علی رغم قرن ها سرکوب و سانسور، تمدن تورک در افغانستان سخن می گوید


12 اکتبر 2010/ اوش در اطراف معدن مس عینک/ عکس از اسوشیتد پرستورکستان جنوبیاین تمدن با نشانه ها و یادگارهایی هزاران ساله همچنان از دل خاک سر بر می کنند و با سرزمینی مواجه می شوند که کشتار، تبعیض و نابرابری در آن بیداد می کند. علی رغم سرقت گسترده ی آثار تاریخی، هنوز وجب به وجب جایی که امروز نامش را افغانستان مانده اند، آثار تاریخی بوداییان که تورکان در گسترش و اعتلای آن نقش کلیدی داشتند دیده می شود.

آثار تورکان بودایی افغانستان از شمالی ترین نقطه ی افغانستان (تورکستان جنوبی) تا جنوبی ترین نقطه، مرکز، شرق و غرب دیده می شود. تورکان در کنار سایر باشندگان سرزمینی که امروز افغانستان نامش را مانده اند، یکی از مراکز مهم فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دنیا را بوجود آورده بودند و جاده ی مشهور و تاریخی ابریشم یکی از شواهد انکار ناپذیر تنوع پذیری و گونه گونی در این مکان جغرافیایی ست. قرار داشتن بزرگترین مجسمه های ایستاده ی بودا در بامیان باستان، در قلب افغانستان امروزی شاهد بزرگ دیگری ست که در جهان شهرتی بی مثال دارد. این مجسمه ها در سال 2001 میلادی توسط جنایتکاران طالب منفجر شدند. طالبان در ادامه ی کشتار و چپاول و فرهنگ گریزی و وحشی گری همان راه پدران خود محمد نادر و عبدالرحمان را ادامه دادند. پیش از جنایتکاران طالب، جنایتکاران معروف نادر و عبدالرحمان قصد تخریب مجسمه های بودا را داشتند که روی تراشیده ی مجسمه ی بودا و بخش تخریب شده پاهای مجمسه، یادگار این دو جنایتکار است.

اوزبیک ها، تورکمن ها، هزاره ها، ایماق ها، مغول ها، قزلباش ها، تاتارها، قزاق ها، بیات و قرقیز ها تورکان افغانستان را تشکیل می دهند. علی رغم قرن ها سانسور و سرکوب، اکنون تمدن و گذشته ی هزاران ساله ی تورکان از جای جای افغانستان سر بلند می کند و فریاد می زنند که کشتار و چپاول و فرهنگ گریزی و وحشی گری را بس کنید.

عکس هایی از بودا در اطراف معدن مس عینک و طالبان افغان در بامیان باستان پس از تخریب بودا

اوش در اطراف معدن مس عینک تورکستان جنوبی/ عکس 12-11-2010

اوش در اطراف معدن مس عینک تورکستان جنوبی/ عکس 12-11-2010

اوش در اطراف معدن مس عینک تورکستان جنوبی/ عکس 12-11-2010

اوش در اطراف معدن مس عینک تورکستان جنوبی/ عکس 12-11-2010

اوش در اطراف معدن مس عینک تورکستان جنوبی/ عکس 12-11-2010

طالبان افغان در بامیان باستان پس از انفجار بودا /2001-03-26

طالبان افغان در بامیان باستان تورکستان جنوبی پس از انفجار بودا /2001-03-26

طالبان افغان در بامیان باستان پس از انفجار بودا /2001-03-26

طالبان افغان در بامیان باستان تورکستان جنوبی پس از انفجار بودا /2001-03-26

کابل پرس

6 پاسخ

  1. کار خوبی می کنید از آثار تاریخی در برابر تخریب دفاع میکنید. لازم به توضیح است که تورک در طول تاریخ تمدنی نداشته و اثار تاریخی از او به جا نمانده است کوشانی ها ایرانی تبار بوده اند و تمدن کوشانی بخشی از تمدن ایران است پان تورکیستها با آویزان شدن یه تمدنهای باستانی مانند کوشانی اورارتویی سومری کاسی سکایی و حتی اشکانی و غیره میخواهند انها را مال خود کنند. برای اطلاعات بیشتر راجع به تاریخ و تمدن کوشانی، توجه خوانندگان را بعنوان نمونه به این منابع جلب میکنم: دانشنامه آریانای قندهار-تاریخ کمبریج بخش اشکانی آن-اشکانیان مالکوم کالج- میراث باستانی ایران ریچارد فرای……

  2. ایران…(مزدک ش)

  3. قزها یا کاسها بزرگترین و کهنترین شاخه اقوام کهن تورک

    بررسی مهمترین و کهنترین شاخه اقوام تورک یعنی * قز = قاز = کاس *

    این طایفه کهن و بزرگ تورک که در طول تاریخ با نامهای مختلف بر حسب لهجه های مختلف تورکی پدیدار شده و به زبان انگلیسی *کاس* و در زبان تورکی در بیشترین کاربرد *قز* نامیده میشود.

    کلمه *ار* در زبان تورکی به معنی مرد یا شوهر میباشد اما در زمان التصاق به یک اسم معنی مردم میدهد.

    قز+ار= قزار=قزر=قازار=خزر=قجر =ازر(در بعضی از لهجه های تورکی خ را تلفظ نمیکنند) =اذر(نام طایفه بزرگ مستقر در شمال غرب فلات ایران و قفقاز) میبینید که واژه ترکیبی *قز+ار* که به معنی مردم قز میباشد با شکلهای مختلف در مناطق مختلف زندگی این قوم کهن پدیدار شده. در ضمن به دلایل زیادی اقوام *قوم سومر= سوم+ار* بخش جدا شده ای از *قز * ها میباشد که در بیش از 7000 سال پیش در بین النهرین مستقر شده اند.

    ترکیبات مختلف دیگر *قز* با شکلهای *قزنوی* یا *قزوین=کاسپین* یا *قاف+قز=قفقاز* و اشکال دیگر ظاهر شده و این نشان میدهد که این شاخه اصلی اقوام تورک از انزمان که تاریخ بشری قابل محاسبه باشد در دورتا دور دریای خزر یا کاسپین(قزوین) امروزی که هر دو نام این دریا با توجه به دلایل ذکر شده از نام قوم *قز=قاز=کاس* برگرفته شده.

    میدانیم که همسر پادشاه هخامنشیها *کاساندان * نامیده میشده و کاساندان یک اسم ترکیبی از واژه های تورکی به این شکل میباشد : کاس(قز) + ان + دان = به معنی شخصی از تبار قزها یا کاسها میباشد زیرا در تورکی پسوندهای *ان* + *دان* به معنی ربط دادن چیزی به جایی است. و بطور مشخص ازدواج پادشاه تازه قدرت گرفته اقوام پارس که به تازگی از محدوده افغانستان امروزی وارد فلات ایران شده بودند نیاز داشتند تا با وصلت با یکی از خانزاده های اقوام کهن فلات ایران و قفقاز یعنی تورکها (طایفه قز یا کاس) امنیت خود را تضمین کنند و از انها در برابر تهدیدها کمک بگیرند و چه بسا که هیچکدام از امپراتورهای کهن منطقه اروپا به دلیل وجود اقوام جنگجو و شجاع تورک در منطقه شمال غرب و غرب ایران نتوانستد از ان سمت به ایران نفوذ کنند و اسکندر مقدونی نیز از سمت عراق و شامات به ایران حمله کرد و به سمت مناطقی که اقوام تورک در ان ساکن بودند نرفت.

  4. زنان امازون در کهن تاریخ سرزمین اذربایجان
    زنان آمازون‌ در آذربایجان‌

    آمازونها قبیله‌ ای‌ از زنان‌ جنگجو بودند كه‌ هیچ‌ مردی‌ را ـ به‌ غیر از زمانهای‌ ویژه‌ ـ به‌ قبیله‌ راه‌ نداده‌ و برای‌ خود ملكه‌ ای‌ جنگجو داشتند كه‌ قدرت‌ سیاسی‌ نظامی‌ قبیله‌ را در اختیار داشت‌ . آنها روزگار طولانی‌ در آذربایجان‌ سكونت‌ داشته‌ و برای‌ خود حكومتی‌ به‌ پایتختی‌ شهر بردع‌ داشتند .
    آمازون‌ لفظی‌ یونانی‌ و متشكل‌ از دو بخش‌ «آ» و «مازون‌» است‌ . «مازون‌» یعنی‌ «پستان‌» و «آ» حرف‌ نفی‌ در زبان‌ یونانی‌ است‌ و معنی‌ آن‌ «بی‌ پستانها» می‌ شود چه‌ زنان‌ آمازون‌ برای‌ اینكه‌ بتوانند بهتر شمشیر زنی‌ و تیراندازی‌ نمایند یكی‌ از پستانهایشان‌ را می‌بریدند و یكی‌ دیگر را برای‌ شیر دادن‌ نگه‌ می‌ داشتند . اكثر نویسندگان‌ معتقدند كه‌ آنها پستان‌ سمت‌ راست‌ را می‌ بریدند ولی‌ فردوسی‌ در شاهنامه‌ معتقد است‌ كه‌ آنها پستان‌ سمت‌ چپ‌ را می‌ بریدند . او در این‌ مورد می‌ نویسد :
    سوی‌ چپ‌ بكردار جوینده‌ مرد كه‌ جوشن‌ بپوشد بروز نبرد
    سوی‌ راست‌ پستان‌ بسان‌ زنان‌ بسان‌ یكی‌ نار بر پرنیان‌
    زنان‌ آمازون‌ دارای‌ جامعه‌ بی‌ طبقه‌ بوده‌ و همه‌ با هم‌ برابر بودند و كسی‌ را بر كسی‌ برتری‌ كلی‌ نبود . آنها همگی‌ با هم‌ برای‌ پیشبرد اهداف‌ قبیله‌ كار و كوشش‌ می‌ كردند و همگی‌ در سود و زیان‌ امورات‌ قبیله‌ شریك‌ بودند .
    «حمدالله‌ مستوفی‌» در كتاب‌ «نزهة‌ القلوب‌» در مورد زنان‌ آمازون‌ می‌ نویسد :
    «هر كاری‌ كه‌ جهت‌ نظام‌ امور دنیوی‌ ، مرد آنرا باید كرد از فلاحت‌ و صناعت‌ و. غیره‌ آن‌ ، آنجا همه‌ زنان‌ كنند و هر چیزشان‌ كه‌ حاصل‌ شود همه‌ را با هم‌ شركت‌ بود و بزرگی‌ و كوچكی‌ و نزاع‌ جهت‌ سود و زیان‌ در میان‌ ایشان‌ نیست‌ و زیادت‌ جویی‌ و تنعم‌ طلبی‌ و زینت‌ خواهی‌ و ذله‌ بندی‌ به‌ معتقد ایشان‌ حرام‌ است‌ الحق‌ خوش‌ مذهبی‌ و روشی‌ دارند و جنین‌ زنان‌ را بر بسیار مردم‌ ترجیح‌ و تفضیل‌ است‌»
    زنان‌ آمازون‌ دارای‌ ملكه‌ های‌ مشهور از جمله‌ ملكه‌ هیپولیته‌ ، ملكه‌ میرنیا ، ملكه‌ پانتزیله‌ ، ملكه‌ اسپاترا ، ملكه‌ تومروس‌ و ملكه‌ تالس‌ تریس‌ بودند . ملكه‌ اسپاترا همسر آمركس‌ حكمران‌ تركان‌ سكائی‌ آذربایجان‌ بود كه‌ در كشمكش‌ دائمی‌ با كورش‌ بسر می‌بردند! چون‌ كوروش‌ همواره‌ سعی‌ می‌ كرد تا بزور شمشیر و نیزه‌ به‌ متصرفات‌ خود بیافزاید .
    در جنگی‌ كه‌ آمرگس‌ با كورش‌ كرد علیرغم‌ دلاوریهایش‌ شكست‌ خورد و اسیر گردید . كوروش‌ به‌ ملكه‌ اسپاترا پیغام‌ داد كه‌ با اسیر شدن‌ شوهرش‌ بهتر است‌ كه‌ بدون‌ مقاومت‌ تسلیم‌ شود ولی‌ ملكه‌ اسپاترا به‌ همراه‌ دویست‌ هزار از زنان‌ آمازون‌ و سیصد هزار از تركان‌ سكائی‌ به‌ مقابله‌ كوروش‌ شتافت‌ و در طی‌ جنگی‌ سهمگین‌ كوروش‌ پادشاه‌ ایران‌ را شكست‌ سختی‌ داده‌ و او را اسیر نمود . چون‌ پادشاه‌ هر كدام‌ از طرفین‌ مخاصه‌ در دست‌ دیگری‌ اسیر بود لذا قرار بر مبادله‌ اسرا گردید و كوروش‌ با آمرگس‌ سكائی‌ مبادله‌ شد .
    دنباله‌ این‌ مناقشات‌ به‌ زمان‌ حكمداری‌ ملكه‌ تومروس‌ كشیده‌ و عاقبت‌ جنگ‌ بزرگی‌ دوباره‌ میان‌ كوروش‌ و ملكه‌ آمازونها كه‌ رهبری‌ سكائیان‌ را نیز در دست‌ داشت‌ در گرفت‌ .
    در جنگ‌ اول‌ ، كوروش‌ به‌ حیله‌ پسر ملكه‌ تومروس‌ را كه‌ فرمانده‌ تركان‌ سكائی‌ بود گرفتار كرد و كشت‌ و این‌ مسئله‌ موجب‌ خشم‌ ملكه‌ تومروس‌ گردید .
    ملكه‌ تومروس‌ كه‌ ـ بروایتی‌ دختر افراسیاب‌ و بروایتی‌ از نوادگان‌ او بود – در رأس‌ یك‌ ارتش‌ بزرگ‌ سكائی‌ – آمازونی‌ به‌ مقابله‌ كوروش‌ شتافت‌ و طی‌ جنگی‌ مخوف‌ سپاهیان‌ كوروش‌ را تار و مار و خود او را اسیر كرد . به‌ دستور ملكه‌ سر كوروش‌ را در طشتی‌ بریده‌ و آنرا در میان‌ طشت‌ خون‌ انداختند و ملكه‌ تومروس‌ خطاب‌ به‌ سر بریدة‌ كوروش‌ !گفت‌ :
    «در زندگی‌ از خون‌ خوردن‌ سیر نشدی‌ اكنون‌ ] از خون‌ خود [ بنوش‌ تا سیر شوی‌»
    اكثر شعرا و نویسندگان‌ آذربایجان‌ از این‌ ملكه‌ آمازونی‌ آذربایجان‌ در اثرهای‌ خود بانام‌
    احترام‌ آمیز «آنام‌ تومروس‌» (مادرم‌ تومروس‌) با عزت‌ و حرمت‌ فوق‌ العاده‌ یاد می‌ كنند و او را از ملكه‌ های‌ نمونه‌ آذربایجان‌ می‌ شمرند .
    از دیگر ملكه‌ های‌ جنجالی‌ آمازونها ملكه‌ تالس‌تریس‌ یا ملكه‌ نوشابه‌ بود كه‌ ملاقات‌ او را با اسكندركبیر را مورخین‌ ثبت‌ كرده‌اند زنان‌ آمازون‌ گویا در اطراف‌ رودخانه‌ های‌ كر و ارس‌ زندگی‌ می‌ كردند چه‌ مرحوم‌ تربیت‌ در شرح‌ حال‌ قطران‌ به‌ مناسبتی‌ به‌ همین‌ مسئله‌ اشاره‌ كرده‌ و بصراحت‌ می‌ نویسد:
    «كرزن‌ و كركر عبارت‌ از دو ملتی‌ است‌ كه‌ یكی‌ از آنها جوزن‌ ، كرزوان‌ یا كرمیان‌ میباشد كه‌ فعلا” موجود هستند و دیگری‌ ملتی‌ بودند كه‌ سرا شیب‌ سلسله‌ جبال‌ قفقاز از رود كر تا ارس‌ ] در جمهوری‌ آذربایجان‌ [ جایگیر شده‌ و با آمازونها هم‌ حدود و معاشر بودند »
    فردوسی‌ پایتخت‌ زنان‌ آمازون‌ را بنام‌ «هروم‌»
    می‌ خواند كه‌ اسم‌ قدیمی‌ «بردع‌» از شهرهای‌ آذربایجان‌ بود او در سفر اسكندر به‌ شهر زنان‌ و نوشتن‌ نامه‌ به‌ ملكه‌ آنجا می‌ نویسد :
    هی‌ رفت‌ با نامداران‌ روم‌ بدان‌ شارسانی‌ كه‌ خوانی‌ هروم‌
    بفرمود تا فیلسوفی‌ ز روم‌ برد نامه‌ نزدیك‌ شهر هروم‌
    نظامی‌ گنجوی‌ شاعر بزرگ‌ آذربایجان‌ در مورد نام‌ قدیمی‌ و نام‌ جدید شهر زنان‌ در اسكندرنامه‌ خود چنین‌ توضیح‌ می‌ دهد :
    هرومش‌ لقب‌ بود ز آغاز كار كنون‌ بردعه‌ اش‌ خواند آموزگار
    َمقدسی‌ تاریخ‌ و جغرافیا نویس‌ بزرگ‌ مسلمان‌ از شهر بردعه‌ بنعوان‌ «بغداد آذربایجان‌» در دورة‌ خود یاد می‌ كند . ملاقات‌ ملكه‌ تالس‌ تریس‌ یا نوشابه‌ با اسكندر كبیر از مباحثه‌ انگیزترین‌ بخشهای‌ اسكندر نامه‌ هاست‌ و بالاتفاق‌ تمام‌ سرایندگان‌ و نویسندگان‌ بر پاكدامنی‌ و عفت‌ و عدالتخواهی‌ و آگاهی‌ به‌ رموز سیاست‌ جهانی‌ این‌ زنان‌ اشارات‌ مختلف‌ دارند .
    اسكندركبیر كه‌ خود بعنوان‌ سفیر به‌ همراه‌ نامه‌ و پیغامی‌ از طرف‌ خود با لباس‌ مبدل‌ برای‌ وادار كردن‌ ملكه‌ تالس‌ تریس‌ به‌ پیش‌ او رفته‌ بود از طرف‌ ملكه‌ آمازونهای‌ آذربایجان‌ مورد شناسایی‌ قرار گرفته‌ و وقتی‌ مورد انكار واقع‌ می‌شود ملكه‌ آمازونها با نشان‌ دادن‌ تصویر حكمرانان‌ جهان‌ از جمله‌ تصویر خود اسكندر به‌ او می‌ گوید كه‌ تو اسكندری‌ نه‌ سفیر اسكندر و اضافه‌ می‌ كند:
    مرا خواندی‌ و خود بدام‌ آمدی‌ نظر پخته‌تر كن‌ كه‌ خام‌ آمدی‌
    در خاتمه‌ اینجانب‌ نظریات‌ خود را در مورد محل‌ جغرافیایی‌ زندگی‌ زنان‌ آمازون‌ با توجه‌ به‌ منابعی‌ كه‌ در اختیار دارم‌ بدین‌ طریق‌ می‌توانم‌ فورموله‌ كنم‌ : مسكن‌ اولیه‌ زنان‌ آمازون‌ بر طبق‌ شواهد تاریخی‌ مورخین‌ یونان‌ باید كرانه‌ های‌ دریای‌ اژه‌ بویژه‌ شهر ازمیر تركیه‌ باشد كه‌ بتدریج‌ به‌ طرف‌ دریای‌ سیاه‌ در شمال‌ تركیه‌ « برابر آخر حد روم‌ از ناحیت‌ شمال‌» كشیده‌ شده‌ و در اطراف‌ جلگه‌ های‌ دانوب‌ و مخصوصا” دامنه‌ های‌ قفقاز ساكن‌ شدند . زنان‌ آمازون‌ در سالهای‌ بعد از شمال‌ دامنه‌ های‌ قفقاز به‌ طرف‌ جنوب‌ سرازیر شده‌ «در سراشیب‌ سلسله‌ جبال‌ قفقاز از رود كر تا ارس‌ » جایگیر شده‌ و در آنجا حكومت‌ مستقلی‌ به‌ پایتختی‌ شهر «بردعه‌» در آذربایجان‌ تشكیل‌ می‌ دهند
    زنان‌ آمازون‌ در ادامه‌ مهاجرت‌ تاریخی‌ خود وارد تركستان‌ چین‌ به‌ مسافت‌ پانزده‌ روز از شهر سمرقند شده‌ و در آنجا شعبه‌ای‌ از طریق‌ بزرگراه‌ قره‌ قورم‌ وارد پاكستان‌ و هندوستان‌ و مالزی‌ و فیلیپین‌ شده‌ و شعبه‌ای‌ به‌ طرف‌ چین‌ و كره‌ و ژاپن‌ و سیبری‌ ادامه‌ مسیر می‌ دهند آمازونها بعد از سكونت‌ متوالی‌ در مناطق‌ ترك‌ نشین‌ سیبری‌ از طریق‌ تنگه‌ برینگ‌ از آسیا خارج‌ شده‌ و به‌ آلاسكا در آمریكا وارد و در نهایت‌ در محل‌ فعلی‌ خود در اطراف‌ رودخانه‌ آمازون‌ در میان‌ جنگل‌های‌ صعب‌العبور آمازون‌ سكونت‌ اختیار می‌ كنند .
    بدین‌ ترتیب‌ قومی‌ از زنان‌ قهرمان‌ كه‌ روزی‌ آسیا و افریقا و اروپا را با جنگهای‌ خود به‌ لرزه‌ در آورده‌ و جنگهای‌ مشهوری‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بودند وارد آمریكا گردیده‌ و در میان‌ جنگلهای‌ مخوف‌ برزیل‌ ساكن‌ می‌ شوند .
    امید است‌ تحقیقات‌ محققین‌ دیگر پرده‌ از رازهای‌ دیگری‌ از اسرار زندگی‌ این‌ زنان‌ قهرمان‌ آذربایجان‌ بردارد .

  5. هزاره ها که برای مناپولی ایران کار میکنند هیچگاه به منافع جمهوری ترکیه وفادار شده نمی توانند. هزاره ها فقط برای بدست آوردن برس های تعلیمي خود را ترک ترک میکنند ورنه اینها درافغانستان به ایران جاسوسی میکنند وجواسیس ایران می مانند

  6. برادر با تهمت زدن به یه طائفه و نژاد خاص و جاسوس،خواندن و بد گفتن چیزی عايدت نمیشه پس بهتر است دست از این کار کثيف بردارين چون هیچ فایده ایی برای تو نداره

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: