نامۀ سرگشادۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به نمایندگان پارلمان افغانستان


زخم ناسور کوچیها در پیکر زخمی و هزار پارۀ افغانستان، التیام فوری و دایمی آنرا از شما می طلبد!

نمایندگان محترم شورای ملی این عالی ترین مرجع قانون گزاری کشور درود بر شما!
مشکلات و نیازمندی های اساسی هرجامعه را، ایجاد قوانین جوابگو به حل آن نیاز مندی ها و مشکلات، که متکی بر واقعییت های عینی تنظیم، و بصورت پیگیر وعادلانۀ آن در روند زندگی روزمرۀ جوامع تطبیق شود، میتواند برای همیش مرفوع نموده، وجوامع را از در افتادن در گرداب های هولناک فساد در کلیه اشکال آن نجات بخشد.

بزرگترین مشکل جامعۀ افغانستان، درطول تاریخ موجودیت آن، بالخاصه طی سده های اخیر، از نبود قوانین عادلانه و جوابگو به نیازمندی های حقیقی مردم این سرزمین نشأت نموده و دولت های برسراقتدار قبیلوی درهیچ دوری از تاریخ، آمادۀ ایجاد و تطبیق این قوانین، درمطابقت با واقعییت کثیرالملیة بودن کشورنبوده، و از پذیرش مکلفیت های اساسی دولت داری بدوراز معیارهای قبایلی مورد علاقۀ خویش انکار نموده اند.

تا جاییکه حقایق مرتبط با عملکرد های این دولت مداران قبایلی نشان میدهد، ایشان همیشه خواهان آن بوده اند که چرخ دولت داری را به نفع موجودیت قبایل وابسته بخود حرکت داده و از پرداختن به تنظیم عادلانۀ روابط باهمی اقوام و ملیت های ساکن این سرزمین شانه خالی نمایند.

معضلۀ ننگین کوچی ها که تا همین اکنون هم یکی از بزرگترین مسایل نفاق آفرین وفوق العاده حساسیت برانگیز کشور کثیرالملیة افغانستان محسوب گردیده، وهمه ساله تلفات جانی ومالی بی حد وحصری را در نتیجۀ هجوم های پلان شدۀ آنها، به مناطق شمال ومرکزی کشور، وشکل گیری تصادمات خونین با ساکنین بومی آن ساحات بوجود میآورد، یکی از آن جمله مسایلی است که بایستی مدتها قبل ازامروز، با تصویب قوانین ثابت و پا برجا از جانب دولت ها مرفوع و زندگی مردم نگونبخت ما، ازتبعات عذاب دهندۀ آن در سرتاسر کشور پاکسازی میگردید.

ولی با کمال تأسف تاریخ گواه برآن است که، دولت های قبیله سالار نظر به خصوصیات غیرملی و بیگانه بودن آنها با خصوصیات ومشخصات دولتهای ملی، نه تنها هیچ نوع تلاشی را در جهت پایان بخشیدن به این ام الفجایع قبیلوی از خود بروز ندادند، بلکه همواره کوشیده اند که، از وجود بخشی از قبایل آواره شده وغرق در انواع بدبختی های عنعنوی تحت نام کوچی، به نفع ادامۀ حاکمیت های نامشروع وغیر انسانی خود استفادۀ سوء نموده، و از وجود این قبایل در جهت نیل به اهداف و آرزو های فاشیستی وعظمت طلبانۀ خود بهره برداری نمایند.

دولت کنونی افغانستان تحت زعامت محترم حامد کرزی، که شما خود رُکنی از آنرا تشکیل میدهید، با وجود تحولات عمیقی که، کشور ما و جهان طی سالیان اخیرشکلاً وجبراً متحمل گردیده، عملاً در محتوا و متن خود یک دولت تیپیک قبیلوی با همان پلان های عظمت طلبانه و انحصار گرانه، در قالب سیاست های جدید قبیله سالاری است که، آقای کرزی واطرافیان نزدیک او، با عدم توجه به درس های خونین تاریخ این کشور، بازهم تلاش دارند که از همان مواد گندیدۀ تاریخ به شیوه های مدرن ولیبرالیزه سازی آن استفاده نموده و خط سیری را که اسلاف ایشان درین کشور ترسیم نموده بودند با عناوین دیگری ادامه دهند.

در ادامۀ همین سیاست گزاری های غلط وغیر انسانی است که، برخورد دوگانه وغیر اخلاقی دولت کنونی در رابطه با اقوام وملیت های مختلف کشور، درکلیه عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن برملا گردیده، کافۀ مردم نجیب افغانستان وهر یکی ازشما شاهد آن بوده اید وهستید که، یکجا با ارتکاب صدها جنایت نابخشودنی دیگر، همه ساله در مواقع معینی ازسال که دهاقین و برزیگران زحمت کش و فقیرکشور در مناطق مختلفی چون میدان وردک، غزنی، دایکندی، بامیان، ارزگان، بادغیس، هرات، فراه، غور، فاریاب، سرپل، جوزجان، بلخ، سمنگان، بغلان، قندور، تخار، بدخشان، پروان، کاپیسا وغیره زمین های دست داشتۀ خود را جهت تأمین احتیاجات روزمرۀ خود تحت کشت آورده وبذر افشانی مینمایند، درست در لحظاتی که آن کشتزارها آمادۀ ثمر دهی گردیده و نیازمند مراقبت های بیشتر میباشند، هجوم قبایل نام نهاد کوچی با سیلی از مواشی از استقامت های همیشگی و تاریخی آن آغاز گردیده و زندگی صلح آمیز مردم آن مناطق را بخاک وخون میکشاند.

دولت در قبال این هجوم های وحشیانه و دور ازمعیار های انسانی و اسلامی، نه تنها کاری را در جهت دفاع و پاسداری از جان، مال و ناموس مردم بیچارۀ آن نواحی به عمل نمیآورد بلکه، با فرستادن چند نمایندۀ فرمایشی، صدور فرامین مصلحتی وحتی اعزام نیرو های امنیتی به نفع مهاجمین تحت نام دفاع از منافع کوچی ها، زمینه های هرچه بیشتر قتل وغارت مردم بیگناه را فراهم نموده، بعداز نایل شدن به اهداف خرابکانۀ مطلوب توسط کوچی ها، مهاجمین را با دادن پول ودیگر امتیازات وادار به ترک منطقه میسازد.

ارتکاب این جنایت برای مردم ستمدیدۀ محلات متذکره، در شروع هر سالی بقدری تکراری وغیر قابل اجتناب گردیده است که فصل شگوفه وسبزه را بنام فصل جنایت کوچی ها نامگذاری نموده وهر آن منتظر آن میباشند که، نیرو های مسلح موسوم به کوچی سرازیر، و همه دار وندار زندگی ایشان را با خاک یکسان خواهد نمود!!!!.

اکنون هم سالی را که در پیشرو قرار دارد، محال است که این فاجعۀ سنتی برای مردم محلات فوق الذکر تکرار نشود ودولت آقای کرزی که بیشتراز هروقت دیگرعلاقمند انتقال جبهات جنگ از جنوب به شمال کشورمیباشد، از فرصت انتقال آشوب وجنگ بآن مناطق بالوسیلۀ کوچی ها لحظه ای هم غفلت نماید!!!!.

پس شما نمایندگان منتخب مردم مظلوم افغانستان که درین شرایط حساس تاریخی، در عمق بحرانی ترین لحظات حیات جامعۀ ما ، درین مرجع بزرگ و با مسئولیت قانونگزاری کشور گردهم آمده و رسالت قانون سازی و قانونیت بخشیدن به حیات آشفته وغرق در انواع فساد و لگام گسیختگی های این کشور را بدوش گرفته اید، قبل از همه بر شما واجب است که ریشه های اساسی این همه بدبختی ها وسیه روزی ها را در سرزمینی که شما نیز متعلق به آنید و نمایندگان منتخب مردم بدبخت وبلا کشیدۀ آن!، مورد ارزیابی و شناخت داهیانه و علاجگرانه قرار داده، و راه های برون رفت از متن این حالت فاجعه بار را با درنظرداشت قانونمندی های منطقی حل عوامل تشنج و بحران بصورت ریشه ای و دایمی آنها جستجو و در معرض اجراات قانونی خویش مطابقت به رسالت ودینی که دارید قرار دهید.

تا بتوانید طی دورۀ کاری خود در پارلمان کشور، اگر معجزه ای را درراه پایان بخشیدن به مناسبات ناعادلانه وعمیقاً غاصبانه جاری در روابط وظوابط حاکم در کشور بوجود آورده نمیتوانید، حد اقل راه را تا آنجاییکه در توان دارید برای تحقق همچون هدف بزرگی که مجموع باشندگان کشور ما را بدور از هر نوع نابرابری و تبعیض در قالب یک ملت واحد و شهروندان دولت واحد ، باهم متحد نموده و از ادامۀ ظلم و اجحاف ماضی در اشکال نوین آن جلو گیری نماید، هموار سازید.

یکی از آن جمله عوامل بحران ساز واعتماد سوزی که در بین باشندگان مختلف کشورما، از سالیان سال بدینسو موجبات ایجاد نفاق و تفرقه را فراهم نموده وعملاً ایشان را به دو جبهۀ متخاصم و خانمانسوز مجموعی تقسیم کرده است، همین مسألۀ کوچی ها و راه اندازی همیشگی بازی های شیطانی توسط حکام قبیله سالار، از طریق تحمیق و بجان هم اندازی مردم تحت عناوین مختلف است.

فاجعۀ تهاجم کوچی ها به مناطق مسکونی دیگر باشندگان کشور، خصوصاً در صفحات مرکزی وشمال مملکت که، دایما با خلق تشنجات خونین جان، مال و ناموس یک عدۀ کثیری از هم میهنان ما را قربانی خود میسازد، یک پدیدۀ کهن و تکراری در تاریخ افغانستان است که سوابق پدیدار شدن آنرا میتوان از دورۀ زمامداری امیر عبدالرحمان خان و حاکمیت استعمار انگلیس درین کشور پیگیری و مورد مطالعه قرارداد.

عامل اصلی بحران نه انسانهای بیچاره و فریب خورده خانه بدوش مسما به کوچی است و نه هم روستا نشیان زراعت پیشه و صلحدوست نقاط مرکزی وشمال کشور که همواره در معرض هجوم های پلان شدۀ این فریب خوردگان بدبخت تاریخ قرار گرفته و در رو در رویی با آن لشکر ترکیبی انسان و مواشی که از جانب دولت های خائین و تفرقه انداز هم حمایت و بدرقه میشوند، مجبور به دفاع از جان، مال و ناموس خویش میگردند.

عامل اساسی نزاع وکشمکش های خونین کوچی ها و دیگر باشندگان کشور، همانا استفادۀ افزاری از وجود کوچی ها توسط دولت های قبایلی وبکارگیری این مردم محتاج وعقب مانده در جهت سرکوب و به حاشیه راندن دیگر اقوام و ملیت های ساکن درین سرزمین از طریق غصب زمین وعلفچر های باشندگان بومی بواسطۀ مهاجمین بسیج شده از دو طرف خط دیورند تحت نام کوچی ها است که، بصورت دایمی و پلان شده از طرف قبیله سالاران حاکم در کشور به پیش برده میشود.

البته انسانهای منسوب به کوچی همانند دیگرباشندگان روی زمین وهرگروه قومی دیگر در افغانستان، حق زندگی کردن و برخورداری از امتیازات متساوی زندگی را در کنار دیگر باشندگان کشور ما دارا بوده، و این وظیفۀ دولت هاست که زمینه های تحقق و برآورده شدن همۀ حقوق مشروع و انسانی ایشان را همسان با سایرین تأمین نموده و از تداوم تحمیق عذاب دهندۀ ایشان در قید مناسبات عقبمانده قبیلوی تحت نام تحقیر آمیزکوچی جلو گیری نمایند.

سیاست های غیر انسانی دولت های قبایلی افغانستان، در جهت تبدیل نمودن یک گروه عقب مانده و محتاج انسانی به یک لشکر دایمی تاراج وغارت، و استفادۀ افزاری از وجود آنها در جهت تعمیل سیاست های برتری جویانۀ قبیلوی و سرکوب اقوام و ملیتهای مختلفی که در طول تاریخ این سرزمین، بحیث باشندگان اصیل و بی بدیل آن همواره موجود بوده، و تاریخ این خطه در هر قدمی هزاران نشان از کارنامه های ایشان را با خود دارد، کاریست جنایت آمیز که، تداوم آن همانند گذشته ها، اگر از جانبی موجبات ویرانی های بی حساب و شکنجه های غیر انسانی در قلمرو زندگی اقوام و ملیت های تحت ستم و معروض به تهاجم کوچی ها میشود، از جانب دیگر مشروعییت بخشیدن  این شکل زندگی طفیلی و دور از کرامات انسانی تحت نام کوچی، دربین یک عده انسانهای اغفال شده و محروم ازمزایای زندگی انسانی، بدبختی و سیاه روزی اعتیاد آور همیشگی را نصیب ایشان نموده، و این حالت فاجعه آمیز زندگی را به افتخارات آنها مبدل، و راه هر نوع نجاتی را ازاین لجنزارآواره گی وعقب ماندگی، با ترویج اکاذیب وغرور های دور از معیارانسانی و مکارم اسلامی به روی آنها مسدود میسازد.

تنظیم و راه اندازی هجوم های وحشیانۀ بهاری با بهانه قرار دهی یافتن علفچر به مواشی قبایل دامدار پشتون، از دو طرف خط دیورند، و قرار دادن بلا انتهای ایشان در تقابل و تخاصم غیر اخلاقی وغیر انسانی ، با اقوام و ملیتهای مختلف کشورحتی خود پشتونها، بدون هیچ تردیدی عملی است جنایت کارانه و دور از کرامات انسانی که، قبیله پرستان خدا ناشناس در جهت تعمیل سیاست های تفرقه بیانداز وحکومت کن خود از آن استفاده نموده وهیچ نوع مسئولیتی را در برابر خدا ومردم از این اعمال غیر انسانی وغیر اسلامی خویش احساس نمینمایند.

اگر انسان کوچی را با حقوق پامال شدۀ انسانی آن که حتی خود آن هم از چگونگی آن بی خبر است در یک سو وخلق های مظلوم دیگری را که از سالیان متمادی بدینسو بالوسیلۀ همین انسانهای بی خبر از مفهوم زندگی انسانی و بازیچۀ دست قدرت طلبان خودی، همه دار وندار زندگی ایشان مورد تاراج وتجاوز واقع گردیده جان ومال وناموس ایشان بقربانی گرفته میشود در جانب دیگر قضایای تکراری معضلۀ کوچی ها قرار دهیم ، به وضوح درمی یابیم که مسئولیت نا بخشودنی همۀ این بد بختی ها متوجه حاکمیت های غدار وبیگانه پرستی است که ، همیشه جویبار زندگی مردم بیچاره وستمدیدۀ مردم افغانستان را به اشکال متنوعی خون آلود نموده و از آب خون آلود به نفع حاکمیت های ننگین خود و منافع باداران خارجی خویش بهره برداری نموده ومینمایند.

در شرایط امروزی جمعیت نام نهاد کوچی را در افغانستان میتوان به سه کتگوری ذیل تقسیم و مورد مطالعه قرار دهیم:

1- گروه های معینی از قبایل عقب نگهداری شده و دور از توجه دولت ها در مناطق پشتون نشین کشور که در طول تاریخ، نیازمندی های رشد وتکامل انسانی ایشان در جهت دست یابی به منابع امرار حیات و گزار بیک مرحلۀ بهتر و پیشرفته تر زندگی، محدود به سوق نمودن دایمی ایشان به چراگاه ها ومحلات زندگی دیگر باشندگان کشور، عمدتاً مناطق مرکزی وشمال مملکت که زیستگاه اقوام وملیت های هزاره، ازبیک، تورکمن وتاجیک وغیره میباشد، گردیده و از وجود آنها بحیث افزار فشار وسرکوب برعلیه مردم  آن مناطق استفاده میشود.  تحریک نمودن احساسات وتعصبات قومی وقبیلوی در وجود کوچی ها به شیوه های مختلف، وبسیج نمودن آنها در جهت تسخیر مزارع و کشتزار های مردم بومی در کلیه مناطق افغانستان یکی از بد ترین معضلات کشور ماست که، همیشه و در هر سال بصورت پلان شده زمینه های خونین تصادمات دایمی این گروه خانه بدوش را با باشندگان محلی و بومی مناطق مختلف ایجاد و از این طریق باعث بذر دشمنی های بلا انتها در بین ایشان و مردم محلی میگردد.

2- دامپروران ثروتمند و مرفه حال قبایل آن سوی خط دیورند که اساساً هیچ گونه ارتباطی با مردم افغانستان نداشته و تابعییت کشور پاکستان را دارا میباشند. ایشان صرفاً بر اساس تخیلات عظمت طلبانۀ همنژادی، همزبانی وشعارهای میان تهی لر وبر پشتونخوای دولت های فاشیستی بر سر اقتدار در افغانستان، همه ساله در فصل بهار اجازه می یابند که از خط سرحد بین دو کشور بدون هیچ معضله و پرسانی عبور نموده و تا آخرین نقاط سرزمین ما با مواشی خود سیر وسفر و از هر آنچه که در مسیر راه شان قرار میگیرد با کسب حمایت های بی دریغ مقامات دولتی بهره برداری دلخواه نمایند. این گروه خونخوار وغارتگر که صاحب ثروتهای بزرگی در قلمرو پاکستان نیز میباشند، کوچکترین علاقۀ بمنافع مردم افغانستان، حس مسئولیت در برابر قوانین نافذۀ کشور و اعتنا به موازین وسنت های پا برجای اجتماعی واخلاقی جامعۀ افغانستان نداشته، و از اعمال و کردار خود در برابر هیچ کسی درین کشور حاضر بجواب دادن نبوده واین کشور را در مجموع چراگاه اجدادی خود بحساب میآورند. محافل حاکمۀ شئونیستی کشور نیز در هر دوری از تاریخ از آنها حمایت نموده و منافع عامۀ مردم افغانستان را پامال خواسته و تفکرات فاشیستی وعظمت طلبانۀ خود نموده اند.

3- طی سالیان اخیر خصوصاً بعد از ظهور پدیدۀ شوم و وحشی طالبان پدیدۀ کوچی هم از روال عادی وسنتی آن خارج وبه یک پدیدۀ فوق العاده وحشتناک سیاسی نظامی و به لشکر بی نام و نشان طالب و القاعده مبدل گردیده است که، همزمان با آغاز فصل در گیری های نظامی که عمدتاً مواقع بهار وتابستان را دربر میگیرد، یکجا با سیلی از مواشی قبلاً آماده شده بحیث نیروهای القاعده و طالبان تا دندان مسلح گردیده و به قلمرو افغانستان سوق میگردند.

این لشکر جور و جنایت که ظاهراً بنام کوچی یاد میشود، گاهی هم مستقیماً با بلند نمودن بیرق های سپید طالبان جنایت پیشه در آغاز هر فصل بهار از نزدیکترین نقاط آسیب پذیر کشور وارد عملیات خرابکانه و تروریستی خویش گردیده و به شعله ور سازی آتش جنگ ها، بی هیچ مانعی ادامه میدهند، که عملاً از جانب منابع استخباراتی منطقه خصوصاً آی ایس آی پاکستان و بعضی دول دیگر همسایه از خارج، و حلقات معلوم الحال فاشیستی در کسوت هم دینی، همزبانی وهمنژادی، از داخل دولت افغانستان مورد حمایت و سازماندهی واقع گردیده، و از وجود آنها در جهت گسترش فعالیت های خونین تروریستی و تمثیل اهداف برتری جویانۀ قبیلوی در سرتا سر کشور بهره برداری به عمل میآید.

این نیرو های مسما به کوچی که با کوچی های فقیر وعمیقاً عقب ماندۀ داخلی هیچگونه شباهتی ندارند، صرفاً با داشتن ریش وآراستن ظاهر خود به کوچی ها، تمثیل کوچیگری را نموده، عملاً بخشی از نیروهای رزمی القاعده و طالب در پیوند بااستخبارات های حامی خویشتن در منطقه میباشند که، دارای تعلیمات نظامی وسیاسی مخصوص بخود، در سطح عالی ومسلکی آن بوده و به رموز تخنیکی و تکتیکی انواع سلاح، وسایط وتجهیزات نظامی آشنایی کامل دارند، که با داخل شدن به قلمرو افغانستان از اوایل بهار تا ختم خزان فعالیت های جنگی و تروریستی را توأم با تبلیغات و پروپاگند های زهرآگین در نقاط مختلف کشور مطابق به پلان های از قبل داده شده، به پیش برده و بعداز تکمیل شدن دورۀ کاری و فعالیت های تخریبی لازم،  بدون هیچ نوع درد سری، بعداز گرفتن تحایف آماده شده از جانب دولت افغانستان بعنوان مصالحه و آشتی، از کشور خارج و به پناگاه های امن خود در پاکستان عودت مینمایند.

البته شایان ذکر است که این جنایت کاران، دیگرهمچون کوچی های سنتی،  برای حمل ونقل وسایل زندگی خود از اشتر و قاطر استفادۀ کمتری نموده بیشترینه آخرین مودل جیپ های تیوتا وداتسون وپژه رو را بجای آن حیوانات مورد استفاده قرار میدهند که در بعضی حالات حتی مواشی خود را نیز با آن وسایط لوکس وآخرین مودل تا به نقطۀ مطلوب انتقال میدهند.

در حال حاضربازهم مردم مناطق مختلف کشور،خصوصاً ساحات دایکندی، بهسود، بامیان، پروان غزنی ومجموع مناطق شمال ومرکزی مملکت، همانند سالیان قبل منتظر حملات وحشیانۀ کوچی ها به محلات مسکونی و ساحات زراعتی خود بوده، وعمل کرد نیرو های دولتی را در جهت باز داری این حملات، و دفاع از حقوق شهروندی خود بکلی احساس نه نموده، وهراس از آن دارند که همانند سالهای قبل بعداز کشتن، سوختن و ویران نمودن های بیحساب و دور از تصورانسانها، مواشی، اراضی زراعتی و خانه های مسکونی مردم توسط این کوچی های غارتگر، دولت آقای کرزی تنی چند همچون آقایان سباوون، سیاف ارغندیوال وغیره حامیان بی پردۀ طالبان را از داخل دولت، یکجا با چند هزاره و ازبیک بی صلاحییت به عنوان هیأت حقیقت یاب، اعزام و حقایق را ماست مالی نماید و حقیقت عریان نسل کشی های بی پردۀ فاشیست های طالبانی را تحت نام کوچی، شکل وجلوۀ ی معضلۀ اجتماعی وقومی اعطا نموده،  و بادادن امتیازات به کوچی ها، ومعکوس جلوه دهی حقایق، ایشان را از پیشروی بیشتربه مناطق مسکونی ستم دیدگان بازداری و به اصطلاح آتش بس برقرار نمایند.

تازه به مردم مظلوم وبیچارۀ متضرر شدۀ مناطق مرکزی وشمال کشور نیز منت بگذارد که دولت از آنها حمایت های لازم را به عمل آورد ونگذاشت کوچی ها بیشتر ازین به آنها آسیب برسانند!!!!.!!!!

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان شامل نمایندگان اقوام اوزبیک، هزاره، تورکمن، ایماق، قرقز و دیگر اقوام تورک افغانستان در حالیکه تداوم این فاجعۀ تاریخی وخونین را درهر شرایطی به شدت محکوم مینماید، از دولت افغانستان و قبل از همه مجلس نمایندگان کشور تقاضا دارد که از همین حالا وارد عمل گردیده، بحیث نمایندگان منتخب مردم و مدافع منافع آنها در رابطه با دولت، از تداوم این فاجعه با وضع قوانین عادلانه وعملی جلوگیری، و دولت را از طریق شورای ملی وادار به تعیین تکلیف دایمی مردم افغانستان در برابر این پدیدۀ شوم وننگین نمایند.

اسکان و جابجا سازی دایمی کوچی های بی بضاعت و آوارۀ داخلی، با در نظر داشت خصوصیات حیات اجتماعی، اقتصادی و دیگر مشخصات قومی و زبانی آنها، در مناطقی که خود بدان تعلق دارند، و مساعد سازی کلیه زمینه های زندگی انسانی از جانب دولت، همسان با دیگر باشندگان کشور، یگانه راه حل این معضلۀ خانمانسوز در کشور ماست که بدینترتیب هم انسان بی نوای کوچی صاحب زمین و خانه گردیده مردۀ آن قبرستان وزندۀ آن جایی برای تربیت ودرمان پیدا میکند وهم زارعین دیگر نقاط کشور از معروض بودن به خطر دایمی هجوم کوچی ها در امان میشوند.

البته حساب کوچی نمایان پاکستانی و نیروهای القاعده و طالب در لباس کوچی جدا از کوچی های داخلی کشور ماست که باید است دولت و نیرو های امنیتی کشور با مسدود نمودن سرحدات و وضع مقررات دقیق وسخت گیرانه مانع از ورود غیر قانونی ایشان به داخل کشور ما گردیده و دست آنها را از جان ومال و ناموس مردم ما کوتاه سازد.

ادامۀ تقسیم نمودن جامعه بر اساس تعلقات قومی، قبیلوی، لسانی، مذهبی و نژادی با امتیاز دهی های غیرعادلانه بر اساس همین گونه تقسیم بندی ها، جنایت نا بخشودنی برعلیه وحدت واقعی وهمبستگی حقیقی باشندگان این سرزمین است که در طول تاریخ در کنار هم زیسته و باهم در کلیه حوادث خوب و بد کشور سهیم بوده اند.

پس کوچی ها را اسکان دادن وعوامل فرصت طلب بیگانه را که با استفادۀ سوء ازهمزبانی وهم نژادی وارد قلمرو کشور ما گردیده و مرتکب جنایات غیر قابل تصوری میشوند، شناسایی و ممانعت نمودن، یگانه راه حل معضلۀ کوچیها در کشور ماست که، باید است شورای ملی و نمایندگان منتخب مردم بر اساس وظیفه و رسالتی که دارند، به آن عمل نموده و ریشۀ این مسآله را از بیخ و بن نابود سازند.

ومن الله توفیق

هیآت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(ففتا)

پانزدهم حمل 1390 خورشیدی(چهارم اپریل 2011 میلادی)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: