تورکستان در اشعار فارسی


تورکستان: سرزمین و خاستگاه تورک ها، منطقۀ از آسیای مرکزی که امروزه شامل ایالت خود مختار تورکستان شرقی چین، قزاقستان، قرغزستان، اوزبیکستان، تاجکستان، تورکمنستان و شمال افغانستان تورکستان جنوبی می شود. در عهد باستان بنام توران یاد میشده و زمانی هم مسیر ایپک یولی (راه ابریشم) بوده است.  اصطلاح اورته آسیا (آسیای مرکزی) معادل و مترادف تورکستان بوده و امروزه معمولاً بکار میرود.

تورکستان در اشعار فارسی

گر چون تو به تورکستان اي تورک نگاريست
هر روز به تورکستان عيدي و بهاريست

فرخي .

اينست همان درگه کو را ز شهان بودي
ديلم ملک بابل هندو، شه تورکستان

خاقاني .

به تورکستان اصلي شو براي مردم معني
به چين صورتي تا کي پي مردم گيا رفتن

خاقاني .

از چنين گوهر زکاتي داد نتوان بهر آنک
باج تورکستان نه باج تورکمان آورده ام

خاقاني .

ترسم نرسي به کعبه اي اعرابي
اين ره که تو ميروي به تورکستان است

(گلستان ).

گفتم ز کجایی تو، تمسخر زد و گفت ای جان
نیمم ز تورکستان، نیمم ز فرغانه

مولانا جلال الدین محمد بلخی.

وگر خان را به تورکستان فرستد مهر گنجوري
پياده از بلا ساغون دوان آيد به ايلاقش

منوچهري .

-تورکستان روي ; به حالت اضافي کنايه از روي زيبا و دل انگيز:
غريبي سخت مطبوع اوفتاده ست
به تورکستان رويش خال هندو

سعدي .

-تورکستان شاه ; ايضاً کنايه از کاخ و جايگاه زيبا و عالي . قصر شاه:
وزان چون هندوان بردن ز راهش
فرستادن به تورکستان شاهش

نظامي .

-تورکستان طبع ; ايضاً کنايه از فسحت و وسعت ميدان طبع باشد. پهنه وسيع طبع:
چون تويي خاقان تورکستان طبع
مه رخي با مهرعذرايي فرست

خاقاني .

-تورکستان عارض ; ايضاً تورکستان روي .
کنايه از روي زيبا و گيرا. چهره خوش و دلنشين:
گرد تورکستان عارض صف زده
آن سپاه هندوان بدرود باد

خاقاني .

-تورکستان فضل ; ايضاً کنايه از وسعت دانش:
زمين تا آسمان خورشيد تا ماه
به تورکستان فضلش هندوي راه

نظامي .

محمد احسان صادق / گون تورک


3 پاسخ

  1. نادرستي فرضيه‌هاي نژادي ترك
    در این لینک :
    http://www.tatha.fagig.com/didgaha.htm

  2. جمع کنین کاسه کوزتونو شما که یک تمدن درست حسابی هم نداشتین افغانستان فارسه من هزاره ایم و فارسم تو هم هیچکاری نمی تونی بکنی خوشتون اومده دور برداشتین آذربایجان ایران و افغانستان رو می خواین به زور قصد کنین راستی بزودی افغانستان به ایران بر می گرده البته نه پشتون ها
    وقتی برگشت با هم جمهوری آذربایجان رو که روس های کثافت از ایران جدا کردند پس می گیریم
    زنده باد میهن آریایی افغانستااااااااااااااااااااان

  3. یعنی با دیدن همان ریشه یابی واژه تورک از خواندن بقیه خزعبلات بی سند و مدرکتان پشیمان شدم نوشته باید سند و مدرک داشته باشد مثلا ترک در ادبیات فارسی به معنی زرد پوست است مانند کتاب قابوس نامه در مبحث ترکان حتی چینی ها و تبتی ها و سایر زردپوستان را ترک شمرده و هرکدام را جداگانه معرفی میکند و اما کلمه تورک به معنی اقوام التایی یک واژه ماندارین چینی به معنی سگ ولگرد است که توسط اکثر محققین پذیرفته شده برای نمونه بنگرید به کتاب تیمور لنگ نوشته هارولد لمب مبحث تورکان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: