فکور من


دور رفتی از برم ای پور من

ای فروغ دیدۀ کم نور من

خاک بر سر زندگی را میکنم

گر نیایی در برم ای پور من

کرده ام شب را سحر تا بنگرم

 

فکور من

دور رفتی از برم ای پور من

ای فروغ دیدۀ کم نور من

خاک بر سر زندگی را میکنم

گر نیایی در برم ای پور من

کرده ام شب را سحر تا بنگرم

تا شود مرهم دل ناسور من

این دل غمدیده را رحمی بکن

ای طبیب صادق فکور من

زود بخوان درست که تو دانا شوی

در نبود رهبران جمهور من

با برادر شو براه در هم رفیق

این کلام از پیامبر خبیر من

داشتم من آرزو برنا شوی

تا بگیری دست این کمروز من

مادرت یک عمر رنجور بوده است

شو و را دستیار این منظور من

زندگی پُر ازخطر است هر زمان

شو چو رستم در نبرد با تور من

با که گویم حرف دل تا وا شود

نور امید از دل چون قیر من

ایکه چشمت را بصیرت ناظر است

حق نمایی این طبع پُر شور من

میگذرد این سختی و آرام و درد

کن تو نرم پنجه را این دستور من

گرچه دورم از نظر دورم مدان

ای نظرگاه هی خدا و پیر من

سرودۀ مرحوم مسعود «نوابی»

2001 میلادی

اسلام آباد – پاکستان

فرستنده: هاکان مسعود «نوابی» ۵ – اکتوبر ۲۰۱۰

اسلام آباد – پاکستا

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: