با حقایق پنهان در تاریخ افغانستان آشنا شوید – قسمت ششم


تخریب آبدات تاریخی وآثار باستانی منطقۀ اندخوی توسط محمد گل مهمند

محمد گل مهمند همانگونه که در بخش های قبلی نیز اشاره شد، فطرتاً یک فاشیست ودارای تمایلات انسان ستیزانه وفرهنگ ستیزانه، با تکیه بر تصورات باطل قبیله پرستی و منحصر بخود بود.

دشمنی او وهمفکرانش با خلق های غیر پشتون نه از روی دوستی ودلسوزی با خلق پشتون بود ونه هم از روی آینده نگری به مصلحت های زندگی این خلق اسیر شدۀ مناسبات قبیلوی درتاریخ که، تا امروزهم درعمق بد ترین مناسبات غیر انسانی اسیر بوده واز مزایای زندگی انسانی کمترین بهره رادر منطقه وجهان دارا میباشند.

این گروه های قدرت طلب واجنبی پرست که در طول تاریخ، همیشه شیفتۀ منافع فردی وخانوادگی خود بوده ومیباشند، نه کدام اعتنایی به منافع کشورداشتند ونه هم خواهان ایجاد فضای وحدت وهمبستگی در میان باشندگان چندین ملیتی این کشوربودند! صرفاً به تصرف وانحصار قدرت دولتی بمثابۀ افزار استبداد بر مردم فکر میکردند، واستفاده ازنیروی ناخود آگاه قبایل همتبار باخود در جهت بسط نفاق وبهره برداری به نفع پلان وپروژه های منفعت جویانه ومزدور منشانۀ خویشتن وبس.

دشمنی این گروه تبهکار تاریخ با غیر پشتون ها،صرفاً بخاطر نیل به اهداف قدرت طلبانه واغوای ملیت نجیب پشتون با استفاده ازشعار های عوامفریبانه وتحریک احساسات قبیلوی ایشان بر علیه دیگر باشندگان کشوربود ومیباشد .

در بساط دشمنی این جانی مکار وبی رحم تاریخ هیچ حد ومرزی نسبت به ملیتهای محکوم کشوروجود ندارد، هرآن چیزی که درین سرزمین، نشان غیر پشتون بودن را داشت، برای او قابل نابود سازی واز بین بردن بود. چه آن پدیده، انسان ویک موجود زندۀ متفکر میبود وچه هم یک اثر باستانی ویک ساختمان زیبای باز مانده از ادوار کهن، ویاهم یک کتاب ویا مجسمۀ از سنگ وآهک! فرقی نداشت، فقط کافی بود که مهری ازتعلق داشتن به دیگر خلق های کشوررا داشته میبود.

با همین ملاحظه وطرز دید، محمد گل مهمند در دورۀ ننگین حیات خود آنقدر از داشته های تاریخی وفرهنگی این سرزمین را، در نقاط مختلف کشور، به نابودی کشانید که حساب آن هااز حد بیرون است، وما هر قدری هم که تلاش نماییم قادر نخواهیم شد که، یک بر هزارم حصۀ آن جنایات راهم تعریف وبازگویی نموده، ونتایج وحشتناک آنهارا در جهت خلق نفاق وشعله ور سازی آتش دشمنی ها در میان باشندگان این سرزمین که طی ادوار طویلی از تاریخ درکنار هم زیسته ودر همه غم وشادی های همدیگر سهیم بوده اند ارزیابی نماییم.

ولی بازهم تا جاییکه اسناد ومدارک دست داشته برای ما اجازه میدهند، بخشی از آن جنایات را افشا ومردم نجیب میهن خویش را به داوری فرا میخوانیم، واز علل اساسی دشمنی های پایان نا پذیر در میان خلق های ساکن این سرزمین در گذشته وامروزپرده برداری مینماییم، تا عوامل بنیادی وتاریخی جنگ ها وکشمکش های کنونی راکه، بازهم بیشتراز پیش بخاطرنیل به انحصار حاکمیت وبه بردگی کشانیدن باشندگان مختلف الملیة کشور در جریان است، کالبد شگافی نموده، تا حد ممکن راز شاگردان وفادار مدرسۀ فکری محمد گل مهمند ها را در شرایط کنونی افشا، وهمه باهم راهی را جستجونماییم که مجموع باشندگان کشور را بدوراز تفوق طلبی های غیر انسانی،در کنار هم قرار داده وسرزمین مارا ازین حالت رقتبار سیاسی ،اجتماعی واقتصادی نجات داده بتواند.

توضیح این حقایق بخاطر عبرت اندوزی وجلو گیری از ادامۀ همچون سیاست ها در زندگی امروزوفردای جامعۀ مابرای همه باشندگان کشور ماست. نه قوم وقبیلۀ خاص، که با کمال تأسف، تا هنوزهم عدۀ کثیری از داعیان قدرت ودبدبۀ دولتی ودیگر امتیازات ارباب منشانه، با کوبیدن بر دهل من برتر وازمن بهتر، مشتاق استفاده از کارت قبیلوی واستفادۀ سوء از وجود عقب ماندگی اجتماعی جامعه به نفع خود میباشند!!

در بخش های قبلی این نوشته،از جنایات انجام شده ، توسط محمد گل مهمند وحامیان اودر ولایات پروان ، کاپییسا، فاریاب وشهر میمنه نکاتی را یاد آور شدیم. حال ادامۀ این جنایات وتبهکاری هارا در دیگر مناطق کشور حتی المقدور پیگیری مینماییم، تا هموطنان عذابکشیدۀ خودرا از نیات وآمال غیر انسانی گمراهان کنونی تاریخ که، از زندگی وعملکردهای آن جانی سوگند خورده، در شرایط خونین امروزی کشور تجلیل به عمل میآوردند آگاه ساخته وراه علاج این پدیدۀ شوم را همه باهم جستجو نماییم.

از همگان بپرسیم که نابود سازی آن آثار وابنیۀ تاریخی چه دردی از درد های جانکاه خلق پشتون را التیام بخشید، ومحروم سازی خلق های غیر پشتون از حقوق حقۀ انسانی ایشان، چه فوایدی بجز از دشمنی وعداوت با دیگر هموطنان برای خلق پشتون، وبرباد رفتن بهترین داشته های تاریخی وآثار باستانی میهن ما که مایۀ مباهات هر باشندۀ کشور میتوانست بحساب آید، در بر داشت!!!؟

البته که همۀ انسانهای با وجدان جامعۀ ما،با این جواب متفق القول اند که ، این جنایات هیچ ثمری بجز از بد بختی وسیه روزی برای مردم ما در بر نداشت وندارد. در امروز وفردا نیز ادامه دهندگان این گونه سیاست ها، از هر قماشی که باشند وبه هر یک از گروه های قومی وملیتی که متعلق باشند، جز تخم غم، درد وعذاب در سینه های مردم عذابکشیدۀ ما چیز دیگری نخواهند کاشت . چنانچه طی دهه های اخیر، ما شاهد نتایج فاجعه بار وهمه روزۀ، عملکرد های محمدگل مهمند گونۀ قبیله پرستان فاشیست طالب تحت نام دین ومبارزۀ دینی هستیم که در عمل به جز از جستجوی راه انحصار قدرت دولتی واسیر سازی غیر پشتون ها هیچ هدفی را دنبال نمیکنند که، حاصل آن بکرسی نشستن کرزی وهواداران فاسد اوست، در یک طرف، وادامۀ حیات افسانوی چند مزدور وقاچاقبر دیگر، درمراکز شستشوی مغزی استخبارات پاکستان در آن طرف دیگر است وبس . ولی جفایی را که مردم پشتون ودیگر خلق های کشور، در نتیجۀ این عملکرد های فاشیستی ودور از کرامت انسانی متحمل میشوند به هیچ زبانی قابل بیان نیست!!!

این گروه گمراه وتبهکار در هر دوری عملاً دشمن آشتی نا پذیر وحدت وهمبستگی انسانی مجموع باشندگان این سرزمین وکارندۀ  تخم نفاق از طریق ترویج اندیشه های بر تری قومی ونژادی، اختلافات لسانی ومنطقوی در میان خلق های ساکن درین سرزمین اند ونوکران گوش به فرمان اجانب که، از یک طرف عریضه های دریافت امتیازات را به دربار های اجنبی عرضه داشته واز جانب دیگر، تا جاییکه در توان دارند به آتش دشمنی ها در میان باشندگان این سرزمین از طریق غرس نهال بیعدالتی دمیده، واین آتش را همیشه مشتعل نگه میدارند. تا حاکم ابدی این ملک باشند وفرمان ستم جاری سازند واز بدبختی های جانکاه این خلق ها لذت ببرند!!!

چنانچه ما هماکنون شاهد دوام این سیاست های ننگین در وجود عدۀ کثیری ازهواخواهان پروپاقرص افغان ملتی، وطالب فاشیستی راست وچپ  سیاست های عبدالرحمان خانی ومحمد گل خانی در شرایط فعلی کشور خود میباشیم.

تبهکاری های محمد گل مهمند تنها به میمنه واطراف آن خلاصه نمیشود، تا جایی که دیده میشود در سرتاسر کشور هرآن چیزیکه نشانی از فرهنگ وتمدن سایر اقوام وملیت هارا باخود داشت ازبین برد، تابه زعم خود تاریخ را به نفع قوم وقبیلۀ خود باز نویسی کند واین سرزمین را با نام جدید واستعماری آن یعنی افغانستان (سرزمین افغانها= پشتونها)همگون سازد!! ولی ناکامی های اسلاف خودرا درین رابطه از یاد برده بود وگمان میبرد که کار نا تمام آنها او تمام خواهد کرد.!!!! چنانچه هم اکنون نیز آقای کرزی وتیم افغان ملتی او به این کار ادامه میدهند، تا آرزو های نا تمام محمد گل مهمند ودیگر فاشیست های تاریخ را تکمیل، ومالکیت همه جانبۀ این سرزمین را به قبایل متعلق بخود اهدا نمایند!!!

حال میپردازیم به تبهکاری های محمد گل مهمند وهمکارانش در منطقۀ باستانی اندخوی:

اندخوی که درتاریخ بنام های اندخذ، انخو،اندخود،نخدی وغیره ضبط گردیده یکی از بلاد باستانی ودارای تاریخ درخشانی است که، باشندگان قدیم وامروز آن، مردم علم پرور و هنر آفرینی بوده اند که در ایجاد وآفرینش داشته های تمدنی سرزمین ما نقش بس بزرگی را ایفا نموده اند.

ظهور وکارنامه های شخصیت های نامداری چون : امام یوسف یا ابو یعقوب یوسف اندخودی نویسندۀ تفسیر یینابیع العلوم در قرن پنجم هجری قمری، علاءالدین مسعود، شمس الدین محمود، سید برکه، بابا سنگو، مولانا ترخانی، جنونی،میر فروغی، شوقی، دوستوم بن پیر علی اندخودی، میر ربیع،قادری پلنگپوش،ملا رحیم نیاز نیازی، سید تاج الدین حسن،میر سید خواجه، حیدر اندخودی،قرابقال، کیمیر، میر غضنفر خان وغیره درتاریخ  خود گواه بر صدق این ادعای ماست که مدفن گاه اکثریت بزرگ ایشان حظیرۀ شاعران گذر لؤلویی شهر اندخوی میباشد که هم اکنون نیز به همین نام یاد میشود.

یکجا با موجودیت این جمع کثیر علما ودانشمندان بر خاسته از این دیار، تاریخ شاهد شکل گیری یک تمدن پر ارج با دستآورد های گرانبهایی درین منطقه بوده که موجودیت بنا های مستحکم وآبدات تاریخی بس بزرگی چون مخروبه ها ی قیرغین تیپه، قپچاق تیپه، سولدوز تیپه، خان چهار باغی، کیشکتان، یئتی اروغ، کهنه قلعه یا قلعۀ نیستان، بالاحصار اندخوی، ظلمت آباد وغیره این داعیۀ مارا به اثبات میرساند.

اکثریت بزرگ این بنا ها وآبدات تاریخی تا زمان حکمروایی خاندان آل یحیا ووظیفه داری محمد گل مهمند قسماً ویا به صورت کامل پابر جا بوده، در صورت باقی بودن تا امروز در کنار آنکه منبع بس با ارزشی جهت تحقیق وحقیقت یابی های تاریخی درین ساحۀ جغرافیاوی عالم میگردیدند، خود منبع با ارزشی در جهت جلب توریزم از سراسر عالم در کشور ما شده میتوانستند، که با کمال تأسف هیچ یکی از آنها امروز وجود ندارد ودست های نا بکار محمد گل مهمند ودست پروردگان قباحت پیشۀ او مانع از تداوم حیات این آثار باستانی تا امروز گردیده اند که، سده های بس طویلی را پشت سر گذاشته وتا آن روزگار پابر جا باقی مانده بودند.

بالاحصار اندخوی  که در کتب تاریخ بنام های ارگ اندخوی وقلعۀ اندخوی هم یاد گردیده، در زمان سلطنت امیرتوغان با دست های بابا شکرالله ابدال یا حضرت بابای ولی تهداب گذاری گردیده بود واز تاریخ اعمار آن 750 سال میگذرد. ارتفاع آن از سطح زمین به در حدود بیست وپنج متر بوده ونشیمنگاه امرا وسلاطین بوده است.

در زمان حکمروایی محمد گل مهمند این مکان تاریخی، نخستین مکتب عصری اندخوی را در آغوش خود جا داده بود، و مردم اندخوی با فرستادن اطفال خود درین مکتب همه روزه وجود یک تمدن ویک گذشتۀ با شکوه تاریخی را برای اطفال خود باز گو مینمودند.

محمد گل مهمند حین عبور از اندخوی متوجه موجودیت این بنای با عظمت وچگونگی استفادۀ مردم منحیث مکتب گردیده با بهانۀ احداث شهر جدید این بنای تاریخی را از ریشه نابود میسازد.

یکی از بنا های فوق العاده با ارزش تاریخی دیگرکه توسط محمد گل مهمند در اندخوی ویران گردیده، کهنه قلعه یا قلعۀ نیستان است. بنای این قلعۀ تاریخی رامورخین به 328 سال قبل از میلاد در زمان حملۀ اسکندر یونانی محول میسازند. این قلعه دارای استحکامات بس محکم وبرج های ترصد با عظمتی بوده است که، از آنها تا حدود بندر آقینه قابل ترصد بوده است.

علاوتاً در شهر اندخوی آثار فروانی چون رباط ها، سردابه ها کاروان سرای ها وغیره از دوره های زمامداری محمد خان شیبانی، عبیدالله خان ازبیک وبعداز آن موجود بوده است که همه بنابه امر وارادۀ محمد گل مهمند تخریب گردیده است. امروز هیچ نشانی از آنها وجود ندارد.

بد ترین ووحشت ناکترین کار محمد گل مهمند از بین بردن حظیرۀ شعرا وگذر لؤلویی با بهانۀ احداث شهر است که ضربۀ بزرگی بر پیکر شناخت وتعریف مظاهر تمدنی وشخصیت های علمی اندخوی به شمار میرود.

قبل از محمد گل مهمند نیز این شهر یکبار دیگر با دستان جنایتکار یار محمد خان وزیر شاه محمود سدوزایی در اثنای لشکر کشی موصوف از هرات بطرف بلخ ویران گردیده بود. در آن تاریخ  صوفی قل خان،  غضنفر خان را از خانی اندخوی خلع وخود درآن حکومت مینمود. غضنفر خان بکمک حکومت خان امیر میمنه ویار محمد خان والی هرات صوفی قل را از خانی خلع وخود زمام امور را بر کف گرفت، درین اثنا لشکر افاغنه با بهانۀ جمع آوری خراج بر اندخوی حمله ور شده چنان چپاول و ویرانی بزرگی را بر مردم اندخوی تحمیل نمودند که تا سال ها غیر قابل جبران بود، ویار محمد خان بعداز شکست در بلخ ، وعقب نشینی بطرف هرات حتی آذوقۀ یک روزۀ لشکر خودرا هم ازین شهر فراهم نموده نتوانست. لشکراودر جریان این عقب نشینی با مشقات زیادی روبرو وبا تلفات غیر قابل پیش بینی از اثر سردی هوا ونبود آذوقه مواجه گردیدند. این خود جزای روزگار برآن ستمگران بی رحم وعهد شکن بود که در لباس دوست بر مردم چنین غدر بزرگی را عملی نموده بودند.

ولی خرابی های محمد گل مهمند تکمیل کنندۀ آن ویرانی های ترمیم شده برای بار آخر بود که دیگر مجال ترمیم باقی نماند.

مأخذ ها:

– شبرغان در صد سال اخیر اثر استاد محمد عمر الیم بیات(صفحات 8 و9)

– تاریخ میمنه اثر محمد کاظم امینی(ص46 و47)

– جغرافیای عمومی میمنه( از صفحۀ 276 الی 279 )) تألیف محمد کاظم امینی

– سیما های برازندۀ اندخوی اثر استاد محمد امین متین اندخویی

– تاریخ مختصر تورکستان جنوبی یا تورکستان افغانی، اثر بهرالدین شارق

– ایلخانان وحکومت مغول در ایران از دوکتور شیرین بیانی

– الانساب الی البلدان از ابو سعیدعبدالکریم محمد ابن منصور نویسندۀ قرن ششم هجری

– یاداشت های نویسنده از زبا ن دانشمندان وثقات شهر اندخوی

ختم قسمت ششم

ادامه دارد

یک پاسخ

  1. […] با حقایق پنهان در تاریخ افغانستان آشنا شوید – قسمت ششم […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: