مولانا غرب را نجات داد


دكتر سيدسلمان صفوي مولف ساختار مثنوي مولوي، برنده جايزه جهاني كتاب سال 1388 و نويسنده 4 كتاب در باره مثنوي و تعاليم مولوي از معدود متخصصان ايراني است كه با به‌كارگيري متدولوژي نوين، آرای جديدي از منابع اسلامي استخراج كرده است. «پروفسور نصـر» در كتاب «فلسفه اسلامي از آغاز تا امروز»؛ «مجله ترانسندنت فيلوسوفي» به سرويراستاري دكتر صفوي را «پل گفت‌وگوهاي فلسفي اسلام و غرب» خوانده است.

اين حقيقت كه مولانا نه‌تنها در ميان هم‌كيشان مسلمان خود بلكه در ميان مسيحيان و يهوديان قونيه نيز محبوب بود و مقام والايى داشت، به معناى نقش آينده وى در گفت‌وگوي بين اديان تعبير مى‌شود. به نظر مي‌رسد گستره فكرى و ديدگاه مولانا در زمان حيات و پس از مرگ وي، در مناطقي كه دوستدار ادبيات فارسى بوده‌اند رواج داشته است. مولانا امروزه نــه‌تنها از چهره‌هاي موثر در غرب به شمار مي‌رود؛ بلكه بسياري از اهالي انديشه و ادب نيز به آرا و نظرات او از جنبه‌هاي گوناگون پرداخته‌اند. در اين گفت‌وگو برآنيم كه بخشي از اين تاثيرات را مورد بحث قرار دهيم.

بحث را با مولاناشناسي غربيان آغاز مي‌كنيم. لطفا بفرماييد مولاناپژوهي در غرب از چه تاريخي آغاز شده و پژوهش‌هاي آنها براساس چه موضوعي استوار بوده است؟

اخيرا كتاب جديدي با موضوع «كتاب‌شناسي مولوي در غرب» از «آقاي خان‌بگي» منتشر شده است. ما نيز در حال انتشار دانشنامه‌يي در زمينه مولوي‌پژوهي هستيم كه اميدوارم تا پايان سال انتشار يابد. بنابراين تاريخ دقيق اين موضوع مورد تامل است، اما تا جايي كه در ذهن بنده است حداقل از قرن نوزدهم «مولوي‌پژوهي» در غرب بطور جدي مطرح شده است. «رد هاوس» 1892-1811 مترجم دفتر اول مثنوي، «ادوارد ويلسون» متولد 1858 مترجم دفتر دوم مثنوي و «ادوارد هنري وينفيلد» 1922-1836 تلخيص‌كننده كل مثنوي از نخستين افرادي هستند كه گزيده‌هايي از مثنوي را به انگليسي ترجمه كرده‌اند. «رابيندينات تاگور» نيز با ترجمه گزيده‌يي از «ديوان شمس» موجبات شهرت مولانا نزد عموم مردم را فراهم كرد؛ البته اين امر تا حدي به دليل شهرت «تاگــور» بود.

حضور انگليسي‌ها در شبه‌قاره هند عامل مهمي در آشنايي ايشان با فرهنگ اسلامي بود. بدين‌ترتيب آشنايي آنها بويژه نظاميان با آثار «مولوي» و «سنايي» در مواردي براي مثال به گردآوري و ترجمه و تصحيح آثاري از «سنايي» منجر شد. به قول «فرانكلين لوئيس» در سايه تبليغات محافل درويشي «گرجي اف»، «مهربابا» و «ادريس شاه» بين سال‌هاي 1930 تا 1970 شهرت و آوازه مولانا بين اروپايي‌ها فزوني يافت.

مولوي‌پژوهي صرفا با ترجمه گزيده‌ها آغاز شد يا با تفسير هم همراه بود؟

ابتدا گزيده‌هايي از «مثنوي» يا «ديوان شمس» ترجمه شد كه غالبا با مقدمه و گاهي نيز با تفسير مختصري همراه بود. چنان‌كه مقدمه كتاب «رد هاوس» 135 صفحه و شامل گزيده‌هايي از «تذكره افلاكي» است. اثر «ويلسون» شامل 2 جلد است؛ كه جلد اول ترجمه و جلد دوم شرح اشعار است. اثر «وينفيلد» نيز منتخبي از 3 هزار و500 بيت از مجموعه 25هزار و500 بيت مثنوي همراه با توضيحات است كه به دفعات از جمله در سال 1996 چاپ شده است.

از مترجمان برجسته اوليه از چه كساني مي‌توان نام برد؟

در قرن نوزدهم «رد هاوس»، «ويلسن» و «وينفيلد» و در قرن بيستم «رينولد الين نيكلسون» از طريق «ادوارد براون» با آثار مولوي و عرفان اسلامي و شرقي آشنا مي‌شوند. «نيكلسون» در حدود نيمه اول قرن بيستم ابتدا گزيده‌يي از «ديوان شمس» را ترجمه كرد و سپس از طريق ديوان شمس به مثنوي پيوند خورد و پروژه بزرگ خويش را آغاز كرد. تا قبل از اين تاريخ مثنوي متني غيرمنقح بود كه نسخ فراواني از آن در ايران، تركيه، شبه قاره هند، افغانستان و… وجود داشت كه از نظر تعداد ابيات متفاوت بودند. در ايران «مثنوي نسخه رمضاني» معروف بود و دفتر هفتمي هم براي مثنوي وجود داشت.

«نيكلسون» با روش علمي به پژوهش درباره مثنوي پرداخت و با گردآوري نسخ قديمي به تدوين متني منقح از مثنوي پرداخت و مثنوي ويرايش شده را در 3 جلد ابتدا به فارسي و سپس به انگليسي منتشر كرد و پس از آن 2 جلد تفسير بر آن نگاشت. «تفسير مثنوي نيكلسون»، تفسيري گزيده است كه همه ابيات را شامل نمي‌شود و به شرح همه داستان‌ها نيز نمي‌پردازد؛ بلكه توضيح برخي از ابيات مشكل مثنوي و عمدتا خلاصه‌يي از «تفسير كبير آنقروي» است. اين اقدام «نيكلسون» نقطه عطف «مولوي ‌پژوهي» در غرب به شمار مي‌رود. از ديگر آثار «نيكلسون» در مولوي پژوهي، «ترجمه ملخص فيه ما فيه»، «قصص عرفاني» و «گزيده قصص مثنوي» است. پس از «نيكلسون» شاگرد او «آرتور آربري» كار او را ادامه داد. «آربري» نخست گزيده‌يي از «رباعيات ديوان شمس» و سپس «فيه ما فيه» را ترجمه كرد. سپس «گزيده‌يي از داستان‌هاي مثنوي» را به انگليسي ترجمه كرد و در كتابي ديگر با تكيه بر منابع و توضيحات به شرح داستان‌هاي مثنوي پرداخت. اين كار «آربري» موجب آشنايي بيشتر مخاطبان انگلوساكسون با مولانا شد.

پس از اين با دوره جديد مولوي پژوهي در غرب مواجه مي‌شويم؛ از محققان اين دوره مي‌توان به «پروفسور ويليام چيتيك»، «كبير هلمينسكي» و «پروفسور جيمز موريس» در امريكا و «پروفسور آلن ويليامز» در انگلستان اشاره كرد. «رابرت بلاي» و «كولمن باركس» در امريكا با ترجمه آزاد اشعار مولونا، به قول «فرانكلين لوئيس» آوازه او را از «كاليفرنيا» تا «نيويورك آيلند» و از «رد وود فاست» تا «آب‌هاي گلف استريم» گستراندند. كتاب مشترك آنها «شب و خواب» نام دارد كه با تصاويري از «ريتا شوميكر» به چاپ رسيده است. در سال 1998، 10هزار نسخه از اشعار برگزيده مولانا ترجمه «كولمن باركس» به نام «Essential Rumi »در امريكا به فروش رفت. «جان موين» نيز گزيده‌يي از اشعار مثنوي و ديوان شمس را تحت عناوين: «راز سرگشاده» 1984، «باران ناديده» 1986، «لحظه‌هاي جدايي» 1987، «از اين آرزومندي» 1988 در امريكا منتشر كرد. البته آنچه بدان اشاره شد، بيشتر حوزه انگليسي‌زبان مولانا پژوهي بود.

حوزه‌هاي مولانا پژوهي در آلمان، فرانسه و كشورهاي اروپاي شرقي نيز فعال بود. در اواخر دهه دوم قرن نوزدهم در آلمان «پور گشتال» 70 قطعه شعر از «مثنوي» و «ديوان شمس» را به آلماني ترجمه كرد. «يوهان ولفگانگ فون گوته» 1832-1749 با الهام از اشعار فارسي «پورگشتال»، «ديوان شرقي – غربي» را آفريد. «فردريش روكرت» 1866-1788 با ترجمه 42غزل از «ديوان شمس» به آلماني، تحسين گوته را برانگيخت. «هانس ماينكه» 1974-1884 و ارنست برترام 1957-1884 نيز ترجمه‌هاي مستقلي از اشعار مولانا را به آلماني ترجمه كردند. از مولوي پژوهان برجسته آلمان مي‌توان به «هلموت ريتر»، «فريتس ماير»، «گوستاو ريشتر» و پروفسور «آن ماري شيمل» اشاره كرد. آثار «ماير» و «ريتر» از اهميت بسياري برخوردار است؛ هرچند در ايران ناشناخته‌تر از بقيه است. البته كتاب‌هاي «بهاء ولد» اثر «ماير» و «درياي جان» تاليف «ريتر» درباره عطار به فارسي ترجمه و منتشر شده‌اند. در سپتامبر 2001، 3 مقاله مهم از «گوستاو ريشتر» در زمينه مثنوي‌شناسي توسط گروه محققان از آلماني به زبان انگليسي ترجمه و در «مجله ترانسندنت فيلوسوفي» منتشر شد. وي در اين 3 مقاله مطالب ارزنده‌يي درباره سبك داستان‌ها و اشعار مثنوي بيان كرده و با نزديك خواندن سبك مثنوي به سبك قرآن، آشفته خواندن مثنوي را نقد كرده است.

مثنوي به زبان فرانسوي نيز به همراه تفاسيري ترجمه شده است. به همت تلاش‌هاي «اوا دو ويتري» و «مه يروويچ» در دهه 1970 مولانا و مثنوي به فرانسويان معرفي شد. «مه يروويچ» علاوه بر تاليف 2اثر درباره مولانا، كتاب‌هاي «فيه ما فيه» و «مكتوبات» را به فرانسه ترجمه كرد. اخيرا مثنوي به زبان‌هاي روسي، بلغاري و ايتاليايي نيز ترجمه شده است. جديدترين ترجمه مثنوي به زبان انگليسي نيز توسط دكتر جاويد مجددي در حال انجام است؛ كه ترجمه دفترهاي اول و دوم توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد منتشر شده است.

نوع نگرش غربيان به مولانا چگونه بوده و هدفشان از مولانا پژوهي چه بوده است؟ اين نگاه از چه بسترهاي معرفتي مايه مي‌گرفته و آيا به هدفي كه دنبال مي‌كرده‌اند، دست يافته‌اند؟ اين نگاه تا چه اندازه به انديشه مولانا نزديك بوده است؟

«وحدت‌گرايي»، «مطالعات تطبيقي اديان»، «معنويت‌گرايي» و «روانشناسي معنوي» از موضوعات مورد علاقه محققان غربي بوده است. چنان‌كه كشيش‌هايي نظير راهب دومينيكن «سيپرين رايس» در كتاب «صوفيان ايراني» 1964 و «كارول دلاموت» در كتاب «ويژگي‌هاي حالات عرفاني از زبان استعاري مثنوي رومي» 1953 به بررسي تعاليم مولوي پرداخته‌اند.

در زمينه تفسير مولانا در محافل آكادميك از بين مولوي پژوهان معاصر غرب مي‌توان بويژه به «پروفسور ويليام چيتيك» و «پروفسور آن ماري شيمل» اشاره كرد. از ديگر چهره‌هاي شاخص و صاحب تاليف مي‌توان از «مه يروويچ» فرانسوي، «استاد كبيرهلمنسكي»، «پروفسور جيمز موريس» و «پروفسور آلن ويليامز» نام برد كه به تدريس مولوي پژوهي در دانشگاه‌هاي غربي نيز پرداخته‌اند. «پروفسور آن ماري شيمل» پژوهشگر آلماني در ايام كودكي خويش (مصادف با جنگ جهاني دوم) به عثماني رفت و تفكر اسلامي را از طريق تفكر دوره عثماني و تركيه آموخت و بدين‌ترتيب به واسطه ترك‌ها به شناخت مولانا دست يافت. «پروفسور شيمل» بيشتر به جنبه‌هاي زيبايي‌شناسي، انسان‌شناسي و جذابيت‌هاي انساني چون رافت، مهرباني و دوستي در آثار مولانا بويژه در مثنوي توجه داشت كه مشخصا تحت تاثير جنگ جهاني دوم و ويراني‌ها و خشونت‌هاي ناشي از آن بود. لذا توجه او بيشتر به آموزه‌هاي مولانا از جهت معنوي و انساني بود.

«پروفسور ويليام چيتيك» اسلام و تفكر اسلامي را از طريق ايران فراگرفت. وي فلسفه و عرفان اسلامي را در «دانشگاه تهران» و «انجمن حكمت و فلسفه» نزد اساتيد ايراني آموخت. «پروفسور جيمز موريس» از مثنوي‌شناسان برجسته نيز در ايران، در محضر اساتيدي چون «استاد مهدي محقق» تحصيل كرد. «استاد محقق» به بنده گفتند بخش‌هايي از «فصوص الحكم» ابن عربي را براي «پروفسور جيمز موريس» تدريس كرده‌اند. با توجه به تحصيلات نظري در زمينه فلسفه و عرفان اسلامي، «پروفسور ويليام چيتيك» نسبت به ساير غربيان، نگاه عميق‌تري به مثنوي دارد.

«پروفسور چيتيك» با آموختن فلسفه اسلامي در ايران در محضر «پروفسور نصر» و حشر و نشر با بزرگاني همچون «علامه طباطبايي» و «مرحوم استاد سيدجلال آشتياني» درك عميق‌تري از عرفان اسلامي دارد. وي آثاري از «علامه طباطبايي»، «گلچيني از احاديث معتبر شيعه» و همچنين «صحيفه سجاديه» را تحت نظر «پروفسور نصر» و «علامه طباطبايي» به انگليسي ترجمه كرد. آشنايي با تفكر شيعي و فلسفه اسلامي موجب شده «پروفسور چيتيك» جايگاه خاصي نسبت به ساير مولوي پژوهان داشته باشد. ازجمله كتاب‌هاي اوليه ايشان مي‌توان از «تعاليم مولوي» و «مولانا: طريقت عشق» نام برد. كتاب جديد ايشان «من و شمس» نيز ترجمه انگليسي و شرح «مقالات شمس» است. تلاش «پروفسور چيتيك» تبيين چارچوب كلي تفكر مولانا براي مخاطب غربي است. به نظر من آثار ايشان، ارزنده‌ترين آثار در زمينه مولوي ‌پژوهي در غرب است.

زوج «كبير و كاميلا هلمينسكي» (از پيروان عملي طريقت مولويه) نيز حدود 6 كتاب درباره تعاليم مولانا در امريكا منتشر كرده‌اند كه به 7 زبان ديگر نيز ترجمه شده است. طي گفت‌وگويي كه در سال 2007 در «كنفرانس بين‌المللي مولوي» در استانبول و قونيه با آنها داشتم؛ اظهار داشتند كه در سال‌هاي اخير «مثنوي» را براساس روش كتاب اين فقير «ساختار معنايي مثنوي معنوي» در امريكا تدريس مي‌كنند.

وجه مميزه آثار «پروفسور چيتيك» نسبت به مولوي پژوهان گذشته چيست؟ مولوي ‌پژوهان گذشته فاقد مباني نظري قوي، از جمله تحصيلات «پروفسور چيتيك» در حوزه عرفان و فلسفه اسلامي بوده‌اند. «نيكلسون» شاگرد «ادوارد براون» استاد ادبيات فارسي بوده و فلسفه اسلامي را به خوبي نمي‌شناخته، «آن ماري شيمل» نيز همين‌گونه بوده است اما «پروفسور چيتيك» مباني فلسفه و عرفان اسلامي را نزد متخصصان اين رشته‌ها در ايران آموخته است. بدون شناخت عميق مباني نظري عرفان اسلامي نمي‌توان مثنوي و انديشه‌هاي مولانا را تحليل كرد؛ البته تحليل‌هاي ذوقي و فردي ممكن است. ضمن اينكه شرق همواره براي ذهن غربي جذابيت داشته و شرق براي غربی، افسانه‌يي است كه در قالب داستان‌هاي هزار و يك شب ارايه شده است اما «پروفسور چيتيك» با دانش عميق از مباني نظري انديشه شرقي و اسلامي؛ در مولوي‌‌پژوهي نيز با تكيه بر فلسفه و عرفان اسلامي به ارايه تعاليم مولانا پرداخته است. ايشان مولوي‌شناس برجسته‌يي است كه آثار ارزنده‌يي در زمينه اندیشه و افكار و شخصيت مولانا تاليف كرده است. «پروفسور چيتيك» مولوي‌شناس بزرگي است، اما همانطور كه در كتابم اشكال كرده‌ام و ايشان هم پذيرفته؛ متوجه ساختار و سيستم مثنوي معنوي نشده است. البته ايشان، «پروفسور جيمز موريس» و «پروفسور شاكل» موافق ساختارمند بودن مثنوي معنوي مولوي هستند. بين «مولوي‌شناسان» و «مثنوي‌شناسان» مي‌بايست تمايز قایل شويم. براي مثال «بديع الزمان فروزانفر» هم مثنوي شناس بود، هم مولوي شناس. البته به نظر من در مقايسه «استاد فروزانفر» و «نيكلسون»، «استاد فروزانفر» برتر است. «استاد عبدالحسين زرين‌كوب» نيز علاوه بر شناخت روش علمي، به زبان‌هاي مختلف مسلط و استاد عرفان و فلسفه اسلامي بود. كارنامه ايشان در حوزه معرفي عرفان اسلامي بسيار درخشان است. كارهاي ايشان با ديگران تفاوت بسيار دارد. «دكتر زرين‌كوب» را مي‌توان «خورشيد عرفان پژوهي علمي» در ايران معاصر خواند. «دكتر محمد استعلامي» نيز با ويرايش و شرح جديد مثنوي در 7 جلد خدمت بزرگي به مثنوي پژوهي كردند. «استاد كريم زماني» نيز شرح جامع ارزشمندي در 6 جلد ارايه كردند.

پروفسور چيتيك بيشتر به چه جنبه‌هايي از آثار و انديشه‌هاي مولانا توجه دارد؟

جنبه معنوي انديشه‌هاي مولانا براي «پروفسور چيتيك»، «پروفسور شيمل» و ساير مولوي پژوهان غرب از اهميت بيشتري برخوردار است؛ اين امر ناشي از بحران معنويت در غرب است. مولانا، پيامبر و معصوم نبود؛ بلكه يك قديس و از اولياء‌الله بود كه براساس تعاليم قرآن، حديث، سنت اولياءالله و تجربيات معنوي خويش آثار بي‌نظيري همچون «مثنوي معنوي» و «ديوان شمس» خلق كرد و روانشناسي انسان را به نحو بسيار دقيق و جزيي بيان كرد. بدين معنا مولانا با بيان مشكلات روان انسان، دردها، رنج، مصائب و مهالك آن راه‌حل‌هاي مشخصي در هر دو حوزه فردي و اجتماعي براي علاج اين دردهاي روحي ارايه كرد. براي مثال در داستان «شاه جهود» در دفتر اول مثنوي، مشكل اصلي را «احوليت» يعني «نگرش يك بعدي»، «كثرت بيني» و «نديدن وحدت» مي‌خواند. مشكل انسان غربي نيز همين است. موضوع «كرگدن» اثر «اورژن يونسكو» يا «انسان تك ساحتي» نوشته «هربرت ماركوزه» نيز بيان اين مشكل انسان جديد است. «پروفسور چيتيك»، «هلمينسكي»، «پروفسور شيمل» و ساير افرادي كه به بررسي انديشه‌هاي مولانا پرداخته‌اند آثار او را پاسخگوي نياز انسان امروز غربي يافته‌اند. آثار مولانا جزو شاهكارهاي جاوداني بشر است. اين متخصصان باستانشناسي معرفت نكردند، مستشرق هم نبودند و به شرق و جهان اسلام به عنوان موضوع شناسايي ننگريستند؛ براي اين انديشمندان سرچشمه شناخت، معرفت و حكمت؛ اسلام و جهان اسلام بوده است. اين انديشمندان با شناخت بحران معنويت و بحران هويت در انسان امروز غربي، اميد به نجات او را در آثار و انديشه‌هاي مولانا يافته‌اند.

با توجه به حضورتان در غرب، وضع فعلي مولانا‌پژوهي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ آيا اين وضع نسبت به گذشته پيشرفت كرده است؟

امروزه در جهان تحول مهمي در حوزه مولوي پژوهي رخ داده است. در امريكا، انگليس، ساير كشورهاي انگليسي زبان و همچنين آلمان، فرانسه و ايتاليا ميزان توجه به مولانا افزايش يافته است. انتخاب اشعار مولانا توسط برخي از خواننده‌هاي مشهور موجب آشنايي توده‌هاي مردم با مولانا شده و سايت‌هاي اينترنتي مولوي دوستي و انتشار برخي از گزيده‌هاي اشعار مولانا با ترجمه روان، موجب اقبال و آشنايي عامه مردم با وي شده است. در سطح خواص نيز با ظهور چهره‌هايي همچون «نيكلسون»، «هلموت ريتر»، «فريتس ماير»، «آربري»، «پروفسور چيتيك»، «پروفسور شيمل»، «هلمينسكي» و… تحولي شگرف رخ داده است.

به نظر من در غرب، در حوزه مولوي ‌پژوهي انفجاري رخ داده است. در دانشگاه‌هاي انگليس تدريس بخش‌هايي از «مثنوي» يا «غزليات شمس»، بخش تفكيك‌ناپذير رشته‌هاي ادبيات فارسي، اسلام‌شناسي و ايران‌شناسي است. از جهت فني و متدولوژيك، ارايه روش جديد تفسير مثنوي توسط اينجانب در سال 2001، تحول عظيمي در روش فهم مثنوي ايجاد كرد و به سوالات مخاطب غربي پاسخ داد.

برگرفته از سایت ملت آنلاین

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: