نام یکصد امپراتور، فرمانروا و دانشمند تورک تبار


۱- امپراتوران:

مته خان مؤسس امپراتوری بزرگ هون ها (سال ۲۰۴ قبل از میلاد)

Panu مؤسس امپراتوری هون های غربی در آسیای مرکزی

آتیلا امپراتور مشهور و مقتدر امپراتوری هون های اروپائی

Aksuvar مؤسس امپراتوری هون های سفید (یفتلی ها)

بومین خان مؤسس امپراتوری گوکتورک (گسترش و عمومیت یافتن کلمه تورک در قرن ششم میلادی توسط امپراتوری بزرگ گوکتورک)

Bayar Khan مؤسس امپراتوری آوارها

Hakan Yusuf امپراتور مقتدر امپراتوری خزرها

بیلگه کول خاقان مؤسس امپراتوری اویغور ها

صاتوق بٌغرا خان (عبدالکریم) مؤسس امپراتوری قره خانیان (اولین امپراتوری اسلامی تورکان)

الپتگین مؤسس امپراتوری غزنویان و فرمانروای خراسان

سلجوق بیگ مؤسس امپراتوری بزرگ سلجوقیان

انوش تگین مؤسس امپراتوری خوارزم شاهان

باتور خان مؤسس امپراتوری اردوی زرین

صاحبقران امیر تیمور کوره گانی مؤسس امپراتوری تیموریان (بانی رنسانس ادبی و فرهنگی شرق)

ظهیرالدین محمد بابر مؤسس امپراتوری بابری (شاعر و نویسنده توانا، مؤلف دایرۀالمعارف بابرنامه)

عثمان غازی مؤسس امپراتوری بزرگ اسلامی عثمانی ها (که بیش از ۶۰۰ سال خلافت اسلامی را بر عهده داشتند)

۲- فرمانروایان و قهرمانان:

افراسیاب قهرمان افسانوی تورانی ها (ابولأبای تورکان)

اوغوز خان رهبر افسانوی تورک ها

کولتگین جنرال مقتدر امپراتوری گوکتورک

کنشکا کوشانی فرمانروای مقتدر کوشانی ها

سبکتگین فرمانروای خراسان و پدر سلطان محمود غزنوی

سلطان محمود غزنوی فرمانروای مقتدر امپراتوری غزنویان

الپ ارسلان سلطان امپراتوری سلجوقیان

غیاث الدین تغلق مؤسس سلسله تغلق در هند

جلال الدین فیروز مؤسس سلسله خلجی ها در هند

قطب الدین ایبک مؤسس سلسله غلامان در هند

عزالدین ایبک مؤسس سلسله مملوک در مصر

شیبانی خان ازبک مؤسس سلسله شیبانیان

شاه اسماعیل صفوی مؤسس سلسله صفوی ها در ایران

نادر افشار مؤسس سلسله افشاری ها

محمد بن تغج مؤسس سلسله اخشیدید در مصر

آغا محمد خان قاجار مؤسس سلسله قاجاریه ها در ایران

احمد ابن طولون مؤسس سلسله طولونیون در مصر

عادل شاه از فرمانروایان سلسله افشاری در ایران

احمد شاه قاجار آخرین فرمانروای قاجاریه ها در ایران

فیروز شاه تغلق فرمانروای سلسله تغلق در هند

ارغون از فرمانروایان سلسله ایلخانیان

اورنگزیب شهزادۀ امپراتوری بابری در هند و مؤسس بناهای لال باغ در داکا و دروازۀ عالمگیری در لاهور

بایزید دوم سلطان امپراتوری عثمانی

درویش خان از فرمانروایان سلسله آستراخان

فاتح سلطان محمد از فرمانروایان مقتدر امپراتوری عثمانی ها

جهان شاه از فرمانروایان سلسله قرا قویونلو

جلال الدین محمد اکبر شهزادۀ امپراتوری بابری در هند و مؤسس شهرهای جلال آباد در افغانستان و در قرغزستان

جلال الدین منگوبیردی آخرین فرمانروای امپراتوری خوارزم شاهان

کیخسرو از فرمانروایان امپراتوری سلجوقیان در روم (آسیای صغیر)

ملک شاه سلطان امپراتوری سلجوقیان

میرزا الوغ بیگ از فرمانروایان امپراتوری تیموریان و ریاضیدان و منجم بزرگ

مظفرالدین شاه قاجار از فرمانرویان سلسله قاجاریه

مراد سلطان از فرمانروایان امپراتوری عثمانی

مصطفی کمال اتاتورک مؤسس جمهوری ترکیه

ناصرالدین محمد همایون شهزادۀ امپراتوری بابری در هند

نورالدین سلیم جهانگیر شهزادۀ امپراتوری بابری در هند

اولجیتو خان از فرمانروایان سلسله ایلخانیان

قسیم خان فرمانروای سلسله قسیم خانات در روسیه

بهادٌر شاه آخرین فرمانروای امپراتوری بابری در هند

شاه جهان شهزادۀ امپراتوری بابری و مؤسس یکی از شهکارهای معماری در تاریخ (تاج محل در هند)

شاهرخ میرزا از فرمانروایان سلسله تیموریان

ملیکه گوهرشاد بیگم از اشراف چغتائی و خانم شاهرخ میرزا

شمس الدین ایتوتمیش از فرمانروایان سلسله غلامان در هند

سلطان ابو سعید ایلخانی از فرمانروایان سلسله ایلخانیان

سلطان علاوالدین خلجی از فرمانروایان سلسله خلجی ها در هند

سلطان بایسنقر فرمانروا و پسر شاهرخ میرزا

سلطان بایزید دوم سلطان امپراتوری عثمانی در روم

سلطان حسین بایقرا از فرمانروایان سلسله تیموریان و مؤسس ساختمان آرامگاه حضرت علی در شهر مزارشریف افغانستان

سلطان راضیه نخسین فرمانروای زن در هند

سلطان سنجر سلطان امپراتوری سلجوقیان

سلطان سلیمان از فرمانروایان امپراتوری عثمانی ها

طغرل بیگ دومین فرمانروای امپراتوری سلجوقیان

اوزبیگ خان از فرمانروایان امپراتوری اردوی زرین

اوزون حسن سلطان سلسله آق قویونلو

۳- شعراء و دانشمندان:

ابو علی سینا فیلسوف، دانشمند و طبیب بزرگ جهان اسلام

ابو نصر فارابی معلم ثانی و فیلسوف بزرگ

ابو ریحان البیرونی دانشمند، ریاضیدان، مؤرخ و منجم بزرگ

احمد فرغانی دانشمند و منجم بزرگ

محمد ابن موسی خوارزمی عالم و ریاضیدان بزرگ

امیر علی شیر نوائی سیاستمدار مدبر و شاعر ذو اللسانین

امیر خسرو دهلوی موسیقیدان و شاعر

ابو عبید جوزجانی نویسنده و طبیب

ظهیرالدین فاریابی شاعر و متفکر

نظامی گنجوی شاعر و متفکر

میرزا عبدالقادر بیدل شاعر و فیلسوف بزرگ

ابن یمین جوزجانی شاعر و نویسنده

بیکتاش ولی متصوف و فیلسوف

مولانا لطفی نویسنده و شاعر در امپراتوری عثمانی

محمود کاشغری دانشمند، نویسنده و مؤرخ بزرگ

فرخی سیستانی موسیقدان و شاعر در دربار غزنویان

مخدوم قٌلی فراغی شاعر توانا (تورکمن)

محمد بن سلیمان فضولی شاعر و نویسنده (از آذربایجان)

ارخون ولی شاعر و نویسنده (از ترکیه)

حمزه حکیم زاده نیازی شاعر (از اوزبیکستان)

ابی ابراهیم شاعر، موسیقدان و فیلسوف (از قزاقستان)

چنگیر ایتمتوف نویسنده (از قرغزستان)

شهاب الدین مرجانی مؤرخ و نویسنده (از تاتارستان)

رابعه قادر  متفکر و فعال سیاسی (از اویغورستان)

اسماعیل گسپرالی متفکر و فعال سیاسی (از تاتار کریمیا)

محمد کریم نزیهی جلوه شاعر و متفکر (از افغانستان)

پروفیسور غلام محمد میمنگی نقاش و رسام (از افغانستان)

ابوالخیر خان خیری متفکر نویسنده و شاعر (از افغانستان)

استاد رضوانقل تمنا صوفی، متفکر و شاعر (از افغانستان)

شهرالله شهپر متفکر و فعال سیاسی (از افغانستان)

برای معلومات بیشتر راجع به ۱۶ امپراتوری بزرگ تورک تباران میتوانید به آدرس ذیل مراجعه کنید.

The 16 Great Turkic Empires

محمد احسان صادق / گون تورک

The Flags of The Sixteen Great Turkish Empires

16 Hunnic Turkic Empires


Advertisements

11 پاسخ

  1. باسوس سردار بزرگ باختر
    ابوالخیرخان قزاق مجاهد و آزادیخواه
    ابراهیم بیک لقی مجاهد و آزادیخواه
    محمد طاهر بدخشی آزادیخواه وشخصیت سیاسی
    علامه نورالله تالقانی نویسنده، مؤرخ وشخصیت سیاسی

  2. پس تومروس چی شد

  3. دوست عزیز اینا چطور لیستی هستن که نام افرادی مثل قاضیزاده رومی و نسیمی و قوشچی و سهره وردی و… رو نیا وردین؟؟؟
    وقتی میخواین دانشمندای ترک رو معرفی کنین بیشتر بگردین تا کاملتر لیست بنویسید.
    ممنون از زحماتتون

  4. اخه چی میشه به شما ترکا گفت واقعا به پررویی شما ترکا بشر وجود نداره!!!!اخه بابا به قول خودتون این همه چاقو کش و جلاد داشتین دیگه چرا دزدی فرهنگی میکنین اگه خودتون عارف وشاعر مشهور ندارین چرا دست به دزدی فرهنگی میزنین…اخه ابوریحان کجا ترک بود؟؟؟؟؟؟ کجا خودش گفته که ترک بوده؟؟؟؟؟؟ ایا برای ادعاتون مدرکی هم دارین؟؟؟؟؟ من که میگم ابوریحان ترک نیست اولا چون ایرانیم و به بزرگان کشورم تعصب دارم وبابت حرفم سند ومدرک مهم دارم؟؟؟فقط اگه روتون کم شد تورو قران از ما ایرانیا بکشید بیرون..چرا سعی میکنید بزرگان ایرانی رو مصادره کنین…من البته افتخار میکنم که همچین وطن فرهنگ پروری دارم که خیلیا سعی دارن اونا رو مال خودشون بدونن این باعث افتخارمه ولی وقتی میبینم که یکی میاد لیست درست میکنه واسه تبارش وتوش از مفاخر علمی ادبی یه مملکت دیگه استفاده میکنه بابا توروخدابچسبین به ترکای خودتون شما که میگین شاعر وعارف زیاد دارین پس دیگه چرا سعی در ساختن تبار جعلی واسه دانشمندای ما دارین..تو اون لیست مسخرتون شاهانی که اسم بردین درسته همشون ترکن..که اونم فکر نمیکنم شانیتی واستون داشته باشن چون اکثرشون دزد وغارتگروادمکش بودن…واما مدرکم درباره ترک نبودن ابوریحان…اولا زبان ابوریحان ترکی نبوده ومنطقه خوارزم زبون مخصوص خودشو داشته(خوارزمی ایرانی) دوما خود ابوریحان ترک بودنشو درکتاب خودش تکذیب میکنه (ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود درباره‌ی مردم زادگاه خودش خوارزم می‌نویسد:

    و أما أهل خوارزم، و إن کانوا غصنا ً من دوحة الفُرس

    ترجمه:

    و مردم خوارزم٬ آنها شاخه‌ای از درخت استوار پارسیان (ایرانیان) هستند.

    بنگرید به بخش مربوطه آثار الاباقیه مندرج در این پیوند (صفحه ۵۶) ..اطلاعات ابوریحان درباره ماههای ایرانیان(پاریان سغدیان خوارزمیان) کامل بوده ولی درباره ترکان وچینیانو.. چنین مینویسد.و اما ماهای امم دیگر از هند و چین و تبت و ترک و خزر و حبشه و زنگیان گرچه نامهای برخی از این شهور را میدانم ولیک منتظرم که فرصتی بدست آورم تا بتوانم کاملا بر آن احاطه کنیم زیرا با این طریقه که من پیش گرفتم سزاوار نیست که شک را به یقین مخلوط کنم و مجهول را با معلوم.

    (بنگرید به بخش مربوطه آثار الاباقیه مندرج در این پیوند(صفحه ۷۷ بند ۶۵)…بابا دست ازین بچه بازیا بردارین فقط کسانی دست به چنین کارهای پستی میزنن که ریشه خودشونو نمیدونن وبه این واسطه سعی میکنن با ساختن هویت جعلی دانشمندان سایر ملل برای خودشون حیثیتی کسب کنن..البته دراون لیستی که درست کردید نام خیلی از شعرا و دانشمندای دیگه مونم دیده میشه که واقعا جای تاسف داره..حیف وقت ندارم والا درباره اونهام گفتنی زیاد دارم…از سویی به ایرانی بودن خودم میبالم که چنین ادبا و دانشمندانی داره که همه سعی دارن اونا رومال خودشون معرفی کنن این باعث افتخار منه ولی این کار شما کار درستی نیست….مثل یه سایت ترکی دیگه که ابومسلم خراسانی رو از حاکمان ترک خراسان معرفی کرده بود!!!!!!!!!

  5. السلام ع:
    دقیق و رسا سخن ایراد نمودید گونی تورکستان ممنون تان بر کسانیکه به جان شان بد میخورد آنها از تاریخ خبری ندارد که تاریخ چی گفته مولانا جلال الدین بلخی رومی هم تورک است ولی فرهنگ سیتیزها به نام خودشان قید کردند همچو ایران ذکریایی رازی کیمادان هم تورک است از تورک های ایران و دوست عزیز گونی تورکستان میشود که در این لیست تان باقی مانده شعرا و فیلسوف های تورک را درج کنید ممنون تان خواهم شد قلم تان رسا باد.

  6. کسانیکه تبعیض دارند بخوانید اگر جرائت خواند را داشته باشید نمیدانم تابه کی هر قدرکه تبعیض کردید هیچ چیز بدست آورده نتوانستید.
    مولانا تورک است، فقط چند روزی از خاک ایران رد شده

    *
    *
    مولانا در خانه خود بزبان تورکی اوزبیکی (اؤز بئيگ – ازبک) صحبت می‌ نمود و تاجیکی را طوریکه از اشعار او برمی ‌آید بحد عالی می‌ دانسته و وی اشعار تورکی بسیار دارد.

    با آمدن اسلام در تورکستان، زبان عربی زبان مذهبی و ادبی قبول گردید چنانچه علمای بزرگ تورکستان چون امام خواجه اسمعیل بخارایی، امام ترمزی، امام ابومنصور ماتریدی، ابوعلی سینای بخارایی، ابوریحان البیرونی، عمر نسفی، قفال چاچی و صدهای دیگر تألیفات خود را بزبان عربی نوشتند، اگر قرار باشد که دانشمندان یک مملکت به یکی از زبان‌ها تألیفات می‌نماید پس آنها به آن زبان و قوم متعلق باشند، علمای بزرگ فوق ‌الذکر تورکستان به زبان عربی تألیفات نموده‌اند پس به قرار فرمول شما٫ یعنی آنها عرب شمرده شوند؟؟

    مولانا ترک (تورک) است، فقط چند روزی از خاک ایران رد شده است.

    حضرت مولانا جلال ‌الدین بلخی ثم رومی در بلخ یا مرکز (تورکستان جنوبی) که فعلا مربوط مملکت افغانستان می‌ باشد تولد یافته و زبان مادری ‌اش تورکی و زبان دومش دری بوده، طوریکه در تورکستان افغانستان همه تورکی زبانان به عین شکل (در واقع) زبان دومی ‌شان دری می ‌باشد. مولانا در سن ۶ سالگی با پدرش سلطان ‌العلما از طریق ایران (امروزي) به قونیه تورکیه امروزی هجرت نموده است و در ایران با شیخ فریدالدین عطار ملاقات نموده، تمام علاقه و ارتباط مولانا بجز از چند روز در خاک ایران و بين مردم ایران همینقدر بوده و بس.
    مولانا در خانه خود بزبان تورکی اوزبیکی (اؤز بئيگ – ازبک) صحبت می‌ نمود و تاجیکی را طوریکه از اشعار او برمی ‌آید بحد عالی می‌ دانسته و وی اشعار تورکی بسیار دارد او گوید:
    تورکی همه تورکی کند
    تاجیک تاجیکی کند
    من ساعتی تورکی کنم
    یک لحظه تاجیکی کنم
    گویا تنها لحظه تاجیکی گویيهای او شعر سرودن وی (بوده) است و بس. اگر او ایرانی می ‌بود و یا به ایران تعلق می ‌داشت چرا به ایران حیات بسر نبرد؟ (زندگي نکرد) و معلوم است که او تورک بوده و با تورکان ترکیه احساس آرامش و قومیت و هم ‌زبانی می ‌نموده است. حضرت مولانا تورک بودن خود را اینطور ثابت می ‌نماید و پاسخ این سوال را که مولانای رومی از کجا است از خود او بپرسیم:
    گفتم ز کجایی تو، تسخیر زد و گفت ای جان
    نیمیم ز تورکستان، نیمیم ز فرغانه
    و باز در بیت زیر تأکید می‌ نماید که او یک تورک است و طوریکه تورک ‌ها گوشت را نیم خام می‌خورند و می ‌فرماید که من تورک هستم و در تصوف، نیم خام می‌ باشم:
    تورک جوشی کرده‌ ام من نیم خام
    از حکیم غزنوی بشنو تمام
    بیت بالا بصورت خاص حکم می ‌نماید مولانا به تورک بودن خود٫ هم اعتراف و هم افتخار می‌نماید. نوشتن و یا سرودن شعر بزبان تاجیکی این معنی را نمی‌ دهد که باید نویسنده و یا شاعر فارسی زبان باشد. حکیم انوری ابیوردی، خاقانی شیروانی، نظامی گنجوی، الخارزمی، شمس تبریزی یا مرشد عالی مولانا، حضرت ابوالمعانی بیدل، ابوریحان بیرونی، شیخ محمود شبستری، ابوعلی سینا بخارایی، زیب ‌النسا مخفی، میرزا اسدالله غالب، حضرت امیر خسرو بلخی ثم دهلوی فرخی سیستانی و صدهای دیگر تورکی زبانان بودند که بزبان تاجيکی آب حیات بشمار رفته و ستون فقرات ادبیات تاجيکی را تشکیل داده‌اند و تعداد زیاد اینها بشمول صائب تبریزی به هر دو زبان تورکی و تاجيکی شعر سروده‌اند و باید بدانید اشعار آبدار و ملکوتی صائب تبریزی هم به تورکی و هم بفارسی مقام ارجمند و عالی دارد.
    بجای اینکه اندرز و پند خداوندگار بلخ را بپذیرید، برعلیه آن اقدام کرده‌ اید٫ جضرت مولانا می‌فرماید:
    تو برای وصل کردن آمدی
    نی برای فصل کردن آمدی
    سلطان محمود کبیر، تیموریان عالی ‌مقام تورکستان هرات و هند، سلجوقیان، تورکان عثمانی، و غیره همه تورک زبانان بودند که از خان نعمت آنها، زبان فارسی رونق یافته است، شهنامه فردوسی به دربار یک تورک معظم سروده شده است و آن تورک برای فردوسی مستمری می‌ داد تا شهنامه را تهیه کند.
    ميرزا بایسنقر تیموری، نسخه مفقود شدۀ آنرا بدربار شاهرخ میرزای تیموری تکثیرکرد. و شما برای اینکه دوستی این دو ملت تورک و فارسی را با هم نزدیک بسازید برخلاف فرمودۀ مولانا جلال‌الدین بلخی رومی عمل می‌نمایید.
    برای روشنی موضوع جناب آقای شجریان لطفأ به شمارۀ ۷۲۶ در صفحه ۱۴ جریدۀ امید مراجعه فرمایید که دربارۀ « نقش تیموریان در تدوین دیوان خواجه حافظ نوشته اند. ما نگاهی سریع و سیال بر دیوان خواجه حافظ و جمع ‌آوری و تصحیح آن در عصر تیموریان هرات می‌افکنیم. تیموریان هرات نه تنها در رواج و پخش هنرخلاقه مینياتوری، تذهیب، و فن خطاطی کارهای تابانی کرده‌اند، بلکه در نقد و سره ساختن کتب ادبی و عرفانی همت گماشته بودند، بویژه در روزگار شاهرخ میرزا که با شهزاده بایسنقر میرزا سرپرستی هنرستان هرات را به عهده داشت.
    مستشرقین عقیده دارند که، هرگاه تیموریان هرات در امور هنر و کتاب دوستی مساعی خود را صرف نمی ‌کردند، این ‌همه آثار شاید در برابر آماج نابودی قرار می‌گرفتند.
    کار جمع ‌آوری و تصحیح کتب کار آسانی نبود، با آنهمه٫ این شهزاده هنر دوست بر مبنای مقدمه‌ای که بر حماسه شهنامه نگاشته، خدمات فراموش ناشدنی در اينمورد نموده است. همچنین انجمنی زیر نظارت شهزاده فریدون حسین میرزا، متوفای ۹۱۱ ه.‌ق، در هرات برگزار می‌شد که، منشی آن خواجه عبدالله مروارید بود. در متن مقدمه و شرفنامه ذکر رفته است که به حضور شخص شهزاده دو نسخه از دیوان خواجه حافظ از جانب سخن شناسان و کارآگاهان معروف وقت، صحیح و درست منتقدانه انتاج و سایر نسخ از روی آن تصحیح گردیده‌اند.
    درشرفنامه خواجه عبدالله و دیباچه ‌هایی که در دو نسخه از دیوان خواجه حافظ، ساخته و پرداخته دوره سلطنت سلطان حسین بایقرا دیده می‌شود، جناب استاد واصف باختری یکی از بزرگان ادب دری در افغانستان، در محفلی سخنرانی داشتند، یکی از حاضران فارسی زبان ایرانی از وی پرسیده است که شما بسیار خوب فارسی صحبت می‌کنید، فارسی را از کی و در کجا آموخته‌ ا‌ید؟ استاد واصف در پاسخ فرموده‌اند: فارسی را از مادر کلانم رابعه بلخی و پدر کلانم مولانا جلال‌الدین بلخی رومی، در زادگاه خودم بلخ آموخته‌ ام. صفحه ۱۲ شماره ۷۱۳ جریده امید.
    همچنان در هفته‌ نامه وزین ایرانیان صفحه ۴۳ شماره ۱۹۸ نیز در موضوع اشاره‌ ها شده، اما بدبختانه شاید شما آنرا نخوانده باشید و یا اگر خوانده باشید، نوشته‌ هايتان چنین مفهوم می‌ رسانند که دربارۀ تاریخ٫ خصوصأ تاریخ ادبیات فارسی مطالعه ندارید، و اگر می ‌داشتید باید منصفانه مینگاشتید و خوانند‌ه ‌ها را بر تاریکی نمی‌گذاشتید.
    با آمدن اسلام در تورکستان، زبان عربی زبان مذهبی و ادبی قبول گردید چنانچه علمای بزرگ تورکستان چون امام خواجه اسمعیل بخارایی، امام ترمزی، امام ابومنصور ماتریدی، ابوعلی سینای بخارایی، ابوریحان البیرونی، عمر نسفی، قفال چاچی و صدهای دیگر تألیفات خود را بزبان عربی نوشتند، اگر قرار باشد که دانشمندان یک مملکت به یکی از زبان‌ها تألیفات می‌نماید پس آنها به آن زبان و قوم متعلق باشند، علمای بزرگ فوق ‌الذکر تورکستان به زبان عربی تألیفات نموده‌اند پس به قرار فرمول شما٫ یعنی آنها عرب شمرده شوند؟؟
    یکی از دانشمندان محترم بنام دکتر محمد حیدر در صفحه ۱۲ شماره ۷۰۰ هفته‌نا‌مه امید “دربارۀ نفوذ فارسی دری” چنین می‌نگارد: لسان دری مثل تعداد زیادی از السنه در جهان، قطعأ ما یملک فرهنگی ممثل هویت کدام مملکت و یا کدام ملت مشخص نیست، بلکه این لسان زیبا نتیجه سهم‌ گیری تمام اقوام و ملل مسلمان در طول هزار سال اخیر می‌ باشد، خصوصأ اقوام تورک ‌نژاد آسیای مرکزی، جنوب و جنوب غربی سهم بارز داشته‌ اند.
    البته در خور تمجید می‌باشد که بعضی کسان که حق می‌گویند بمانند جناب دکتر، نام گرامی ‌شان بخوبی یاد شود.
    امیدواریم که جناب شجریان روش حق ‌نویسان را بمانند دکتر محمد حیدر تعقیب نموده خود را از شر تعصب و گزافه ‌گویی بدور سازند.
    آقا بدانند مولانا جلال‌الدین رومی بلخی از نگاه هموطنی یا فارسی به ایران هیچ تعلقی ندارد، اما از نگاه معنوی به همه جهان ارتباط دارد.

  7. مهدیار.

  8. 1- نویسنده این متن میبایست به جای این همه صغری و کبری چیدن فرمول مشهور (هر جاندار و بی جان جهان که وجود دارد تورک است مگر اینکه خلاف ان ثابت شود و ما بپزیریم ) را مینوشت
    2- ترک یک واژه پارسی است به معنی زرد پوست (براینونه کتاب های نوشته شده در هزار سال پیش را ببینید مثلا کتاب قابوس نامه واز ویژگی ترکان این است که قد کوتاه دارند و …. واهل تبت ارام تری ن انها اند و اهل چین زیباترین ووو )و اما کلمه تورک این واژه یک وازه ماندارین چینی برگرفته از (واژه توکی) به معنی سگ ولگرد است(هارولد لمب / کتاب تیمور لنگ / مبحث تورکان ) که نباید ان را در دو زبان اشتباه گرفت

  9. تنها کتاب تورکی که تورکان شاید بتوانند ان را تورکی بنامند کتاب دده قورقود است و هم اکنون معنی ا را هم بیان میکنیم
    دده به معنی بابا
    قور به معنی خایه و مایه و کیر
    قود به معنی کلفت و بزرگ
    بنا بر این دده قور قود به معنی (بابا کیر کلفت نامه) است
    وجود چنین کتاب ارزشمندی را به تورکان تبریک میگوییم
    منابع : قوپوز ساز آفرینش، تبریز، 1384، صص59)

  10. از15سالی که در مدرسه ودانشگاه درس میخوانید فقط به کتاب های دست نوشته وزیر نظر فرهنگستان بسنده میکنید.به هیچ کتابی بجز زیر نظر فرهنگستان لهجه فارسی باشه رجوع نمیکنید،ازیک طرف هم خودتون رو باسواد تلقی میکنید وفکر میکنید که شما فارسها از همه دنیا باسوادتر هستید. درحالی که بجز کوروش و هخامنش ساختگی خودتان (که هچکس آنها را قبول نمیکند)عشق میکنید.آری .شما همان فاشیست یا نزادپرستان شرقی بیسواد هستید که به تاریخ هیچ ملتی احترام نمیگذارید..پدران شما تاریخ همه ملت های مردم ایران را دزدیدندوبه نام خودشان زدند. خوارزمشاهیان،سلجوقیان،سامانیان.اشکانیان.تیموریان.صفویان.ساسانیان(کرد)وهمه وهمه را ازمردم ربودند.شما هم باید نگهبان این دزدی ها شوید اما یک روز نابود خواهید شد.وبروید با تاریخ 2000ساله دروغین خود دلخوش کنیدوبنگرید که ملت ها غربی چگونه با احترام گذاشتن به تاریخ دیگران پیشرفت وتمدنی باشکوه درست کرده اند…..افسوس بر شما

  11. جناب ایاز که نام شما هم با نام ایاز غلام تورکی که سلطان محمود و او به هم کون میدادند فعلا که همه این جعلیات پدران ما را همان اروپایی ها همه را قبول دارند و مزخرفات شما تورکان توکی سگ ولگرد چینی را به مفت هم نمیخرند ای انگل تمدن راستی میدانی همان اروپایی ها چرا تورکان تورکیه را به اتحادیه اروپا راه نمیدهند چون خوب میدانند که تمدن ترکی دروغه و این تمدن سوزی ترک هست که واقعیت دارد و تورکها با ورودشان همه ان ها را نابود میکنند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: