تثبیت فرهنگ دموکراسی در زمینه ذهن مردم – قسمت دوم


من در بخش اول این مقاله نوشته بودم که دموکراسي بر مبانی و پایه های استوار است که می توان آن را «فرهنگ دموکراسی» نامید و در کشوری مثل افغانستان که این مبانی (فرهنگ دموکراسی) توسعه نیافته و مردم مبتنی بر ارزش های این فرهنگ، آموزش های لازم را ندیده اند، چگونه مي توان انتظار داشت که مناسبات و ارزش های دموکراسی در این کشور استحکام یافته و نهاد های دموکراتیک ایجاد گردد؟. باید به این واقعیت اذعان داشت که مردم افغانستان مشکلات فرهنگی با دموکراسی دارند . مشكلات فرهنگی، مشكلات درونی افراد جامعه، باورها، احساسات، عواطف و خواسته‌های آنهاست که با باور ها، احساسات عواطف و خواسته ها، در فرهنگ دموکراتیک در تضاد و اختلاف قرار داردند و مردم به همین اساس، آنرا در تضاد با ارزش های دینی و فرهنگی جامعه خویش احساس مینمایند و طبعا عکس العمل نشان داده و بعنوان عامل بازدارنده در مقابل پیشرفت مناسبات دموکراتیک سد میشوند . حالا سوال اینجا است که چطور و  چگونه تضاد و فاصله عمیقی که بین فرهنگ سنتی و فرهنگ دموکراسی وجود دارد را پل زد و ازین فاصله به سلامت عبور کرد؟ .
در جواب باید اظهار داشت که این کار مستلزم روشنگری و کار مستمر فرهنگی نهاد های مدنی و نخبگان جامعه برای پيدايش فرهنگ دموکراسی در کشور می باشد تا از طریق تثبیت مناسبات و ارزش های فرهنگ دموکراتیک، این مبانی را در ذهن فرد فرد جامعه نهادینه سازند. این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که برای تثبیت مناسبات فرهنگ دموکراتیک در اذهان جامعه، نقش و تاثیرگذاری روشنفکران، نهاد ها و جنبش های مدنی در خور توجه است . زیرا کارکرد های آنان در رشد فرهنگ دموکراسی از طریق آموزش مناسبات و ارزش های دموکراسی، در نهایت جامعه را با فرهنگ دموکراسی اشنا ساخته و این فرهنگ را در اذهان مردم پیاده می سازند و این نهاد ها در واقع با آموزش مفاهیم دموکراسی، فرهنگ دموکراسی را جاگزین فرهنگ سنتی جامعه می کنند . «چنانچه دمکراسی بخواهد در يک جامعه تحقق يابد، نيازمند وجود يك جامعه‌ی مدنی است . يك جامعه‌ی مدنی مقتدر با نهادهايی که ضامن حفظ دمکراسی باشند . بدون يک جامعه مدنی دمکراسی تحقق نمی‌پذيرد و اگر شما فقط تاکيد بر دمکراسی داشته باشید، در حاليکه مولفه‌های ديگری از حيث فکری، فرهنگی و اجتماعی و بعبارتی مجموعه‌ی مولفه‌های نرم ‌افزاری و سخت افزاری مورد نياز برای شکل گيری، تحقق و تداوم دمکراسی وجود نداشته باشند، دمکراسی خواهی هميشه عقيم است» } 1}.
انسان هائی كه در تحت تسلط فرهنگ خشونت، استبداد و زور، مملو از كمبود ها و عقده های درونی، رشد نموده و به بلوغ جسمی میرسند خود متولی درونی كردن فرهنگ استبداد و خشونت در جامعه می شوند و با مظاهر فرهنگ دموكراسی که مدارا، تحمل، گفتگو، همزیستی، توسعه سیاسی و… میباشند، احساس بیگانگی نموده و خود بمثابه عامل بازدارنده بر علیه مناسبات دموکراسی دست به اقدام زده و طلایه دار فرهنگ استبداد و خشونت در جامعه میگردند . مسلما که در حاکمیت این فرهنگ خشونت، بر عکس جامعه ی دموکراتیک که به انسان و حقوق انسانی احترام قائل اند و هر گونه تعرض به جان و مال و ناموس انسان، تعرض به بنای اجتماع و تعرض به حقوق اولیه انسان ها محسوب میگردد، جان و مال و حیثیت و حقوق انسان ها ارزشی نداشته و کشتن و شکنجه و نابودی و بربادی انسان ها، توجیه مذهبی و اجتماعی پیدا مینمایند . به همین خاطر شاهدیم که متولیان فرهنگ قبیله، آدم کشی و جنایت را جزء واقعیات روزمره، متداول و مرسوم زندگی شان به حساب آورده و به آن افتخار نیز مینمایند و بدون ترس از انجام جنایت، آدم می کشند، سر از قفا میبرند، شلاق میزنند، خانه ها و مدارس را ویران مینمایند و مزارع را به آتش میکشند و هیچ ترس، هراس و دلهره ی از ارتکاب این اعمال ضد انسانی شان ندارند و در کمال خونسردی و آرامش در ملاء عام و در زیر ذره بین ارگان ها و سازمان های خبری به اصطلاح مدافع حقوق بشری انرا به اجرا می گذارند.
از آنجائیکه در افغانستان متاسفانه در اثر حاکمیت دیرپای سنت استبداد و انحصار در تاریخ سیاه گذشته کشور، اکثریت مطلق مردم حتی سواد خواندن و نوشتن بلد نیستند و به همین لحاظ حتی از ارزشهای اسلامی که 99% به آن معتقد اند آگاهی کامل ندارند . اگر میداشتند حکام ظالم و جابر تاریخ شان را به القابی کذائی چون ضیاء الملت والدین، سراج الملت والدین، سایه خدا در زمین، امیرالمومنین و …تکریم  و تعظیم نمی کردند و اینقدر دکان های رنگارنگ بنام دین، جهت غارت و چپاول آنان باز نمی شد که بدبختانه تا همین حالا که در قرن بیست و یکم قرار داریم ملاعمر آدم کشِ جنایتکارِ بیسواد را امیرالمومنین خطاب مینمایند . درست به همین دلیل میبینیم که ایدئولوژی کمونیستی در افغانستان آمد و به کمک شوروی ها کودتائی را راه انداخته و حاکمیت را در دست گرفتند و خواستند حاکمیت کمونیستی را در کشور مستقر کنند . دیدیم و شنیدیم هم آنانیکه بنام کمونیست از ایدئولوژی کمونیستی دفاع می کردند و هم انانیکه بر ضد ایدئولوژی کمونیستی می جنگیدند اکثریت قریب به اتفاق انان ازین معجون هیچ چیزی نمیدانستند و در نهایت دیدیم که واژه کمونیست در قاموس جامعه ما به لته متعفن و چرکینی مبدل گردید و چه خون ها که ریخته نشد و چه ویرانی ها که بوجود نیامد و چه فرصت هائی که از دست نرفت . بعدا نوبت به اسلام رسید با وجودیکه اکثریت مطلق مردم، مسلمان اند اما متاسفانه فرهنگ سنتی و قبیلوی حتی حاکم بر فرهنگ اسلامی بوده و علیرغم یکنیم ملیون شهید که بنام اسلام و حاکمیت اسلام دادند دیدیم و شنیدیم که هم در جریان جهاد بر علیه اشغالگران روسی و هم در فردای پیروزی جهاد، با شعار الله اکبر به جان هم افتادند و تا توانستند کشتند و چپاول کردند . مگر حادثه نسل کشی افشار که از مصداق بارز جنایت بر علیه بشریت بود در حاکمیت اسلامی به اصطلاح جهاد گران بوقوع نپیوست؟. چرا؟ برای اینکه مردم با فرهنگ اصیل اسلامی بیگانه بودند و فرهنگ سکتاریستی و توحش قبیلوی را با پوشش اسلامی و بنام اسلام، بخورد مردم نا آگاه جامعه ما داده بودند . بعدا در بستر همین فرهنگ توحش قبیلوی است که ملاعمر رشد می کند و امیرالمومنین لقب میگیرد و با شمشیری که بر روی ان ایه جهاد نوشته است، مسلمانان را سر میبرند . چرا ؟ برای اینکه طالبان از اسلام و ارزش های الهی آن اگاهی نداشته و ندای هر گوساله سامری را وحی منزل می پنداشتند .
حالا نیز اقای کرزی و دار و دسته اش در طول نُه سال گذشته اما این بار بنام دموکراسی، سنت استبداد و انحصار را نهادینه ساخته و  مبتنی بر مناسبات فرهنگ قبیلوی، حاکمیت حلقات شئونیستی با ذهنیت قبیله سالاری را در پوشش حاکمیت دموکراتیک، تثبیت کرده است . آقای کرزی و تیم تمامیت خواه ایشان با همان ذهنیت قبیلوی که داشتند، بعنوان عامل بازدارنده نگذاشتند که در کشور بلا دیده ما، علیرغم کمک های جامعه جهانی و پشتیبانی بیدریغ مردم از دموکراسی، ارزش ها و مناسبات دموکراسی زمینه تحقق یافته و به مرور زمان در ذهنیت مردم نهادینه گردد . متولیان فرهنگ قبیلوی، تحت عنوان دموکراسی، دور باطل تضاد منافع و برخورد های سَلبی با سایر اتنی های کشور را تداوم بخشیده و زمینه های تفاهم و برادری و همبستگی ملی را سد کردند . زیرا در افغانستان نهاد های قبیلوی و فرهنگ متحجر و سنتی، چون رسوب ذهنیت متحجر و باور های غیر انسانی تمامیت خواهان و اتنوسنتریست ها را تشکیل داده است، می بینیم که آنان حتی زیر پوشش دموکراسی، اما در باطن با ذهنیت اتنوسنتریستی، تمام پست های کلیدی حاکمیت سیاسی را قبضه نموده و امکانات اقتصادی را که اختصاص به تمام مردم افغانستان داشت به نفع یک بخش کوچک مصادره کرده اند . به خاطریکه پشت این ذهنیت اگوسانتریستی و متحجر آنان، نگاه و تفکری قبیلوی خوابیده است که این تفکر غیر عقلانی و نامتحول، تا زمانیکه از ذهنیت عامه زدوده نشده و جزء ارزش های فرهنگی مردم کشور باشند، نه تنها مناسبات دموکراسی زمینه تحقق نمی یابد بلکه دموکراسی نیز مانند ایدئولوژی های کمونیستی و اسلامی، بدنام شده، آدم کشی و جنایت و فساد و استبداد و انحصار و … تحت پوشش دموکراسی، مشروعیت قانونی می یابد . حالا با ذکر این دلایل به این نتیجه میرسیم که به برای تثبیت ارزشهای دموکراسی در اذهان جامعه، باید این تفکر و نگاه قبیلوی را متحول ساخت و با پا درمیانی عقلانیت و واقعگرائی، بر این تفکر متحجر و فسیل شده قبیلوی، غالب گردیده و فرهنگ و مناسبات دموکراتیک را جاگزین آن ساخت .
اما در کشور های مدرن و دموکراتیک، که فرهنگ و مناسبات دموکراسی نهادینه گردیده و مردم صلاحیت پذیرش مناسبات دموکراتیک را پیدا کرده اند، خود مردم با دخالت مستقیم شان نهاد های مدنی را ایجاد می نمایند . بعدا این نهاد های مدنی به نمایندگی از مردم، صلاحیت نظارت، مهار و کنترول بر دولت را داشته و بمثابه یک اهرم فشار، دولت را ناگزیر به تمکین از خواست جمعی می کنند . زیرا دولت به نحوی از انحا به نهاد های مدنی و سازمان های نظارتی و «ان- جی- او» ها وابسته میباشد . در واقع وظیفه اصلی و فلسفه وجودی نهاد های مدنی مستقل از بدنه دولت، اینست که از فربه شدن بیش از حد دولت جلوگیری بعمل آورده و اختیارات آن را صرف در حوزه عمومی محصور نموده و از تشبث در حوزه های خصوصی بازدارد. چون بدون جدایی نهاد های مدنی و دولت و جدایی حوزه های عمومی و خصوصی در جامعه، دموکراسی محقق نخواهد شد.

1- پيرامون دمكراسى‌خواهى و جامعه بى‌هنجار و پرالتهاب ايران- گفتگوی رادیو المان 26.12.2004 با عمادالدین باقی

http://www.emadbaghi.com/archives/000447.php#more

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: