شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم


علی شیرنوایی در ادربیات دوره تیموریان

سلیمان دمیرل یکی از روسای جمهور اسبق ترکیه در مراسم افتتاحیه هفتمین مجمع جهانی ترک طی سخنانی چنین میگفت: سرزمین واقعی جهان ترک قلمرو زبان ترکی است. در هر جایی که این زبان در هر لهجه ای تکلم می شود، یک ترک خود را در آنجا همچون خانه خویش احساس کرده و مسعود می گردد.

سخنان دمیرل در واقع شباهت فراوانی به نوشته «یوسف خاص حاجب» در کتاب » کوتادگو بیلگی» دارد که می گوید:

این زبان است که احساسات و دانش آدمی را بیان می دارد.

این زبان است که به آدمی ارزش داده و انسان با آن سعادتمند می گردد.


کتب وآثار بسیاری پیرامون قدرت، زیبایی و غنای زبان ترکی وجود دارد. یکی از این آثار بنام دیوان لغت ترک نوشته محمود کاشغری نقش بسیار مهمی در شناسایی این زبان برای اعراب ایفا نموده و اثبات کرد که این زبان به اندازه زبان عربی اهمیت دارد.

علی شیر نوایی یکی از مویسندگان، دولتمردان، شاعران، خطاطان و معماران بزرگ آسیای میانه با زبانی دیگر اهمیت زبان ترکی را با زبان فارسی مقایسه نموده است.

درقرن پانزدهم دو دولت بزرگ ترک عثمانی در غرب یورواسیا و تیموریان در شرق آن دوران طلایی خود را می گذراندند.

وقتی از تیموریان سخن بمیان می آید ناخودآگاه به یاد ادبیات » Çağatay» می افتیم. دوران تیموریان را باید دوران اوج ادبیات و هنر چاغاتای، ترک گرایی و دوران درخشش حسین بای کارا . علی شیرنوایی نامید.

شیر نوایی که بین سالهای ۱٤٤۱ و ۱٥۰۱ زندگی نموده است با دوران درخشان سلسله تیموریان همزمان بود. بخش مهمی از زندگی نوایی در خدمت خاقان حسین بای کارا گذشت. کتاب «محاکمه اللغتین» ِ این نویسنده که زبان ترکی و فارسی را با هم مقایسه نموده است یکی از گنجینه های مهم فرهنگ و زبان ترکی را تشکیل می دهد.

نباید فراموش کرد که میراث تاریخی دولت تیموریان امروزه در محدوده ازبکستان نگهداری می شود. طبیعتا ازبکها به این یادگار تاریخی بیشتر از سایر طوایف ترک توجه و علاقه نشان میدهند.

در حالیکه نوایی امروزه با علاقه و احترام عمیقی در بین ملت بزرگ ترک یاد میشود، شخصیت های تاریخی همچون » Babür» نیز از چهره های مورد توجه ادبیات معاصر ازبک می باشد. فشار بی امان اتحاد جماهیر شوروی پیشین در کنار علاقه خلق ازبک به ادبیات موجب توجه اهتمام خاص نویسندگان معاصر به شخصیتهای تاریخی شده است.

در این چهارچوب با پروفسور دکتر » İreistay Koçkartayev» یکی از استادان ادبیات و لهجه های معاصر ترک گفتگویی پیرامون نگارش رمانهای تاریخی در ادبیات ازبک و رمان «Aybek» بنام » نوایی» انجام دادیم. پروفسور کوچ کارتایف تحولات مربوط به نگارش رمانهای تاریخی ازبک را چنین توضیح داد:

وقتی از ادبیات «معاصر» ترک سخن بمیان می آید، در واقع می خواهیم تا قدمت ادبیات ازبک را به اثبا برسانیم. این ادبیات از طرف متخصصان ازبک و کشورهای غربی بنام ادبیات کلاسیک معروف شده است. ادبیات کلاسیک به ادبیات عثمانی و بهتر بگوییم به ادبیات دیوانی شباهت دارد. طبیعتا رمان در این ادبیات جایگاهی نداشته و رمان نویسی یکی از اثار ادبیات معاصر ازبک می باشد.

در ظهور و پیدایش رمان در ادبیات ازبک، از یک طرف ادبیات غربی و از سوی دیگر ادبیات ترکیه نقش مهمی داشته است.برای اینکه موسسان رمان نویسی درادبیات ازبک افرادی هستند که ادبیات ترک را بخوبی می دانند. رمان تاریخی در ادبیات ازبک در فضای جالبی متولد گردید. همانطور که می دانید در زمان شوروی پیشین نگارش اوضاع و احوال معاصر و ارزیابی آن کار ساده ای نبود. زیرابا نگارش اوضاع معاصر ممکن بود به حزب کمونیست و اعضای ان توهین نمایید. بهمین خاطر نگارش وقایع روزمره کار خطرناکی بود. از همین رو نویسندگان ِ با استعدادمان متوجه گذشته شده و موضوعاتی از گذشته انتخاب نمودند.

پروفسور کوچکارتایِف پیرامون رمان نوایی که بسال ۱۹٤۲ توسط آی بک نوشته شده است چنین گفت:

» آی بک» رمان » نِوایی » را دراوایل دهه ۱۹٤۰ نوشت. او قبلا نیز رمانهای تاریخی به رشته تحریر درآورده بود. عبدالله قادری دو رمان نوشته بود که موضوع هر دوی آنها مربوط به گذشته و وقایع ان بود. موضوع این رمانها در حول محور فرد بخصوصی نبود. بعبارتی رمان ها، قهرمان بخصوصی نداشت. رمان نوایی در ادبیات ازبک اولین رمان بر اساس معرفی یک قهرمان است.

» نوایی» شاعر، دولتمرد و انسانی بزرگ بود که درقرن پانزدهم می زیست. آی بک با نگارش رمان نوایی نیل به دو هدف را مد نظر داشت. یکی از دو هدف شناساندن گذشته، تاریخ و بزرگانمان بوده و دومی جواب به سوال «انسان ایده آل کیست» می باشد. این رمان با دوران بلوغ نوایی آغاز شده و با مرگ وی پایان می پذیرد. نوایی در این رمان بعنوان یک شاعر، وزیر، معماری موفق و فردی مدیر و مدبر معرفی می شود.

علی شیر نوایی دیدگاههای خود پیرامون زبان ترکی را چنین بیان میدارد:

عموما فارسها تکلم به زبان ترکی را بلد نیستند. ترکها زبان را همواره فراگرفته و حتی به این زبان اشعر زیادی نوشته اند. در حالیکه زبان ترکی از نظر غنای کلمات، قابلیت بیان و آهنگ از زبان فارسی برتر است.

پروفسور کوچکارایف براین باور است که تفکرات نوایی پیرامون زبان ترکی از دانش و اگاهی ملی او سرچشمه میگیرد.

محکمه اللغتین کتابی است که نوایی ان را در اواخر عمرش به رشته تحریر درآورد. همانطور که می دانید ترک گرایی اندیشه ای نیست که در قرن حاضر پا به میدان گذاشته باشد. ترک گرایی از ازمنه قدیم وجود داشته و می توان این موضوع را آشکارا در دیوان لغت ترک مشاهده نمود. محمود کاشغری نویسنده دیوان لغات ترک چنین می نویسد : من برای نوشتن این کتاب به تمامی قصبات، روستاها و شهرهای مسکونی ترکها رفتم. زبان ترکی و زبان عربی همانند دو اسب کالسکه در موازات همدیگر حرکت می کنند. شاید زبان ترکی سرعت بیشتری دارد که هر کس فراگیری آن را آرزو می کند.

البته که این خواست و طلب برای فراگیری زبان ترکی از قدیم الایام مطرح بوده و در زمان محمود کاشغری نیز وضعیت به همین منوال بوده است. آیا پس از محمود کاشغری این احساس، این ایدئولوژی و این دیدگاه از بین رفت؟ البته که خیر!

در زمان نوایی وضعیت کمی به هم ریخته بود و زبان عربی بعنوان زبان دینی و علمی شناخته شده بود. زبان فارسی نیز بعنوان زبان نوشتاری و ادبی مطرح می گردید. مسلما اقدام نوایی برای نوشتن کتابی بنام » محکمه اللغتین» در آن فضا موضوعی طبیعی بشمار می رفت. حتما خواهید پرسید به چه علت؟

نباید فراموش کرد که در آن دوران حکومت کاملا در اختیار ترکها قرار داشت. در میان آنها کسانی وجود داشتند که که از ود می پرسیدند چرا من ِ ترک باید به زبان فارسی چیزی بنویسم؟ آیا نمی توانم به زبان مکادریم تکلم و نگارش نمایم؟ نوایی یکی از همین افراد بود. نوایی می گفت من نوشتن به زبان فارسی را یاد گرفتم. اولین اثار و غزلهایم به زبان فارسی بود. اما بعد از بلوغ فکری متوجه شدم که با جهانی کامل بنام زبان ترکی روبرو هستم.

طبیعت من دوری و اجتناب از هر گونه عمل پست و سوق یابی به خوبی ها و دوست داشتن زیبایی ها را ایجاب می کند. بهمین علت من به تفکر پیرامون زبان مادریم پرداختم و به ژرفای زبان ترکی غوص نمودم. در جلوی چشمم بیرقی مرتفع تر از هجده هزار بیرق پیدا شد. تزیینات و آرایش این بیرق برتر از نه آسمان بود.در میادین بی انتهای زبان زیبای ترکی اسب الهامم را به حرکت دراوردم. پرنده پر حسرت خیالم را به آفاق نامتناهی پرواز دادم. ذوق و استعدادم از این گنجینه نادر و پر ارزش مروارید های کمیاب و ذیقیمت و برلیانهای گرانبهایی دریافت نمود.

امير علي شير نوايي

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم


یک پاسخ

  1. […] شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: