سر نوشت کدام در انتظار ماست المان یا یوگسلاویا؟


کشوری که امروز به نام افغاستان یاد می گردد، برخلاف پندار حاکمیت و متجاهلان عصر جدید، متشکل از ملیتها و فرهنگهای مختلف و متفاوت است . این کشور با نا دیده انگاری واقعیتهای یاد شده با وجود نا همگو نیهای فرهنگی و قومی ولی با زور و نیرنگ، نقشه ها و اهداف مشخص در سال ۱۷۴۷ تشکیل داده شد. درتاریخ گفته شده که ملنگ نا شناخته و مشکوکی تاج به اصطلاح پادشاهی این ملک را بر سر یکی از پیش خدمتان نادر افشار بنام (احمد درانی) نهاد و بدینسان کشور جدید با ادرس (افغانستان)

نشان نامأنوس در فرهنگ و تاریخ این سر زمین اما بسان یک مولود پدر ناشناخته، در دشهتای قند هار زایشگاه رنجها و تو طه های تاریخی زاینده شد و از ان تاریخ ببعد این سرزمین وسیع،ملتهای مختلف با فرهنگهای متنوع که پش از ان به اسم خراسان و خراسانیان یاد می گردید در یک روند خشن و خونین بنام افغانستان و به تازگیها به نام ملت افغان!! مشهور شد. این مولود سیاسی چون بر اساس سازش و سازه های توطئه امیز بیرونیها پا به عرصه حیات گذاشته بود، از همان اول نا سازگاریهای عمیق و گسترده در میان حاکمان مسلح و مقتدر و ملتهای ساکن خراسان زمین اغاز گردید . نمونه بارز ان لشکر کشی انتقام جویانه احمد شاه درانی به ارزگان و ملک هزارگان بود. جنگها و قتل عامهای که تا به امروز علیه هزاره ها ادامه دارد، از همان اوان شروع گردیده بود. بنأ بر خلاف تبلیغات و کوششهای سیاسی حاکیمت و بعض از روشنفکران فضا شناس واقعیت گریز، ناسازگاری های بر خواسته از همان تفاوتهای فرهنگی اقوام تا هنوز مانع شکل گیری یک ملت متحد، فرهنگ و تاریخ مشترک ملی در این محدوده جغرافیایی بوده است و شاهد این مدعی، تاریخ خونبار، سخنان، موضع گیریهای و اعمال نژادپرستانه سران و تیوری پردازان اصلی حاکمیت و قوم سلطه طلب می باشد. انها همیشه کوشیده اند که اقوام غیر پشتون را مشکل اصلی حاکمیت، مقصر خرابیها، عامل اختلافات و حتی ویرانیها قلم داد کنند .

انها با اینکه در طی نزدیک به سیصد سال حاکم بی چون و چرای کشور و به وجود اورنده و گرداننده بحرانها، جنگها و بی عدالتیهای اجتماعی بوده اند اما به خاطر فرار از پرسان و سوال تاریخ و مردم و به خاطر گریز از جرم و جزای اعمال نا هنجار خود، حتی به بیگانگان نیز عریضه نوشته و از هزاره، تاجیک و ازبیک شکایت نموده اند . ولی در عین زمان از وحدت ملی و ملت واحد افغان نیز سخن می رانند . حاکمیت فعلی که به اصطلاح از تحصیل کردگان و جهان دیدگان پشتون تشکیل شده است ولی باز هم از تاجیک، ازبیک و هزاره زبان به شکایت داشته اند نمونه این شگرد ها عریضه اخیر بزرگان فکری پشتون عنوانی رییس جمهور اوباما و دیگر سران دول خارجی است و حال این حاکمیت و نظام با ان گذشته سیاه و وضعیت نا هنجار فعلی که در کل از خون و حقه تغذیه می گردیده است بعد از این مدت دراز و درد الود که جز رنج و خرابی دست اوردی برای مردم و سر زمین خورشید نداشته است با چه سر نوشت روبرو خواهد شد، سر نوشت این کشور و ملتهای ساکن ان چگونه و به کجا خواهد انجامد؟

وضعیت رنج اور فعلی، بحران طلبی سران قبیله که برای بدست اوردن قدرت و سر مایه بیشتر در میان خود به جنگ جنون می پردازند ادامه خواهد یافت؟

ستم وقیح و خشن گذشته دوباره استحکام یافته، صدا های عدالت خوا هانه و ازادی طلبانه ملت را که در سی سال اخیر طنین یافته است خا موش نموده و به سلطه ظالمانه پشتونی ادامه داده خواهد شد؟

یا اینکه ستمگران از کرده های جا هلانه و روشهای کهنه و تاریخ گذشته دست بر داشته و براساس تفاهم همپذیری، وحدت و مشارکت ملی تفکر و منش سیاسی شان را تغییر داده و به اصول و ارزشهای برابری، شهر وندی دموکراتیک تن داده و به یک نظام متنوع و کثرت گرای اسیایی متعهد خواهند شد ؟

با پیروزی افکار عدالت خوا هانه و انسانی شدن سیاست و اداره و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار نطام حکومت سنجشگر جدید به وجود امده و زندگی ما به سوی همدلی و محبت تعقل و سازندگی، توسعه و پویایی تغییر نموده و فرصت یک زندگی نیک و بالنده برای همه ملتها و اقوام این کشور اماده خواهد گردید، به تعبیرساده هند و یا امریکای دیگر در قرن بیست و یک تولد یافته و به وجود خواهد امد؟

ایا امکان دارد که بعد از نزدیک سه صد سال نبرد و خونریزی، دشمنیها به محبت و دوستی تبدیل خواهد شد و همانند المان که روزگاری دوشقه گردیده بود با شکستن دیوارهای بی اعتمادی، ملت متخد به نام ملت به وجود خواهد امد؟ یا اینکه با باز شدن فضای ترس و لرز از ستم دیکتاتوران، کهنه و مدرن فریاد داد خواهی ملتهای محروم به فضا طنین انداخته و دیوار های ستم را در هم شکسته و هر ملتی رهایی شان را جستجو خواهد نمود و اخر کار این کشور و ملت نا متحد چون یوگسلا و یا به کشور های چند گانه تقسیم خواهد گردید؟ . یعنی اینکه کشور فعلی که افغانستان نام گرفته است به کدام یکی از این دو کشور یاد شده بیشتر شبیه و مانند است؟المان یا یوگسلاویای دیروز؟المان کشوری است بزرگ با مردم واحد تاریخ و فرهنگ مشترک بعد از دهه های طولانی که با زور و سر نیزه دیگران، به دو کشور تقسیم گردیده بود اما با یک تحول و رخداد سیاسی به همدیگر رسیده و کشور متحد و ملت متحد شان را دوباره اما باشکوه تر ساختند . اما یوگسلاویا که به خاطر گریز از وحشت و ترس تکرار جنگهای خانمان سوز منطقه یی و بعض عوامل دیگر، از چند کشور، ملیتها و فرهنگهای متفاوت تشکیل شده بود اما در یک فرصت مناسب و فضای ازادانه هرکدام به اصل و ریشه تاریخی و فرهنگی شان مایل گردیده و کشور های مستقل خود را تشکیل داده و بدین سان یوگسلاویای مصنوعی به چندین کشور که در دل تاریخ ریشه و واقعیت داشتند تقسیم گردید.

بعد از ختم جنگ جهانی اول و تحولاتی که در منطقه ارو پای جنوب شرقی به وجود امد مناطق چون صربستان، کراوسی، اسلوونی، مونته نگرو، بوسنی و هرزگوین در سال ۱۹۲۹ یک کشور تشکیل دادند و نام یوگسلاوی به معنی اسلاوهای جنوبی را بر آن گذاشتند . دانش نامه جهانی ویکی پیدیا در این باره چنین می نویسد:امادراین کشور تازه تأسیس عملا صرب‌ها حکومت را در اختیار داشتند . الکساندر کاراژرژویچ با نام الکساندر اول تاج گذاری کرد و پدر همة اقوام دیگر، مخصوصا کروات‌ها را درآورد . آخر سر هم این الکساندر اول را همان کروات‌ها ترورش کردند. در ۱۹۴۱ که ارتش نازی به یوگسلاوی رسید، خاندان سلطنتی فرار کردند. اما ژنرال میخاییلویچ در رأس سلطنت‌طلب‌ها به همراه یوسیپ بروز تیتو در رأس کمونیست‌ها با نبردهای پارتیزانی در مقابل ارتش رایش سوم مقاومت می‌کردند که بالاخره مارشال تیتو کبیر در ۱۹۴۵ پیروز شد . آلمانی‌ها را اخراج کرد، پادشاه را خلع کرد و حکومت جمهوری فدراتیو خلق یوگسلاوی را بنیان نهاد . در ۱۹۴۶ شش جمهوری خودمختار تحت نظارت حکومت مرکزی و حزب کمونیست که تیتو رئیس آن بود، شکل گرفت. در ابتدا روابط خوبی بین یوگسلاوی و شوروی شکل گرفت، اما تیتو که دید رهبران شوروی به مرامنامة خلق خیانت می‌کنند، با آن‌ها دچار مشکل شد و عملا در مقابل استالین ایستاد. او به همراه ناصر، نهرو و سو کارنو جنبش عدم تعهد را بنیان نهاد. او سرانجام در ۱۹۸۰ درگذشت. مرگ تیتو که خود، کروات بود .. زخم‌های کهنه را باز کرد. پس از مرگ وی آشوب‌ها و درگیری‌ها شروع شد. وقتی در ۱۹۸۹ روابط بین یوگسلاوی و آلبانی بر سر ناحیه کوزوو تیره شد، آن جرقه زده شد. بحران اقتصادی، تورم خردکننده سال ۱۹۸۹ و تنش‌های مذهبی مسلمانان و کاتولیک‌ها، حزب کمونیست را ضعیف کرد. کرواسی و اسلوونی اولین کشورهایی بودند که اعلام استقلال کردند. در آوریل ۱۹۹۲، پارلمان صربستان و مونته نگرو، باقی ماندة یوگسلاوی را یوگسلاوی نامید. اما جنگ بین جدایی طلبان بوسنی و هرزگوین و نیروهای فدرال (صرب‌ها) شدت گرفت و سرانجام اتحادیه اروپا بوسنی و هرزگوین را به رسمیت شناخت. آشوب‌ها در کوزوو به جنایت جنگی تبدیل شد و سرانجام با دخالت نظامی آمریکا پایان یافت. اما رئیس جمهور مونته نگرو رفراندومی برگزار کرد و این قسمت را هم از صربستان جدا کرد . قرار است در کوزوو رفراندومی بر سر استقلال یا وابستگی آن برگزار شد و كوزوو هم استقلال يافت.انچه دلیل از هم پاشی کشور ساختگی یوگسلاویا گردید ان بود که روی هر لحاظی ملتهای مختلف با فرهنگهای متفاوت زیر یک چتر جمع اوری شده بودند و بعد از انکه یک دوره طولانی را تجربه نمودند و در پایان این اختلاط و ناهمگونیها بحران و نسل کشیهای را بدنبال اورد که باعث سیاه تر شدن اوراق تاریخ بشر گردید و انگاه سبب شد تا ملتها هر کدام از خود کشور و تاریخ مستقل بسازند.

اما ان طرف دیگر المان چون متشکل از ملت واحد بودند با همه زور و خشونت که در مدت هفتاد و چند سال از جانب حکومتهای دو المان شرقی و غربی اعمال شد اما روح و روران جرمنها را نتوانست از همدیگر جدا سازد و اخر کار کشور و ملت واحد را ساختند و به اصل شان بر گشتند؟بعد از ختم جنگ جهانی دوم ، در ۱۹۴۹المان متحد و ملت یگانه ان به دو کشور جدا از هم المان فدرال غربی و المان شرقی و دموکراتیک به وجود امد پس از جنگ جهانی اول،متفقین پس از انکه هتلر را با شکست مواجه ساختند در گام اول و برای جلوگیری از وقوع جنگ بزرگ دیگری معاهده ورسای را پیشنهاد دادند. سخت ترین قسمت این معاهده در موردالمان بود. متفقین این کشور را به خاطر شروع جنگ مقصر شناختند و در این معاهده در قبال صلح، از آن غرامت جنگی و سرزمین مطالبه کردند. جمهوری وایمار، دولتی که پس از فرار قیصر ویلهم، امپراطور آلمان در این کشور تشکیل شده بود به ناچار برای انعقاد صلح با متفقین این پیمان را امضا کردند. طبق این پیمان، مردم آلمان به خاطر شروع جنگ مقصر شناخته شدند و باید غرامتی حدود صد میلیارد دلار (در آن زمان) می پرداختند. همچنین معاهده اندازهٔ ارتش آلمان را به صد هزار نفر کاهش داد ، تمام زیر دریایی ها و ناو های قدرتمند جنگی (بجز شش فروند) آلمان به متفقین تحویل داده شد و آلمان دیگر حق ساخت هواپیما و تانک و دیگر جنگ افزار تهاجمی را نداشت. به جز آن مستعمرات آلمان در افریقا،چین و حوزهٔ اقیانوس آرام گرفته شد. ایالات آلزاس و لورن آلمان که زمانی به فرانسه تعلق داشتند به این کشور باز پس داده شدند و اراضی وسیعی از آلمان به لهستان واگزار شد. و از همه مهم تر راین لند ، اراضی حاصلخیز غرب رود راین برای پنجاه سال به متفقین سپرده شداما یگانگی فرهنگی و خونی المانها سبب شد که این کشور قسمت شده و ذلیل بعد از سالهای طولانی وسخت ملت المان دوباره متحد گردیده و ملت واحد را بسازند وبدینسان در ۳ اکتبر ۱۹۹۰ با پیوستن المان شرق به جمهوری فدرال المان اتحاد رسمی و دوباره المان زنده شد و ملت تاریخ نوین را اغاز نمود.وبسیار از کار شناسان مسایل اجتماعی و سیاسی عقیده دارند که سبب این اتحاد دوباره سرشت یگانه المانها می باشد وبس. وحال در پایان این نوشته دوباره این پرسش اصلی مطرح است که:افغانستان بیشتر به کدام یک از این دو کشور یاد شده می ماند المان پارچه شده دیروز و یا یوگسلاویای متحد گذشته؟ وانگهی کدام سر نوشت در انتظار این کشور فلاکت بار و بحرانزده کمین کرده است؟پاسخ این پرسشها احتمالا به زودیها روشن خواهد شد. ولی انچه که برای ما اصل و مهم است برگشت صلح وثبات دایمی می باشد تا زمینه و فرصت برای توسعه و شکو فایی زندگی اماده گردد و ما از دست جنگ اوران و بحران سازان قبیله واقعا در رنج و تنگنا قرار داریم ما از جهنم جنگ و فضای تریاکی و باروتی بحران جاری که با حمایت حاکمان مدریت می گردد بیزاریم ما میخواهیم مانند دیگر انسانها در فضای عاری از باروت و تریاک و تفکرات الوده انتحار و انتقام گیرها به زندگی خود ادا مه بدهیم.

رویکرد ها:
افغانستان در مسیر تاریخ
پژ وهش در تاریخ هزاره ها
دانش نامه ویکی پدیا
مصاحبه اقای حسین دای فولادی در تلویزیون نگاه
سایت ففتا

رضا ضیایی

سایت آزادی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: