شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم


اعتقادات دینی ملت تورک

هر آنچه را که برای خود می پنداری

برای غیر نیز آنرا بپندار

اگر تو خود را نیک درک کنی

معنای هر چهار کتاب همین است و همین

زمان همانند پرده ای شفاف انسانها،جوامع و اماکن را تغییر داده و رد پاهای جدیدی پدیدار می نماید. تاثیرات زمان شاید مشاهده نشود ولی کاملا احساس می گردد. زمان برای یک فرد فقط محدود به عمر کوتاه وی می باشد. در این مدت محدود انسان تحت تاثیر دانسته های اکتسابی و تجربیاتش تغییر یافته و تکامل مییابد . این موضوع برای ملل و جوامع نیز عینا صادق است. زمان برای آنها با تاریخشان آغاز شده و اماکن و انسانهای مختلف موجب تغییر آنها شده و البته که از آنها تاثیر نیز می پذیرند. جامعه شناسان به این مسئله تبادل فرهنگی و یا تاثیرپذیری فرهنگی می گویند. ولی در سیر تمامی این تغییر و تاثیرپذیری آنچنان عناصری وجود دارند که در زیر پرده شفاف شکل گرفته گاهی با تغییر کمی جریان می یابد. منظور از شخصیت افراد و جوامع همین موضوع می باشد. یک ضرب المثل ترکی می گوید جان از بدن خارج می شود ولی خوی و خصلت هرگز …. ملت ها نیز همانند انسانها که بعضی از رفتارهای خود را از بدو تولد دارا می باشند بعضی از خصوصیات اکتسابی خود از اعصار اولیه تاریخ را با کمترین تغییر فراتر از قرون انتقال داده اند. این عناصر که هیچگاه مغلوب فرسایش زمان نشده اند همانند قلعه های پر افتخار و مغرور پابرجا می باشند.

محققان وجود این رد پاها را در زمینه های دینی و اعتقادی نیز همانند زمینه فرهنگی به اثبات رسانده اند.

این سوال که دین و اعتقاد قدیمی تورکها چه بوده است ؟ برای فراگیری و آگاهی از گذشته های دور حائز اهمیت می باشد. ولی وقتی که بخواهیم تاثیرات اعتقادات اجداد مان در دوران بعد از آن را مطالعه کنیم این سوال اهمیت خود را آشکار خواهد نمود. زیرا تاثیرات یک سنت شمانیست با سنت اعتقاد به خدای آسمانها یعنی گوک تانری بسیار متفاوت است. فوآد کوپرولی و بعضی از محققانی که بسال ۱۹۲۰ نوشته هایی در مجله سرزمین ترک بچاپ می رساندند ادعا کرده اند که شمانیزم اصلی ترین و قدیمی ترین دین ترکها می باشد. این محققان در آن سالها براساس اطلاعات و مدارک بدست آمده این ادعا را مطرح می نمودند . ولی تحقیقات اخیر نشان داده است شمانیزم که بغیر از یک سیستم سحر و جادو چیز دیگری نداشته بعد از قرن ششم وارد آسیای مرکزی شده و نمی توان آنرا قدیمی ترین دین ترکها محسوب نمود. ترکها بجای کلمه شامان از واژه کام استفاده می کردند. کامها کسانی بودند که به ارتباط انسانها با نیروهای ماوراالطبیعه و ارواح اعتقاد داشتند. مردم براین باور بودند که کامها می توانند توسط ارتباط با نیروهای ماورالطبیعه و ارواح به بیماران شفا بخشیده و یا از آینده خبر دهند. بدین ترتیب کام ویا شامان در واقع به جادوگر آن قبیله گفته می شد. پرفسور دکتر احمد یاشار اوجاک اعتقاد دارد که قبول شمانیزم بعنوان دین اولیه ترکها اشتباه محض بوده و این از تحقیقات رادولف نشات می گیرد که در قرن نوزدهم دست به مطالعاتی در آسیای میانه زده بود. رادولف در این تحقیقات وضعیتی را که از تلفیق قدیمی ترین اعتقاد ترکها یعنی خداوندی آسمانها و شمانیزم بوجود آمده بود مطرح کرده است. پرفسور اوجاک می گوید کسانیکه از تحقیقات Eliade ،ROUX و BASİLAV اطلاع دارند می دانند که قدیمی ترین دین ترکها اعتقاد به خداوندی آسمانها است .تورکهای قدیم به وجود بعضی از نیروهای پنهانی در طبیعت همانند وجود ارواح در کوهها،رودخانه ها، جنگل ها و درختان تنومند اعتقاد داشتند. به آفتاب، ماه و ستاره گان نیز موجودیتی مقدس اضافه می شد. آنها همچنین به ابدیت ارواح اعتقاد داشته و احترام وافری به ارواح اجدادشان قائل بودند. ولی اشکال متفاوت این اعتقاد فقط به ترکها اختصاص نداشت. اقوام اجدادی ملل امروزی نیز در کنار احترام به ارواح نیاکانشان به وجود نیروهای پنهانی در طبیعت اعتقاد داشتند. تنها نقطه متفاوت اعتقاد اقوام قدیمی ترک به دین خداوندی آسمانها است. پرفسور دکتر مه لقا قشقارلی که درفرانسه بسر می برد درمورد اعتقادات قدیمی تورکها به خداوندگار آسمان چنین می گوید :

همانطوریکه می دانید Hiyung ها اجداد تورکهای امروزی می باشند. Hiyung ها را باید جامعه ای تورک محسوب کرد که در دوران قبل از میلاد می زیسته اند. در مورد طرز زندگی Hiyung ها اطلاعات چندانی در دست نیست ولی در متون نوشته شده از آندوران به کلمه تانیری که به معنای خداوند است بر می خوریم . همچنانکه می دانید بعد از Hiyung ها در تاریخ با هونها مواجه می شویم .در زمان هونها مفهوم خداوند بسط وتوسعه بیشتری یافته بود. امپراطوری گوک تورک را باید جامعه ای دانست که اعتقاد به الهه آسمان یعنی دین ملی تورکها در آن بیشترین تبلور را از خود نشان می دهد. دین مذکور که امپراطوری گوک تورک آنرا پذیرفته بود اعتقادی جدید نبوده باHiyung ها آغاز شده بود. گوک تورکها معتقد بودند که خداوند یکتا در آسمان نشسته ، زندگی کرده وبه تورکها کمک می نماید. این خداوند بعضا در مقابل سپاه تورک راه رفته،با شکست تورکها در جنگ ها قهر نموده و این قهرخاندانی سقوط می کند . به عقیده آنها خداوند نه به زندگی روزمره بلکه به زندگی اجتماعی حکم می کرده است . بعضی از خصوصیات اعتقاد به الهه آسمان را امروزه در اعتقادات تورکها به اسلام مشاهده می کنیم . بعنوان مثال سربلند کردن به آسمان بهنگام نیایش که در هیچ کشور مسلمانی این موضوع مشاهده نمی شود. طبیعی ست هر کسی از دین خود آنطوریکه از آن برداشت دارد تبعیت می کند .ولی نباید فراموش کرد که اعتقاد به خدای آسمانها در اعتقادات دینی ترکها سهمی مختص بخود دارد. از اینرو اعتقاد به خداوندگار آسمان بسیار مهم می باشد کذا این موضوع را در یادواره های گوک ترکها نیز می بینیم . در میان آسمان نیلگون بالای سرمان خدای بزرگ در زیر پایمان زمین گندمگون و در میان آنها اجدادمان خاقانها زندگی کرده اند . خداوندی که در آسمان نشسته و زندگی می کند ، خاقانها را منصوب نموده و اگر این خاقانها به مملکت شان اهانت نموده ودر نبردهایشان موفقیتی کسب نکنند از طرف این خداوند برکنار می شوند. اینگونه سمبل ها طبیعتا در تمامی ادیان سماوی و غیر سماوی ترکها مطرح می گردد . تقبل تمامی ادیان سماوی از طرف ترکها بی نهایت جالب توجه است . ترکها اعتقاد به ادیان مختلفی را مورد تجربه قرار داده اند . ترکها در نهایت دین مبین اسلام را پذیرفته اند که مابین آداب و رسوم مسلمانان ترک و مسلمانان ایرانی و عربی تفاوتهای بسیاری وجود دارد . اعتقاد به خداوندگار آسمان نه تنها اسلامیت تورکها بلکه مسیحیت Uygur Nasturi و یهودیان خزر را نیز تحت تاثیر قرار داده است . جوامع ترک به آداب و رسوم وسنن خود بسیار پایبند بوده و به آسانی این سنن را از یاد نمی بردند وسعی می کردند تا آنها را با دین جدیدی که قبول کرده اند تطبیق نمایند .

بعضی از محققین اعتقاد به خدای آسمانها و یا گوک تانری را بعنوان دین ملی تورکها قبول دارند . در این سیستم اعتقادی اراده ای برتر که ازلی و ابدی بوده و در هیچ قالبی بغیر از آسمان نگنجیده و قادر و خالق است وجود دارد. این اراده مطلق گاها بعنوان خدای آسمانها یاد می شود بعضا نیز بنام خداوند تورک ذکر شده است . تورکها علیرغم صاحب بودن به یک سیستم اعتقادی مختص بخود توانسته بودند تا ادیان دیگری نیز پذیرا شوند. ولی آنها تاثیرات دین قدیم را نیز به دین جدید انتقال دادند. که آن نیز مستلزم فرهنگی ریشه دار و تداوم فرهنگی ست . اگر امروزه تورکها دین مبین اسلام را بشکلی متفاوت با ایرانیان و اعراب قبول نموده اند علت آنرا باید در تاریخ، فرهنگ و اعتقادات قدیمی تورکها جستجو کرد . تورکهای قدیم همواره هم نژادانی که ادیان دیگر را قبول می نمودند سرزنش نکرده و خاقانها نیز سعی می نمودند تا حکومتی براساس شرایط دینی برقرار نمایند. خاقانها بر این باور بودند که برای خشنودی خداوند باید تمامی ادیان را مورد احترام قرار داد .

تورکها در طول تاریخ همواره این خوش بینی درمورد ادیان مختلف را از خود نشان دادند. آنها به این خوش بینی در قبول دین اسلام نیز که آن را با کاراکتر ملی و بافت عقیدتی تک خدایی خود مناسب مشاهده کردند ،ادامه دادند. یونس امره یکی از صوفیان ترک مسلمان که بتاریخ قرن سیزدهم در آناطولی می زسیت می گوید : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز آن را بپسند.

اگر دقت کنی معنا و مفهوم هر چهار کتاب این است . این سخنان منعکس کننده خوش بینی ذاتی تورکها در قبال اعتقادات مختلف ترکها می باشد . انسان ترک که به اعتقادات خود با صمیمیتی غیرقابل وصف دلبستگی دارد براین باور است که همگان باید ازاین آزادی بهره مند گردند .

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: