می خواهند مولانا را فارس کنند


سلام خدمت دوستان محترم می خواهم چند نکته ی اساسی را به فارسی زبانان محترم متذکر شوم و توضیح دهم تا بتوانند بهتر قضاوت کنند که از نوشته هایشان چنین معلوم می شود به هر قیمتی شده می خواهند مولانا را فارس معرفی کنند:

۱- بعد از بر افتادن ساسانیان و ظهور عرب در این جغرافیایی که فعلا ایران نامیده می شود قومی که امروز فارس نامیده میشود از صحنه ی سیاست و منازعه کنار رفت و بعد از مدتی اعراب نیز به همان سرنوشت مبتلا شدند و ترکان بر اکثر سرزمینهایی که مسلمان نشین بودند حاکم شدند تا روزگار معاصر که غربی ها به کمک صنعت و تکنیک به اقتدار آنها خاتمه دادند. یعنی در طول این مدت فارسها از صحنه ی منازعه کنار کشیدند در نتیجه فارس زبانان ما اصلا حق صحبت کردن در مورد هیچ چیز راندارند چرا که در این دوره از تاریخ جرات و توان بازی سیاسی نداشتند و در نتیجه صحبت از خوبی و بدی قوم فارس بی جاست و اگر به کارنامه ی بعد از اسلام حکومتهای فارس زبان بنگریم که در بعضی از آنها فارس زبان بودنشان هم محل شک است مثل همه ی سلاطین جهان آنها هم کشته اند و غارت کرده اند.اگر امروز هنوز قومی به نام فارس باقی است همه فقط به لطف سلاطین تورک می باشد که در دربارهایشان زبان شعر و ادب را بعد از غزنویان زبان دری یا چنانچه بعدها فارسی نامیده شد قرار دادند. و این سنتی شد در دربارهای ترکان مسلمان که به هر جا رفتند با خود شعر فارسی را هم بردند. یعنی از تورکیه ی فعلی گرفته تا قلب هندوستان و حتی ترکستان بردند و همین عامل سبب شد تا اکثر شعرها یا به فارسی دری باشد و یا تورکی آمیخته به فارسی ، چون که تورکی نوشتن و یا تورکی خالص نوشتن دالّ بر بی سوادی شاعر و دبیر بود و شعر و نثر هم برای خواص نوشته می شد نه برای عوام که بی سواد بودند و از این هم لزومی نداشت به زبان آنان نوشته شود در این مورد به کتاب گول پینارلی در خصوص ادبیات دیوانی مراجعه کنید. در آن روزگاران مثل اکنون نبود که هر حکومتی حتما به زبان ملّت خود بنویسد و هر زبانی که سنت سواد آموزی و علم می شد و عموم با سودادهای آن دوران آن را می فهمیدند به آن زبان همه چیز نوشته می شد. مثلا در امپراطوری روم علیرغم ایتالیایی تبار بودنشان زبان لاتین عموما در شعرو ادب و علوم به کار گرفته می شد بدون آنکه خودشان را مقید به استفاده از زبان ایتالیایی بکنند و قبل از آنها هم در اروپای باستان از زبان یونانی استفاده می شد. در سرزمینهای اسلامی که عموما تورکان حاکم بودند عموماً عربی در علوم وگاهاً در شعرو ادب استفاده می شد و فارسی هم عموما در شعر و دبیری و خصوصا شعر عرفانی .بکار می رفت ولی به مرور زبان یواش یواش شعر و ادب زبان تورکی هم در کنار عربی و فارسی شروع به رشد و نمو می کند که آن هم بعد از حمله ی مغولها صورت می گیرد که هیچ انسی با زبان فارسی نداشتند و این سنت فارسی سرایی را تضعیف کردند ، گرچه از بین نبردند. بعد از مغولهاست که زبان فارسی رو به انحطاط می گذارد و موقعیت خود را از دست می دهد وسبک هندی که بدترین دوره ی ادب فارسی است دور از جغرافیای فعلی این سرزمینی که ایران نامیده می شود شکل می گیرد. و بعد از مغولهاست که ادبیات تورکی جغتایی و آسیای صغیر و آذربایجان و دیگر سرزمینهای تورک نشین شکل می گیرد ولی زبان فارسی کما کان باز در دربارهای تورکان استفاده می شود.

مولانا جلال الدین بلخی رومی هم طبق سنت زمان خویش مثل سنایی غزنوی( که تورک بود) و بسیاری از تورکان پارسی گوی فارسی می سراید وفارسی سرودن او چه نود و نه درصد باشد و چه صد در صد ، مثل بسیاری از انویسندگان و شعرای دیگر دالّ بر فارس بودن او نیست چنانکه بسیاری هم همه ی آثارشان به عربی است و عرب نامیدنشان اشتباهی فاحش است.

۲- شمس هم که تبریزی است و امیدوارم که برای او نسب دیگری دستو پا نکرده باشید ( ! ) و مرکز آذربایجان بوده و هست و در خصوص ترک زبان بودن او شک نکنید چرا که از دیر باز مردم این ناحیه تورک بودهاند و خواهند بود . حتی افسانه های شما هم در شاهنامه نشانگر این مطلب است . در این خصوص به تجارب الامم (ابو علی مسکویه رازی ۳۲۰-۴۲۱، ترجمه ی ابو القاسم امامی ج ۱ ) هم می توانید مراجعه کنید که شاهان ایران به عوض جنگ با افراسیاب در تورکستان در تعقیب وی بیشتر به آذربایجان یورش می بردند که نشان می دهد آذربایجان از قدیم الایام جزئی از توران است و تورک نشین . و نیز می توانید به تاریخ مسعودی مراجعه کنید. آنچه که سبب شده است به بحث داغ هویت آذربایجانیها در این صد سال اخیر پرداخته شود ریشه ی سیاسی دارد تا علمی. چون فارسیسم و آریانیسم در این کشوری که ایران نامیده می شود غیر از فارس ملت دیگری را نمی تواند تحمل کند خصوصا اینکه این ملّت اکثریت نسبی راتشکیل داده باشد و زبانش با فارسی هم ریشه نباشد که معلوم است بیشترین حملات را باید متحمل شود.

۳- نکته ی دیگر این که واژه ی تورک در قدیم اسمی بود که فقط به یکی از طوایف ترک زبان داده می شد و طوایف دیگر ترک زبان اسمهای خود را داشتند مثل اوغوز ، خلج ، ارغو ،خزر، مجار، بلغار، تاتار، تورکمان ، یاکوت ، جوواش و غیره که بعد ها به همه ی این طوایفی که تورکی سخن می گفتند تورک گفته شد.به همین جهت هم مورخان عرب قبل از تعمیم کلمه ی تورک به همه ی طوایف و ملتهایی که تورکی سخن می گفتند به ربان مردم آذربایجان با استفاده از نام آذربایجان گاهی آذری می گفتند و از مخیله شان نمی گذشت که روزی ممکن است فاشیستهایی از این کلمه برای مقاصد سیاسی و توسعه طلبی سوء استفاده کنند و فقط بعد از رضا شاه بود که نویسندگانی مزدور و یا گاهاً جو گیر شده در هیاهوی آریانیسم ، آذری را شاخه ای از فارسی نامیدند . لذا زیاد از سخنان مولانا و دیگر نویسندگان و شعرا سوء استفاده نکنید و بیشتر تلاش کنید به جای تحقیر دیگران( که هنگامی که کسی نتواند بزرگ باشد دیگران را کوچک می کند تا بزرگ به نظر برسد) و تحریف واقعیتها ، شکر گذار هم وطنان تورکتان باشید که هر چه دارید اعم از ادبیات ، کشور ، پرچم ، واحد پول ، تاریخ ، علم، آثار باستانی و عیره از آنان دارید وبدانید که همه ی قراین نشان می دهد این ایران بیشتر یک کشور تورک است تا هر چیز دیگر و بهتر است توران نامیده شود.

مئهران باهارلي

Advertisements

2 پاسخ

  1. هر آنچه گفتید تنها ادعاها و تفسیرهای دلخواهی بود که بدون هیچ سندی بود . در ضمن از اینکه حکومتهای ترک در دربار و قلمروی خود شعر فارسی را رواج می دادند ، نتیجه گرفته نمی شود که آن شاعرانی هم که فارسی شعر سروده اند ، ترک بودند !!!! مثل اینکه بگوییم چون محمود غزنوی ترک بود و شعر فارسی را رواج می داد ، بی هیچ دلیل و سندی بگوییم پس فردوسی و منوچهری و فرخی و عنصری هم ترک نژاد و ترک زبان بودند !!!! البته اضافه بکنم که اول از همه سامانیان و صفاریان شعر فارسی دری را رواج دادند و حکومتهای ترکی که در آن زمان (نه امروز) هنوز وحشی و بیابانی و بی فرهنگ و اشغالگر و مهاجر از آسیای مرکزی بودند چون از خود چیزی نداشتند ناچار تحت تاثیر فرهنگ ایرانی قرار گرفته و به رواج شعر فارسی دری پرداختند و این قدرت فرهنگ ایرانی و فارسی دری بود که از پس این همه حکومت ترک برآمد و تا امروز باقی ماند .
    نقل قول: « چنانکه بسیاری هم همه ی آثارشان به عربی است و عرب نامیدنشان اشتباهی فاحش است »
    درست است ! چون عرب نژاد نبودند و زبان مادری آنها عربی نبود مثل ابن سینا . اما شعرای فارسی گوی معروف ترک نژاد و ترک زبان نبودند . پس مغلطه نکنید . ضمن اینکه مولوی چه ایرانی نژاد و چه ترک نژاد باشد ، متعلق به ادبیات فارسی و از مفاخر این ادبیات است ، نه ادبیات ترکی! و استعدادش در ادبیات فارسی شکوفا شده است و پرورش یافته فرهنگ ایرانی است نه فرهنگ ترکان بی فرهنگ آسیای مرکزی !!
    نکته بعد : زبان لاتین زبان رومیها (ایتالیاییهای امروز) بود .
    نکته دیگر : نژاد اصیل ترک زردپوست بودند امروز هم ازبکها و قرقیزها و ترکمنها و … زرد پوستند پس ترکند . مردم آذربایجان و ترکیه چند در صد زردپوست هستند ؟!! اول باید اثبات کنید ترک نژاد هستید . بیشتر از بیست الی سی در صد مردم آذربایجان و ترکیه ترک نیستند و اینها هم در آریاییها حل شده اند . ضمن اینکه یک سند هم وجود ندارد که نشان دهد قبل از ایلخانان و صفویه زبان اکثریت مردم آذربایجان ترکی بود!
    نکته بعد : قوم باستانی پارس اکنون در دیگر اقوام ایرانی حل شده است و اکنون افرادی به نام فارس نداریم! امروز تنها ایرانیان آریایی داریم که هزار و صد سال است که به شاخه ای از زبانهای ایرانی به نام « دری » سخن می گویند و همراه شاخه های آریایی دیگر مثل کرد و لر و گیلک و تالش و طبری و بلوچ و آذری(تاتها و ترکزبانان ترک نما) و ارمنی و غیره جمعا جمعیت حدود هشتاد الی نود درصد آریایی ایران را تشکیل می دهند . ده بیست درصد باقیمانده نیز ترک و ترکمن و عرب و یهودی و آسوری هستند . ضمن اینکه بین این نژادها و تیره ها آمیختگی بسیار وجود دارد که دقیقا از هم قابل تفکیک نیستند .
    همه این نژادها اکنون ایرانی به حساب می آیند و دارای فرهنگ ایرانی و تاریخ مشترک هستند ، نه تاریخ مجزا !! هرکدام در مقاطعی ابتکار عمل سیاسی را در دست داشته اند . همه تاریخ ایران و سلسله های آن متعلق به همه این نژادها است . همه اینها با هم تاریخ و فرهنگ ایران را به پیش بردند و سرنوشت تاریخی مشترکی دارند .
    پاسخ بقیه ادعاهایتان را هم در اینجا بگیرید :
    http://azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/main.htm

  2. برادر عزیز معلوم میشود که یک آدم بسیار متعصب هستید. شما از سامانیان و صفاریان سخن میگوید. حکومت آنها بجز یک حکومت محلی دیگر چیزی نبود. واز آنها هیچ نوع بنا در دست ندارم تا بگویم آنها تا چی اندازه در فرهنگ دست داشتن. شما ملت بزرگ ترک را مردم وحشی معرفی میکنید اما ببنید تمام مفاخر کشور تان از برکت آنها است. امروز در افغانستان یا در ایران تمام بنا هیا قشنک تاریخی را میبینید از برکت ترک ها است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: