شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم


کاراجا اوغلان

عناصر فرهنگی و اجتماعی بسیاری وجود دارند که جهان تورک را از کوههای آلتای گرفته تا حاشیه رودخانه دانوب، جهانی مملو از ارزشهای مشترک می سازد. هر گوشه ای از این جهان وسیع و زیبا را که بنگریم و به هر موضوعی که بپردازیم به مواردی بر می خوریم که ما را به همدیگر نزدیک ساخته و به یکدیگر پیوند می دهند.

دیوار ایدئولوژیکی که ۷۰ سال پابرجا ماند و تحولات قبل از آن که مانع جدایی ملت تورک برای ۱۵۰ سال متوالی گردید، امروزه مانع از دیدن این نقاط مشتزک نمی گردد. تقریبا همه زمینه های زندگی عادی از آداب و رسوم ازدواج و تولد گرفته تا سمبلها و نقش و نگارهایی که در زمینه های هنری مختلف استفاده می شود، همه نشانگر نزدیکی و خاستگاه مشترک این فرهنگها می باشد.

در برنامه گذشته در رابطه با انعکاس این ارزشهای مشترک بر روی قالی، گلیم، ظروف چینی، سنگ قبر، کیسه حبوبات، درب مغازه ها و بطور خلاصه بر روی هنرها و صنایع دستی سخن گفته و در رابطه با اینکه نقوش حیوانی که به وفور بر روی هنرهای دستی در تورکیه یافت می شود، در واقع با «اسلوب حیوانی آسیای میانه» که توسط تورکهای اولیه در آسیا ابداع شده بود، یکی می باشد، بحث کردیم.

با یادآوری این موضوع که همانند هنرهای دستی، این فرهنگ مشترک در ادبیات و شعرهای مردمی نیز تبلور یافته است، در برنامه امروز در رابطه با یکی دیگر از موتیوهای مشترک این چنار کهنسال که از کوههای آلتای تا حاشیه رودخانه دانوب ریشه افکنده، سخن خواهیم گفت. نمونه ای از این ارزشهای مشترک، که امروز بررسی خواهیم کرد، «کاراجااوغلان» می باشد که از بزرگترین هنرمندان عرصه ای است که در ادبیات تورک «شعر عاشق» نامیده می شود.

کاراجااوغلان کیست؟ چه عاملی باعث شده است که او شاعر مشترک جهان تورک باشد؟

در تورکیه همه تورکها چه به موسیقی و شعر مردمی و فلکلوریک علاقمند باشند و چه نباشند، کاراجااؤغلان را می شناسد و اشعار او را که به موسیقی مردمی تبدیل شده است، از صمیم قلب دوست دارند. ترجمه آزاد قطعه شعری از او چنین است:

بلبل به پرواز درآمده، در آسمانها پرواز می کند عاشق تو جانش را نیز فدا می کند

در این باغچه زیبا گلی ندارم در میان زیبارویان یاری ندارم 

همه ما قصه ها و داستانها را از ته دل دوست داریم. کسانیکه اندکی در رابطه با زندگی کاراجااوغلان صاحب اطلاعات هستد، می گویند که وی در ییلاقهای توروس متعلق به استانهای جنوبی تورکیه به دنیا آمد. وقتی که از نام کاراجااوغلان سخن به میان میآید یک فرد در اذهان تداعی می شود، اما محققین معتقدند که بیش از یک کاراجااوغلان وجود داشته است و در مقاله های خود که بیشتر با عنوان «چند کاراجااوغلان وجود دارد؟» به قلم می گیرند، از وجود چند کاراجااوغلان متفاوت سخن می گویند.

شنوندگان عزیز، کاراجااوغلان یک تن نبوده و تنها در آناتولی زندگی نکرده است، محقق معروف ایلحان باشگؤز در مقاله ای با عنوان «سنت کاراجااوغلان» چنین می نویسد:

«می خواهم اشعار کاراجااوغلان را که همانند تافته ای مردمی می باشد، نه از زبان یک هنرمند، بلکه از زبان و ساز هنرمندانی بسیار و بعنوان یک سنت مورد ارزیابی قرار دهم. تافته ای که تارو پود آن از سوی هر کسی که می خواهد بافته شده باشد، نقش و نگارهای آن به بوسیله عاشقها و شاعرهای ساز بدست و ناشناخته ییلاق توروس زده شده است. سنت شعر و آهنگهای مردمی را که به نام کاراجااوغلان رقم خورده، این اتحاد و یکپارچگی بوجود آورده است.»

تحقیقات انجام یافته نشان می دهد که تنها یک کاراجااوغلان وجود نداشته و چندین کاراجااوغلان زندگی کرده و شعر گفته اند. اولین اینها در قرن ۱۶ ام می زیسته است. در کتابی متعلق به سال ۱۵۸۲ که به شرح جشن ختنه سوران می پردازد، از کاراجااوغلان سخن گفته شده است.

ایلحان باشگؤز محقق معروف اشعار و ادبیات تورک اظهار می دارد که از این کاراجااوغلان که در نیمه دوم قرن ۱۶ ام می زیسته، شعری به امروز نرسیده است.

کاراجااوغلان دیگری نیز در قرن ۱۷ ام می زیسته است. اطلاعات ارائه شده در رابطه با محل تولد و وفات وی، مناطقی که وی به گشت و گذار در آن پرداخته و افرادیکه با آنها دیدار کرده، موثق نمی باشد. در اشعار وی چهار تاریخ متفاوت از سده ۱۷ ام وجود دارد. اشعار به جای مانده از این کاراجااوغلان از نظر محتوا و قالب شعری چندان مطابق با مفهوم شعر در سده هفدهم نمی باشد.

کاراجااوغلان دیگری نیز در سده ۱۹ ام و در سیلیفکه می زیسته است. لقب وی کاراجااوغلان کوچک بوده است. اما در اشعار خود از تخلص کاراجااوغلان استفاده می کرده است.

کاراجااوغلان چهارم باز هم در قرن ۱۹ و در یوزگات زندگی می کرده است. اشعاری خاص این شاعر که نقطه تمایز وی از سایرین می باشد، تا به امروز رسیده است.

بطور خلاصه می خواهیم بگوییم که تنها یک کاراجااوغلان وجود نداشته است. بلکه کاراجااوغلان در واقع یک سنت بوده و به تعبیر محققین ادبیات، کاراجااوغلان یک سبک و طرز است.

به احتمال زیاد علاوه بر این چهار کاراجااوغلان که از آنها بحث کردیم، کاراجااوغلانهای دیگری نیز وجود دارند. اما بدرستی و به یقین نمی دانیم که چند کاراجااوغلان در این سبک و سنت سهیم بوده اند و باعث رشد و توسعه آن شدند.

پروفسور دکتر ایلحان باشگؤز، وجود بیش از یک کاراجااوغلان را به ساختار ادبیات مردمی تورک و سنت شعر عاشقی مربوط می داند.

همچنانکه می دانید ادبیات مردمی، یک ادبیات شفاهی می باشد. برخلاف شاعر ادبیات کتبی، شاعر ابتدا اشعار خود را بر روی کاغذ نمی نویسد، بلکه آنچه را که از ذهن و قلبش می گذرد، با همان حالت اولیه، بر زبان می آورد. تغییر در شعری که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، اجتناب ناپذیر است و در این روند نیز صدها شاعر پیدا می شوند که اشعاری را که خود سروده اند به کاراجااوغلان نسبت داده و یا با استفاده از نام و تخلص وی شعر می سرایند. همچنانکه بیش از یک تن نیز از نام تخلص یونس امره استفاده کرده اند.

اکنون ببینیم که این سنت کاراجااوغلان چگونه در یک ساختار اجتماعی شکل گرفته است. این سنت در میان عشایر کوچ نشین ترکمن شکل یافته است. همچنانکه می دانید عشایر به امور کشاورزی و زراعت نمی پرداختند، آنها بجای مبارزه با شرایط سخت طبیعی سعی می کردند دوستانه و با مسالمت با آن زندگی کنند. آنها دامهای خود را بطور مرتب در تابستانها به ییلاق و در زمستانها به قشلاق برده و از طریق دامپروری امرار معاش می کردند. بدین جهت است که در اشعار کاراجااوغلان به وفور می توان به مفاهیمی چون طبیعت پر از گل و سنبل، بنفشه های وحشی، بوی کاکوتی، و درختان سر و صنوبر برخورد. کسانیکه از سنت کاراجااوغلان حمایت کرده اند و موجب رشد آن شده اند نیز کسانی هستند که دارای روحی آزاد و قلبی مملو از احساسات که در دامن کوهها پرورش یافته اند، می باشند.

پروفسور ایلحان باشگؤز معتقد است که اعتقادات و باورهای دینی نیز در میان عشایر هیچگاه افراطی نبوده و این افراد دین را به شکلی بسیار ملایم تجربه می کردند. دین عشایر، اسلام ترکمنها و در واقع یک دین مردمی بود. از این نظر نیز شبیه اسلام پذیرفته شده در تیره های مختلف اوغوز که در «ده ده قورقود» از آن بحث شده می باشد. سنت کاراجااوغلان منعکس کننده اسلامی است که به دور از تمامی ممنوعیتهای شدید و افراطی، خداوند را بزرگترین حامی و دوست می شمارد. بر اساس این درک و فهم در اشعار کاراجااوغلان روابط بین زن و مرد همانند اشعار دیوانی محکوم چارچوب و قوانین سفت و سخت نبوده و رویایی و خیالی نیست. در اشعار کاراجااوغلان زن با تمامی گوشت و پوستش و با تمامی ناز، عشوه و آرزوهایش به تمام معنی یک زن است. کاراجااوغلان از زنان بعنوان زیبارویانی که دل را اسیر خود می سازند، بطور واقعی سخن می راند.


قامتت سرو مانند، کمرت باریک گونه هایت همچون غنچه گل زیبا

موهایت را بر شانه هایت پریشان می کنی بازوانت بسیار پرتوان است

گونه هایت همچون سیب قرمز قامتت به بلندای سرو

همانند غنچه گلی که به هنگام سحر می شکفد همانند خون چکیده بر روی برف

دوستان کاراجااوغلانهایی که از آنها سخن گفتیم، کاراجااوغلانهای دامنه کوههای توروس بودند. اکنون اجازه دهید تا اندکی هم در رابطه با کاراجااوغلانهایی که در خارج از مرزهای ترکیه وجود دارند، سخن بگوییم.

رادولف تورک شناس معروف با جمع آوری داستانهایی با عنوان «کاراجااوغلان و اسمیهان سلطان» که در میان تاتارهای کریمه نقل می شود، نشان داده است که در خارج از مرزهای آناتولی نیز کاراجااوغلانهایی وجود داشته است.

در آذربایجان نیز کاراجااوغلان با اشعار زیبا و دلنشین و نیز اشعار تلخ و مزاح گونه طرفداران بسیاری دارد. دلیل این امر نیز در بدیهه گوییهای شاعر نهفته است.

هنر کاراجااوغلان چشمه زلالی است که همواره در جریان بوده است. شاعران مردمی همچون عاشق علی و عاشق علی عسگر نیز از کاراجااوغلان تاثیر پذیرفته اند. پروفسور حاندان در این مورد مثالی را دارد که در این جا با شما در میان می گذاریم.

کاراجااوغلان چنین می گوید:

ای ریش تو را با تیغ دلاکی می برم

دخترکی به من عمو گفت، چه کنم

در مقابل عاشق علی نیز چنین می گوید:

ای ریش تو را می کنم

دیروز دخترکی به من دایی گفته است

کاراجااوغلان به غیر از آذربایجان در ترکمنستان نیز با همین نام معروف است و دوست داشته می شود. آیا کاراجااوغلان و اشعار وی توسط عاشقهای آذربایجانی به تورکمنستان برده شده، یا اینکه در تورکمنستان نیز شاعرانی بوده اند که از تخلص کاراجااوغلان استفاده کرده اند؟ جواب این سوالها بدرستی روشن نیست. تنها چیزی که واضح و روشن است اینست که در ترکمنستان نیز کاراجااوغلان وجود دارد. تورکیه از وجود کاراجااوغلان در تورکمنستان برای اولین بار توسط پروفسور دکتر ایلحان باشگؤز خبردار گردید. کاراجااوغلانی که پروفسور باشگؤز از وجود آن در ترکمنستان خبر می دهد، در این کشور با نام «حماسه کاراجااوغلان» معروف است. اما باید بگوییم که این اثر که نام حماسه را بخود گرفته، از ویژگیهای حماسه به دور می باشد.

در این اثر، ۲۶ قطعه شعر وجود دارد که در میان این اشعار داستانهای کوتاهی که به شرح زندگی کاراجااوغلان می پردازد، وجود دارد. در میان این اشهار تنها دو قطعه شعر با اشعاری که در ترکیه به کاراجااوغلان نسبت داده می شود، مشترک است. اما این بدان معنی نیست که سایر اشعار کاراجااوغلان با اسلوب شعری متفاوتی سروده شده باشد. اکنون یک چهاربیتی متعلق به کاراجااوغلان از ترکیه و یک چهار بیتی نیز متعلق به کاراجااوغلان از تورکمنستان برایتان نقل می کنیم تا بیشتر متوجه نقاط مشترک این فرهنگ شویم.

کاراجااوغلان تورکیه می گوید:

من به هیچ کس زیبا نمی گویم تا وقتیکه ازآن من نباشد

رنج و عذاب محنت را بخود روا نمی دارم تا وقتیکه یار مال من نباشد

کاراجااوغلان تورکمنستان می گوید:

من به هرکسی زیبا نمی گویم تا وقتیکه به آن دسترسی نداشته باشم

التماس مکن دلم، التماس مکن، تا وقتیکه او خودش التماس نکند

بطور خلاصه کاراجااوغلان متعلق به هر کشور، استان، منطقه و یا ناحیه ای که باشد، قبل از هر چیز شاعر جهان ترک است. او میراث مشترک جهان تورک است که زبان، تاریخ و فرهنگی واحد دارند.

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: