مدنیت های باشکوه باستانی، قبل از هجوم به اصطلاح آریائی ها – قسمت سوم


بخش پایانی
موهنجودارو و هاراپا :
در تحقیقاتی که باستان شناس انگلیسی آقای سر جان مارشل روی اثار به دست آمده از » موهنجودارو » در پاکستان و» هاراپا «در بلوچستان انجام داد به این نتیجه دست یافت که پیش از هجوم آریائی ها، حوالی چهار هزار سال قبل از میلاد، درین مناطق و حتی قبل از تمدن مصر، تمدن پیشرفته ای در حوزۀ سند و پنحاب وجود داشت . در آن زمان یعنی 4000 سال قبل از میلاد، مردمان متمدن موهنجودارو و هاراپا خانه هاي خود از خشت پخته آباد کرده و در سقف بام منازل و راه زینه ها و کف اتاق از چوپ کارگرفته بودند . خیابان های پهن با دکان ها و حمام عمومی و سیستم فاضلاب شهری نمایانگر مدنیت پیشرفته ای مانند مدنیت سومر در بابل را در ذهن تداعی میکرد . تمدن شگفت انگیز موهنجودارو Mohenjodaro و هاراپا ـ Harappa (در پاکستان امروزی) با بیش از پنج هزار سال پیشینه، با خیابان های عریضی به پهنای دوازده متری شمال به جنوب با مغازه ها و مراکز تجاری و خانه های دوطبقه و حمام عمومی با سیستم فاضلاب پیشرفته در آن زمان، از تمدن شگفت انگیزی حکایت میکند .«اين كشفيات وجود يك زندگي شهري بسيار تكامل يافته‌اي را در هزارة چهارم و سوم ق‌م در سند (شماليترين ايالت پرزيدنسي بمبئي) و پنجاب ثابت مي‌كند؛ و در بسياري از خانه‌ها وجود چاه حمام، و نيز يك شبكة دقيق فاضلاب، وضع اجتماعي شهرنشيناني را نشان مي‌دهد كه دست كم با آنچه در سومر يافته شده برابري مي‌كند، و از آنهايي كه در همين زمان در سرزمين بابل و مصر رواج داشت برتر است… حتي خانه‌هاي اور هم، از نظر بنا، به هيچ وجه با خانه‌هاي موهنجو – دارو برابري نمي‌كند.»{21} بنا به باور «ج. ژ. گد»Gadd, J.G و «سیدنی سمیت» Sidney Smith ، حدودا 2800 – 3000 سال قبل از میلاد میان تمدن سومر در بین النهرین و موهنجودارو در وادی سند، ارتباط فرهنگی و تبادلات تجاری موجود بوده است ک در آن زمان طبق ادعای افسانه سازان آریائی، اصلا موجودی بنام آریائی ها در صفحه روزگار نبودند .» سر جان مارشال » اعتقاد دارد که در حدود هزاره دوم قبل از میلاد، مهره های گلی از موهنجودارو به بين النهرين آورده شده اما سایر پژوهشگران معتقد اند  كه تمدن شگفت انگيز موهنجودارو، از تمدن سومري اقتباس شده است.
شهر سوخته :
در پنجهزار سال قبل از میلاد تمدن باستانی شهر سوخته در ساحل رودخانه ی هیلمند در ۵۶ کیلومتری شهر باستانی زابل ایجاد گردید . زندگی در»شهر سوخته» با دوران آغاز شهرنشينی در فلات مرکزی ايران و بين النهرين همزمان است . از آنجائیکه شهر سوخته از نظر زمانی هم زمان با تمدن سومر در بین النهرین و تمدن های هاراپا و موهنجودارو در شمال غربی پاکستان بوده است . بسیاری از باستان شناسان معتقدند که مردم این ناحیه از همان نژاد سومر یا آنوناکی بوده اند . در اثر حفریات باستان شناسان در شهر سوخته ملیونها قطعات شکستة سفال و اشیاء مختلفی از جنس پارچه و حصیر و شیشه که در زیر پوشش نمک کاملأسالم باقی مانده بودند، از سایت باستانی شهر سوخته بدست آمده است . که این آثار مکشوف ارتباط مردمان شهر سوخته را با مدنیت های ترکمنستان و حتی موهنجودارو در وادی سند، به خوبی آشکار میسازد.
طبق شواهد تاریخی و آثار مکشوفه از سایت های باستانی در حوزه های سومر، خراسان بزرگ و سند از پنج هزار سال قبل از میلاد، این مدنیت های باستانی ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند که : «بقاياي فرهنگي موجود در منطقه، روابط تجاري گسترده «شهداد» را در طول هزاره سوم قبل از ميلاد، با مناطق فرهنگي «بمپور» و «خوراب» در بلو چستان، «شهر سوخته» در سيستان، «شوش» در خوزستان، «تورنگ تپه» در گرگان، «تپه حصار» در دامغان، «نمازگاه تپه» در تركمنستان، «مونديگاگ» در افغانستان، «موهنجودارو» و «هاراپا» در هندوستان و دولت شهرهاي سوري در عراق را به اثبات رسانده اند. وفور مواد اوليه (سنگ هاي قيمتي و نيمه قيمتي) و نيز آثار و ابزار متعلق به تمدن هاي مختلف در مراكز مدني آراتا و شهر سوخته، نشانگر رواج گسترده ي مبادلات بازرگاني تمدن هاي شمال و شمال شرق فلات ايران و نيز تمدن هاي جنوب فلات و پيرامون آن است كه تحقيقاً از طريق شاهراه هاي مركزي (كه سراسر مركز و شمال فلات را طي مي نموده و تا افغانستان امتداد داشت) و جنوبي (كه با عبور از جنوب فلات و تمدن هاي شوش، آراتا و شهر سوخته، بين النهرين را به دره سند مرتبط مي ساخت) تحقق مي پذيرفت. اين دو شاهراه توسط شاهراه ديگري كه ازشمال (در افغانستان) تا جنوب (در پاكستان) امتداد داشت، به يكديگر متصل مي شدند. بازرگانان فعال شمال شرق فلات، در اوائل هزاره سوم قبل از ميلاد، ازطريق شاهراه مذكور كالاهاي معدني خود را به شهر سوخته و شهداد حمل نموده و در بازار شهر هاي مذكور، با توليدات صنعتي آراتا و نيز ديگر كالا هاي تمدن هاي جنوبي فلات مبادله مي نمودند.»{22}
اولا با ذکر این دلایل و شواهد تاریخی ثابت گردید که که درین حوزه های تمدنی، مدنیت های پرباری قبل از هجوم اقوام هند و اروپایی یا به اصطلاح  آریایی ها وجود داشته و در واقع این آریائی های مهاجم بر سر سفره مردمان بومی این سرزمین ها نشسته و از فرهنگ و تمدن آنان تغذیه شده اند . دوما در تمام سرزمین های متعلق به حوزه های تمدنی افغانستان و ایران کنونی، اقوام آسیانیک (ترک مغول) بوده و همه به زبان التصاقی که زبان ترکی نیز در این کته گوری قرار دارد، تکلم میکردند . از جمله سومری ها که در بین النهرین که خالق تمدن با شکوه سومر بودند، به زبان التصاقی صحبت میکردند که از نگاه تقسیم بندی زبان ها، به زبان اورال آلتائی (ترک-مغولی) قرابت نزدیک دارد .
آقای هنری لوکاس در کتاب تاریخ تمدن خویش درین باره که قبل از آریائی ها، وابستگان به نژاد های مختلف از آن جمله مغول ها خالق تمدن بزرگ در حوزه تمدنی خراسان و هند بوده اند، چنین نوشته است : » دست ساخته ھایی که از ھاراپا و موھانجودارو به دست آمدہ، نشان می دھد که درۂ سند در حوالی ھزارۂ ق م از جمعیتی پر کوش انبوہ بودہ است۔ پیداست ترکیب جمعیت ساکن این درہ از نژاد ھای بسیار و از جمله نژاد مغولی بودہ است.»{23}
استاد کاظم یزدانی نیز مانند بسیاری از مورخین معتقد است که اجداد اولیه هزاره های امروزی از مردمان بومی افغانستان بوده اند که قبل از مهاجرت آریائی ها درین کشور، میزیستند وی در قسمتی از مصاحبه اش در رابطه با بومی بودن و ترک بودن هزاره ها چنین استدلال کرده است : » چند تن از مورخین  جمهوری ترکیه  موفق شده اند، تعداد  قابل توجهی  از واژه های سومری را با واژه های  ترکی – مغولی تطبیق دهند. از جمله  پروفیسر دکتر عثمان ندیمتونا  در کتاب » روابط تاریخی زبان های سومری و ترکی»بیشتر از دو صد  واژه  سومری را با زبان  ترکی مطابقت داده است. همچنین پروفیسور  محمد تقی زهستانی در کتاب «تاریخ دیرین ترکان «حدود 30 واژه سومری را با واژه های ترکی مطابقت داده است . کار این دو تن محقق گران مایه، اینجانب را وادار ساخت که من نیز به  سهم خویش درباره زبان سومری  اطلاعاتی به دست آورم و یک فرهنگنامه مختصری از واژه های سومری و ایلامی برای خود ترتیب دادم، در نتیجه  واژه های زیادی از زبان ترکی مغولی را شناسایی کرده ام  که با زبانهای  بین النهرین  قدیم  و کلا با زبان اقوام قبل از آریا مطابقت  دارد. برای من مسلم شده است که اقوام  سومری، ایلامی، کاسیان، هوریان، ارار تومیی ها ، میتانی ها و تمام  ساکنین  ماقبل آریا  که در بخشهایی از عراق کنونی و مناطق جنوب غربی ایران زندگی می کردند، با زبانی سخن می گفتند که آن زبان امروز به نام زبان ترکی – مغولی  و یا زبان اورال – التایی  یاد می شود . نتیجه ای که از این تحقیق  به دست می آید  این است که وقتی اقوام سومری ایلامی که در غرب فلات ایران سکونت داشتند، هویت ترکی – مغولی داشته اند، پس احتمال قریب به یقین آن است که ساکنان مناطق شرقی ایران و همچنین ساکنان افغانستان کنونی و ساکنان موهنجو دارو و هاراپا نیز از حیث نژاد و هویت، اصالت ترکی– مغولی داشته اند.»{24}
این نظریه استاد یزدانی را نظریه آقایروث وایت هاوس به حقیقت نزدیک می سازد که «شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که افغانستان قبل از آریا، مسکن اقوام ترک- مغول بوده است .»{25}
هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد که حتی: » ساکنین مسیر رود سند (موهنجودارو و هاراپا) از نژاد های مختلف از جمله نژاد مغولی بوده اند.»{26}
در کتاب تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز نوشته است که «قبل از آریا در شمال شرقی هند قبایلی از نژاد مغول زندگی میکردند.»{27}
به همین لحاظ «واژه های دراویدی در زبان های اورال آلتائی (ترکی-مغولی) و حتی آثار آن در زبان فنلاندی دیده میشود.»{28} گیرشمن، مورخ فرانسوی در کتاب خود «ایران از آغاز تا اسلام »، در مورد منشأ تمدن اقوام التصاقی چنین می نویسد : «به نظر می رسد که فرهنگ مذکور » آسیانیک » از نواحی مجاور سیحون و جیحون از دشت های ترکستان روس یا شاید از نواحی دورتر، قلب آسیای مرکزی {افغانستان} آمده باشند.»{29}
جواهر لعل نهرو نیز تاريخ تقريبی هجوم های ترکان آسيای مركزی را به آسیا و چین حتی اروپا 5000 سال قبل از میلاد میداند :»مردمان آسيای مركزی بنام های باكتريائی ها، سكا ها، هون ها، اسكوت ها، ترك ها، كوشانی ها و يفتلی ها ياد مي شدند كه(پنجهزار سال ) قبل از ميلاد بارها به اروپا و سراسر آسيا پراكنده شده اند و هجوم ها برده اند و اين بخاطر تاراج نبوده بلكه برای بدست آوردن زمين های قابل سكونت و اقامت بوده است… پنج هزار سال قبل از ميلاد و حتی پيش از آن قبايل مهاجم آسيای مركزی“ توران“بر چين هجوم آوردند . همه آنها به زراعت و مالداری بلد بودند. گله ها و رمه های بزرگی را نگهداری ميكردند .«{30}.
این همه شواهد و مدارک تائید میکند که نه تنها افغانستان کنونی، بلکه حوزه رود سند و حتی بین النهرین و آسیای میانه نیز، قبل از هجوم به اصطلاح آریائی ها، اولا مسکن اقوام ترک – مغول بوده اند، که قطعا هزاره ها نیز که جزء اقوام ترک-مغلی میباشند از جمله بومی های کشور افغانستان به حساب میایند. دوما درین حوزه های تمدنی، مدنیت های باشکوهی نیز موجود بوده است .
پی نوشت ها :
21ویل دورانت / تاریخ جهان / مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل چهاردهم – بنیاد های هندی بخش کهنترین تمدن (ما قبل تاريخ هند – موهنجو – دارو – قدمت آن)
22 – ن.ك: كابلي ـ میر عابدین، مقاله «شهداد مركز ايالت آراتا»، مجله باستان شناسي و تاريخ، شماره اول، سال 1365
23 – هنری لوکاس – تاریخ تمدن – ص 71 – ترجمه دکتور عبدالحسین آذرنگ
24 – مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان
25 – نخستین شهر ها، روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، ص 154 تهران 1369
26 – تاریخ تمدن، جلد اول، ص 50 . ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران 1366
27 – تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز.  چاپ سوم صص 90 – 91 ترجمه علی اصغر حکمت، تهران 1354
28 – موسوي، سيد عسكر، هزاره هاي افغانستان، ص 67
29 – گیرشمن، کتاب»ایران از آغاز تا اسلام »، منشأ تمدن اقوام التصاقی
30 – جواهر لعل نهرو – كتاب «نگاهی به تاريخ جهان» صفحه 71 جلد يك

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: