سودان در چند قدمی تجزیه؛ آیا افغانستان به سرنوشت سودان دچار می شود؟


ماه آینده میلادی، مردم در سودان به پای صندوق های رای خواهند رفت تا درباره سرنوشت این کشور و تقسیم آن به دو کشور جداگانه تصمیم بگیرند. عمرالبشیر رییس جمهور سودان که متهم به جنایات جنگی ست، گفته است که اگر سودان به دو کشور جداگانه تقسیم شود، او در کشور شمالی قوانین و شریعت اسلامی را جاری خواهد کرد. قوانین و شریعت اسلامی از نگاه کسانی مانند عمرالبشیر، شبیه همان چیزهایی ست که جنایاتکاران طالب و رهبرشان ملا عمر در افغانستان ابراز می دارند. این نوع برداشت از دین اسلام، باعث شده تا اسلام به عنوان دینی خشن در سطح جهان معرفی شود. برداشت طالبان از دین، آمیخته با سنت های قبیله ای و نیز نفوذ استخبارات کشورهای مختلف در میان آنان، باعث بوجود آمدن سیاه ترین صفحات تاریخ کشوری شود که امروز افغانستان نام دارد. مشارکت طالبان در قتل و کشتار سیستماتیک شهروندان این سرزمین در مناطقی مانند مزار شریف، یکاولنگ و بامیان، بار دیگر صفحات تاریک این خاک را در زمان جنایتکارانی مانند عبدالرحمان و نادر خان زنده کرد. جنایات طالبان هنوز با حملات انتحاری، بستن راه ها، غارت و آتش زدن نشانه های فرهنگ و تمدن ادامه دارد.

علاوه بر این هر دو کشور به شدت تحت تاثیر نفوذ استعماری انگلستان می باشند. با گذشت دهه ها از آنچه در افغانستان استقلال نامیده می شود، انگلستان نفوذ خود را در قبایل و بین دولتمردان افغان حذف کرده است. استعمار انگلستان معمولا از راه پشتیبانی سنت های قبیله ای و دین توانسته است، نفوذ خود را در کشورهای مختلف مانند سودان، افغانستان و پاکستان حفظ کرده و گسترش دهد. انگلستان گرچه اکنون در افغانستان تظاهر به مقابله با جنایتکاران طالب می کند اما گزارش های مختلف حاکی از آن است که آنان هیچ انگیزه ای برای نبرد با طالبان ندارند. هلمند مرکز اصلی حضور نیروهای انگلیسی، مرکز اصلی کشت و تولید مواد مخدر و نیز یکی از مراکز اصلی حضور طالبان محسوب می شود.

سودان اکنون پس از چند دهه جنگ داخلی، در ماه آینده یک رفراندوم برگزار خواهد کرد و در آن در باره سرنوشت شمال و جنوب تصمیم گیری خواهد شد. در شمال نیروهای بنیادگرا قدرت بیشتری دارند و مرکز اصلی قدرت عمرالبشیر محسوب می شود. در جنوب بیشتر گروه های غیر مسلمان و نیز آنانی که برداشت آزاد تری از دین دارند زندگی می کنند. بیشتر قربانیان جنگ های خانمانسوز در سودان در مناطق جنوبی این کشور می باشد. بیش از یک میلیون تن در جنگ های داخلی این کشور کشته و میلیون ها تن نیز مجبور به ترک خانه هایشان شده اند.

جنگ و کشتار در افغانستان بیش از یک قرن است که ادامه دارد. جنایتکاران افغان مانند عبدالرحمان با کشتار سیستماتیک، و غصب زمین های مردم در نقاط مختلف مانند جنوب، آنان را به صفحات مرکز و شمال راندند و زمین های غصب شده را بین سربازان خود تقسیم کردند. این جنایات سیستماتیک همچنان با کشتار، غصب زمین و تخریب گذشته و تاریخ مردم جایی که امروز افغانستان نام دارد، در حضور بیش از 10 هزار سرباز بین المللی ادامه دارد. در زمان امارت جنایتکاران طالب این مردم مناطق مرکز و شمال افغانستان بودند که به شکل سیستماتیک مورد حمله قرار گرفته و با کشتار و کوچ اجباری و غارت مواجه می شدند. گزارش های نهادهای حقوق بشری گویای کامل آنچه می باشد که بر مردم در مناطق مرکزی و شمال رفته است.

اکنون نیز جنایتکاران طالب و کوچی طالب در حالی که ظاهرا از پایگاه اجتماعی خوبی در جنوب و شرق برخوردارند و در پایتخت نیز حمایت کامل دولت قبیله گرای کرزی و دولتیان حزب اسلامی را دارند، چشم به مرکز و شمال دوخته اند تا بار دیگر این مناطق را با جنایات گسترده تر تحت کنترل در آورند.

در چند سال اخیر بحث هایی مانند فدرالیسم در افغانستان میان قشرهای مختلف جامعه، برای مهار خودکامگی قبیله سالاران در گرفته است و در این اواخر بحث تجزیه افغانستان نیز براه افتاده است. طرح این بحث ها از دید قبیله گرایان خطوط ممنوع محسوب می شود و کسانی که در این موارد به اظهار نظر می پردازند، بابرچسپ هایی مانند ضد ملی و ضد افغان مورد نقد، توهین و خشم قرار می گیرند. در مقابل مخالفان کوچکترین اعتراضی به کشتار سیستماتیک، کوچ اجباری و غارت و غصب زمین نکرده و جنایتکاران طالب را جریانی ملی جا زده و کوچی طالبان را نیز مردمی فقیر و دارای حق برای غارت و غصب معرفی می کنند.

بحث تجزیه افغانستان به عنوان یک گزینه برای پایان دادن به خشونت هایی که بیش از یک قرن دامن مردم را گرفته، باید عمیق تر شده و مورد ارزیابی قرار گیرد. باید پیامدهای تجزیه سنجیده شود و در کفه ی میزان، دیده شود که تجزیه و پیامد های خشن یا غیر خشن آن بهتر است یا همین به ظاهر یکپارچگی، همراه با کشتار، چپاول و کوچ اجباری. آیا راه سومی هست که بتوان بر خودکامگی و عقب گرایی قبیله پیروز شد؟

کابل پرس


Advertisements

یک پاسخ

  1. ما که تشنه این تجزیه استیم!!!! چون اگر به دست هم وطن اصلی یا هم زیان خویش کشته شویم بهتر از زندگی است که ما فعلا در این مرزبوم به عنوان شهروندان درجه دوم داریم ( منظورم از هزاره ها، ازبیک ها، ترکمن ها و در کل ترکها است) پس زنده باد تجزیه، لا اقل هر کس با درایتی که دارد می تواند به دیگری نشان بدهد که توان مدیریت خاک خود را دارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: