بمناسبت: اولین سالگرد درگذشت مرحوم و مغفور نورالله «تالقانی»!


درست تاریخ 21 جون سال 2009 میلادی بود. عقربه ساعت 6 الی 7 بامداد همان روز را نشانی گرفته بود. بنده طبق عادت همه ساله در فصل تابستان در خارج از خانه یعنی بالای تخت، تخت بام، و یا به قول ما مزاری ها در «صوفه» (یعنی هر آنچه دسترس بود) میخوابیدم، و از هوا گوارا و نسیم شبانگاهی لذت میبردم. از جانبی طبق عادت نمیتوانستم در داخل خانه درهوای گرم وخفقان استراحت نمایم.

شب هنگام بعد از تماشا تلویزون، مطالعه این و یا آن اثر دلچسپ چه از لابلای کتاب ها و یا از طریق سایت های معتبر دیرهنگام بخواب رفته و معمولاً میانه ساعت های 7 و 8 از خواب برخواسته بعد از صرف صبحانه رهسپار وظایف محوله می شدم. بنده در شهر تاشکند مرکز جمهوری اوزبیکستان در حویلی سرسبز که مملو از درختان مشمر و میوه دار واقع ناحیه یکه سرای شهر بود میزیستم. حویلی متذکره متعلق به روانشاد نورالله «تالقانی» بود که در زمان مهاجرت آن را خریداری با دستان خوداعمار و یا هم دستکاری نموده بود.

علاوه باید نمود که ناحیه یکه سرای از جمله نواحی مرکزی و معتبر شهر است که در آن تعدادی زیادی از وزارعت خانه ها، ادارات دولتی، بانک ها، مکاتب، دانشگاه ها، موسسات داخلی و خارجی، عمارات یا بلندمنزل ها، پارک های زیبا سرسبز و دل انگیز، سفارت خانه ها، میدان هوایی بین المللی اوزبیکستان، استیشن های خط آهن و غیره موقیعت داشته. از لحاظ پوتنسیال اقتصادی واجتماعی در مقام والایی قرار دارد.

دقیقاً ساعت 7 صبح مورخ 21 جون بود. نسیم تندی آمیخته با قطره های باران (که درآن فصل کم نظیر و احتمال آن وجود نداشت) از خواب بیدارم نمود. متعجب به همه جوانب نظر انداختم.درخش افتاب با طلیعه سحرآفرینش به عالم روشنایی و نور هدیه مینمود و کره زمین را منور. همزمان متوجه شدم که پارچه های خورد و بزرگ ابر که یکی از آن ها بزرگتر، تیره و تاریکتر از دیگران بود. از فضای حویلی میگذشت، تصور میکردی دارد هر لحظه به گریستن آغاز مینماید، جبر فلک را بیان.

آری!

این لحظه همان لحظه ایست و روزی که مرد زنده یاد، ابرمرد علم و سیاست روانشاد نورالله «تالقانی» از دیار فانی به دیار باقی رخت بربسته وآن را ترک نموده است. هزاران درد و افسوس که ارواح شاد با رفتن اش نه تنها فامیل، فرزندان و دوستان را در سوگ ماتم نشانید بل سیاست، فرهنگ، وهنر تاریخ نگاری را. مرحوم «تالقانی» مرد نهایت صمیمی، خوش خلق، خوش مشرب و خوش برخورد بود. وی با چهره خندان وبرخورد نهایت صمیمانه و دوستانه (علی الرغم شناخت و غیرشناخت) از چنان مجذوبیت خاصی برخوردار بود که همه را محترم می شمرد و بدون در نظرداشت موقف و وابستگی های ملی، مذهبی، سمتی، ولایتی باسواد و بیسواد، کارگر و مامور، افسر و سرباز، خورد و بزرگ را بخود جذب نماید، فکر میکردی سال هاست با هم معرفی و از نزدیک آشنا. وی با خورد و بزرگ برخورد یگانه داشت. همیشه اطفال و نوجوانان را «شما» خطاب مینمود وبا آنها مانند فرد بزرگ رویه و صحبت مینمود. وی عاری از هرگونه، بلندپروازی، خودخواهی و خودمنشی در برابر دیگران بود. او پیوسته توصیه مینمود و میگفت! «اطفال اینده همه ماست. آنهاست که در آینده بمثابه آیینه تمام نما هر یک ما، باالخصوس قشر روشن جامعه خواهند بود. لذا با آنها مودب، صمیمی دوست و رفیق باید بود».

بنده طی سال های متمادی که افتخار حضور در صحبت ها، ملاقات ها، دید و بازدیدهای شخصی و رسمی آن شخصیت را داشتم، پیوسته از صحبت ها، ملاقات ها، طرح ها و پندهای نهایت سودمندشان بهره مند، می شدم که این ابرمرد تاریخ تا چه اندازه به عمق قضایا می نگریست و ابعاد گوناگون آن را با موشگافی تعقیب، تحلیل و تجزیه مینمود. وی شخصیت ظریف، صحبت دوست، رفیق دوست و مهمان دوست بود. با آمدن مهمان چهره اش بشاش و بشاش تر می گشت. با مهمان نا اشنا چنان در صحبت باز مینمود، گویی سال هاست با هم اشنا اند، از دل او حرف میزد و به گفته عامیانه » از دل او می آمد….». بدین ترتیب جانب مقابل شیفته گفتار و کردار بی بدیل وی می گشت.

در محافل شخصی و دوستانه چنان باب صحبت می گشود، لطیفه های دلنشین باب محفل می گفت، از مزاق ها، شوخی های دوستان با آب وتابی نقل قول مینمود که نه تنها خود، بلکه حاضرین میخندیدند و باز هم میخندیدند. وی همچو حکایات را باچنان ظرافت و باریک بینی ادا مینمود. که گویی گوینده شخصا در محفل حضور دارد و تکرار با الکلام.

باری شنیدم که شادروان «تالقانی» صاحب، شوخی های میان مرحوم رستاقی صاحب و محترم ……… را که شوخی طنزآمیز عامیانه اما دارای مفاهیم نهایت عمیق اجتماعی، سیاسی با چنان ظرافتی بیان مینمود که حاضرین ساعت ها می خندیدند و می خندیدند.

مسلماً اشتراک در همچون محافل و استعماع سخنان بزرگان و پیش کسوتان نه تنها تاثیر خوش لحظه ای، بل تاثیر آموزشی و تربیتی بجا میگذاشت که هیچگاهی خنده های صمیمانه و دوستانه شادروان «تالقانی» و ظرافت محفل فراموش نمیگردد.

شادروان «تالقانی»، مرد صمیمی و رفیق دوست بود. هیچگاه، دوستان و همکاران ایام طفولیت و نوجوانی و ایام تحصیل را فراموش نمیکرد. وی با دیدن هر یکی شان مسرور و سرحال می گشت، شوخی ها و وقایع آن ایام را طوری با همدیگر تکرار مینمود که گویا تو نیز لحظه ای حضور داری. بخاطر دارم زمانی که شادروان «تالقانی» در اوزبیکستان می زیست، علایق شان طور موقت با دوست نهایت صمیمی و بزرگوار شان محترم میر ولی جان که یکی از چهره های سرشناس و شخصیت محترم قطغن زمین است قطع گردیده بود، به من وظیفه سپردند تا به هر شکل ممکنه طرق تماس با وی را تکاپو نمایم.

شادروان تالقانی»، سیاست مدار ژرف بین، تیزهوش و تیزفکر بود جریان حوادث و قضایا ملی و بین المللی را با پیگیری تعقیب مینمود وی از آوان جوانی به علم سیاست رو آورد، کار های بیشماری در این عرصه انجام داد، دوستان و هم فکران خوبی گرد خود جمع آورد، و بمثابه سنگ پایه بنیادین نهضت ترقی و تعالی قرار گرفت، صدها و هزاران جوان و نوجوان را در راه مبارزه ترقی وتعالی کشور رهنمون شد.

وی در حالیکه یکی از بنیان گذاران و سرسپردگان نهضت ترقی و دموکراسی کشور بود ( از تاریخچه و نام های مشخص نهضت انصراف شد) هیچگاه خود را بمثابه پیش کسوتان و رهبران نهضت جا نزد، کیش شخصیت برپا نکرد، از خودخواهی و بزرگ منشی بدور بود حوصله فراوان داشت. در تشریح و توضیع مسایل تاریخی و سیاسی باالخصوص هرگاه سوالی مطرح می شد با حوصله مندی و با جبین گشاده با افاده کلمات هم سطح به قناعت می پرداخت.

وی عشق بی پایان به تاریخ و تاریخ نگاری داشت. باری شنیده ام که استاد » معین» مولف فرهنگ فارسی «معین»، (کشور ایران) در شبانه روز بیشتر از چند ساعتی خواب نداشته و حدود 18ـ 20 ساعت مصروف مطالعه، تدریس و تحقیق بوده است اما بنده گواه «معین» معاصر کشور ما یعنی شادروان «تالقانی» بودم که طی 24 ساعت بیشتر از چند ساعتی خواب نداشت و حدود 18 تا 20 ساعت مصروف مطالعه، نوشتن آثار بی بها و ماندگار بود. بارها بنده و فرزندان پرسیده ایم که خسته نشده اید !؟ کمی خواب لازم است! به جواب ما میگفت: خوابم نمیبرد، کمی کارم باقی مانده، تمامش کنم بعدا «خواب خواهم کرد» ولی این «کار کم» انتها نداشت و نداشت، اوراق سفید یکی پی دیگری رنگین میشد.

خواننده گرامی!

قلم طی مختصرنویسی هذا متمایل نیستم تا در باره شخصیت، توانایی، اهلیت و سیاست و انسان دوستی آن مرحومی شمه ای ترتیب و ابعاد گوناگون و نا مکشوف زندگی وفعالیت آن مرحومی را ترسیم و بازگو نمایم همچنان متمایل نیست تا ده ها و صدها خصلت و کرکتر نایاب و منحصر به فرد آن شخصیت تاریخی و توانمد کثیرالبعدی را در تاریخ معاصر ترکستان زمین به شمارش گیرم. زیرا این قلم عاجز از تشریح و تعقیق ابعاد نهفته و عمیق هومانستی و میهن دوستی آن بزرگ مرد میهن است. بل خواستم از اخلاق و شجایای نهایت پاک و بی الایشانه آن شخصیت فرهنگی و سیاسی که در عالمی از محرومیت سیاسی زیست، فعالیت نمود، و هیچگاهی علی الرغم این همه قدسیت و تفکر والا از طرف حکام وابسته به قبیله و اشرافیت قدر و منزلت نیافت یاد دهاتی نمایم.

مرحومی هر چه آن چه یافت، از مردم یافت، از مردم آموخت و در خدمت آنها قرار داد. همچنان هدف نیست تا در باره فعالیت دولتی، اداری و فرهنگی آن مرحومی توضیع مفصل صورت گیرد. زیرا دوستان و همقطاران که در آن برهه تاریخی که مرحومی می زیست، از فعالیت و کارکردهای شان از لابلای آثار و حکایات انسان های راستین اگاهی دارند. روانشاد «تالقانی» طی فعالیت های خستگی ناپذیر واپسین سال های حیات اش که آثار قلمی متعدد منحصر به فرد از خود بجا گذاشت که با هزاران دریغ و افسوس نه تنها ذریعه «خودی» ها حمایت و پشتبانی نشد و اقبال طبع نیافت، که مسلماَ از بیگانگان سیه دل و تاریخ ستیز گله ای نیست.

ما متیقین ایم که به کمک و همکاری جامعه روشنفکر کشور، باالخصوص استادان، دانشمندان، پژوهشگران رشید و روشندل شمال، تجار و سرمایداران ملی، فرزندان برومند بالخصوص سمیع الله جان «تالقانی» و بکتاش جان «تالقانی» ، فامیل و دوستان این آثار گران بها محضر به فرد که نتیجه زحمات شباروزی و پژوهش های همه جانبه آن مرحومی در باره تاریخ و گنجینه های تاریخی به میراث مانده از اجداد و نیاکان ماست اقبال طبع یابد و در خدمت جوانان و پژوهشگران اصیل کشور قرار گیرد.

ما امیدواریم که جوانان دلیر و با شهامت ادامه دهندگان طریق شادروان نورالله «تالقانی» و هزاران فرزندان گمنام دیگر میهن خواهند بود. وبه آنها درود و دعا خواهند فرستاد و خواهند گفت! تالقانیا! راه ات ادامه دارد. در خاتمه به روح پاک آن مرحومی اتحاف دعا نموده میگوییم!

روح ات شاد، مکان ات فردوس برین باد.

با احترام

سولمس، سویدن

گۇن تۇرك

Bookmark and Share

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: