تاريخچه معارف در فارياب تورکستان جنوبی


قبلا از تائسيس معارف وافتتاح مکاتب به سييتم عصري، بعضي از مسکونين اين ديار به تحصيل علوم متنوعهء ديني به حصص مختلف اين ولايت مساعي وجد وجهد تا مه را بخرج رسانيده، به اثر تشويق وترغيب مدرسينن لايق ودانشور به آموزش مسايل ديني وضروري مبادرت ميورزيدند.

درسال 1299 شمسي مرحوم احمد قليخان راجي براي اولين بار از طرف حکومت مقرر گرديد

تا اولين مکتب عصري را در مرکز ميمنه افتتاح نمايد، اولين مکتب بنام مکتب«همت» توسطط وي اساس گذاشته شد. بهمين ترتيب الي سال1306 چندين مکاتب در گوشه وکنار ميمنه افتتاح گرديد. تاء سيس مکاتب در مرکزدر سال 1309 يعني بعد از انقضاي يکسال پس از سپري شدن حوادث ورويداد هاي سياسي که منجر به سقوط امير حبيب الله کلکاني و جلوس نادر خان به کمک انگليسها در دارالسلطنهء کابل گرديد ، بر اثر صوابديد حکومت ووزارت معارف يکعده از فارغ التحصيلان 1307 دارالمعلمين را از مرکز کابل به ولايات منقسم واز آن جمله محترمين: عبدالواحد خان ومحمد طاهر خان که اولي بصفت سر معلم ودومي بحيث معلم جهت ترويج دادن علم وعر فان به اين ديار با يکعالم عزم وارادهء راسخ وسرشار عازم وظيفه وقبل از مواصلت موئظفين متذکره ، محمد يعقوب خان بحيث رييس تنظيميه اه اين منطقه مقرر گرديد. بتاريخ (4قوس1309) اولين مکتب مرکز ميمنه را به سيستم عصري

داخل يک ذسپلين صحيح که بنام متوسطهء مرکز ميمنه مسما گرديد، در گذر بازار خانه افتتاح ورشتهء امور اداري وتدريسي آنرا به عبدالواحد خان که جهت ايفاي همين وظيفه از مرکز اعزام شده بود ، تفويض واز آن تاريخ به بعد نهضت معارف در ميمنه اغاز به فعاليت نموده وباب تحصيل علم ومعرفت بروي ارباب ذوق ودانش ، باز گرديد.

در سنه 1310سرمعلميت مکتب متوسطه به ماء موريت تبديل ودر راء س ادارهء معارف، محترم عبدالواحد خان مقرر گرديد در برج حوت سال 1311مکتب ديگري در قريهء فيض آباد حکومت شيرين تگاب ، تاء سيس شده ومسوء ليت آن بدوش عبدالوهاب خان معلم گذاشته شد. بتاريخ (22ثور ) همانسال در بالا حصار شهر تاريخي اندخوي مکتب مرکز اندخوي تاء سيس ومسوءليت آن به عهده ء شخصي بنام محمد طاهر خان که به اتفاق مامور معارف به ميمنه

آمده بود ، گذاشته شد . بتاريخ(25 دلو1313) در زمان محمد طاهر خان مامور معارف که در عوض مامور اسبق در راس امور معارف اين ولايت گماشته شد. در همانسال در مرکز حکومتي قيصار مکتب ديگري افتتاح شده ودر راءس سرمعلميت آن سيد شهزاده خان که از طرف ماموريت معارف مقرر شده بود، بکار گماشته شد. بتاريخ(12جوزا1315) مدرسهء ديني بنام

ظاهر شاهي غرض بقا ونهضت علوم عربيه افتتاح شده وسر مدرس آن بنام مفتي نظام الدين خان

از رياست تنظيميهء بلخ مقرر شد. بتاريخ (6 سنبلهء 1315) در مرکز ميمنه به حصهء حکومت

پشتونکوت در قريهء خانقاه مکتب ديگري تائسيس گرديد ومعلم اول آن محمد حيدر خان

مقرر گرديد.

بتاريخ (6 عقرب1316) در علاقداري مربوط حکومت تگابشيرين که مسما به دولت آباد است

مکتبي در بازاري قلعه تاء سيس ودر راءس ادارهء آن محترم قر ه خان مقرر گرديد، بتاريخ(4جدي) همانسال در علاقداري درزاب که متعلق حکومت بلچراغ است ، مکتبي بنام مکتب درزاب در قريهء گردي قلعه افتتاح ومعلم اول آن محمد حيدر خان مقرر شد؛ بتارخ (4 عقرب1316) در علاقداري قرمقول مربوط حکومت اندخوي مکتب ديگري بنام مکتب قرمقول

در قريهء التي بولک تاء سيس واز طرف محمد طاهر مامور معارف ميمنه شخصي بنام محمد اصف در راء س ادارهء آن گماشته شد.

در قريهئ دونگ قلعهء گرزيوان که مربوط حکومت بلچراغ بود در برج سنبلهء (1316) مکتب فعلي گرزيوان تاء سيس شده وسيد محمد نعيم خان بصفت سر معلم ان بکار شروع کرد.

بتاريخ (4ميزان1317) درمرکز علاقداري المار يک باب مکتب تاسيس شد وسلطانشاه خان بحيث سرمعلم آن تعيين گرديد وبتاريخ (19 حوت) همانسال مکتب چيچکتو در قريهئ هزاره قلعه مربوط حکومتي قيصار افتتاح گرديد که درسال (1323) نسبت دوري قريه جات وعدم تکميل جديد الشمول مکتب مذکور لغو گرديد . ماموريت معارف بتاريخ (26 حوت 1317) مکتب کنوني خانچارباغ را در مرکز علاقداري افتتاح نموده وعبدالغني خان را در رآس ادار‌هء آن مکتب بصفت شخص مسوءل امور اداري وتدريسي مقرر نمود، در زمان محمد اکرم خان

مامور معارف درسال(1319) مدرسهء دارالحفاظ مرکز ميمنه واندخوي تاء سيس گرديد. در دارالحفاظ ميمنه قاري شاهمردانقل بصفت قاري باشي وبه مدرسهء اندخوي قاري عبدالله خان بحيث قاري باشي مقرر گرديد. بتاريخ (9 قوس1327) يک مکتب نسوان افتتاح گرديد که سرمعلمهء مکتب محترمه (مريم ميمنه گي) همشيرهء پروفيسور غلام محمد خان ومعلمهء ان نيز از همين خانوادهء معرفت پرور بود.

مکتب متوسطهء ميمنه که بتاريخ (4قوس1309) ذر گذر بازار خانه افتتاح گرديده بود، چند سال در گذر بلوچ خانه نقل مکان نموده وپس ازاعمار تعمير رهايشي خود بسال 1321بجايي که ليسهء ابوعبيد جوزجاني کنوني است؛ جابجا شد . اين مکتب که نخستين بار بنام مکتب«همت» وسپس بنام مکتب « رشديه» ومدتها بنام« مکتب متوسطهء مرکز ميمنه« ياد ميشد

بنام – نامي دانشمند بزرگ ( عبدالواحد بن محمد الجوزجاني) ازحکماء ودانشمندان مشهور در اوايل قرن پنجم هجري که در علوم فلسفه وطب وعلوم وفنون ديگر بصيرت کامل داشت واز شاگردا عالي مقام وفاضل» شيخ الرييس» ابن سينا شمرده شده واثار اين فيلسوف بزرگ را جمع آوري وتدوين نموده ؛ مسما گرديد. اين ليسه شب(21بر 22جوزاي سال )1359توسط مجاهدين به‌ اتش

کشيده شده وتمام کتابخانه ها ، تحويلخانه ، لابراتور وصنوف مجهز تدريسي ان يکسره به خاکستر مبدل گرديد. شاگردان اين ليسه سالها در تعمير مدرسهء ظاهر شاهي درس ميخواندند وپس از اعمار مجدد آن مکتب بسال( ) دوباره درساختما ن اصلي خويش ، فعاليت درسي خودرا از سرگرفت.

تاريخچِِِِِِِِِِه ء مطبوعات در فارياب

رياست مستقل مطبوعات که از بدو تاءسيس خود در مملکت از خود کارنامه هاي ذرخشاني دارد، اولين شعبهء خودرا مانند ديگر ولايات افغانستان در ميمنه نيز تائسيس نموده وتشکيلات انرا بر پايهء يک مديريت اساس گذاشت. اين مديريت باشعبات اخبار طباعتي، اژانس وکورسهاي پشتو واکابر شروع بفعاليت نموده بعد ازمدتي شعبه ء راديو نيز مربوط آن گرديد، براي ارايه معلومات در مورد نخستين تشکيلات اين اداره معلومات داده ميشود. اولين کفيل مديريت مطبوعات فارياب بنام عبداللطيف نشاط در بدو تاءسيس اين شعبه بصفت مدير آن مقرر گرديد، نامبرده از ولايات هرات وقندهار دوپايه ماشين چاپ درميمنه وارد نموده وبروز(14اسد1322) اولين شمارهء جريدهء ستوري» فارياب » را نشر نمود وبه اين ترتيب اساس رسانه هاي گروهي ونشراتي (63) سال قبل درفارياب گذاشته شد.

مديريت مطبوعات ميمنه درابتداي تشکيل خود داراي چها رشعبه بود که عبارتند ازشعبهء اخبار (جريده)

ماموريت طباعتي، ماموريت اژانس واستيشن آخذهء راديو بود.

جريده ء فارياب با سابقهء شصت وسه سال خدمت نشراتي وروشنگري درمحيط فارياب نويسندگان ، شعراء ، ژورناليستان ودانشمندان بزرگي را در دامان خود تربيه وياهم خود واثار آنان را به مردم معرفي نموده است که ذکر آن با جزييات دراين مختصر ممکن نيست، چون سخن از تاريخچهء مطبوعات است به اين مختصر بسنده ميکنيم. اين جريده پس از گذشت 63سال با همان تخنيک بيشتر از نيم قرن قبل خود بشکل دست چين ، حروف چيني وبا وقفه هاي نشراتي با ابتدايي ترين امکانات با وقفه ها چاپ ميشود.

در سال1340-1345نام اين جريده از ستوري به فارياب تعديل گرديد، درتاريخ نشراتي خويش اين جريده گاه هفته نامه وگاهي هم به روزنامه تبديل شده است. درپهلوي نشر جريده وتبليغ اهداف حکومات مختلف از ابتداي تاءسيس مطبوعات دردوره هاي مختلف مديريت اين جريده به همکاري وتشبث اهل قلم ودانشمندان بااحساس سلسلهء چاپ ونشر کتابها ورسالات مختلف نيز ادامه داشته ودارد، تابحال17) عنوان کتاب ورساله از طريق نشرات اطلاعات وکلتور در اين ولايت چاپ شده است که از آنها نام مي بريم :

1- ارمغان ميمنه.2- ياد بودي از نادم ميمندي.3- کليات الحاج ميرزا محمد يحيي نادم قيصاري.

4-رسالهء مشاعره .5- رنگين کمان شعر(جلد اول)موءلفين: محمد اسلم گداز-رحيم ابراهيم-حامد فاريابي-محمدکاظم اميني-تاشقين بهايي وعبدالمحمد شايق وصال.6- سوز گنجيدن نيچه در(مهتمم تاشقين بهايي).7- ديوان مولانا نعمت الله محوي(به تصحيح رحيم وابراهيم).8- زندگينامهء پروفيسور غلام محمد ميمنه گي(مهتمم اقا کريم وطنيار) .9-در ناياب.10-نور شناور(گزينهء شعري شادروان حامد فاريابي).11- مجموعهء مقالات در بارهء ظهيرالدين فاريابي(بکوشش محمد اسحاق شمسي).12- مناقب اسلاميه ياواقعات اسلاميه(تصنيف ميرزا جنيدالله حاذق) به تصحيح وتحشيهء محمد کاظم اميني.13- اوزبيک ادبياتي فرهنگي- موءلفين ذکرالله ايشانچ ومحمد عالم کوهکن.14- رساله ئ تحفۀ الوزراء ميرزا جنيدالله حاذق( بکوشش محمد کاظم اميني) .15- يادنامهء سپه سالار شهيد- بکوشش محمدکاظم اميني.16- مرواريد. 17- رنگين کمان شعر(جلددوم) تاءليف الحاج محمد کاظم اميني.

اثراخير الذکر در مطبعهء دولتي فارياب چاپ نشده وازطرف کانون فرهنگي ميرزا اولوغ بيک درمزار شريف، درمطبعهء کمپيوتري فرهاد بچاپ رسيده ؛ چون از سلسلهء نشراتي رياست اطلاعات

وفرهنگ فارياب بود در اينجا تذکر داده شد.

بايد گفت که درسال1375 توسط جنرال عبدالملک که در ان وقت رييس ارتباط خارجهء جنبش

– اسلامي افغانستان ووالي فارياب بود يک پايه ماشين چاپ آفسيت کامپيوتري از باقيمت مجموعي سي هزار دالر امريکايي خريداري وغرض تسهيلات درامور طباعتي درفارياب باهمه ملحقات آن به بهره برداري سپرده شده وتقريباء هفت- هشت ماه جريده ء فارياب به اين سيستم پيشرفته چاپ شد، از انجاييکه ماشين مذکور سخت مستعمل بود چندين بار به عوارض تخنيکي مواجه شده بالا خره درماه حوت سال1375 از فعاليت باز ماند.

باگذشت ساليان متمادي تخنيک چاپ در ولايت فارياب در همان سطح نيم قرن قبل قرار داشته، موء سسات واشخاصي قدم پيش نمي گذارند تا مطبوعات را ازاين حالت فلاکتبار نجات دهند. باتاء ثر تمام بعلت نبود امکانات تخنيک چاپ ،تمام افراديکه به نشروتائسيس جرايد ازاددر فارياب اقدام نموده ويا مي نمايند ، از ترس مشکلات بيشمار ومصارف نقل وانتقال آن که بيشتر از هزينهء چاپي آ ن مخارج برميدارد، يا ازتائ سيس نشريه ها، منصرف شده وياهم در نيمه راه ميمانند، بدبختانه انانيکه استعداد وکارايي در اين رشته را دارند، سرمايه وتوانايي خريداري اينگونه ماشين هارا ندارند وانانيکه توانايي مالي دارند از خريداري وبکار اندختن اين امکانات براي تسهيلات در امور چاپي درسطح ولايت، از ترس اينکه مبادا عايد هنگفتي ازاين ناحيه نصيب شان ، دلهره دارند.

بهر حال از مدت بيشتر از نيم قرن بدينسو بيشتر نشريه هاييکه تاءسيس شده اند نسبت علل وعواملي که گفته آمديم پس ازچند شماره ، متوقف شده اند؛ بخصوص اين پروسه در سال گذشته (1384) که براي نخستين بار نشريات ازاد يکي پي ديگر تاء سيس گرديدند، کسب شدت کرد. درساينجا تذکر کوتاهي از نشريات آزاد که درفارياب تاءسيس شده وسپس نسبت علل وعواملي نتوانسته اند ، به فعاليت نشراتي خويش ادامه دهند ؛ داريم .

1- جريده‌ء (اتم) : اين جريده به مسووءليت مرحوم محمد رحيم شيدا ، زمانيکه نامبرده عهده دار سمت شهرداري ميمنه بوده نشر ميشده است. اين جريده درپنج شماره تعطيل شده است. من شخصاء اين جريده را ملا حظه نکرده ام ولي از شاد روان حامد فاريابي توصيف آنرا شنيده ام.

2- فصلنامهء قوياش ( ارگان نشراتي شوراي ولايتي فارياب ، انجمن فرهنگي امير عليشير نوايي) اين فصلنامه بطور پراگنده دوسال نشرات داد. گردانندگان آن دونفر هريک تاشقين بهايي ومحمدکاظم اميني بودند. اين فصلنامه در سال1370 تاءسيس گرديده ونشريهء اختصاصي شوراي ولايتي فارياب انجمن فرهنگي نوايي ( انجمن فرهنگي تورک- اوزبيک زبانان افغانستا ن ) بود . شمارهء نخست اين فصلنامه به شيوهء چاپ حروفي وسه شمارهء ديگر آن به شيوه (گستتنر) چاپ شده ونسبت نبود امکانات مالي چاپ آن معطل ماند.

3- جريدهء( ميلاد نور): اين جريده نخستين جريده ازاد ومستقل در تاريخ مطبوعات فارياب ميباشد پس از اعلان سياست ازادي مطبوعات بچاپ باتيراژ پنج هزار نسخه

چاپ ميشد. نخستين شمارهء آن در 14 حمل سال 1384 نشر وتوزيع گرديد. اين جريده با وجوه مالي وصاحب امتيازي سيد عبدالواسع هاشمي اولسوال پشتونکوت ومديريت محمد کاظم اميني در هر پانزده روز نشر ميشد.

نشريه ء مذکور در ولايت کابل وفارياب توزيع وپخش ميگرديد، اين جريده در پانزده شماره از طرف رياست نشرات – وزارت اطلاعات وفرهنگ نسبت نشر مضامين ملي وانتقاد از سياست هاي ضد ملي دولت مرکزي وانعکاس حقايق تاريخي رسماء فعاليت نشراتي آن توقف داده شد.

4- جريدهء صداي قلم : اين جريده نشريهء اختصاصي انجمن فرهنگي ولايت فارياب است که صاحب امتياز آن محمد اسلم گداز ومدير مسووءل آن سيد حفيظ الله فطرت ميباشد. اين جريده درماه ثور سال 1384 تائسيس گرديد وتا اغاز سال 1385 فقط سه شماره از آن نشرشده است .

5- جريده‌ء (کوزگو) ِ: اين جريده درماه جوزاي سال1384 تاسيس گرديد . صرف يک شماره از آن به مديريت استاد محمد عالم لبيب نشر گرديده وسپس مدير مسووءل آن سيد محمد انور انيق ، تعيين گرديد. صاحب امتياز اين جريده دکتور هارون توراني ميباشد . تا اکنون (حمل1385) فقط چهار شماره از آن نشر شده است.

6- جريدهء صداي ملت: اين نشريه مستقل غير وابسته نيز در ماه سرطان 1384 به نشرات آغازنمود، صاحب امتياز آن قطب الدين کوهي و مدير مسووءل آن محمدالله نوري ميباشد . اين نشريه به تيراژ يکهزار نسخه نشر ميشود . تااکنون(حمل1385) پنج شماره ازاين جريده نشر شده است .

7- جريده ء حقيقت:اولين شمارهءاين نشريه در17عقرب سال1384 ازچاپ برآمده ، مدير مسووءل وصاحب امتياز آن عبدالمحمد شايق وصال ميباشد. تااکنون(حمل1385) سه شماره ازآن نشر گرديده است.

8- جريدهء افتخار ملي: نخستين شماره اين جريدهء ازاد بتاريخ 20 جدي سال1384 به صاحب امتيازي داکتور سيد احمد سادات ،مديريت حيات الله بهروز خالقي ودستياري (تغاچي فاريابي) نشر شده ، دفتر مديريت آن در کابل ميباشد.تااکنون(حمل1385) سه شماره ء ان چاپ وبخش شده است.

9- خبرنامهء صحي: اين خبرنامه ء صحي ازطرف بخش صحي دفتر ساحوي فارياب مربوط دفتر هماهنگي کمک هاي انساني(cha) به تيراژ250 نسخه در هر دوماه چاپ ونشر ميشود. تمويل کنندهء آن (usaid) ميباشد. نخستين شمارهء اين خبرنامه در ماه جدي1384 به همکاري دکتور الله بيردي طاهري چاپ ونشر گرديد.تا اکنون

دوشماره ازاين خبرنامه چاپ شده است.

10- جريدهء اواي ما: اين جريده نشريه اختصاصي سياسي بوده وبه شوراي ولايتي فارياب جنبش جوانان فارياب تعلق دارد. بنده در سال 1384چند شماره ء آنرا ملاحظه کردم وقرار اطلاع باتيراژ دوصد- سيصد نسخه در چند شماره با وقفه هاي

چندين ماهه نشر شده وفعلا نشر نميشود.

تاريخچهء شفاخانه وموئسسات صحي در فارياب

اين موئسسه که وظايف آن رسيد گي به امور صحي يعني رفع الام وضطراب وجراحات جسمي ، مجادله با امراض، وتا مين حفظ الصحهء همگاني ميباشد در سال 1303 اساس گذاشته شده وشفاخانهء کنوني که بنام شفاخانهء ملکي ميمنه ياد ميشود

بعداء افتتاح گرديد.

به نسبت اينکه در آنوقت طبابت در افغانستان در مرحلهء بسيار ابتدايي قرار داشت ، يکنفر دکتور هندي براي اجراي اين وظيفه به ميمنه مقرر وبه تداوي مريضان توظيف گرديد، همانطوريکه باقي امور اين موسسه از طرف اشخاص غير فني اجرا ئ ميگرديد، همانگونه تعمير رهايشي هم وجود نداشته وشفاخانه در بعضي خانه هاي

کرايي رعيتي اجراي وظيفه ميکرد. به اين ترتيب تاسال 1314 که يک تعداد معاونين دکتور ازمکتب طبي فارغ التحصيل گرديدند ، ادامه داشته، از اين سال به بعد بخشهاي طبي از طرف همان افراد اداره گرديده تا اينکه مديريت مستقل طبيه به رياست واز رياست به سطح وزارت ارتقاء يافت.

عمارت کنوني شفاخانهء ميمنه در سال 1318 تکميل ودر اوايل سال 1319 دران نقل مکان نمود.که درسطح مديريت صحيه بود وشامل سه قسمت ميگرديد:

1- قسمت شفاخانه : داراي اتاقهاي مريضان بستري وعمليات خانه، دواخانه ، ديپوي ادويه ، پانسمان خانه، دفتر وتحويلخانه.

2- قسمت دوم: ديگر ان تنها معاينه خانه بوده براي هر شعبه بطور مثال براي شعبهء امراض داخله، جراحي، گوش وگلو، چشم، عقلي وعصبي، جلدي، دندان وغيره

اتاقهاي عليحده اختصاص داده شده بود.

3- قسمت سوم : اين بخش که در نظر بود تائسيس شود وبه دلايلي تاءسيس نشد، شفاخانهء امراض ساريه بود. پس از فارغ التحصيل شدن اولين دوره از محصلين فاکولتهء طب درسال1316 در کشور در وضع امور صحي تغييرات محسوسي رونما شده درتمام شفاخانه هاي مرکز وولايات؛ دکتوران ومتخصصين

داراي تحصيلات عالي ومسلکي در بخشهاي اسيستانت دکتور، جراح ، دواساز، کاون پاوندر،آبله کوب( واکسيناتور)وعيره اعضاي فني از موء سسات مربوط خود فارغ گرديده وبکار گماشته شدند.

ادامه دارد……..

تاريخچهء مخابرات درفارياب

اولين شعبهء رسمي مربوط امور مخابراتي که در فارياب افتتاح گرديد، در سطح

ماموريت مخابرات بود. درسال 1324 اين ماموريت به مديريت ارتقاء يافته وتشکيلات آن وسيع گرديد .

تاريخچهء پست: در زمانهاي سابق ارسال ومرسول پسته طبق مقتضياتهمان وقت

جريان داشته وحاملين آ ن بنامهاي مختلف (پيک- نامه رسان- رسول- قاصد- داگي وپسته رسان) ياد ميشدند. تا مدتها قبل براي حمل ونقل پسته بين ميمنه ومزار شريف نظر به تقاضاي زمان وايجابات همان عصر نفر پياده وسواره موئ ظف بوده تا پسته را از

دفتر مبداء گرفته، يک رباط راه برده به نفر موئظف انجا تسليم ميکردکه آن نفر هم بلا معطل ، پسته را از نفر آورنده اخذ نموده وبراه ميافتيد، بهمين ترتيب منزل- به منزل تا دفتر مرجع رسانيده ميشد. اين اشخاص بخاطريکه از ديگران تفاوت داده شوند؛ دارا ي علايم مخصوص بودند ؛ مثلاء زنگ داشتند که نواخته مير فتندوبدست شان نيزه ميبود هرکس آنهارا ميشناخت که قاصد است.

تاسال 1319 پسته بين ميمنه ومزار شريف طبق معلومات ذکر شده ، جاري بود.

تاريخ حرکت اولين پستهء ميمنه ذريعهء موتر بطرف مزار شريف (10 ميزان سال1319) ميباشد. موتر هاي حمل ونقل پسته نظربه صواب ديد مقامات مربوط

همانوقت به مديريت حمل ونقل(ترانسپورت) وگاهي بوزارت مخابرات وزماني هم به شرکت سرويس تسليم داده ميشد.

در سابق ، هفته اي يکمرتبه پسته ، ذريعهء موتر بروز يکشنبه از طرف ميمنه به سمت مزار شريف و بروز هاي پنجشنبه بصوب ميمنه نقل داده ميشد، از 15 سرطان 1326 موتر هاي پستي ، هفته اي سه روز از ميمنه بطرف مزارشريف واز مزار شريف بطرف ميمنه ، حرکت ميکردند.

تاريخچهء تيلگراف: در ميمنه تاسال 1316تيلگراف بي سيم وسيمدار وجود نداشته . مخابرات رسمي وشخصي ذريعهء تيلفون اجراء ميگرديد.

دستگاه تيلگراف بي سيم بتاريخ ( 5 سنبله1316) به ميمنه وارد گرديده وبعد از بسته کاري بتاريخ( 19 ميزان ) همانسال اين دستگاه اکمال گرديده وميمنه داراي يک دستگاه تيلگراف بي سيم گرديد. از آن تاريخ تا مدتها تماماء مخابرات رسمي وشخصي ذريعهء دستگاه مذکور اخذ ومخابره ميشد.

تيلفون:براي اولين بار درسال 1310 لين تيلفون بين ميمنه واندخوي تمديد گرديد که به اين طريق يکپايه تيلفون در ميمنه ويکپايه در اندخوي نصب وارتباط مخابره وي بين اندخوي وميمنه ذريعه ئ آن جريان داشت، در سال 1312 که لين تيلفون بين شبرغان واندخوي تمديد شد؛ مخابرهء ميمنه به مزار شريف وکابل هم جريان يافت؛ همچنان مخابرهء تيلفوني ميمنه وهرات بتاريخ(16 ثور سال1312) جريان يافت .هم درسال مذکور به حکومات محلي مربوط حکومتي اعلي ميمنه وبه همين ترتيب لين هاي سرحدات اندخوي ، آقينه ، جلاير، سلطان رباط هم درسال مذکور امتداد يافت.

تاريخچهء ادارهء زراعت درفارياب:

اين مديريت درسال1312باتشکيلات وظايف محدودي که داراي يک نفر مامور

رتبه 8 ويک نفر مامور رتبه 10 بود از طرف رياست مستقل زراعت در اين ولا

تاءسيس گرديد ، يک سال بعد به ماموريت رتبه 6 توسعه يافته وتا سال 1315

اين شعبه نو تاءسيس در توسعه ء اومور خود افزوده ودر همين سال براي

نگهباني جنگلات اينولا که مردم آنرا بيرحمانه به مصرف سوخت خود ميرسانيدند 2 نفر نگران و20 نفر محافظ جهت حفاظت جنگل هاي قيصار و

بلچراغ موءظف گرديد تااشجار مسکور از قلع وقمع در امان مانده وتنها چوب

خشک آن به دست رس استفادهء اهالي گذاشته شود . در سال 1317 دو نفر مساح جهت پيمايش زمين وتقسيمات آن ، در سال 1318 نسبت به ظهور حشرهء مضرهء ملخ يک نفر مامور مرکزي و6 نفر برگادر به رتبه 8 و18 نفر برهادر بهرتبه 11 جهت مدافعهء ملخ به تشکيلات ماموريت مذکور علاوه گرديد همچنين در سال 1318 يک نفر نگران و7 نفر محافظ جهت حفاظت وحراست چنگلات پسته و ارچه ء کوهستان مقرر گرديد . در سال 1326 به اثر پلان مرتبه ء 12 ساله ء رياست مستقل زراعت هيءت تقسيم حق آبهءانهار از حکومات مربوط انتخاب وبراي رفع نزاع بين اهالي ،گماشته شدند درسال 1327 اين ماموريت به مديريت ، توسعه يافت .

شعبات مربوط مديريت زراعت:

شعبات مرکزي عبارت از شعبهء اجراييه وشعبهء مدافعه ميباشد.

شعبات محلات : در اواخر سال 1327 براي اداره وبررسي از املاک دولتي

اندخوي ماموريتي بنام ، ماموريت املاکات ، تشکيل ودر مرکز حکومتي مذکور شروع بکار نموده است.

در محالات مختلف از قبيل قيصار، المار، شيرين تگاب ، بلچراغ وغيره مامورين مدافعه ونگران جنگلات وجود داشته ومصروف فعاليت ميباشد .

مزارات و آرامگاه ها در شهر ميمنه

سيد مير تاج آغا :

اين زيارت در دو كيلو متري مركز شهر ميمنه در قرية ده سيدان پهلوي مكتب جديد التعمير اين قريه موقعيت دارد .

تصريح نويسندة مقاله مطالبي كه تقديم ميگردد از طوماري كه در سال 1371 بدست وي قرار گرفته – گرفته شده است

اين طومار از پارچه كاغذي بطول 76/3 و عرض21 سانتي با پشتي تافتة جگري ساخته شده و حاوي شجرة حضرت رسول اكرم (ص) و پس از آن تا حضرت آدم (ع)و شجرة سيد حسن ولي قبلة امجد سيد مير تاج الدين آغا و احفاد او و همچنان سفر آن بزرگوار به هدايت مرشد عاليقدر شان (شاه زنده رحمت الله عليه)از بخارا تا ملك غور و سوانح سيد حسن ولي و سوانح اخلاف سيد مير تاج الدين و قصيده اي در توصيف سيد حسن ولي كه به خط نستعليق درشت نوشته شده و محتوي فرمانها لز جانب امراي وقت ام البلاد (بلخ) ميباشد كه به منظور تخصيص اوقات و نذورات و بعضي امتيازات سيد تاج الدين آغا، اولاد و اعقاب او به حكمرانان محلي ميمنه صادر گرديده است

شجرة سيد مير تاج الدين آغا در طومار چنين آمده است :

سيد مير تاج الدين بن سيد حسن ولي بن سيد علاالدين عطار بن سيد احمد زربخشبن سيد آقا بن سيد مير عبدالله بن سيد ابي اسحق شامي بن سيد احمد مدني بن سيد حسين بن سيدمير هاشم بن سيد مير حسن بن سيد مير ابوالقاسم بن حضرت مؤمن تقي بن سيد عبد الله بن سيد عزيز محمد بن سيد جعفر بن سيد عبدالحي بن سيد عبدالحق بن سيد كبير رضا جوهري بن امام رضا بن امام موسي كاظم بن امام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن امام ذين العابدين بن سيدنا امام حسين شهيد كربلاي معلي بن علي رضي الله و تعالي عنه .

غلام محمد بن مفتي رحيم الله قريشي الاسدي الهاشمي لاهوري مؤلف خزينه الاصفيا: نام سيد مير تاج الدين را يوسف عطار قيد نموده كه با طي مدارج علياي ولايت بعد پدر بر سجادة ارشاد نشسته و غالب سالكان طريقت به بركت ارشاد و تلقين ايشان به مقامات بزرگ معرفت نايل شده اند از جناب سيد مير تاج الدين آغا چهار پسر بنامهاي سيد مير ادهم ، سيد ابراهيم ، سيد مظفر و سيد مطهر باقي مانده كه جز از سيد ابراهيم اولاد و اعقابي در اين ولايت ديده نميشود .

نظر به اظهارات سيد احمد خان ،قرية ده سيده سابقآشهربوده ولي به مرور زمان بر اثر حملات مهاجمين شهر خراب شده كه آثار آبادي از قبيل خشت هاي پخته ، گنبد هاي پخته و سغانه هاي مرده گان ،خم آب و آثار باستاني در اثر كاوشها به مشاهده ميرسد

در تاريخ وفات و ولادت سيد مير تاج الدين سند دقيقي در دست نيست كه در كدام سنه پا به هستي گذاشته و در كدام سنه به رحمت حق پيوسته اند ، اما اينقدر از كتيبةسنگي كه در مزار مبارك شان گذاشته شده در هنگام جواني به سن سي سالگي بدارالبقا رحلت نموده اند .

مقبرة بابا عارف عليه الرحمه:

نام اصلي وي محمد عارف ، ملقب به بابا و ميمنگي به عنوان صفت نسبتي وي استعمال گرديده است . اين مقبره در داخل پارك عمومي شهر ميمنه در قسمت جنوبشرقي ، پايين بالا حصار يا ارگ قديمي ميمنه واقعست كه زيارتگاه عمومي ميباشد اين متصوف به استناد مدارك تاريخي در اواخر قرن يازده هم و آغاز قرن دوازدهم زنده گاني نموده تنها اثري كه از وي بجا مانده يك مثنوي كوتاه بر وزن معروف ((مثنوي معنوي مولوي ))ميباشد كه در آن از تولد حضرت شيخ الاسلام در عالم ((كشف و شهود,سبشارت داده است ،اين مثنوي در متن كتاب واقعات اسلامي و مجلد دوم كتاب رنگين كمان شعر – تذكرة سخنوران فارياب با برخي معلو مات قيد گرديده است .

خواجه يلغوز آتا :

اين زيارت مشرف بر قريه قوطور بوده در قسمت جنوبي شهر ميمنه بالاي يك تپه بلند خاكي موقعيت دارد ، بالاي يك عمارت فاقد كدام عمارت و ساختمان بوده و صرفآ يك قبر معمولي ميباشد . به روايت ثقات محل وي از شمار خلفاي حضرت ( قل خواجه احمد يسوي )ميباشد لفظ (آتا )خود منسوب بودن وي را به سلسله هاي تصوفي –عرفاني توركي ميرساند

سلطان خواجة نور :

اين آرامگاه بالاي تپة بلندي مشرف بر قرية جمشيدي كه دامنه هاي آن را جنگل پسته پوشانيده ، در فاصلة هفت كيلو متري مركز شهر ميمنه قرار دارد .

اين مقبره در سال 1380 پس از سقوط حاكميت وحشيانة طالبان به كمك مالي مردم جمشيدي بطور پخته اعمار گرديده و بالاي آن آهن پوش گرديد.

در مورد صاحبان اين آرامگاه جز اينكة گفته ميشود احتمالا برادر صاحب آرامگاه ، خواجه سلطان دو كوه كه تذكر آن در بخش زيارات ولسوالي لولاش ميگذرد ، معلومات و سند ديگري وجود ندارد

زيارت خواجه تورپاختو:

اين آرامگاه بالاي تپه اي مشرف به قرية صياد رجب ( بي بي آيينه )در قسمت غربي مركز شهر منيمنه قرار دارد بروايت كهنسالان محل صاحب اين آرامگاه هفت برادر بودند و از بتو جان يا بتو بابا اين منطقه ميآيند : عطا خان خواجه(آته خوان خواجه)، مينگ درخت ، خواجه اسحق بابا،خواجه ناموسي و …

آرامگاه بي بي حور:

زيارت ديگر روبروي زيارت سلطان خواجة نور در قرية جمشيدي در تپة اول از سرك عمومي ميمنه الي جمشيدي در جناح راست موقعيت دارد .بروايت افراد صاحب معلومات بي بي آيينه و بي بي حور ، معاصر بوده اند .

زيارت خواجه گلگون :

در قسمت غربي قرية تورپاختو مشرف به قرية ،بالاي تپة بلند خاكي در بين قبر ستان عمومي قرار دارد .

در زمانهاي گذشته اينجا فقط آرامگاه اين بزرگوار واقع بود با گذشت زمان به قبرستان عمومي اهالي قرية تورپاختو تبديل گرديده است به اعتبار لفظ ((خواجه )) احتمال ميرود وي از سادات و صلحاء بوده باشد .

زيارت كته خواجه :

اين آرامگاه در قسمت شمالي قرية تورپاختو بالاي تپه اي خاكي نه چندان مرتفع ، مشرف به قريه بيدك شريف واقعست. بروايت ثقات كهنسال محل وي در اصل از سادات قيصار بوده و از رحلت وي بيشتر از يك قرن ميگذرد .

آرامگاه خرم خواجه :

اين آرامگاه در داخل قريه ، در زمين نيمة هموار ، جنوب مسجد جامع ( مسجد خانقاه) تورپاختو واقعست.در مورد وي نيز مانند مزارات ديگر هيچ معلوماتي و اسناد و مدارك بر جا نمانده است ، اين يك آرامگاه معمولي بوده و فاقد كدام كنبد و ساختمان ميباشد.

آرامگاه خواجه غايب :

اين آرامگاه در دامنه كوهي كه در تقاطع سرك كمربندي ميمنه – المار قرار دارد بين درختان پسته مشرف به قريه هاي ( گل تپه)و (سر تراش ) واقعست.

اين مقبره فاقر كدام ساختمان و محوطه بوده ، معلوماتي ديگر در رابطه به اين آرامگاه در دست نيست.

آرامگاه بي بي يانه ( بي بي آيينه ):

صاحب اين آرامگاه يكزن صالحه بوده كه قرنها قبل در اينجابخاك سپرده شده است . اين آرامگاه در بين قرية بي بي آيينه ( صياد رجب )در وسط (ستاره قشلاق )و ( كته قيشلاق) مربوط بي بي آينه دور تر از خانه هاي مردم موقعيت دارد . بگفتة ثقات محل صاحب اين زيارت ( بي بي آينه )و صاحب زيارت (علم ليك بابا)كه بين نيمه راه ميمنه – المار واقعست باهم دلداده بودند ( واللة واعلم)

زيارت بابه قشقار ( خواجه كاشغر):

اين آرامگاه در قسمت جنوبشرقي شهر ميمنه از طرف جنوب به مشرف قرية ده عزيزان و شاهراه ميمنه – بلچراغ در ارتفاعات تپة خاكي كه كمر بند شاهراه ميمنه – مزار را احاطه كرده واقع ميباشد .

در مورد صاحب اين زيارت نيز مانند ساير ين معلو مات مشخص و مستند وجود ندارد طوريكه از نام آن بر ميآيد مذكور از شمار اوليا الله ها بوده و موطن اصلي وي كاشغر يا كاشغرستان يكي از شهر هاي تركستان چيني ميباشد . اين بزرگوار ارادتمنداني در بخاراي قديم داشته كه روزگاري قصد ساختن عمارت بر بالاي مقبرة وي را نموده اند و با وجوه مالي به اينجا آمده و بر اثر بروز جنگها موفق نگرديده اند آنرا تعمير كنند .

زيارت خواجه ده عزيزان :

اين مقبره در قرية به همين نام مربوط ناحية اول شهر ميمنه در بين مسجد جامع واقعست كه جوي آب از كنار آن ميگذرد در مورد وي جز اينكه گفته ميشود ، از بزرگان بلند مرتبت عرفان و تصوف بوده ، معلومات ديگري وجود ندارد بايد گفت اين قبر فاقد محوطهو ساختمان بوده يك قبر معمولي ميباشد بهر حال اين زيارت از احترام عميق مردم برخوردار ميباشد ، به گمان حدس قريب به يقين از لحاظ مشابهت اسمي صاحب اين آرامگاه و اسمي تاريخي احتمال ميرود كه وي از ده بيد عزيزان كه ناحيتي در سمر قند است به اينجا آمده باشد ( والله اعلم بالصواب )

زيارت تربت جان ( تربت جان آغا):

اين مقبره كه اكنون در قسمت شرقي شهر ميمنه مشرف به گذر كوهيخانه – ناحيه اول و پل پخته شهر ميمنه در ارتفاعات كوه مرتفع خاكي واقعست قبلا در قبرستاني به همين نام كه محدودة مسجد خشتي و پخل بازار كنوني ( قسمتهاي دواخانة ايماق ) را در بر ميگرفت مدفون بود ولي پس از تطبيق نقشة شهري در دهه سي – چهل شمسي با از بين رفتن قبرستان مذكور ، قبر متذكره به جاي كنوني كه كوهي مرتفع در شهر ميمنه است انتقال يافت .

گفتني است كه در زمان جنگهاي امير عبدالرحمن خان بقصد تسخير امارت مستقل ميمنه و تداوم چند سالة اين جنگها و حصاري شدن مردم به داخل شهر و ادامة محاصرة آن توسط لشكر امير عبدالرحمن چون اهالي ميمنه نميتوانستندجنازه ها را بيرون شهر كه در محاصره بود انتقال دهند بنآ بطور موقت ( امانت) در قبرستان هاي موقتي به خاك ميسپردندبه روايط افراد مسن و جهانديده در شهر ميمنه چهار قبرستان عمومي در اين مرحله بوجود آمد يكي( قبرستان پوستين ليك)در قسمت چهار سموار كنوني – قبرستان تربت جان –قبرستان خواجه منصور ، ناحيه قبرستان چرمگر خانه در قسمت رياست مخابرات فعلي تا دفتر اكتيد و قسمتي از جادة كوهيخانه ، رستة بزازي و زيارت بابه يادگار .

زيارت بابا يادگار:

اين مقبره با تطبيق نقشة شهري جديد ميمنه انهدام گرديده ، مقابل منزل مرحوم محمد رسول پهلوان داخل پارك شهر داري ميمنه ( چار باغ)قرار داشت . كه اكنون به كلي از بين رفته است .

بروايت ثقات ميمنه پس از انهدام سنگ نوشته و تخريب مقبره توسط محمد گل مومند ، شبي صاحب آرامگاه را در مزار شريف به خواب ميبيند، وي پس از آن به ميمنه آمده قبر مذكور را دوباره تعمير و كتيبه ديگري بالاي آن نصب ميكند.

زيارت خواجه پوستين ليك :

اين آرامگاه كه با تطبيق نقشة شهري ميمنه در دهة چهل و پنجاه شمسي از بين رفته و منازل رهايشي بجاي آن اعمار گرديده است . در قسمت چهار سموارمقابل منزل سيد احمد سعيد معاون ولايت و اطراف آن قرار داشت .اين زيارت چنانكه تذكر داده شد ، در زمان لشكر كشي امير عبدالرحمن به ميمنهو محاصرة اين شهر موقتا به قبرستان عمومي مردم تبديل شد

آرامگاه خواجه سليمان فاريابي (پنج شهيد) :

اينآرامگاه در قسمت پريد گاه شهر ميمنه قرار داشته و اكنون در داخل مسجد ( ) قرار دارد كه بين مردم به زيارت پنج شهيد معروف ميباشد ، در مورد اين شخصيت اسلامي مينويسد :

آرامگاه حضرت يعقوب فاريابي (رح):

اين آرامگاه در صحن مسجد جامع عيد گاه كنوني قرار داشت كه در زمان غلام حيدرعدالت نايب الحكومةميمنه پس از اعمار مسجد جامع عيد گاه در سالهاي 1330-1335 از بين رفت و اكنون آثاري از آن بهر جا نمانده است . به تصريح اثر عرفاني ( سلك سلوك نخشبي)نام وي حضرت محمد يعقوب فاريابي رحمت الله عليه و لقب (( يعقوب كنعان طريقت)) بوده ميگويند : زاهدي مهمان متزهدي بود ، متزهد مايده اي با تكليف پيش آورد ، زاهد چون آنرا بديد بگفت:

اي يعقوب هيچ ميداني آباداني اين مايده از چيست ؟ گفت: نميدانم ، گفت: از خرابي محراب صاحب مايده است.

زيارت خوجه عبدالرزاق:

اين ارامگاه درگذر تنورک قرار دارد. قبلاء در قسمت جنوبغربي شهر ميمنه جاييکه اثار(

چيپ) ويا خندقهاي کنده شده درزمان لشکر کشي امير عبدالرحمن به خان نشيني ميمنه واقع بود . بروايت ثقات محل درهنگا م قتل عام اوزبيکها توسط لشکر امير عبدالرحمن درميمنه , ده ها چاه از نعش انان انباشته شد, دراين جا نيز چاهي بود که مرده ها در ان انداخته شد بود , اخرين فردي که توسط مهاجمين مقتول شده وبه چاه انداخته ميشود, صاحب همين ارامگاه بنام

(عبدالرزاق) است, درهنگامهء قتل عام اهالي صاحبدلي اين واقعه را مي بيند وپس از فرو خوابيدن غايله باکمک مردم جنازه را از چاه بيرون اورده ودفن ميکنند. گفتني است که جاي اين ارامگاه قبلاء ملکيت مرحوم ( حاجي صاحب خان ) بود که باغچهء زراعتي بود. درسال 1362پس ازاستملا ک ناحيهء مذکور فعلاء دربين منزل شخصي( قاري محمد علم راسخ) قرار دارد. همچنان يک درخت توت کهنسال نيز بالا ي زيارت وجود دارد.

ازکرامات اين ارامگاه انست که هرگا‌ه شخصي ويا گاو وگوسفند ويا اشتر قبض شود , در انجا برده يکبار از دور ارامگاه بگردانند‌, به برکت روحانيت صاحب زيارت مرض ان زايل ميگردد.

قبرستان سلطنتي ( اولاد حاجيم) امراي مستقل ميمنه

اين قبرستان عمومي درقريه امامصاحب ودر صحن زيارت امام باقر(رض) قراردارد. درسال 1369اين قبرستان عمومي توسط مجاهدين وابسته به تنظيم جمعيت اسلامي غرض اعمار مسجد ومدرسه تخريب وتمام قبرها از ميان برداشته شده وسنگ نوشته ها وکتيبه هاي باقيمانده

از شر وزير محمد گل مومند؛ برخي ازبين رفته وبرخي بفروش رسيد وفقط سنگهايي که در طول سه – چهار سال زير پاي عابرين ورهگذران ونقل وانتقالات ازبين نرفتند در سال 1375

توسط عده اي خير انديش دوباره جمع آوري وبجمع کردن مقذاري خاک به شکل مقبره هاي کنوني در آمد، آنچه که اکنون بشکل مقبره هاي کنوني در آمده وبنام ( قبرستان اولاد حاجيم) در بين مردم مشهور شده از اثر موجوديت چند کتيبه ء تاريخي است که تند باد حوادث نتوانست

انرا تا تاريخ کنوني از بين ببرد، ازانجاييکه اکثريت مقبره ها ازبين رفته ومعلوم نيست که در آن قبرستان چه تعداد افراد معروف وغير معروف دفن شده بودند؛ بخاطر خالي نماندن عريضه

وارايهء يک مآخذ معتبر براي آيندگان اينک فهرست عمومي امراي مستقل ميمنه با سالهاي

جلوس به سيطنت وبرخي تواريخ ديگر ارائه ميگردد.

اسم حکمران سلطنت تاريخ رسمي

1- حاجي خان مينگ باشي(معاصر احمدخان دراني)-وفات بمرگ طبيعي-1773-1775ميلادي.

2- جانخان فرزند خان وفات بمرگ طبيعي(؟)- معاصر تيمورشاه-1773-1795ميلادي.

3- فرزند ارشد حاجي خان سرنگون وکور ساخته شد- 1795ميلادي.

4- رحيم خان فرزند جانخان بقتل رسيد. 1795-1804ميلادي

5- احمد خان فرزند ديگر جانخان بقتل رسيد-(10-12سال)-1798-181- و1804-1814ميلادي.

6- علي يار خان فرزند رحيم خان بمرض کولرا درگذشت- (چهارده سال)-1814-1830م.

7- مومند خان فرزند احمدخان مسموم گرديد- (پنج- شش ماه)- 1830-1831ميلادي.

8- مضراب خان برادر مومند خان مسموم گرديد- ( پانزده سال)- 1831-1845ميلادي.

9- حکومت خان فرزند ارشد مضراب خان-( تقريباء دوسال)- 1845-1847ميلادي.

شيرخان برادر اندر حکومت خان(؟) سرنگون گرديد

10- حکومت خان فرمانرواي مطلق افغان توسط حسين خان برادرش کشته شد-1862-1847ميلادي.

11- حسين خان فرزند مضراب خان توسط افغانها سرنگون گرديد-1862-1878ميلادي.

12-والي هاي افغان در آغاز دومين جنگ افغان وانگليس معزول شدند- (سه سِِِال )-1876=1879ميلادي.

13- دلاور خان فرزند حکومت خان از طرف افغانها سرنگون گرديد- ( پنج سال) 1879-1884ميلادي.

14- حسين خان باردوم به حکومت رسيده وتوسط افغانها مغلوب گرديد(؟)- ( تقريباء يکسال)- 1884-1885ميلادي.

15-والي محمد شريف خان فرزند حسين خان درنتيجهئ قيام عليه حکمراني افغانها سرنگون گرديد.(تقريباء پنج سال)-

1888-1893ميلادي.

– ارامگاه روزيقل کاروان باشي:

اين آرامگاه اکنون در گوشه ء جنوب شرقي پارک شهر داري شهر ميمنه موقعيت دارد . قبلاءهمين نقطه مدرسهء معروف بنام

(مدرسهء مرحوم روزيقل کاروان باشي) بود که باتطبيق نقشهء شهري در دهه هاي 20-30قرن چهردهم هجري خورشيدي تخريب گرديد. باوجود تخريب مدرسه وتمام تاءسيسات آن اين مقبره دست نخورده سالم باقيمانده است. متن کتيبهء آرامگاه مرحوم روزيقل کاروان باشي چنين است:

ایرکین قاچمس

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: