شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم


مخدوم قلی بزرگترین شاعر ترکمن سده هجدهم، موسس و پایه گذارادبیات معاصر ترکمن

این نوشته به معرفی یک شاعر که عاشقِ مرز و بومش می باشد، اختصاص دارد.

این عشق و محبت آنچنان نیرومند است که بگذریم از زیباییهای وطن، او حتی سیل و بیابان سرزمینش را نیز با شور و شوق زاید الوصفی توصیف می کند. او با تکیه بر این عشق، خلقش را بزبان ترکیِ زلالی چنین بیان می کند:

در میان بحر خزر و رودخانه جیحون

بر روی بیابان، باد ترکمن میوزد.

غنچه گل و سیاهی چشم سیاه

سیل ترکمن از » کارا داغ» جاری است

او زاده مرد است و پدری مرد دارد

او برادر کوراوغلو است، سری پر شور دارد

اگر شکارچیان در کوه و دشت او را تعقیب کنند

نمی توانند ترکمن شیرزاده را بگیرند

او را نه تنها باید بزرگترین شاعر ترکمن سده هجدهم بلکه موسس و پایه گذارادبیات معاصر ترکمن محسوب نمود.

این شاعر که در زمینه های مختلف از مسائل ملی گرفته تا مشکلات اجتماعی، و از عشق به میهن گرفته تا عشق به انسان، اشعاری سروده، کسی بجز «مخدوم قلی» نمی باشد.

ترکهای ترکیه و یا هم نژادانمان در ممالک بالکان با خواندن اشعارمخدوم قلی، جوش و خروش اشعار » کاراجا اوغلان»، حماسه و جوانمردی اشعار «کوراوغلو» و تصوف اشعار» یونس امره» را در آثار این شاعر بزرگ ترکمنی و با تمامی وجود احساس می کنند.

مخدوم قلی می گوید:

سرمه به چشم یار می زیبد / تنها وصف او را می توانم گفت

لبش شکرین و دهانش غنچه وار / از یار سیه زلف جدا شده ام

آیا این ابیات چه تفاوتی با اشعار کاراجا اوغلان دارد؟

ویا آنجا که می گوید :

یاران، آیا کسی هست که پا در راه عشق گذاشته و بازگشته باشد؟

یاران، آیا کسی هست که اگر دردم را بگویم، بفهمد؟

آیا با شنیدن این ابیات شاعر را یونس امره می پندارید یا مخدوم قلی؟

طبیعی است که شاخه های مشترک یک ریشه کهنسال احساسی مشترک را با زبان و شکلی مشترک بیان نموده و خواهند نمود.

برای انکه بتوانیم این شاعر بزرگ ترکمن را بهتر به شما معرفی کرده و بشناسانیم تصمیم گرفتم تا با یکی از اندیشمندان ترکمن دیدار نماییم. استادیار دکتر «بردی سارایِِِف» یکی از اعضا میهمان هئیت علمی دانشگاه آنکارا در بخش ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی، در مورد دوران کودکی و تعلیم و تربیت مخدوم قلی شاعر بزرگ ترکمن چنین می گوید:

در نزدیکی عشق آباد قصبه ای بنام فیروزه وجود دارد. دراین قصبه درخت چنار تنومندی است که ۷ شاخه ازآن خارج شده است. ترکمن ها به این درخت چنارکه همواره توجه جهانگردان خارجی را جلب می کند، » یدی دوغان» به معنای هفت برادر می گویند. وقتی به این درخت چنار هفت شاخه می نگریم هفت سرزمین برادر ترک را که شامل جمهوری ترک قبرس شمالی، جمهوری ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان می باشد در نظرمان تداعی می گردد. از سوی دیگر اگر از نقطه نظر ادبی به این درخت بنگریم یونس امره، مولانا و مخدوم قلی را نیز میتوان در میان شاخه های این درخت کهنسال مجسم نمود. برای همین مخدوم قلی را باید بعنوان یکی از بزرگترین نمایندگان ادبیات مشترک جهان ترک قبول نماییم. وقتی ازمخدوم قلی این شاعر و اندیشمند بزرگ ترک سخن می گوییم در واقع مسئولیتی خطیر را پیرامون این شاعر بزرگ که در بین ترکمنها از کودک گرفته تا سالمند معروف و محبوب است بر گردن می گیریم.

در بین ترکمن ها آداب و رسوم خاصی برای نامگذاری افراد وجود دارد. وقتی مخدوم قلی متولد گردید یکی از دوستان پدرش بنام مخدوم دانا نام اورا انتخاب کرد بهمین علت نام او به مخدوم قلی معروف گشت. حال بیایید هویت شاعرانه مخدوم قلی را از اشعارش بشناسیم.

» به کسانیکه نمی دانند، بگویید این نام غریب به مخدوم قلی تعلق دارد که اصلش از اترک و سرزمینش گؤکلن می باشد.

در اینجا مخدوم قلی هویت خود رابیان می دارد. محل تولد او کرانه رودخانه اترک و قصبه ای است که در دشت حاجی گاوشان قرار دارد. ما به این قبیله گؤکلم – گرکز می گوییم. او تا ۷ سالگی نزد پدرش تعلیم یافته و بعد در مدرسه روستا به تحصیل پرداخت. سپس به خیوه رفته و در مدرسه شیرکازی سه سال تحصیل نمود.

مخدوم قلی در دوران درگیری و اغتشاش قبایل و طوایف ترکمن با یکدیگر، زندگی می نمود. در آن دوران اتحاد ترکمنها از بین رفته و قسمتی از آنها به بخارا و قسمتی نیز به خان نشین خیوه پیوستند. دکتر بدری ساری یف درباره چگونگی تبلور این اغتشاشات اجتماعی در اشعار مخدوم قلی و دعوت وی از ترکمنها به اتحاد و برادری چنین می گوید:

دوران زندگی مخدوم قلی را باید دوران پراکندگی و از هم پاشیدن ترکمنها و زمان پسرفت فرهنگی ترکها نامید. در آن هنگام مخدوم قلی اندیشید که به دولتی مستقل نیاز است. فکر می کنید او این موضوع را چگونه بیان نموده بود؟ او ابتدا به لزوم وجود اتحاد برابری و اشتراک در بین قبایل و طوایف ترکمن اشاره کرده و آنرا در قالب شعری چنین گنجانده است:

اگر ترکمنها کمر همت ببندند

دریا و رودخانه نیل را نیز خشک می کنند.

آلیلی، یازر، گؤلکن، یوموت و تکه

همه باید در خدمت یک دولت باشیم

وقتی امروزه یعنی ۲٥۰ سال بعد از مخدوم قلی و اشعارش، به پرچم ترکمنستانِ مستقل می نگریم، ٥ نقش و ٥ ستاره به چشممان می خورد. مخدوم قلی در آنزمان لزوم تاسیس یک دولت مستقل را بیان نموده بود. در زمان مخدوم قلی که به بلبل ترکمن معروف است، زبان ادبی رایج، فارسی و عربی بود. ولی او با توجه به عشقی که به زبان ترکی داشت ترجیح داد که اشعارش را به لهجه ترکمنی زبان ترکی به نگارش درآورد. اساس ادبیات ترکمن در قرن هجدهم توسط مخدوم قلی پایه گذاری گردید.

مخدوم قلی را باید اولین نماینده تحول و توسعه زبان ادبی ترکمن محسوب نمود. زیرا او با استفاده از مترادف کلمات فارسی و عربی در زبان ترکی اندیشه های خود را به زبان آورده است.

همانند تمامی شاعران و اندیشمندان دیگر، مخدوم قلی نیز از احمد یسوی در زمینه ادبیات تصوفی تاثیر بسیار پذیرفته است. زیرا احمد یسوی را باید همانند شاهرگ تغذیه کننده اعتقادات جهان ترک، دانست. او همانند درخت چناریست که شاخه هایش تمامی آسیا و اروپا را فرا گرفته است. از این نظر تاثیر گذاری یسوی بر روی مخدوم قلی نیز بسیار طبیعی است.

ولی نباید فراموش کرد که مابین دوران زندگی مخدوم قلی و احمد یسوی ٦ قرن فاصله وجود دارد. با وجود سپری شدن این زمان طولانی، مخدوم قلی، احند یسوی را بعنوان راهنما و پیشگام خود قبول نموده است. دکتر بدری ساری یف در این مورد چنین می گوید.

احمد یسوی پیر ترکستان را باید معماری دانست که خشت اول تصوف اسلامی را بنا نهاده است. وقتی به اشعار مخدوم قلی توجه می کنیم به رد پای احمد یسوی برخورد کرده و درمی یابیم که این شاعر ترکمن دنباله رو احمد یسوی بوده است.

مخدوم قلی در اشعارش بعضا نیز نگرانی خود از فراموش شدن احمد یسوی را بر زبان اورده و می گوید:

این چه حسرتی است که میکشم

این چه حدیث و چه امتی است

نام خواجه احمد ترکستانی

از یاد مردم پاک شده است.

ولی مخدوم قلی همواره سعی می نمود تا نام احمد یسوی را با نگارش چنین اشعاری زنده نگاه دارد:

در مدینه پیامبر اکرم ودر ترکستان خواجه احمد یسوی

مخدوم قلی تنها به توصیف احمد یسوی نپرداخته بلکه از اندیشمندانی که در محفل این عالم بزرگ تربیت یافتند نیز سخن می راند. بعنوان مثال می گوید:

حاجی بکتاش عبدالقادر

خواجه احمد امام رضاست

فریدون از اولیاست

از همه آنها همت طلب می کنم.

او همواره احمد یسوی را در قلبش زنده نگاه داشته و او را همیشه استاد خود می دانست.

مخدوم قلی را می توان بعنوان نماینده ادبیات تصوفی دانست که همیشه تحولات جهانی تصوف را دنبال می نمود. او را باید بعنوان راهنمایی دانست که نه تنها در جهان تصوف بلکه در هر راهی، چراغ روشنگر پیروانش است.

مخدوم قلی که در ادبیات ترکمن صاحب سبک و اسلوبی خاص می باشد، بسیاری از شعرا و علمای بعد از خود را تحت تاثیر قرار داده است. او پرچم تصوف را که از یسوی برگرفته بود تا شاعرانی همچون ملانفس، کمینه، ذلیلی، سیدی حمل نمود. مخدوم قلی در آثارش خواست خلق خود، شادکامی ها و نگرانی ها و عشق به وطن و مبارزه برای حراست از آنرا مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.trt

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

یک پاسخ

  1. […] شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: