پشتون ها قربانی تبعیض


پشتونها بنیانگذاران اصلی و مدافعین کشور هستند، آنها تحمل آنرا ندارند که اقلیتها بر آنها حکومت کنند و برای تحصیلات عالی مورد تبعیض قرار بگیرند، بهرحال اینگونه رفتارهای تبعیض آمیز از طرف دولت کرزی و حامیان ائتلاف شمالش بذر نفاق و دشمنی را برای آینده غرص میکنند


( شکایت نامه ای به رئیس جمهور اوباما )

اشاره :

این شکایت نامه توسط چهار دکتر پشتون تباربنام های : دکتر نبی مصداق، دکترزرکیار، دکتر میرکی ودکتر برهانی، در ۱۲ جون ۲۰۱۰ میلادی، درست یکماه قبل ، نگاشته شده و به باراک اوباما رئیس جمهور، هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا،خانم انگلا مرکل صدر اعظم آلمان وچندین مقام بلندپایه ی کشورهای غربی فرستاده شده است.

خوانندگان عزیز خود در می یابندکه با سوادان پشتون آنهم در حد داشتن سند» دکترا » با نوشتن این نامه ، با چه تعصب وتبعیض مهار ناشدنی، کینه ونفرت شان را نسبت به جوامع غیر پشتون ابراز کرده اند. آنها علاوه براینکه هزاره ها را، ۹ در صد، تاجیک هارا، ۱۲و نیم درصد نفوس افغانستان به حساب آورده اند ، از ازبک ها وترکمن ها حتی نامی هم نبرده اند. مثل اینکه جامعه ازبک وترکمن اصلاً در افغانستان زندگی نمی کنند. این باسوادان فاشیست ، تعداد رقم پشتون ها در افغانستان را ، ۶۲ درصد ذکر کرده اند ودر مجموع با محاسبه» لرو بر » پشتونها، جمعیت آنهارا به ۵۰ میلیون رسانیده اند. معلوم نیست که در نبود فقدان احصاییه نفوس افغانستان ، این داکتران تحصیلکرده ، از کجا این» رقم سرسام آور نفوس پشتون ها » را بدست آورده اند؟ از سوی دیگر اینها تمام هم و وغم شان بر این است که در نظام آموزشی افغانستان، فرزندان پشتونها مورد تبعیض قرار گرفته اند. وبرای آنها عمداً زمینه تحصیلات عالی، فراهم نمیشوند. اینها نکته اصلی را که فراموش کرده اند این است که، فرزندان شان بیشتر متمایل به مدارس پاکستان اند تا از آنجا بیایند ولباس انتحاری بپوشند وبه نیابت از پدران شان، مردم بیگناه را قربانی کنند. از مناطقی که این » داکتران » نام برده اند، آیا نمیدانند که همه این مناطق را پدران این فرزندان پشتون، به سرزمین آتش و خون تبدیل کرده اند؟ آنها به جای اینکه فرزندان شان را به آموزش و تحصیل بفرستند، منزلگاه آموزش آنهارا آتش میزنند. این شکایت نامه نویسان ، از یاد برده اند که عروج جوامع غیر پشتون به آموزش وتحصیل ، از فرهنگ بالای آنهامنشاء گرفته وبخش قابل ملاحظه از این محصلان را دختران اینها تشکیل میدهند. برخلاف در جوامع پشتون، مکاتب دخترانه طعمه آتش میگردند. اما تمام اینها بدان معنا نیست که باجریان آموزشی فرزندان پشتون در افغانستان، کدام تبعیضی صورت گرفته باشد. این داکتران، با ارقام مشخص ، تاریخ معین ، گروه آموزشی گویا مورد تبعیض، کدام سند ومدرکی را ذکر نکرده اند، که بتوان آنرا ملاک قضاوت قرارداد واز تبعیض آموزشی ویا تحصیلاتی در برابر پشتونها سخن گفت.

چیزی دیگری که همه را شگفت زده میسازد اینکه : داکتران شکایت نامه نویس ، میگویند که این اقلیت ها است که بر پشتونها حکومت میکنند. در حالیکه همه میدانند که فعلاً حکومت گران در افغانستان کدام قوم است و تمام پست های کلیدی در داخل و خارج افغانستان در دست پشتونها متمرکز گردیده است. کما اینکه همین پشتونها در سوی دیگر خط، جنگ تمام عیار را نیز علیه جامعه جهانی ومردم افغانستان، پیش می برند.یعنی هم می جنگند وهم قدرت سیاسی را در افغانستان قبضه کرده اند. اگر در ناکجا آباد، چنین چیزی حادث شده باشد ، ما آز ان خبر نداریم. به روشن ترین بیان در افغانستان تنها یک قوم حکومت میکند، که قوم پشتون است وبس.

اینها فقط تذکر مختصری پیرامون این» شکایت نامه ای دروغین » بود .اما آنچه که میتواند درس مهمی برای جوامع غیر پشتون از این نامه عاید شود ، این است که چگونه در این دوصدو پنجاه سال، اقتدار گرایان پشتون، برای حفظ قدرت شان متحد وهمبسته عمل کرده ومیکنند. این چهار دکتر پشتون تبار عصاره نسل تحصیلکرده پشتونها به شمار میروند، اما چنان با تعصب وتبعیض نسبت به جوامع غیر پشتون نگاه میکنند که تداعی کننده کامل آن طالبان مسلح اندکه قتل عام شمالی ، مزار ویکاولنگ را به وجود آوردند. واقعیت این است که پشتونها در تمام مراحل حاکمیت تک قومی شان، از گذشته تا حال، استراتژی » حفظ قدرت » را به عنوان یک » اصل » حراست کرده اند. در گذشته وحال برای پشتونها، دکتاتور، خلقی ، پرچمی، مجاهد، طالب، تکنوکرات ، دموکرات، لیبرال منوط به تبار خودشان، مفهومی نداشته وبرای حفظ اقتدار شان، همه یک پارچه ومتحد عمل کرده اند وشعار » پشتونوالی » پشتوانه ای مرکزی همبستیگی شان را شکل داده اند. پس این داکتران با قلم شان وجنگجویان پشتونی باشمشیرشان، برگلوگاه جوامع غیر پشتون نشسته از خون آنها تغذیه میکنند. این درس های تلخ باید این جوامع را از خواب غفلت، نفاق ،پراگندگی وبحران اعتماد برخیزانند وبسوی اتحاد وهمبستگی سوق بدهند. اگر از این همه تجارب بزرگ در گذر تاریخ محرومیت ها ی خود نیاموزیم، پس چه وقت خواهیم آموخت ؟

درآخر از دوست فرزانه ی ما آقای بصیر هلمندی ابراز سپاس و امتنان میکنیم که با این ترجمه رساودقیق شان ما و خوانندگان گرامی سایت را در روشنی این » شکایت نامه » قرار دادند.

جمهوری سکوت

متن کامل شکایت نامه

برگردان از انگلیسی به فارسی : بصیر هلمندی

متن انگلیسی این نوشته را اینجا بخوانید.

پشتونها گروه اصلی و بعنوان بنیانگذاران افغانستان مدرن که طی دو نیم قرن اخیر از خاک این کشور دفاع کرده اند، میباشند، اما با کمال تأسف باید عرض شود اینکه بخاطر اطلاعات غلطی که ناشی از حسادتهای قومی در کشور میباشد از بیرون و داخل مورد تبعیض قرار گرفته اند.

پشتونها به عنوان بزرگترین گروه قومی 62% شصت و دو درصد نفوس کلّ افغانستان را تشکیل میدهند ( برای تأیید این ادعا باید به بنیاد واک زیر عنوان ساختار قومی افغانستان سال 1998 و همچنین بی ثباتی سیاسی نوشته دکتر نبی مصداق 2006 مراجعه شود) اما تا کنون کشورهای همسایه ایران و پاکستان و بخصوص بعد از سقوط طالبان نیروهای ائتلاف ناتو مستقر در افغانستان با اینها (پشتونها) به عنوان قوم مطرود شده و منزجر رفتار کرده اند، در آنسوی مرز یعنی در کشورپاکستان نیز پشتونها 13% سیزده در صد جمعیت 180 میلیونی پاکستان را تشکیل میدهند ( البته بدون شمولیت مناطق قبایلی خودمختار FATA) با این حال با این جمعیتی 50 میلیونی پشتون طوری رفتار میشود که گویا تمام این قوم القاعده و طالبان باشند، اما با این صورت هیچ چیزی فراتر از واقعیت نیست. هم اکنون میلونها نفر در درۀ سوات و فتا در پاکستان در مخالفت با طالبان برخاسته اند. لازم به یادآوری است که طی شش سال حکومت طالبان در افغانستان هیچ کسی از سواد داران و تحصیلکرده های پشتون تبار در خدمت طالبان نبوده و با آنها همکاری نداشته است، با این حال هزاران زن، بچه و سالمندان پشتون در زیر بمباردمانهای نیروهای ناتو درافغانستان در حالیکه هیچ ارتباطی با گروههای مقاومت ندارند، زیر عنوان» مبارزه با دهشت افگنان» جان خود را ازدست میدهند (Prof. Marc W. Harold, University of New Hampshire ) بطور مشابه هزاران پشتون دیگر به ظنّ اینکه طالبان باشند دارایی شان تخریب و خودشان مجبور به ترک خانه های شان میشوند و به پاکستان پناهنده میشوند.

بمباردمانهای قریه ها و مناطق مسکونی در ولایات فراه، قندهار، جنوب و شرق افغانستان که مکرّرا توسط نیروهای ائتلاف انجام میگردد و باعث کشته شدن زنها و اطفال میشوند نه تنها در داخل افغانستان مردم ازآنها بیزارند بلکه تنفر و انزجاررا در سطح جهانی برانگیخته است، دکتر صدیق نوروزی نیز در مقاله اش که در سایت انترنتی http://www.m.e.i.edu.com در ماه دسمبر 2009 انتشار یافت بیشتر بر کشتار غیرنظامیان پشتون تمرکز کرده و مسئله کشتار اطفال پشتون تبار بین سنین یک تا شانزده سال را نگران کننده تعریف کرده است، جنگ حاضر در افغانستان برمحور بازیهای اقتصادی میچرخد، آمریکا میخواهد تا طالبان را از سر راه خود بردارد تا سد راه شان در پروژه عبور خط لوله گاز آرژانتین از طریق آسیای مرکزی به اقیانوس هند نشود و این کار میتواند به نفع شرکت نفت و گاز آمریکایی Consortium UNOCAL تمام شود.

در ماه جولای سال 2001 طی یک کنفرانس که به ابتکار سازمان ملل متحد در شهر برلین آلمان برگزار گردیده بود، مقامات آمریکایی به » نیاز نایک» وزیر امور خارجه پاکستان اذعان داشت که آمریکا حملاتش را بر علیه طالبان در ماه دسمبر قبل از بارش برف آغاز خواهند کرد، به باور » بروس گ. ریچارسون» نویسنده دو کتاب در مورد افغانستان » نیاز نایک » وزیر امور خارجه پاکستان بر آن است که آمریکا تصور تغییر رژیم در افغانستان را در سر میپروراند تا این امر بتواند به پروژه خط لوله » UNOCAL» کمک کند، ریچاردسون روزنامه نگار آمریکایی نیز به قول » کریستینه روکا» یکی از افسران سازمان «سیا» اشاره میکند که طی مذاکرات با طالبان خطاب به طالبان گفته بود که » اگر این تحفۀ طلایی مارا نپذیرید شما را در فرش ساخته شده از بمب پیچیده و دفن خواهیم کرد» همچنین حمله برنامه ریزی شدۀ آمریکا برعلیه طالبان/BBC News, World: South Asia, (Tuesday, 18 September 2001, 11:27 GMT/U.K. Qtd. in Zirakyar, Strategic Perspectives on Afghanistan, May 2010 / این خبر توسط شبکه تلویزیونی CNN نیز پخش شد و روزنامه گاردین نیز این مصاحبه را چاپ کرد.

ائتلاف شمال که بیشترین و مهمترین وزارتخانه ها را در داخل کشور و سفارتخانه ها در خارج از کشور را در انحصار خود در آورده اند به جدی ترین شکلش با پشتونها رفتار تبعیض آمیز میکنند.

طی 9 سال گذشته همواره جنگ در مناطق پشتون نشین جریان داشته، تنها تعداد محدودی از مکاتب در این مناطق به روی دانش آموزان باز است و دانش آموزان با تحمّل تمام سختیها و خطرات ، رفتن به مکتب را ادامه داده اند اما با این حال وقتی این دانش آموزان برای ادامه تحصیل به کابل میروند فقط تعداد ناچیز از آنها موفق به ادامه تحصیل در سطح عالیتر میشوند ، به عنوان مثال سال گذشته از چهار ولایت پشتون نشین قندهار،ارزگان، هلمند و زابل فقط 727 دانش آموز پشتون توانست امتحان ورود به دانشگاه که توسط وزارت تحصیلات عالی اعمال شده بود را پشت سر بگذراند، اما همزمان تنها از یک ولایت هزاره شیعه 1057 دانشجو و از ولایت کم جمعیت بدخشان حدود 2305 دانشجو و از کوچکترین ولایت جوزجان 934 دانشجو توانستند براحتی از امتحان ورود بدانشگاه را عبور کنند.

دانشجوها در مناطق جنگ زده پشتون نشین که به سخت ترین وضعیت طوریکه زندگی شان را به کف دست شان گرفته به مکتب رفته اند، بجایی اینکه به آنها حق اولویت داده شود و بورسیه های تحصیلی که توسط کشورهای دوست اهدا میشود به دانشجوهای پشتون مناطق جنگ زده داده شود اما با آنها رفتارهای تبعیض آمیز میشود.

وزارت امور خارجه و وزارت تحصیلات عالی هردو عهد بسته اند که که اجازه ندهند که هیچ یکی از پشتونها برای تحصیلات عالی در خارج از کشور بروند، اما برعکس دانشجوهای که کمتر واجد شرایط هستند و مربوط به هزاره های شیعه 9 درصدی و تاجیکهای 12.5 درصدی هستند تمام بورسیه های تحصیلی را در کشورهای ایران، هندوستان، مصر، روسیه و حتا انگلستان و ایالات متحده را از آن خود میکنند، دکتر میرکی شخصی که مربوط به یک خانواده اصیل افغان میباشد رفته بود تا وضعیت را طی انتخابات ریاست جمهوری اخیر از نزدیک بررسی کند ، اما چیزی غیر از تبعیض عایدش نشد.

یک گروه دیگر از دانشجوهای پشتون از ولایت میدان وردک جهت اخذ بورسیه برای ادامه تحصیل در خارج از کشور به وزارت تحصیلات عالی مراجعه کردند در حالیکه تمام اینها دانشجوهای درجه یک فوق العاده و با دست آوردهای آکادمیک بودند به آنها گفته شد که باید برای ادامه تحصیل به شهر » کویته» پاکستان بروند وقتی دانشجوها گفتند که آنها افغان هستند و چرا باید به کویته پاکستان برای ادامه تحصیل بروند ؟ مقامات با لحن مسخره آمیز جواب دادند که » شاید ملّاعمر بتواند برای شما شرایط ادامه تحصیل را فراهم سازد» ، یک گروه دیگری از دانشجویان از کابل که متشکل از پشتونها، هزاره ها و تاجیکها بود برای بورسیه های تحصیلی به وزارت تحصیلات عالی مراجعه کردند، تمام دانشجویان که مربوط به اقلیتها میشد بورسیه دریافت کردند اما پشتونها که بیشتر و بهتر واجد شرایط بود هیچ بورسیه ی را دریافت نکردند.

یک گروه دیگر از دانشجویان پشتون از ولایت بغلان برای شرکت در امتحانات کانکور از بغلان عازم کابل شدند، اما یک جنگسالار تاجیک ازین قضیه آگاه شد، اتوبوس این دانشجوها در مسیر راه کمین زده شد و دانشجویان تا سرحد مرگ لت و کوب شدند و هیچ کدام شان به کابل نرسیدند.

ما ادعا نداریم که چون پشتونها اکثریت نفوس افغانستان را تشکیل میدهند باید بیشتر بورسیه های تحصیلی به پشتونها داده شود آنچه که ما میخواهیم این است که اهدای این بورسیه ها باید مبتنی بر شایسته گیهای علمی باشد و کسانیکه بیشتر واجد شرایط هستند باید به آنها حق اولویت داده شود، در هیچ کشور از دنیا قوم که » اکثریت » نفوس کشور را تشکیل میدهد با این شدت مورد تبعیض قرار نمیگیرند، به باور ما چنین تنگ نظریها زود یا دیر، پیامد جدیی در پی خواهد داشت.

دکتر زرکیار که دکتورای علوم سیاسی از دانشگاه آزاد برلین را دارد نیز میگوید که در دانشگاه های آلمان و آمریکا سخنانی بر علیه چنین رفتارهای تبعیض گرایانه گفته شده. اینجا میخواهم به یک موضوع مهم اشاره کنم: اکثریت از دانشجوهای جامعۀ افغان که گفته میشود پشتون باشند حق عادلانه خوداز بورسیه های تحصیلی در خارج از کشوررا که توسط کشورهای دوست فراهم میگردد دریافت نمیکنند، این سیاست معکوس بر تمام پشتونها صرف از نظر از طبقه بندیهای قبیله یی و منطقه یی تأثیر میگذارد و آخرین امید برای استقرار صلح و ایجاد یک ملّت واحد را در اذهان نابود میکند، من نگران این هستم که ادامۀ چنین رفتارهای تبعیض آمیز در بخش تحصیلات ممکن است روزی باعث ایجاد بی ثباتی های اجتماعی و سیاسی شود.

بعنوان اطلاعات میخواهم این را نیز افشا کنم که در ساختار فاسد نظام افغانستان ، یک اقلّیت کوچکی که پشتوانۀ قدرتهای خارجی را با خود دارد میتواند (در عوض خدمت به آنها) به بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی نائل شود، این اقلّیت نخبۀ قدرت چنان تحت تاثیر خارجی ها قرار میگیرند که برای خواست خارجیان و برای جاه طلبیهای قومی خود ازهیچ چیزی دریغ نمیکنند، اینگونه ساختار قدرت میتواند خواستهای اقلّیتها را با، یا بدون حمایت خارجیها بر اکثریت پشتون تحمیل نماید. کشوری که طی سی سال جنگ را تجربه کرده، به شدت به صلح و آرامش و ساخت زیربنای اقتصادی و ملّت سازی نیازدارد نه به ترویج پشتون ستیزی و گسترش گفتمانهای تبعیض و تنفّر.

Jeannine Spink یک محققی که اخیرا در مورد افغانستان تحقیق کرده است وضعیت افغانستان را چنین ارزیابی کرده و نوشته: آموزگاران هر روز تنفر و عصبیتهای قومی را به دانش آموزان خود تدریس میکنند و کتابهای درسی بیش از حد سیاست زده شده و تقسیمات قومی- اجتماعی و خشونت را بیشتر ترویج میکنند، ظاهرا جامعه جهانی که با پولهای هنگفت در افغانستان مشغول سرمایه گذاری هستند نیز این موضوع را نادیده گرفته اند و هیچ اقدامی برای جلوگیری ازین مشکل نکرده اند.

همچنین میخواهم به یک موضوع مهم دیگری اشاره کنم : در کتاب » World Factbook» که توسط سازمان CIA سال 1992 تدوین شد در آن کتاب نیزآمار معناداری پشتونها بطور قابل توجهی کاهش داده شده (See Zirakyar, «Pashtun-Bashing in Kite Runner: A Psychological Operation?», December 9, 2009; and Bruce Richardson, Afghanistan: A Search for Truth., 2008-2009, p. 275).) منظور از بزرگ جلوه دادن اندازه اقلیتهای غیر پشتون و برعکس پائین آوردن شمارش جمعیت پشتونها چیست ؟ اینکار عمدا از سوی سازمان CIA اعمال میشود تا بتواند توجه دیگرکشورها را برا یحمایت از یک جنگ ناعادلانه که در ظاهر » عادلانه» جلوه داده میشود، جلب کند، که اکثریت (اقلیتهای غیر پشتون) را از زیر به اصطلاح ظلم و استبداد اقلّیت ( اکثریت پشتون) نجات بدهند.

ما از کسانیکه میخواهند ارقام بورسیه ها را طی شش سال گذشته بررسی کنند استقبال میکنیم و بیبیند که طی این شش سال تمام بورسیه ها برحسب وابستگی های قومی و اتنیکی به دانشجویان تعلق گرفته و بنا بر این پشتون ها از بدست آوردن بورسیه های تحصیلی محروم ماندند که این بی عدالتی ها توسط مقامات تنگ نظر ائتلاف شمال که در پستهای اعلای دولتی قرار دارند اعمال شده و در برابر هردانشجوی پشتون ، هشتاد تا نود نفر از دانشجوهای غیر پشتون جهت تحصیلات عالی بورسیه های تحصیلی در خارج از کشور دریافت کرده اند، اتفاقا تعداد زیادی ازین دانشجوهای غیر پشتون از نظر علمی آمادگی کافی برای تحصیلات عالی ندارند و واجد شرایط نیستند در مقایسه با دانشجوهای پشتون که توانستند به راحتی در امتحان کانکور دانشگاه کابل موفق شوند و واجد شرایط کافی برای اعزام به خارج از کشور جهت تحصیلات عالی هستند.

مثلا کشور هندوستان در سالهای دوهزار و شش و هفت حدود دوهزار و پانصد بورسیه را به دولت افغانستان در ریشته های مختلف به شمول 50 بورسیه در رشتۀ مهندسی ا هدا کرد، اما تا امروز هیچ یکی از آن دانشجوهای که آنجا اعزام شده اند در رشته مهندسی فارغ تحصیل نشده اند، دلیلش هم اینست که این دانشجویان واجد شرایط برای اعزام جهت تحصیل در این رشته های فنّی نبودند، و حتا این دانشجویان دانایی و توانایی کافی در مضامین چون انگلیسی، هندسه، ریاضی و فزیک که برای رشته مهندسی ضروری میباشد را ندارند، بعد از چهار سال بعضی ازین دانشجویان ناکام به کابل برگشته اند و بعضی دیگر شان رشته شان را عوض کرده اند، پروفیسور خالق رشید مسئول بخش تحصیلات در سفارت افغانستان در شهر دهلی میگوید: عملکردهای که از تنگ نظریهای قومی در افغانستان نشئت میگیرد و بورسیه های تحصیلی بر حسب وابستگیهای قومی اهدا میگردد باعث میشود تا آنانیکه واقعا واجد شرایط برای بورسیه هستند از حق خودش محروم بماند و بجای آن کسانیکه لیاقت ندارند را برای تحصیل در رشته های مهم به خارج از کشور اعزام کنند، همچنان بخش آموزش و پرورش کشور هندوستان هیاتی را به کابل اعزام داشته تا از دولت افغانستان بخواهند که دانشجوهای که لیاقت دارند و واجد شرایط هستند، به هندوستان بفرستند.

ما از جناب شما تقاضا میکنیم تا به مفهوم اینهمه رفتارهای تبعیض آمیز ملاحظه نمایید و از نفوذ تان که بر دولت کرزی دارید استفاده نمایید و به کرزی بفهمانید که اینگونه کوته نگریهای آنها اصلا به نفع افغانستان نیست.

پشتونها بنیانگذاران اصلی و مدافعین کشور هستند، آنها تحمل آنرا ندارند که اقلیتها بر آنها حکومت کنند و برای تحصیلات عالی مورد تبعیض قرار بگیرند، بهرحال اینگونه رفتارهای تبعیض آمیز از طرف دولت کرزی و حامیان ائتلاف شمالش بذر نفاق و دشمنی را برای آینده غرص میکنند، سئوال اصلی اینجاست که حکومت فعلی بعد ازازدست دادن حمایت صد و پنجاه هزار نفری قوای خارجی چه کار خواهند کرد ؟ تاریخ افغانستان مملو از مقاومتها در برابر تحمیل خارجیها و حکومتهای اقلیتها بوده، جامعه جهانی باید با تمام مردم بصورت عادلانه برخورد نماید، اینگونه رفتارهای تبعیض آمیز در برابر رهبران آینده و نسل جدید افغانستان باید متوقف گردد، و تمام کشورهای که شرایط بورسیه های تحصیلی را برای افغانستان فراهم می آورد باید پیگیری کند که این بورسیه ها بصورت عادلانه تقسیم شود و به واجدین شرایطش اهدا شود

_______________________________________________________________

Nabi Misdaq, B.Sc. (LSE) London University, PhD (Sussex University) UK

Author and Journalist.

Rahmat Rabi Zirakyar, PhD in Political Science, Free University of Berlin,

Independent Scholar.

Mohammad Daud Miraki, 2 MAs and PhD, Chicago University

Author and Academic.

Ubidullah Burhani

نویسنده : بصیر هلمندی

یک پاسخ

  1. این مطلب چند نکته قابل ذکر برای تبصره دارد. اول: از اینکه هیچ منبع وآمار معتبر ارایه نمی کند وطرفه اینکه یکی ازچهار نویسنده را منبع قرار می دهد. دوم: این موضوع تحصیلات برعکس نظر نویسنده گان این تبعیض در مورد غیر پشتون ها وجود دارد. استدلال دولت این است که ولایات جنوبی به خاطر جنگ باید در الویت قرار داده شوند برای مثال تنها امسال 2000 دختر وپسر در ولایت هرات از رفتن به دانشگاه صرف به این دلیل بازماندند که باید دولت سهمیه این ولایات را کامل میکرد. در حالی که توانایي هرات تا آن ولایت زمین تا آسمان فرق دارد وحتا سوالات کانکور دراین ولایت بسیار سختگیرانه است. ولی اصل مساله این است که این براردان بلاخره قبول دارند که غیر از پشتون ها کسانی ديگري هم در افغانستان زندگی میکند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: