ساختاراتنیکی وتاریخی جامعه ی هزاره


دانشمندان ومحقیقین غا لبا ساختاراجتماعی گروه های انسانی,طا يفه راازاتحاد چند خانواده براساس روابط همخونى وخويشاوندى وقبيله را ازاجتماع چند طايفهءهمخون وخويشاوندوملّت راازاجتماع افراد بي شماردريك سرزمين مشترك,زبان مشترك،اقتصاداستوارمشترك وفرهنگ مشترك تعریف می نمایند وهویت رامجموعهء خصوصیات نژادی،قومی،مذهبی,زبانی،فرهنگی،جنسی ودیگرویژگیهایی جامعه میدانند ولی درافغانستان بنابرانحصارقدرت تک قومی ملت واحدمتشکل؛ازاقوام وقبایل گوناگون اعم از,پشتون,تاجک,هزاره،ازبک،ترکمن،بلوچ،پشه ای نورستانی,ایماق,عرب,قیرغیز,قزلباش،گوجر،براهوى وغیره تا هنوزایجاد نگردیده است درحالیکه رژیمهای استبدادی هویت تاریخی واتنیکی برخی ازاقوام وبخصوص اقوام هزاره را درپردهءابهام قرارداده وبرای مدت چند ین قرن با تبعیض وتعصب به صفت شهروندان درجه دوم با آنان برخورد نموده که پیامد این برخوردهای تبعیض آمیزهنوزهم سایه سنگینش ازسرنوشت این مردم کوتاه نشده است.

قدامت تاریخی وباستانی مردم وسرزمین هزارستان:- اقوام هزاره ازقدیمیترین ساکنین بومی افغانستان ومردم دیرینهء آسیایی وازنژادزرد وازنسل ترک ومغول بوده که ساختار قبیلوی وزبانی اقوام هزاره نیزازین گروه های نژادی تآ ثیرپذیرفته وسابقهءنیاکان مردم هزاره به ترکتباران آسیای میانه وشرقی که از2300 سال پیش ازشما ل وجنوب هندوکش به ناحیه موسوم به هزارستان کنونی مهاجرت کرده بودند،بازمیگردد زیرا قبایل ترک ومغول قبل ازهجوم لشکرچنگیزخان دراین سرزمین،حکومتها وامپراتوریهای رابنامهای کوشانیها،یفتلیها -هونهای سرخ وسفید،غزنویان وغوریان ایجادکرده بودند.

وازسال 724- تا 1890– میلادی.که حدود12قرن دوره خراسان وپنج قرن زمان اسلامی هزارستان به درازا کشید وهزارستان درزمان ترکهای افغانستان به نامهای خلج، قلغ، قرلق، ترخان،راولی تکنیان بایا نجور،چگل باش،لنگ طولو،ولاچین یادشده اند.

مجسمه ها وهیکلهای بودائی وتصاویردیواری باقیماندهءعهد بودا ئیها دربامیان همه بازتا ب دهنده همان گروه های اتنیکی بوده‌اند که به اقوام هزاره شباهت کامل دارند.اقوام هزارهءافغانستان ازقرن اول هجری همزمان با گسترش دین مبین اسلام که،بامجموعه ای ازسنتهای تاریخی وقومی درآمیخته بود-بدین اسلام مشرف وبه فرقه های مذهبی, اثناعشر,اسمعیلیه ,اخباری وزیدیه تقسیم شدند وپیروان مذهب شیعه بیش ازسی فیصد نفوس کنونی افغانستان را تشکیل میدهند که, پیروان شیعه دوازده امامی 95 فیصدوشیعه فرقه اسمعلیه 5 فیصد وشیعه فرقه اخباری خیلی کمترازیک فیصد ولی پیروان شیعه زیدیه درکشورما زیست ندارد.

سرزمین با ستان وتاریخی هزارستان بنا برروایت برخی ازمورخین درگذشته های دوربنام غرمارث وپنج هزارسال پیش بنام( ستا گید یا ) وازسال 300 قبل ازمیلاد تا سال 724 میلادی پیش ازاسلام ودوره ماقبل تاریخ.بنامهای بربرستان,غرجستان وهزارستان وده ها قرن قبل ازحمله اسكندرمقدونی وپیش ازآریاییها-مغولهاوترکها تقریبا هزارسا ل پیش بنام مند یگگ نیزیادشده است .حکومتهای مستقل وخود مختارمحلی هزارستان :- همزمان با دوره ای سلطان حسین بایقراء امیرذوالنون ارغون ازطایفه ارغون ازمغلان ایلخانی و از ایل ترخان اولین حاکم وامیرسلسله امرای ارغونیه درهزارستان بود.امرای ارغونیه مردمان دادگر,دانش پروروهنردوست بودند که ازسال 884- الی-964 هجری قریب به هشتادسال با سیا ست وفراست حکومت کردند.

اززمان حكومت احمدشاه ابدالی تاامارت عبدالرحمان سفاک،هزارستان،سرزمين نسبتاً خود مختاری بود وتوسط خوانين محلي هزاره اداره ميشد.

گرچه ميريزدان بخش بهسودی تلاش كردتاهزارستان را تحت ادارهء واحد سياسی بياوردو بسياری ازخوانين بهسود،باميان ودايزنگی را به نحوی هماهنگ ساخت،براي بازرسيی كاروانهای تجاری جنوب,شمال ونيزهيأتها وافراداعزامي حكومت كابل، دركوتل اونی،مرزشرقي هزارستان، برجهای مراقبت ايجاد وماليات هزارستان راخود جمع آوری می نمود.

پيشرفتهای ميربهسود براي هزاره ها شكل گيريی حكومت واحد ومقتدرهزاره گی را نويد ميداد،که درغرب پايتخت حكومت اميردوست محمدخان، ودردل دره های سرسبزهزارستان،رهبردلير،خردمند،مقتدرومردمي ظهوركرده بودحكومت كابل، زنگ خطر ظهوريك رقيب سياسي را بموقع درك كرد وتصمیم براي نابودي رقيب،گرفت.

وسرانجام توطئه های اميركابل به نتيجه رسيد.که با شهادت ميريزدان بخش،پروژه ء سياسي اونيز ناتمام ماند وهزارستان دوباره به كام پراكنده گی ونا بسامانی سياسی پیشرفت.اما درزمان امیرعبدالرحمن خون آشام اجلاس عمومی میران هزاره به دعوت محمدعظیم بیگ سه پای درمنطقه اوقول شهرستان ولایت دایکندی برگزارو تصمیم مهمی مبنی براعلام جنگ علیه امیرکابل راصادر وتمامی اعضای اجلاس درپشت قرآن کریم امضاء ومهرخود ها را بیاد گارگذاشتند.بعد ازاعلان قیام مردم هزاره علیه امیرکابل آتش قیام همهء سرزمین هزارستان را فرا گرفت وحتی مامورین هزاره گی دردربارکابل وعساکرهزاره که درمیان قوای امیر بود ند.

راه هزارستان را درپیش گرفته وبه قیام کننده گان پیوستند.قیام درماه اپریل سال 1892 میلادی ازمناطق اشغال شده آغازشد وتمام مراکزدولتی راتسخیرنمودند.مردم ومحمد شریف خان والی میمنه-ساکنین کابل وکوهستا ن,فیروزکوهیها وجمشیدیها نیزبه حمایت ازقیام کننده گان برخاستند ولی امیرعبدالرحمن جلاد،زیرنقاب دین اسلام با قساوت و بیرحمی هرچه بیشتراضافه ازشصت ودوفیصد جمعیت آنروزمردم هزاره راقتل عام وباسارت وبرده گی کشانید وبرای تداوم حاکمیت امیرقصی القلب-جمعی کثیری ازنقابداران دینی،نابودی -نسلکشی واسارت هزاره ها راجُزءفرایض اسلامی وجهاد درراه خدااعلان.ودرشهرهای کابل وقندهار,بازارهای مخصوصی برده فروشی ایجاد کرده بودند.

گرچه قیام مردم هزارستان ناکام گردیدامامردم هزاره تجارب همراه با خون وآتش را ازین قیام فراگرفتند ولی یکقرن بعد ازآن آثارباستانی وتاریخی بامیان که یکی ازمیراثهای غنی بشری جهان وافغانستان بوده وازلحاظ قیافه ظاهری وفزیکی چهره ءمجسمه ها وتصاویردیواری نقاشی شدهءاین ذخایرتاریخی با قیافه وچهره اقوام هزاره کشورشباهتهای بسیارزیادی رابهم میرسانندچون شباهت ساختمان فزیکی چهره و قیافه مردم هزاره با بودا و دیگر آثار تاریخی بامیان ثبوت زنده و انکارناپذیرتاریخ وبومی بودن این اقوام را درهزارستان بروشنی نشان میدهد که هرگونه شک وتردید را درین باره ازبین میبردوبدین خاطرگروه متعصب و قومگرای طالبان میراث تاریخی و باستانی بودای بامیان را برعلاوه نسلکشی درهزارستان تخریب ونابود نمودکه این جنایت نا بخشودنی را درهزارستان برای ازبین برد ن تاریخ بومی بودن مردم هزاره انجام داده است تا بزعم آنان کدام ثبوت تاریخی برای بومی بودن اقوام هزاره درین سر زمین باقی نمانده باشد.

ساختارترکیب اتنیکی ونامهای شاخه های قومی مناطق گوناگون هزارستان:-دانش قوم شناسی ماننددیگرجنبه های مطالعات اجتماعی حوزه جدیدیست که مردم هزاره را ازلحاظ ساختاراتنیکی به شاخه هاوقبایل گوناگون تقسیم میکنند وشاخه‌های قومی هریک ازآنان را بنامهای دای یاد مینمایند وکلیمهء دای بیانگرشکل ویژه ای ازپیوند تحقیقی مطالعات قوم شناسانه ادانسته میشود. دای که در لهجه هزاره گی به معنی توده ای علوفه ای زمستانی یا بوته ای سوخت وچیزهای که جمع آوری ودرکنارهم قرارداده شده ودای,کوه وخاره بزرگ علف کاه,خرمن هیزم که بشکل ذخیره بزرگ روی هم انباشته باشد ودای دربرخی اسامی محلات -نام مردم و اشیای دیگرنیزتاهنوز باقی‌مانده اند.دای درزبان بسیط ومرکب لهجه هزاره گی نیزمستعمل بوده اند.

کتاب جامع التواریخ نام اشخاص را که ازقوم قبایل ترک است بنام های بایودای,دای نویان وتودای خاتون نیزضبط کرده است.درزبان فارسی باستان کلمه دهیو بمعنی اقلیم-سرزمین و ولایت بکاررفته است,کلمات دایزنگی بمعنی سرزمین زنگی بای,دایکندی سرزمین کندی بای- دای میرداد سرزمین میرداد بای- دای دیغو سرزمین دهقان بای همه ازهمان کلمه دهیو اخذ شده‌ که اززمان باستان تا کنون بر جا مانده اند.

کلمات بیو- بایو بیگ ودای بصورت بسیط و مرکب دراسمای مختلف و جود دارند. بنا برین جامعه هزاره به قبایل ,طوایف شاخه‌های قومی ودایهای بزرگ ذیل یاد میگردند.دای بشکل پیشوند دراسمای1-دایزنگی,در جنوب غرب کوه بابا-، 2 دای ختای- درمرکزارزگان- 3-دای میرکشه- درجاغوری -4 , دای فولاد,درشمال ارزگان –5- دایکندی درجنوبغرب دایزنگی وایماق، 6- دایدهقان درحصه شرقی بهسود،7-دایچوپان-درجنوبشرق دایکندی، 8- دایقوزی در شما ل بامیان-شیبرودایمیرداد ، 9- دای میرک درمربوطات ولسوالی شیخ علی 10- دای کلان درقراءمرکزی ولسوالی شیخعلی، 11- دایمیرداد درشرق دایزنگی 12- دایمردگان- ودای ز نییات درولسوالی های بهسود لایت وردک و ولسوالی قره باغ ولایت غزنی اتصال یافته وشاخه‌های قومی فوق الذکردرین مناطق هزارستان یاد میگردند.اول:- قبیله دایزنگی که شاخه‌های قومی آن قرار ذیل بوده ودر ولسوالی های پنجاب , یکاولنگ و ورس ولایت بامیان وولسوالی لعل وسرجنگل ولایت غوربود وباش دارند.

اول درولسوالی پنجاب:- شاخه قومی لکه زائی, شاخه قومی شاهی ,شاخه قومی تا نی ,شاخه قومی زیور,شاخه قومی مرکه و بابه جی ,شاخه قومی تر غی ,شاخه قومی با تورک, شاخه قومی فردوس,شاخه قومی شه خالا ,شاخه قومی ما مو تو,شاخه قومی دلته مور,شاخه قومی محمود ,شاخه قومیسه پای.هستند دوم در ولسوالی ورس:- شاخه قومی شه خه,شاخه قومی میر بچه,شاخه قومی زایدم , شاخه قومی پیرمزید ,شاخه قومی میر زا, شاخه قومی یاری ,شاخه قومی برفی,شاخه قومی شاهی,شاخه قومی پتره , شاخه قومی مقدم ,شاخه قومی باتورک,شاخه قومی لگزائی ,شاخه قومی بابه جی,شاخه قومی غیبعلی ,شاخه قومی خوردگزائی می باشند.

سوم درولسوالی یکاولنگ:-شاخه قومی قوم آبه,شاخه قومی میربچه,شاخه قومی خوردک زائی, شاخه قومی انده ورستم ,شاخه قومی لا کو,-شاخه قومی تکانه, شاخه قومی صالح هستند چهارم در ولسوالی لعل و سر جنگل:-شاخه قومی قره قول دغی-شاخه قومی نوروزبیگ,شاخه قومی حیدر بیگ ,شاخه قومی اسدالله بیگ, شاخه قومی میررجب ,شاخه قومی ایس میل ,شاخه قومی بوبک, شاخه قومی شه دگ,شاخه قومی که ره,شاخه قومی بابه جی. میباشند

دوم:- قبیله های دایکندی ودایچوپان که شاخه‌های قومی آنها در ولایت جدید دایکندی در ولسوالیهای شهرستان وخدیرو گیزاب ولایت دایکندی و ولسوالی اجرستان ولایت غزنی و ولسوالیهای خاص ارزگان و گیزاب ولایت ارزگان و ولسوالی دایچوپان ولایت زابل بود وباش مینمایند.

اول درولسوالی شهرستان:- شاخه قومی خوش آمدی , شاخه قومی غوله که, شاخه قومی میره مور, شاخه قومی لرگر,شا خه قومی برگرشاخه قومی سه پای -شاخه قومی شاهی. میباشند.

دوم در ولسوالی اجرستان :-شاخه قومی باسی , شاخه قومی دای بکره , شاخه قومی بریکی , شاخه قومی دایه ,شاخه قومی فولاد است.

سوم در ولسوالی خاص ارزگان:-شاخه قومی زاولی ,شاخه قومی سیدان , شاخه قومی شالی ,شاخه قومی باغو چار, شاخه قومی کالو, شاخه قومی سیاه بغل, شاخه قومی حسینی ,شاخه قومی سیوک.هستند چهارم در ولسوالی گیزاب :-شاخه قومی میانه تاغ ,شاخه قومی بری,شاخه قومی زین ,شاخه قومی خلج.است

پنجم در ولسوالیهای –خدیر- سنگ تخت- خوردگ تخته– گیزاب – اشتر لی ولایت دایکندی .که شامل شا خه های ، فیرستان ، سونه ، ما مکه ،ترموش، خوشک، مادی ,شاخه قومی خدیر,شاخه قومی خودی ,شاخه قومی دوده,شاخه قومی حیدر بیگ, شاخه قومی دولت بیگ , شاخه قومی احمد بیگ , شاخه قومی فیرستان ,شاخه قومی میرهزار, شاخه قومی ساربان, شاخه قومی نیکه ,شاخه قومی پیکر , شاخه قومی قم علی ,شاخه قومی چاوش , شاخه قومی عبدی, شاخه قومی وسمه , شاخه قومی بای بوغه وپای بوغه , شاخه قومی پیرعلی ,شاخه قومی عینک , شاخه قومی سونه , شاخه قومی مامه که, شاخه قومی ترموش , شاخه قومی مادی , شاخه قومی خوشک ,شاخه قومی پاینده. میبا شند.

سوم:- قبیله دایمیرکشه که شاخه‌های قومی آن قرار ذیل بوده که درولسوالی های جاغوری , ناهور,قره باغ ,جغتووخواجه عمری ولایت غزنی سکونت دارند.

اول در ولسوالی جاغوری:- شاخه قومی آته ,شاخه قومی حوت قول , شاخه قومی ده مرده ,شاخه قومی هیچه , شاخه قومی با به, شاخه قومی چهل باختو, شاخه قومی سنگ ماشه ,شاخه قومی پاطو,شاخه قومی مسکه, شاخه قومی گری,شاخه قومی خوشه , شاخه قومی زیرگ,شاخه قومی داوود, شاخه قومی انگوری, شاخه قومی حیدر,شاخه قومی دولت شاهی,شاخه قومی قره, شاخه قومی با غو چوری, شاخه قومی خدایداد , شاخه قومی بو سعید مهاجری , شاخه قومی لومان, شاخه قومی اکنه , شاخه قومی خیر محمد, شاخه قومی سید علی , شاخه قومی معصوم , شاخه قومی نصرالله, شاخه قومی مرده خوش ,شاخه قومی احمد ,شاخه قومی شعله , شاخه قومی بابه کمال, شاخه قومی علودال ,شاخه قومی باریک, شاخه قومی شیر زایده ,شاخه قومی ایذ دری, شاخه قومی المیتو ,شاخه قومی سبز چوب , شاخه قومی تبرغنگ , شاخه قومی کمرک میباشند

دوم، در ولسوالی قره باغ:- شاخه قومی محمد خواجه, شاخه قومی جمال, شاخه قومی بهبود , شاخه قومی دلته مور, شاخه قومی چهاردسته ,شاخه قومی دای میرک ,شاخه قومی ده مرده.هستند.
سوم درولسوالی جغتو :-شاخه قومی محمد خواجه, شاخه قومی نوربیگ,شاخه قومی قطه غیت ,شاخه قومی بیات, شاخه قومی شا هوبود وباش دارند.

چهارم در ولسوالی خواجه عمری:- شاخه قومی الیاس, شاخه قومی بیات, شاخه قومی محمد خواجه, شاخه قومی شاهو,شاخه قومی دلته مورزیست دارند.
چهارم قبیله دایفولاد که شاخه های قومی آن درولسوالیهای مالستان واجرستان ولایت غزنی وولسوالی کجران ولایت دایکندی زیست دارند.

اول در ولسوالی کجران:-شاخه قومی میرهزار, شاخه قومی خوشکه , شاخه قومی الله یار, شاخه قومی قورمه ,شاخه قومی گنجی ,شاخه قومی غوله , شاخه قومی گدای ,شاخه قومی میکه میباشند.

دوم در ولسوالی مالستان:-شاخه قومی ملکی ,شاخه قومی مکنک, شاخه قومی په شی ,شاخه قومی شیر داغ , شاخه قومی ایچه, شاخه قومی میرآدینه, شاخه قومی موریتی , شاخه قومی داله,شاخه قومی خوردگ زائیده ,شاخه قومی میراحمد هستند.
سوم در ولسوالی اجرستان:-شاخه قومی باسی ,شاخه قومی دایه, شاخه قومی دای بکره ,شاخه قومی بریکی , شاخه قومی داله است.

پنجم :- قبیله دایکلان که شاخه‌های قومی آن قرار ذیل بوده که درولسوالیهای سرخپارسا – شیخ علی وولسوالی غوربند ولایت پروان وولسوالی های دوشی و تاله و برفک ولایت بغلان.و ولسوالی حصه دوم پنجشیر ولایت پنجشیر بود و باش میکنند.

اول در ولسوالی شیخ علی:- شاخه قومی نیمان ,شاخه قومی قره لوغ, شاخه قومی خدایداد ,شاخه قومی غایب داد, شاخه قومی امورداد-شاخه قومی عبد الواحد,شاخه قومی زی قاضی ,شاخه قومی زی عزیز,شاخه قومی شکرالله خوشحال,شاخه قومی توچعی,شاخه قومی میرکه ,شاخه قومی بهلول ,شاخه قومی مقصود- شاخه قومی زی کاکه میباشند.

دوم در ولسوالی حصه دوم پنجشیر:-شاخه قومی بابا علی, شاخه قومی مهرعلی ,شاخه قومی سنگی خان,شاخه قومی گلاب,شاخه قومی دوست علی میباشند.

سوم در ولسوالی سرخپارسا:- شاخه قومی خدیر, شاخه قومی الله داد, شاخه قومی ,شیرک , شاخه قومی دولت خوانی, شاخه قومی علی خوانی, شاخه قومی قوتندر, شاخه قومی سرخ ,شاخه قومی رحمن قلی,شاخه قومی ابدال ,شاخه قومی لطف الله- شاخه قومی فقیر الله,شاخه قومی پاینده ,شاخه قومی زی عطا- شاخه قومی شخه ,شاخه قومی بابه تول, شاخه قومی مخفی,شاخه قومی شاد محمد,شاخه قومی منصوربیگ میباشند.

چهارم درولسوالی غوربند:- شاخه قومی فرینجل ,شاخه قومی لیج ,شاخه قومی قول خول,است.

پنجم در ولسوالی تاله و برفک:- شاخه قومی کرم علی ,شاخه قومی علی جم ,شاخه قومی ایش خوجه,شاخه قومی شیخ علی میباشند.

ششم درولسوالی دهن غوری:- شاخه قومی دای میرک, شاخه قومی علی جم , شاخه قومی قه غی ,شاخه قومی نیمان شاخه قومی لر خوی- شاخه قومی ده مرده,شاخه قومی بهبود,شاخه قومی گاوی- شاخه قومی قره لوغ است.

هفتم در ولسوالی دوشی:- شاخه قومی نیک پی,شاخه قومی شیخ علی,شاخه قومی گاوی , شاخه قومی گری ,شاخه قومی چهل غوری,.شاخه قومی لرخوی ,شاخه قومی کرمعلی ,شاخه قومی کوه گدای,شاخه قومی ایش خوجه. است.

ششم :- قبیله دای دهقان که شاخه‌های قومی آن قرارذیل بوده که درولسوالیهای حصه اول ودوم بهسود ولایت وردک وولسوالی ناورولایت غزنی سکونت دارند.

اول درولسوالی حصه دوم و مرکز بهسود:- شاخه قومی قبتیستان, شاخه قومی راموز, شاخه قومی بهبود,شاخه قومی میر شادی ,شاخه قومی خواجه حسن ,شاخه قومی نوری,شاخه قومی شیر داد , شاخه قومی میر بچه , شاخه قومی دوست دار,شاخه قومی تیزک, شاخه قومی چوگدنه-,آب پای,شاخه قومی درویشان میباشند.

دوم در ولسوالی نا ور:- شاخه قومی مومرک ,شاخه قومی قره قول,شاخه قومی میزه, شاخه قومی درویشعلی,شاخه قومی میر شادی بیگ ,شاخه قومی بهبود , شاخه قومی میربچه ,شاخه قومی خوردک زائی,شاخه قومی کلان زائی- شاخه قومی جمبود ,شاخه قومی خان بیان ,شاخه قومی خان بهادر,شاخه قومی مرک, شاخه قومی یرک-,شاخه قومی چولی-,شاخه قومی میر چهل کند, شاخه قومی بابه که , شاخه قومی علی دوست, شاخه قومی خوردی,شاخه قومی الله داد,شاخه قومی عطاهستند.

سوم درولسوالی حصه اول بهسود:- شاخه قومی دولت قولی ,شاخه قومی چولی-,شاخه قومی دولت مراد,شاخه قومی,موشله, شاخه قومی ملا مراد , شاخه قومی جانم , شاخه قومی برغسان ,شاخه قومی ,قول خویش, شاخه قومی خالق, شاخه قومی جرغی, شاخه قومی برجگی. , شاخه قومی ابوالحسن میباشند.

هفتم :- قبیله دای میر داد که شاخه‌های قومی آن قرار ذیل بوده که درولسوالی دای میردادولایت وردک وولسوالی قره باغ ولایت غزنی زیست دارند.

اول درولسوالی دای میرداد :- شاخه قومی علودال, شاخه قومی مقصود , شاخه قومی حیات,شاخه قومی, پشگر,شاخه قومی دوله شه-شاخه قومی,قلندری,شاخه قومی فخری- شاخه قومی درنمان , شاخه قومی نرخی ,شاخه قومی جمبوغه,شاخه قومی مومک,شاخه قومی سلایمو, شاخه قومی چنکه,شاخه قومی توله خشه میباشند.

دوم در ولسوالی قره باغ:-شاخه قومی دا مرده,شاخه قومی دوله شه,شاخه قومی گاو مرده زیست دارند.

هشتم :- قبیله دای قوزی که شاخه‌های قومی آن قرارذیل بوده که درولسوالی شبر,مرکز ولایت بامیان -ولسوالی های کهمرد و سیغان سکونت دارند.

اول در ولسوالی شیبر و قراء مرکز بامیان :که شامل شاخه‌های وغیره میباشند-شاخه قومی درنمان,شاخه قومی غندک ,شاخه قومی خیده , شاخه قومی شیخه ,شاخه قومی جلمیش,شاخه قومی ,عادل,شاخه قومی ایام ,شاخه قومی شاک,شاخه قومی که شی ,شاخه قومی شاه قدم , شاخه قومی عراق ,شاخه قومی غلام علی ,شاخه قومی ما موت, شاخه قومی جولا,شاخه قومی رشگ,شاخه قومی بدل,شاخه قومی قوچنغی ,شاخه قومی کودی,شاخه قومی جمع علی.وغیره میباشند.
دوم درولسوالی کهمرد وسیغان:-شاخه قومی خواجه علی ,شاخه قومی شیخه.زیست دارند.

نهم:- قبیله دایمیرک یکی ازشاخه‌های قومی کوچک است که در ولسوالی های مرکز بهسود وحصه اول بهسودولایت وردک وولسوالی دهن غوری ولایت بغلان سکونت دارند.ویکی ازقبایل کوچک مردم هزاره است.

دهم ویازدهم :- قبیله های دایخطای ودایچوپان که شا خه های قومی آن بصورت پراگنده درولسوالیهای خاص ارزگان وگیزاب ولایت ارزگان وولسوالی کجران ولایت دایکندی وولسوالی خاص ارزگان ولایت ارزگان زندگی دارند که بمرورزمان درداخل دیگرشاخه‌های قومی جدا گانه ادغام یافته است.

دوازدهم:- قبیله دایمردگان که درولسوالی مرکز بهسودولایت وردک وولسوالی قره باغ ولایت غزنی وولسوالی دهن غوری ولایت بغلان زیست دارند.که بمرورزمان قبیله مذکوردرمیان شاخه‌های قومی دیگرادغام یافته که فعلاً کدام شاخه قومی جداگانه ازخودندارد.

قسمتی ازشاخه‌های قومی قبایل دوازده گانه مردم هزارهءمناطق هزاره نشین کشورکه درزمان رژیم مستبد امیرعبدالرحمن خان اززاد گاه اصلی شان بولسوالیها ومحلات شمال وشمالشرق-شمالغرب وجنوب کشورواداربکوج اجباری شده اند که درمراکزولایات,شهرهای بزرگ وولسوالیهای مناطق مذکورمسکن گزین وبافیصدیهای متفاوت درولسوالیهای خان آبادوعلی آبادولایت قندوز,ولسوالیهای خنجان,اندراب,نهرین,ولایت بغلان,ولسوالی دره هزاره ولایت پنجشیر,ولسوالیهای پسابند,تیوره وتولک ولایت غورومرکزولایت بادغیس,ولسوالیهای چمتال,بلخ,شولگر,چارکنت,دولت آباد,نهرشاهی ولایت بلخ, ولسوالیهای دره صوف,رویدوآب,تاله برفک وقریه جات پشت بندولایت سمنگان,ولسوالیهای,سنگچارک,بلخاب,کوهستانات وقراءمرکزی ولایت سرپل,ولسوالیهای کشم ودروازولایت بدخشان,ولسوالی خوشی ولایت لوگرشهرهایکابل,مزارشریف,,هرات,پلخمری,قندوز ,قندهار,تالقان,لشکرگاه وغزنی بصورت جداگانه زندگی میکنند.

رویکرد ها :
رساله اتنوگرافی مردم هزاره چاپ کابل وزارت اقوام وقبایل سال نشر 1365ش.نویسنده:- صاحب قلم
رساله مردم هزاره دایزنگی وجاغوری چاپ کابل وزارت اقوام وقبایل سال 1365 ش واز برخی مقالات صاحب قلم : نویسنده صاحب قلم.
– 19 -ماه -دسمبر – سال – 2010 –میلادی.

نویسنده: محمد عوض نبی زاده

تورکیک پرس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: