شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول


آفتاب بیرقمان و آسمان آبی چادرمان باد

آسیای 2200 سال قبل از این، دوران حماسه های تاریخی است. در آسیای 2200 سال پیش میتوان از دو مدنیت سخن بمیان آورد. یکی تمدن وابسته به خاک و اسکان دائمی و دومی مدنیت دشت نشینی …

مرحوم پروفسور محمت کاپلان، این دو مدنیت را با عنوان طلایه داران و زارعان توضیح میدهد.

تورکها قبل از اسکان و آغاز تمدن شهر نشینی ، صدها سال کوچ نشین و یا با اصطلاح امروزی دشت نشین بودند.

اسب مهم ترین عنصر فرهنگ دشت نشینی ایست که تورکها سالیان سال به طرز آن زنده گی کردند. برخی از دانشمندان بر این باورند که اسب را برای اولین بار تورکها اهلی ساختند. بعبارتی، دیگر اقوام تربیت اسب و استفاده از آنرا از تورکها اموختند. تورکها به اسب که در واقع ثروت انها را تشکیل میداد تنها با چشم یک حیوان کاری و سواری نمی نگریستند. انها در عین حال برای تورکها منبع خورد و خوراک و پوشاک محسوب میشدند. اسب تیز پا ترین حیوان اهلی بود و تورکها با سرعت و حرکت تند و تیز اسب های خود بر سرزمین و خاکهای زراعی حاکم میشدند. اسب که در حیات تورکهای قدیم نقش بسیار مهمی داشت، در تشکل نحوه زندگی آنان نیز موثر بود. شاید بتوان گفت که رمه های اسب علت اصلی زندگی کوچ نشینی تورکها بود. زیرا تورکها برای چرا و تغذیه رمه های اسب و دیگر حیوانات اهلی خود ناگزیر به زنده گی در ییلاق و قشلاق بوده و برای کشف چراگاههای جدید از محلی به محل دیگر کوچ می کردند.

محمود کاشغرلی در اثری بنام دیوان لغت تورک، ضرب المثلی را قید نموده که می گوید،

پرنده با بالش و تورک با اسبش معروف است.

همانطور که پرنده گان با بالهایشان پهنه اسمان را در می نوردند، تورکها نیز با اسبانشان سینه زمین را در نوردیده و با سلطه بر سرزمین های زراعی، از صاحبانشان غنیمت می گرفتند. البته تصور اینکه تمدن قدیمی تورک یر اساس غارت، چپاول و غنیمت گری پایه گذاری شده بود، امر بسیار اشتباهی است. زیرا فرهنگ تورک و تمدن دشت نشینی آنان، تفاوت بسیاری با طرز زندگانی دیگر اقوام مهاجر و کوچ نشین داشت.

انسانهای ادوار قدیم از سه منبع در محیط جغرافیای خود، یعنی حیوان، خاک و جنگل، بهره می گرفتند. از این سه منبع هرکدام که قابل استفاده بودند ، پایه زنده گانی انسانهای مقیم آن محل را تشکیل میداند. مثلا انسانهائی که در کنار جنگل می زیستند شکارچی، انها ئی که اراضی اشان مساعد برای زراعت بود کشاورز و انسانهای دشت نشین نیز چوپان و یا دامدار می شدند.

دوران اولیه تاریخ تورکها که امروزه در جغرافیای وسیعی از اقیانوس آرام گرفته تا اروپای مرکزی زنده گی میکنند ، در دشتهای داخلی آسیا سپری شده است. بعبارتی باید گفت: سرزمین اولیه تورکها، دشت بوده است. منظور از دشت بیابان نبوده و این نام، به چراگاههای وسیع و پر برکت اطلاق میشود. از این رو اساس فرهنگ قدیمی تورکها بر پایه دامداری پی ریزی شده بود. فرق اصلی فرهنگ تورکهای قدیم با فرهنگ دیگر اقوام کوچ نشین به استفاده تورکها از اسب و اهن مربوط میشود. به این دو عنصر سازنده اصلی فرهنگ و تمدن تورک یعنی اسب و اهن ، درکمتر فرهنگ کوچ نشینی دیگری بر خورد می کنیم.


تورکها اولین بار اسب را بعنوان وسیله ائی سریع و تیز پا اهلی کردند. که برای اینکار نیز دشت های وسیع و بی انتها لازم بود . دشت های آسیای میانه نیز بیش از کشاورزی برای دامداری مساعد بود . دامداری نیز، استفاده از اسب را ملزم میداشت. در حالیکه افق فرهنگی انسانهای یکجا نشین، به مرز کشور ها محدود بود ، انسانهای کوچ نشین از اقلیمی به اقلیم دیگر رفته و افقی به وسعت تمامی جهان داشتند . کار انتقال گله به چراگاههای جدید ، و جنگ و صلح بر سر آب، دشت نشینان را صاحب تجربه بسیاری نموده بود. این طرز زندگی ، برای خود انسانی منحصر بفرد نیاز داشت . این انسان باید، شکارچی ، جسور ، قوی و جنگاور می بود تا بتواند با محیط تطابق داشته باشد. که ایده ال ترین نوع این انسان را اوغوز خان تمثیل میکند. اوغوز خان خاقان تورک و یا همان مته خان نیز یک قهرمان افسانه ائی و حما سی است. بسیاری از کارشناسان تاریخ و فرهنگ ، معتقدند که اولین بار مته خان، خاقان افسانوی هونها، اقوام تورک را گردهم آورد. در حماسه اوغوز خاقان که امروز ه در کتابخانه ملی پاریس نگهداری میشود، از زبان وی چنین آمده است.

من خاقان شما شدم سپر و تیر و کمان بدست بگیریم همه جا نشانه ما باشد از نیزه های اهنین نیزاری بشود دریا و رود خانه های وسیعتر افتاب بیرق، اسمان چادرمان بشود.

آخرین بیت این شعر ، ایده ال مته خان ، خاقان اوغوز برای حاکمیت بر کل کائنات را در میان می گذارد.

با این ایده ال در کتیبه های بیلگه خاقان نیز بر می خوریم .

وقتی که اسمان ابی بالای سر و زمین گندمگون زیر پایمان آفریده شد ، انسان نیز در بین این دو خلق گردید . خداوندگار ، پدرانم ایستمی خاقان و بومین خاقان را برای حکمفرمائی بر انسانها بر گزید.

بسیاری از تاریخ شناسان کوههای التای و تانری را بعنوان اولین سرزمین تورکها یا بعبارتی ریشه این چنار بزرگ می دانند. این منطقه که امروزه بعنوان چونگاریا شناخته میشود در محدوده منطقه خود مختار اویغور وابسته به چین جای دارد.

نباید فراموش کرد که تورکها بعلت داشتن فرهنگ دشت نشینی و فتوحات شان، هزاران سال به جغرافیای وسیعی حکمفرمائی کردند. تورکها از اعصار بسیار قدیم تاریخ در نتیجه فتوحات خود بغیر از چند کشور محدود چون ژاپن ، فیلیپین و سیلان ، کم وبیش سرتاسر آسیا را تسخیر کرده و در بخش بزرگی از اروپا و شمال شرق افریقا حاکمیت نمودند.

اسناد و مدارک تاریخی نشان میدهد که خاندانهای گوک تورک و تابقاچ برای مدتی امپراطوری چین را نیز تحت کنترل خود داشتند . از مطالعه اسناد تاریخی همچنین میتوان در یافت که هونها در قرن چهارم و پنجم به رهبری اتیلا فتوحات بزرگی در اروپا کسب کرده و حاکمیت بخش وسیعی در اروپا از اقیانوس اطلس گرفته تا ممالک بالکان و از سوئیس گرفته تا ایتالیا را بدست گرفتند.

سلطان محمد غزنوی که یک تورک مسلمان بود موفق شد تا دولتی به وسعت قریب 5 میلیون کیلومترمربع از ایران گرفته تا شمال هندوستان بسازد. این دولت توانست از سال 926 تا 1187 میلادی یعنی بمدت 250 سال پا بر جا بماند.

وقتی به خان نشینی قدرتمند تورکهای خزر در قفقاز و شمال دریای سیاه، دولت پچه نک در جوار دریای سیاه و ممالک بالکان و تاریخ کومان –پچه نک می نگریم، در می یابیم که تورکها در چه جغرافیای وسیعی حکمرانی می کرده اند.

دولت تورکهای عثمانی نیز با حاکمیت اش بر سه قاره جهان موجب شد تا تورکها به جغرافیا های متفاوتی راه بیابند.

بخشی از تورکها که در طول تاریخ در جغرافیای وسیعی پراکنده شدند ، در مسیر تاریخ عقب نشستند. بعنوان مثال بعد از فرو پاشی دولت عثمانی، برخی از جوامع تورک در گروه های بزرگ به اناطولی کوچ کردند . مابقی نیز، با ورود به فرهنگ جوامع دیگر با انها راه مشترکی را در پیش گرفتند.

مجارها را میتوان از جمله جوامع تورکی دانست که در میان تمدن غربی مسیحیت، تحلیل شدند.

خانواده بزرگ چند صد میلیونی تورک و یا همان درخت بزرگ چنار شاخه های متعدی دارد که در گذشته با مرزهای سیاسی و بلوکهای ایدئولوژِیک از هم جدا شده بودند . لاکن امروزه با سقوط این مرزها و بلوک ها ما خانواده بزرگ تورک، امکانات وسیعتری برای شناخت بهتر یکدیگر داریم.

در این سری برنامه جدید، سعی خواهیم کرد که شاخه های چنار کهنسال تورک را بهتر بشناسیم. این وظیفه ایست برای ما که رهبر بزرگ اتاتورک بر دوشمان نهاده است. رهبر کبیر اتاتورک میگفت:

امروز اتحاد جماهیر شوروی دوست ماست. ما به این دوستی نیار داریم. ولی نمی دانیم فردا چه خواهد شد؟ شوروی میتواند مثل عثمانی و امپراطوری اتریش – مجارستان از هم بپاشد. ملل و اقوامی را که زورمدارانه در دست دارد ، از دست بدهد . انوقت تورکیه باید کار خود را بداند. ما در روسیه برادرانی هم زبان و هم کیش داریم . باید برای حمایت از آنها اماده بشویم. ما باید پل های معنوی خود را حفظ بکنیم . زبان یک پل، دین یک پل و تاریخ نیز یک پل است … باید به ریشه خود رجوع کرده و در تاریخ و ارزش هایمان پیوند بخوریم.

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم

شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: