شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم


قیرقیزستان گهواره تولد ادبیات

سرزمین قرفیز که با سلسله جبال های رفیع و زیبا ، رودخانه ها ، نهرها و دریاچه ها زینت یافته است ، در عین حال گهواره تولد ادبیاتی منحصر بفرد میباشد . حتی اگر در این سرزمین چیزی بنام ادبیات و هنر نیز وجود نداشت ، با ز حماسه ماناس و تنها خود چنگیز ایتماتوف برای سربلند ساختن انسانهای آن کافی بود .

چنگیز ایتماتوف در داستان » ماناسچی با صدائی رعد آسا «به شرح داستان مادری بنام » کرتولگو زایب پرداخته است که در کنار دریاچه ایسیک دعا میکرد . . این زن که یکی از فرزندانش در میدان جنگ بود ، شوهر بیمارش را در بستر رها کرده و با تبعیت از آداب و رسوم در مراسم تشیع جنازه عشیرت همسایه شرکت نموده بود . زن بعدا از مراسم به کنار دریاچه آمده ، دست به دعا برداشته و چنین می گفت :

ای در یاچه ایسیک ، ای چشم و گوش روی زمین و اسمان ، بتو می گویم . ای دریاچه ائی که هرگز یخ نمی بندی ، ای موجود مقدس ، ای در یاچه بتو می گویم . تا وقتی که خدای اسمان رو بتو نگاه کند ، دعایم را به او برسان . ای خداوند ، دراین روز های فلاکتبار و خوفناک ، بما قدرت عطا کن ، تا در مقابل دشمنان خود مقاومت بکنیم . ای خدای بزرگ سرزمین آبا و اجدادی ما را حراست کن . سرزمینمان زیر پای اسب های دشمن قرار نگیرد و اجاقمان خاموش نشود . ای خدا بزرگ جان جنگ آوران مارا حفظ کن . فرزندانمان را همیشه بر روی زین اسبانشان نشسته نگاه دار.انها را هرگز خوابیده بر روی اشتران نشان نده .

زن با هیجان و از صمیم قلب دعا کرده و هر انچه که در سینه داشت از خدا طلب می کرد . زن سلامتی شوهرش را خواسته و برای خود نیز نوه ائی میخواست . او می گفت :

ای خدا : بخاطر شیری که در پستان دارم ، بتو التماس می کنم . به اینجا امدم تا بدرگاهت دعا کنم . ای خدائی که همه چیز به فرمان و خواست تو رقم میخورد . پسر کوچکم » المان » را با خود آوردم . اگر او چادر دوزی یعنی حرفه پدرش را بخواهد استعداد این فن و هنر را به او بده . اگر نخواهد ، مثل برادر بزرگش اورا یک ماناسچی بکن . اگر بخواهد ماناس خوان بشود به او استعداد نقالی عطا کن . استعداد در وجود او ریشه دوانیده و انرا به پسران و نوه و نتیجه هایش انتقال بدهد . از نسلی به نسلی دیگر برسد . خدایا به او قدرت بده تا ماناس را خوب حفظ کند واز یاد نبرد .

کودکی که شاهد دعای مادرش بود ، هرگز تصور نمی کرد که این دعا روزی اجابت شده و خدا به او استعداد نقل حماسه ها را بدهد . ولی این استعداد رفته رفته در او تجلی کرد و توانست بعنوان ماناسچی و با صدای صاعقه گونه حود شهرت بیابد .

در قزقیزستان ، قرائت و نقل حماسه ماناس یک هنر و مسلک بحساب می آید . به نقا لان کل حماسه ماناس ، ماناسچی گفته میشود . البته هر کس نمی تواند ماناسچی بشود . قدیمی ها میگفتند ، کسی ماناسچی ایست که خود ماناس و یا اینکه یکی از چهل جوانمرد همراهش را در خواب دیده باشد .

چنگیز ایتماتوف نویسنده فقید قرقیز ، در داستان ماناسچی رعد آسا ، در مورد چگونگی تربیت ماناسچی و اهمیت آن در بین خلق قرقیز قلمفرسائی کرده است .

ماناس خوانی در قرقیزستان ، همانند مولود خوانی در ترکیه ، در روز هائی بخصوص و هم بتنهائی و هم دسته جمعی صورت می گیرد .سنت نقالی حماسه ماناس را میتوان با سنت نقالی عاشق ها در قهوه خانه های قارص و ارزروم ترکیه مقایسه کرد . در حماسه ماناس شخصیتی به این نام وجود دارد ، که با ایده الی ملی ، ترک های قرقیز را بدور خود جمع کرده است .ماناس قهرمان این حماسه هم با اشتباهات خود و هم با درست کاری هایش ، چهره ائی از یک انسان واقعی را ترسیم میکند .

وقتی به حماسه های غربی رجوع می کنیم ، با رب النوع ها ونیمه خدایان رو به رو میشویم . ولی ماناس قهرمانی است که در روی زمین زاده شده و انسان است . ولی طبیعتا خصو صیاتی مافوق انسان دارد . او قوی و شکست ناپذیر بوده و بر خلاف انسانهای معمولی با لخته ائی در کف دستش متولد شده است . با این علامت معلوم میشود که او قهرمانی بی مانند خواهد شد . ماناس برای استقلال قر قیز ها ، با قالموک ها چون موجودی افسانوی می جنگد . ولی به رغم این حیاتی معمولی و انسان گونه دارد . شطرنج بازی میکند . اشتباهاتی مرتکب میشود . عصبانی و از خود بیخود می گردد . که این نیز وجهه انسانی اورا نشان میدهد .

گفته میشود ماناس حماسه ایست که در دوران اسلامی شکل گرفته است . بهمین علت نیز در شوروی پیشین ، با ادعای احتوای عناصر پان ترکیسم و پان اسلامیسم ممنوع شده بود . به اعتقاد برخی از محققین ، حماسه ماناس در دورانی ظهور کرده است که قرقیز ها ، زنده گی کوچ نشینی داشتند . کذا عناصر تشکیل دهنده این حماسه ، در دین اسلام به اشکال مختلفی تجسم یافته است .

تا سال ۱۹٥۲ انتشار حماسه ماناس با ادعای اینکه حاوی عناصر پان ترکیسم و پان اسلامیسم است ، ممنوع بود . این در حالیست که با کمی دقت به حماسه ماناس میتوان بوضوح مشاهده کرد که عناصر اسلامی ساخته این حماسه را بهم نریخته اند . در حماسه ماناس میتوان به عناصری که قبل از ظهور دین اسلام وجود داشت نیز برخورد نمود . و یکی از معدود عناصر اسلامی کلمه کول کول دابات است که در واقع تلفظ قرقیزی قل هوالله و احد بمعنی اخلاص و یگانگی خداوندگار میباشد . از این منظر میتوان گفت که حماسه ماناس از دوران اسلامی زیاد تاثیر نپذیرفته است . در این حماسه همچنین با کلمه ائی چون اورازا یعنی دعا کردن و موتیف های همچون حضرت خضر و دراویش رو به رو میشویم . برخلاف ادعاهای شوروی پیشین ، نمی توان گفت که دین مبین اسلام حماسه ماناس را بشکلی که ساختارش را خراب کند ، تحت تاثیر قرار داده است . ولی به رغم این وجود برخی عناصر اسلامی در حماسه را نمی تواند انکارا کرد .

جنگیز آیتماتوف در اثر خود بنام ماناسچی رعد آسا ، مینویسد : ماناسچی مادرش را سالها بعد از مرگ اش به یاد می آورد . ماناسچی که مادرش چون مخفی گاه او را به دشمنانش افشا نکرده بود کشته میشود ، بهنگام نقل حماسه ، آرامش روحی یافته و با تمثیل روح فنا ناپذیر ملت اش ، حماسه را خوانده و به گوش همگان میرساند .

چیزی که دیروز وجود داشت ، امروز وجود ندارد . در این جهان انسانها زاده شده و می میرند . فقط ستاره ها و ماه و اسمان هستند که جاودانی میباشند . خورشید که از شرق طلوع میکند ، مرگ را نمی شناسد . ولی حیات بشر به اندازه زدن یک پلک کوتاه است . این اندیشه است که ابدی بوده و از انسانی به انسانی دیگر انتقال می یابد . این حماسه ماناس است که جاودانی بوده و از عصری به عصر دیگر منتقل میشود.

با این سخنان ایتماتوف حرفی برای گفته باقی نمی ماند . ماناس چنان شاخه های چنار کهنسالی است که به چهار گوشه جهان ترک راه یافته است . ماناس یک ریشه است . ایا جوامعی که ریشه خود را بر دوش نکشند ، ملت نامیده میشوند ؟

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: