فردوسی تطهیر میشود !


بنا به نوشته مجله فردوسی، چندی است آقای فریدون جنیدی فردوسی شناس وشاهنامه پژوه . باصطلاح انقلابی در شاهنامه پدید آورده است!

وی تصمیم گرفته است اشتباهات فردوسی را در سرودن شاهنامه با 60 هزار بیت، اصلاح کرده و 30 هزار بیت از 60 هزار بیت این سروده را که شامل مدح سلطان محمود غزنوی و دیگر ابیات کم مایه است را دور ریزد و شاهنامه ایی در شان و شوکت حکیم طوس ارائه دهد!!

بنا به اعتقاد فریدون جنیدی 30 هزار بیتی که ایشان از شاهنامه برداشته است نمی تواند سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی باشد و به احتمال زیاد توسط «مودود » نوه سلطان محمود و جهت تعریف و تمجید از پدر بزرگش به شاهنامه افزوده شده است ؛ لاکن ادعای استاد بزرگ آقای فریدون جنیدی را حتی شاگردانش  ( که آنها نیز شاگردانی را تربیت کرده اند )  هم قبول ندارند، چرا که معتقد هستند در هیچ منبع ادبی- تاریخی ده قرن گذشته بعد از فردوسی و توسط هیچ شاعر و محققی از اینکه فردوسی 30 هزار بیت و یا حتی کمتر از 60 هزار بیت شعر گفته باشد اشاره ای نشده است !

شاگردان آقای جنیدی که فردوسی پرستان و شاهنامه دوستان قهاری هم هستند از اینکه چه در منابع ده قرن گذشته و از نزدیکترین زمان به فردوسی، تا فردوسی پژوهان سرشناس  متاخر غرب چون ژول مول، ژول شامپیون، کنت لولوف، وولف، آته، لیدن، روکرت، ادوارد براون، و بسیاری دیگر از فردوسی شناسان داخلی و خارجی هرگز شبهه ای در 60 هزار بیت بودن شاهنامه نداشته اند، کار استاد خودرا خطای بزرگ ادبی دانسته و اشتباه ایشان را موجب خوشحالی باصطلاح پان ترکها، پان عربها، و پان کردها می دانند ! (1)

البته طبیعی است شاهنامه پرستان، شوونیسم فارس و باستانگرایانی از این دست که مقام فردوسی را تا بلندترین مرتبه ممکن و تا درجه عاری از خطا و تمایلات انسانی می رسانند هرگز انتظار ندارند چنین موجود  عاري از خطا و لغزش  مدح  چنين » چاپلوسانه » اي  از سلطان محمود غزنوی نماید ! :

یکی گفت کین شاه روم است وهند          ز قنوج تا پیش دریای سند

     به ایران  به توران  ورا  بنده اند             به رای و به تدبیر او زنده اند   !!

       جهاندار محمود  شاه بزرگ              به آبشخور آرد همی میش و گرگ

 چو کودک لب از شیر مادر بشست           ز گهواره محمود گوید نخست !! (2)

و یا هرگز نمی توانند از حکیم و خردمند خویش اشعاری در تحقیر و توهین به نصف جمعیت جهان، یعنی به زنان، آنهم در بدوی ترین و اهانت آمیزترین نوع خود بشنوند! :

زن و اژدها هر دو در خاک به                 جهان پاک از این هر دو ناپاک به

زنان را ستایی سگان را ستای             که یک سگ به از صد زن پارسای  !! (3)

عده ای از پرستش کنندگان فردوسی، برای پاک نگهداشتن حکیم خود از تفکر متحجرانه و بدوی میگویند : » این مطلب را فردوسی از زبان فرد دیگری نقل کرده است و فکر خود فردوسی در باره زنان نیست! «

لاکن چه کسی نمی داند بسیاری از شاعران، بخصوص شاعران داستانپرداز و رمان نویسان اصولا افکار و اعتقادات خودرا بیشتر ، از زبان دیگران به صورت داستان و رمان نقل می کنند؛ کم نیستند شاعران و نویسندگان داستان و رمان که افکار و تراوشات ذهنی خودرا از زبان پرندگان، چرندگان و حتی اجسام بی روح به مخاطب خود می رسانند !

نگاه فردوسی به شخصیت زنان تنها در قالب دو بیت یاد شده خلاصه نمی شود،بلکه شخصیت پردازی های منفی از زنان، در انواع مختلف، در داستانهای شاهنامه موج می زند؛ ابیات زیر تنها نشانه های اندک از این منفی نگری فردوسی به زنان در داستان پردازیهای گوناگون در شاهنامه است :

به کاری مکن نیز فرمان زن            که هرگز نبینی زن رای زن  

   کرا در پس پرده دختر بود              اگر تاج دارد بد اختر بود     

(شاهنامه کلکته1829 ص 283 سطر 3 )

                              …………………

کرا دختر آید بجای پسر                  به از گور داماد ناید به در      

(شاهنامه چاپ مسکو، ج5، ص23)

چو فرزند شایسته آمد پدید             ز مهر زنان دل بباید برید    

(شاهنامه چاپ ژول مول، ج2، ص 123) 

                           ……………………..

 ز مردان مكن ياد در پيش زن         دل زن همان ديو را هست جاي 

(شاهنامه چ. ژول مول، ج 1، ص 125)

    تو آن را جز از باد و بازي مدان         گزاف زنان بود و راي بدان    

(شاهنامه چ. مسكو، ج 8، ص 102)

                              ……………………..

به پيش زنان راز هرگز مگوي                چو گويي سخن باز يابي بگوي

كسي كو بود مهتر انجمن                 كفن بهتر او را ز فرمان زن  

(شاهنامه ،ص ۲۸۲ طبع كلكته ۱۸۲۹ )

                             …………………………

زنان را نباشد به جز يك هنر                              نشينند و زايند شيران نر 

به اختر كسي دان كه دخترش نيست             چو دختر بود روشن اخترش نيست 

(شاهنامه ، چاپ مسكو ، ج ۱ ، ص ۸۹

                                         ………………………………………

هر آن كو بود مردم  سرفراز                            نزيبد كه با زن نشيند به راز

بزرگي كه فرجام او كهتري است                 بر آن زندگاني ببايد گريست  

(كتاب راحه الصدور ، چاپ دوم ، تصحيح محمد اقبال ، ناشر : علي اكبر علمي ،ص ۳۳۶-۳۳۷ / شاهنامه ، چاپ كلكته ،ص ۲۸۳ )

نباید فراموش کرد که فردوسی هم مثل بقیه انسانها دارای حس آز و طمع و دیگر احساسات منفی و مثبت بوده و افکار و اندیشه های درونی خویش را در قالب اشعار شاهنامه بروز داده است .

علاوه بر نگاه منفی فردوسی به زنان، مداحی سلطان محمود غزنوی آنهم در حدّ افراطي و چاپلوسانه (چو کودک لب از شیر مادر بشست       زگهواره محمود گوید نخست !!)  نیز یکی از خصوصیات بارز فردوسی در شاهنامه است!

نباید به فردوسی ایراد گرفت که چرا نگاهش به زنان چنین است و یا چرا سلطان محمود غزنوی را در حد چاپلوسانه مدح گفته است!

در زمان فردوسی نه افکار فمنیسم امروزی وجود داشته که انتظار فمنیست بودن از فردوسی را داشت و نه حاكمان فارس زبان و از نژاد پاك آريايي !  بر کشوري كه فردوسي در آن زندگي مي كرد حکمفرما بودند که فردوسي بجاي اينكه  سلطان محمود غزنوي ترك را ستايش كند و كيسه هاي زر و سيم از طرف سلطان ترك بر سرش ببارد ، سلطان فارس زبان آريايي نژاد را ستايش كند و اين هديه ها را از دست او بگيرد  !

اصولاً در قرون گذشته، شاعران، ابزار تبلیغاتی سلاطین و درباریان به حساب می آمدند، یعنی شاعران، بخصوص شاعران دری (فارسی) گوی دست پرورده پادشاهان و درباریان بودند تا از طریق تعریف و تمجید شاعرانه از سلاطین و حاکمان مناطق، حاکمیت پادشاهان را بر مردم تثبیت كنند . در دورانی که با سوادان و کتابخوانان کشور به یک در هزار  هم نمی رسیده و تازه بدست آوردن کتاب که با دست نوشته می شد شبیه به داشتن کالای گرانقیمت امروز بوده و هر با سوادی هم قادر به بدست آوردن آن نبود، آیا کالای شاعر که شعر باشد خریداری جز دربار می توانست داشته باشد؟!

طبیعی است پادشاهان و سلاطین هم کالایی را می خریدند که مورد دلخواهشان باشد، در این میان هر شاعری بیشتر از دیگران در اشعارش سلطان ممدوح خود را بزرگ و با عظمت، والا مقام، سخاوتمند، دلاور و عادل و رعیت دوست نشان می داد به صله و انعام بیشتری از طرف سلطان دست می یافت.

این گونه اشعار تقریباً در همه دیوانهای شاعران فارسی گوی موجود است. یعنی هر شاعر پارسی گوی ممدوحی داشته و برای مدح آن سلطان و یا حاکم، قدرت و استعداد خود را در حدّ ممکن بکار می برده است. و چه بسیار شعرای پارسی گویی که سلاطین ترک را چاپلوسانه مدح کرده اند تا به صله و انعام بیشتری دست یابند!

طبیعی است سروده شدن شاهنامه هم خارج از این چارچوب نبوده است و فردوسی هم به وعده یک دینار زر برای هر بیت شاهنامه از طرف سلطان محمود، زحمت سالها سرودن شاهنامه را بر خود هموار کرده است و 60 هزار بیت شعر سروده است !   ( تاريخ تمدن ، ويل دورانت، ترجمه مترجمين ،چاپ ششم ، جلد يك ص ۴۳۱ نسخه  سي دي  شده )

البته وعده یک دینار طلا بر هر بیت شاهنامه تنها، وعده سلطان محمود به فردوسی بعد از پایان شاهنامه بوده است، و الّا فردوسی در طول چند سالی که مشغول سرودن شاهنامه بوده و كار ديگري هم انجام نمي داده صله و انعام معمولی و مستمر سلطان محمود را دریافت می کرده است، چون شاعری که کارش شعر گویی باشد و کار دیگری انجام ندهد زندگی اش جز با صله و انعام پادشاه نمی توانسته است بچرخد!

از فردوسی گرفته تا عنصری، عسجدی، منوچهری دامغانی، فرخی سیستانی، مسعود سعد سلمان، سنایی غزنوی، انوری ابیوردی، جمال الدین اصفهانی، اثیرالدین اخسیکتی، امیر خسروی، سعدی و حافظ شیرازی، فخرالدین عراقی و دیگر فارسی سرایان، همه و همه مداح سلاطین ترک و مغول بودند و به همین خاطر هم هست که زبان فارسی به زبان دری، یعنی زبانی که در دربار سلاطین و پادشاهان برای تعریف و توصیف از آنها مورد استفاده قرار می گرفته مشهور شده است.

اساساً ادبیات زبان فارسی بر پایه شعر شعرای درباری استوار است و اشعار درباری هم معلوم است بر چه اساس و پایه ای تکیه دارد!

 حافظ شيرازي شاعر قرن هشتم در آرزوي رسيدن به درگاه  » امير تيمور » مي نويسد :

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

                                             شاه تركان فارغ است از حال ما ، كو رستمي؟

آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست

                                              عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي

خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم

                            كز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي   (پناهي سمناني ،تيمور لنگ ،ص ۴۳)

ابن یمین فرمدی علت خوب شعر گفتن عنصری و انوری را حمایت خوب در بار از آنها دانسته می گوید:

مربی چو محمود اگر با شدم                چه سنجد به میزان من «عنصری»

چو سنجر هنر پروری کو مرا                 که تا بشکنم رونق «انوری»

بزرگی این هر دو شاعر ز چیست           ز اکرام محمودی و سنجری

از این منظر است که زبان فارسی دری بهره ای از علومی چون فلسفه، ریاضی، نجوم، طبیعات، موسیقی، طب و دیگر علوم نبرده است؛ با دقت به متون دیوانهای شاعران فارسی گوی مشخص می گردد که این شعرا برای رسیدن به سیم و زر اهدایی دربار سلاطین ترک هیچگونه محدودیتی را در حقیر و کوچک نشان دادن خود و بزرگ کردن ممدوح خود جایز نمی دانستند؛ به چند نمونه از این اشعار بسنده می کنیم:

انوری ابیوردی در مدح سلطان سنجر سلجوقی می گوید:

«خسروا بنده را دوسه سال است          که همی آرزوی آن باشد

کز ندیمان حضرت ار نشود                      از مقیمان آستان باشد

بخرش پیش از آنکه بشناسی                کانگی رایگان گران باشد

چه شود گر ترا درین یک بیع         دست بوسیدنی گران باشد…»(۴)

اثیر اخسیکتی درقصیده ای برای راهیابی به دربار قزل ارسلان در مدح وی گوید:

«ای کمینگاه فلک ابروی تو                    آبروی آفتاب از روی تو

جای جانها گوشه شبوش تو                دام دلها حلقه گیسوی تو…

بر سر کوی غمت بر تا «اثیر»                های هویی می زند بر بوی تو

کم نگردد رونق حسن تو هیچ       گر بیفزاید سگی در کوی تو«(۵)

در زمان شاه عباس صفوی، شاعری اصفهانی مورد توجه شاه بوده وشاه عباس وی را در سفر شکار همراه خود می برده است، لاکن مدتی توجه و عنایتی به وی نداشته است. شاعر از این بی توجهی شاه نسبت به خود پریشان خاطر شده جهت جلب نظر شاه عباس بیت زیر را می سراید که به نظر مهدی اخوان ثالث شاعر معاصر، خود برابر یک دیوان است !:

«سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی          تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی»!!!(۶)

مهدی اخوان ثالث در مقاله ای تحت عنوان «حیوانها شعر می گفتند»می نویسد:

«اما آنچه مسلم است این است که «سگیّات» شعرای عهد میانه و متاخر فصلی مبسوط از فصول و مضامینی است که متداول بین شعراست. کمتر شاعری از شاعران عهد مذکور می شناسیم که دیوانش آلوده به «سگیّات» نباشد.

جامی می گوید:

         هستم سگکی بر آستانت                   خرسند زتو به استخوانی

                     شد سگ کوی تو جامی، چون سگانش داغ کن

                      تا بداند هر که بیند، کز سگان کوی تست

فخرالدین عراقی هم می گوید:

          بگذار که بگذرم بکویت                 یکدم ز سگان کویم انگار

          بگذاشتم این حدیث کز من          دارند سگان کوی تو عار

      پندار که مشت خاک باشم              زیر قدم سگ درت خوار

سنایی می گوید:

    ما را سگ خویش خوان که تا ما             گوییم که شیر چرخ ماییم(۷)

حال با توجه به اوضاع و احوال شعرای فارسی گوی در آن دوران، چطور می توان فردوسی را پاک ومنزه از مجیز گویی سلطان محمود دانست و دیوان جدیدی برای اوتنظیم کرد و30 هزار از ابیات وی را از شاهنامه برداشت؟!!

به هر حال باید به استاد بزرگ فریدون جنیدی گفت، دست مریزاد که با حذف 30 هزار بیت از اشعار فردوسی آبروی حکیم طوس را خریده ای!!

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!

قابل ذکر است که علاوه بر شاعران زیادی که به علت سروده شدن شاهنامه در مقابل دریافت پول، فردوسی را تحقیر کرده اند، اخیراً نیز منظومه ای به نام «علی نامه» با مقدمه حمید رضا شفیعی کدکنی و دکتر محمود امید سالار مربوط به قرن پنجم (هم عصر فردوسی) و سروده شاعری بنام «ربیع» منتشر شده است که اعتراضی است به فردوسی در سرودن شاهنامه و تعریف و تمجید از سلطان محمود غزنوی جهت رسیدن به پول و مقام!

میراث مکتوب: منظومه «علی‌نامه»؛ یک متن قرن پنجمی، نخستين تجربه شعر حماسي شيعی  که به نوعی در اعتراض به شاهنامه فردوسی سروده شده، با مقدمه استاد شفیعی کدکنی و دکتر محمود امیدسالار،  همزمان با میلاد امام علی(ع) توسط مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد.

به گزارش میراث مکتوب، منظومه «علی‌نامه» سروده شاعری گمنام با تخلص «ربیع» که آن را در اعتراض به «شاهنامه» فردوسی سروده است همزمان با میلاد حضرت علی(ع)منتشر و در اختیار علاقه مندان گرفت.

 حسن راشدی

………………………………………………………..

1- مجله فردوسی،سال ۱۳۸۸ شماره ۷۷و ۷۸
2- شاهنامه،تحت نظر ی.ا.برتلس،جلد یک ص ۱۸و ۱۹
3 – شاهنامه،چاپ کلکته،رک،چ ولرس،ج۲،ص۵۵۱/امثال و حکم دهخدا۱۳۱۰ش،ج۲،ص۹۱۹
4 -راحه الصدور، محمد راوندی ص ۱۹۸ (چاپ دوم سال ۱۳۶۳ )
5- دیوان اثیر اخسیکتی، نسخه موزه بریتانیا or. ۲۶۸ .ff. ۷sA ۷۷۶
6-  مقاله مهدی اخوان ثالث، دی ماه ۱۳۴۰، ماهنامه فرهنگ، جلد اول، شماره یک صص ۸۷-۹۱
7 – مقاله “حیوانات شعر می گفتند”، مهدی اخوان ثالث مانامه فرهنگ، دی ماه ۱۳۴۰، شماره یک ص ۸۷-۹۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: