایانه ممکن است. در این شرایط اهمیت حیاتی آموزش و سازمانهای آموزشی آشکار می شود. در داخل سیستم آموزشی انتقال علوم از فردی به فرد دیگر و نسلی به نسل دیگر نیز تنها بواسطه زبان میسر است. یعنی بدون وجود آموزش زبان، علم و پیشرفتی هم در کار نیست.

صدای اول:

ادواری هستند که در طی آن ملت تورک از علم فاصله گرفنه و در سیاهی تعصبات غرق شده است. طبیعتا این پسروی دلایل مختلفی دارد. می دانیم که تمدن اسلامی و به موازات آن تمدن تورک تا قرن سیزدهم دوره فعال و درخشانی داشته است. ولی دو ضربه بزرگ به این دوره درخشان پایان داد. استیلای مغول و تغییر مسیر راههای تجاری. مورخ معروف عرب ابن بطوطه در خصوص تاثیرات حمله مغول به شهر تورک نشین بخارا می نویسد:

«اگر چه در شهر انسانها در حال زندگی کردن هستند ولی تنها تعداد کمی مسجد، مدرسه و بازار پا بر جا مانده است. شهر تبدیل به خرابه ای شده است. در شهر بخارا که با علم و فرهنگ مشهور است کسی که رغبتی به عنم داشته و یا نحصیل کرده باشد باقی نمانده است. مردم در باتلاق جهالت، فقر و ذلت فرو رفته اند.»

حملات مغولان نه تنها بخارا بلکه سرتاسر جهان اسلام و در راس خوارزم و خاورمیانه را تحت تاثیر گرفته بود. دومین ضربه پس از حملات مغولان در قرن سیزدهم، در قرن شانزدهم با نغییر مسیر راههای تجاری وارد آمد. دیگر جاده ابریشم که از چین تا آناتولی امتداد داشت و سبب رونق تجاری شهرهای بر سر راه خود می شد، اهمیت خود را از دست داده بود. در نتیجه این ضربات ترکستان اهمیت و شکوه پیشین خود را از دست داده و مجددا به سمت واحدهای سکونتی و جوامع کوچک و بسته پسروی کرده بود. این پسروی تنها در شرایط زندگی و دارایی نبود. به همراه این موارد آفاق فکری روشنگرا و توجه به علم نیز محدودتر می شد. قدرت گیری روسیه و پیشرویش به سمت تورکستان نیز سبب شده بود تا ساکنین تورکستان قرنهای متمادی در آغوش این تاریکی باقی بمانند. در قرن نوزدهم تقریبا سرتاسر جهان تورک در چنگال این عقب افتادگی قرار گرفته بود و این عقب افتادگی در جغرافیای عثمانی نیز حاکم بود. در مقابل جستجوها برای یافتن راه چاره نیز ادامه داشت. در امپراتوری عثماتی نوگرایی در امر آموزش پس از صدور فرمان تنظیمات آغاز گردید. انعکاسات این جنبش که به اصول جدیده معروف بود به تورکهایی که تحت استیلای روسها بودند نیز رسیده بود. پیشگامی این جنبش که به جدیدچیلیک یا نوگرایی معروف بود و ابتدا تنها محدود به نوگرایی در امر آموزش بود و بعدها تبدیل به یک میسیون گردید را اسماعیل بیگ گاسپرایلی بر عهده داشت.

اسماعیل بیگ گاسپرالی معتقد بود مهمترین علت عقب افتادگی جهان تورک و جوامع مسلمان کاستیها و مسائل سیستم آموزشی است. وی در مقاله ای تحت عنوان مسئله شرق می گفت:

» بعقیده من مسئله شرق، یعنی مسئله آموزش. پس از حملات مغولان تا به امروز، عقب ماندگی جهان اسلام یعنی تبدیل گلستان به خرابه و عقب افتادگی در طوی صدها سال…

عدم فعالیت تجار و فراموش شدن نام کاشفان و نویسندگان نتیجه محرومیت از آموزش است.»

محرومیت آموزش چه در جهان تورک و چه در دیگر کشورهای اسلامی بمعتای عدم وجود نهادهای آموزشی نیست. زیرا نهادهای بسیاری وجود داشت. ولی مسئله از بی بازده بودن این نهادها ناشی می شد. گاسپرایلی علت بی بازده سیستم را چنین تشریح می کند:

«تورکهای روسیه در سال 1881 حدود 16 هزار مکتب در محلات و 214 مدرسه داشتند و در حالیکه در این 16 هزار مکتب، نیم میلیون کودک تورک پنج سال همر خود را تلف می کردند حتی 5 سطر زبان تورکی آموزش داده نمی شد. در این مکتبها تنها خواندن قران و دعاهای مربوط نماز آموزش داده می شد.»

آموزش به سبک جدید که در جغرافیای عثمانی آغاز و بوسیله گاسپرایلی به تورکهای روسیه انتقال داده شد یعنی اصول جدید، راه حل قطعی این بی بازدهی بود. دکتر فخری تمییز یورک یکی از متخصصین مدیریت آرشیو نخست وزیری، در خصوص فعالیتهای گاسپرایلی در ارتباط با اصول جدید می گوید:

«مدارس اصول جدید که به پیشگامی گاسپرایلی تاسیس شد از یک سو بر تعداد با سوادان افزود و از سوی دیگر نیز راه تفکر در زمینه علم, پیشرفت و ترقی و تاریخ و فرهنگ تورک را هموار می نمود.بدین ترتیب اصول جدید که در ابتدای امر تنها یک مسئله آموزشی بود در طول زمان در بین جوامع تورک تبدیل به یک جنتش بیداری شد. مدارس اصول جدید، به همراه این موفقیتها، با یک حرکت مخالف نیز روبرو شد.

گروهی که قدیم گرا نامیده می شدند و بیشتر متشکل از مدرسین مدارس بودند با هراس از کمتر شدن تاثیر خود در جامعه، با نوگرایی به شدت مخالفت می کردند. همچنین برخی از روشنفکران روس نیز این جنبش را تهدیدی برای خود مشاهده می کردند. مثلا مسیونر روس ایلمینسکی می گوید:

» مسلمانانی که اصلاحاتی انجام داده و ترقی خواه هستند با استفاده از امکانات تمدن غرب مدارس مدرن تاسیس کرده و هویت جدیدی کسب نموده اند تهدید بزرگی برای جامعه ارتدکس به حساب می آیند. به همین دلیل باید مانع از حرکت نوگرا به رهبری گاسپرایلی شد. روشنفکران روس با عدم مخالفت با تاسیس مدارس جدید بخود ضربه می زنند.»

برغم تمامی مشکلات و مخالفتها، گاسپرایلی با عزم راسخ به مبارزه خود ادامه داد. روزنامه ترجمان که در سال 1882 از سوی گاسپرایلی آغاز به منتشر شدن آن گردید را نیز باید در همین راستا ارزیابی نمود. گاسپرایلی با این روزنامه در صدد جستجوی طرق انتقال تفکر لزوم آموزش به زبان مادری و با سیستم مدرن به سرتاسر جهان تورک بود. دکتر فخری تمیز یورک در خصوص اهداف و تاثیرات روزنامه ترجمان می گوید:

» گاسپرا لی در صدد انجام اصلاحات در همه زمینه های فرهنگ تورک بود. اصل اولیه این اصلاحات نیز عبارت و شعار » اتحاد زبانی، فکری و عملی» بود که در زیر نام روزنامه جای گرفته بود. گاسپرایلی با این شعار به شکلی مختصر و مفید اصلاح سیستم مدارس با استفاده از روشهای غربی، بوجود آوردن زبان نوشتاری مشترک برای جهان تورک و تاسیس نهادهای خیریه برای پیشبرد امور آموزشی را بیان می نمود.

گاسپرایلی برای تحقق قوه و ایدآل اتحاد زبانی معتقد بود بایستی کلمات و قوانین خارجی موجود در زبان تورکی پاکسازی شده و کلمات ترکی اصیل و موزون موجود در لهجه های مختلف تورکی به تورکی استانبولی اضافه شود. وی در آرزوی چنان زبانی بود که از شتربانان صحاری تورکستان گرفته تا قایقرانان و باربران استانبول همه قادر به درک آن باشند.

روزنامه ترجمان در آن دوره موفق شده بود به همه نقاط جهان تورک با زبان مشترکی که توصیف شد راه یابد. افزایش تعداد مدارس اصول جدید و شمار باسوادان عامل دیگری بود که بر موفقیت روزنامه ترجمان می افزود. ولی جنگ جهانی اول و انقلا ب روسیه سبب وقفه طولانی مدت در زمینه فعالیتهای اتحاد زبانی شد.

با در نظر گرفتن تحولات 100 تا 120 سال پیش و نگاهی به ساختار سیاسی فعلی، در خصوص اینده زبان تورکی، چه می توان گفت؟ آیا می توان گفت که برای پدید اوردن زبان نوشتاری مشترک شرایط بسیار بهتر از گذشته است؟

مصاحبه با دکتر فخری تمییز یورک در خصوص اسماعیل گاسپرایلی!

اسماعیل بیگ گاسپرایلی معتقد بود که برای از میان برداشتن جهالت حاکم بر جهان تورک، ابتدا باید انسانها با سواد شوند و خلا بزرگ موجود در سیسنم اموزشی را با کسب سواد و معلومات پر کنند. افزودن بر تعداد باسوادان نیز باید ابتدا با آموزش کودکان آغاز می شد. به همین دلیل این حرکت را از مکتبها اغاز نمود و ابتدا روش جدیدی در اموزش الفبا به اجرا گذارد. با استفاده از این شیوه گاسپرایلی بطور میانگین در طول 40 روز موفق به آموزش الفبا به کودکان می شد. دانش آموزانی که موفق به یادگیری الفبا شده بودند را جهت سواد آموزی با استفاده از روش جدید به نقاط مختلف می فرستاد. با گذشت زمان بر تعداد این مکتبها افزوده شده و کل جهان ترک را در بر گرفت. طبیعتا انجام تمامی این امور با مشکلات بسیاری از جمله مسائل مادی و بروکراتیک همراه بود. حکومت مرکزی با تاسیس این مدارس مخالف بود.

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: