منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها: بخش نهم


استاد جاوید و همکارش آقای عمر صالح نیز معتقدند که هزاره ها قبل از هجوم لشکریان چنگیز خان جزء ساکنان اولیه افغانستان کنونی بودند .»این طایفه (هزاره) از اقوام اصیل و بومی این سرزمین اند که قبل از مغول (چنگیز) بنام «غَرزَه» یعنی غرجستانی معروف بوده اند و سلسله شاهان غور و شاهان بامیان از میان همین اقوام بوده اند».{79}از طرف دیگر این نظریه داکتر بلیو که در باره موطن اصلی هزاره ها ارایه شده است در تناقض آشکار با آن نظریه قبلی او که هزاره ها از بقایای لشکریان چنگیز میباشند، قرار دارد. بلیو می نویسد: ««عرسارث» که نام ان در کتاب مقدس ذکر شده است با موطن هزاره های امروزی مطابقت دارد که از کابل و غزنه تا هرات و از قندهار تا بلخ بسط داشته است»{80}. همه میدانیم که قدمت کتاب مقدس به هفتصد سال قبل از چنگیز میرسد این خود دلیل موجه است بر قدامت هزاره ها که قبل از چنگیز درین سرزمین میزیستند . آقای یزدانی برای اثبات این امر که هزاره ها قبل از یورش مغولان در افغانستان زندگی میکردند به نکات جالبی اشاره دارد : «سوابق تاریخی اغلب اسامی ترکی – مغولی به چند قرن قبل از اسلام میرسد چنانچه ایبک و جغتو در زمان یونانیان . تاوکپسوتو یا تسوکیوتو در زمان هیوان تسنگ . تگین آباد در زمان تگین شاهان . ایلاق غور نیز در همان زمانها . ایلاق بلخ در زمان شیخ صدوق . اوق، خش باجی، اوت قول یا آقول، سوقلعه ، اوبه و… همه سابقه تاریخی شان لا اقل تا صدر اسلام میرسند»{81}. از طرفی دیگر بیکن میگوید برخلاف ادعای آنانی که هزاره ها را از بقایای لشکر چنگیز میدانند«تا کنون هیچ سندی یافت نشده است تا تائید کند که چنگیز و یا فرماندهانش به لشکریان خود دستور داده باشند تا در مناطقی بنام هزارجات کنونی اسکان یابند»{82}. «الیزنت باکون» نیز نظریه هزاره ها از بازماندگان لشکر چنگیز را به شدت رد کرده و در يكی از مقالات خود ميگويد :»كسانيكه هزاره ها را از بقايای اردوی چنگيز ميدانند، اشتباه است زيراكه در وقت دخول چنگيز بسی هزاره ها قتل عام شدند و شهر های غُلغله و ضحاك توسط چنگيز خان ويران گرديد»{83}. دلیل موجه دیگر اگر هزاره ها از بازماندگان لشکر مغول اند، باید از انان بنام مغول در تاریخ یاد میگردید . در حالیکه در کتب معتبر تاریخی از هزاره ها مستقلا بنام قوم هزاره نام برده شده :«هزاره ها، مغول ها و ایماق ها سه گروه قوم متمایز هستند»{84}. آقاي داكتر سيد مخدوم رهين نیز هزاره ها را ترک تبار دانسته و قدامت هزاره ها را قبل از حمله مغل به خراسان میداند : «بنابر نوشته جهانگرد چيني هيوان تسنگ كه در دوره كوشاني از آريانا عبور كرده قوم هزاره قرنها پيش از ورود اسلام به سرزمين ما درين كشور مي زيستند، در ادبيات و تورايخ دوره اسلامي قرن سوم و چهارم هجري اطلاق ترك غرچه به قوم هزاره شده است»{85} .

استاد علی اکبر شهرستانی معتقد است که کلمه هزاره از پایتخت دوم (ارک گوزیا) و (هیزولا) و یا (اوزولا) تغیری شکل نموده است. آقای علیداد لعلی ذیل کلمه هزاره چنین نوشته است :«هزاره عبارت است از هزار قوم، هزاره مردمانی اند که از هزار راه وارد شده اند و هزار خانواده بوده اند…»{86}. مرحوم حبيبی در ارتباط وجه تسمیه هزاره به این نظر است که چون مركز اراكوزيا را كه سرزمين هزاره ها ميباشد “هزاله” مینامند و از آنجائیکه هزاله با هزاره هم وزن و قرين است، شايد به مرور زمان هزاله به هزاره تبدیل شده باشد. مرحوم غبار مورخ شهیر کشور در کتاب مشهورش افغانستان در مسیر تاریخ مینویسد که : «تقریبآ پنجهزار سال پیش از هزاره جات بنام (ستاگیدیا) نام بر ده شده است شاهان هزاره جات قبل از اسلام بنام های کوشانی ها و یفتلی ها و شیران بامیان که از اولاده آنان بودند و بعدآ شاهان مذکور بنام های هزار بنده – شار و ریو شاران یاد میشدند که عمدتآ در دو نقطه تاریخی این سرزمین بنام های (پشین) یا افشین یکاولنگ کنونی و (سورمین) سرپل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت میرا ندند». آقاي حاج كاظم يزداني نظر استاد جاويد را اينطور مي آورد : «اين طائفه (هزاره) از اقوام اصيل و بومي اين سرزمين اند كه قبل از مغول (چنگيز) بنام غوزه يعني غرجستاني معروف بوده اند و سلسله شاهان غور و شارهاي باميان از ميان همين اقوام بوده اند، «. مرحوم وحیدی فولادیان می گوید: «هزاره ها به این جهت به این نام مسمی شده اند که از هزاره جات هزار چشمه خوشگوار بیرون می آید و قبل از اسلام به جای آن هزار مسجد و هزار منبر ساخته شده است : برخی گویند و جه تسمیه هزاره به این خاطر است که سرزمینشان دارای هزار نهر و رود و هزار دره و هزار کوه مرتفع می باشد»{87}.

احمد جامی استاد دانشگاه تهران در باره هزاره چنین ابراز نظر کرده است:«خزر ها ( هزاره ها) مردمی اند ترک نژاد که از شمال دریای خزر به فلات ایران رفته و از ری و قومس(سمنان) رهسپار خراسان شده اند . امروز در مرز خاوری خراسان بنام هزاره یاد میشوند»{88}. ياقوت حموی در تعريف خزر می نویسد : خزر نام بلاد ترک است  و ترکان اقوامی غیر ایرانی هستند که مرکز اصلی سکونت آنان در مغولستان و اطراف چین است». خزرها مردمانی از نژاد ترکها بودند که در سده‌ های آغازین پس از اسلام (سده هفتم میلادی) در شمال دریای خزر و جنوب روسیه و بخش‌هایی از اوکرائین کنونی و قفقاز امپراتوری‌ای را پایه گذاردند طوری که دایره المعارف فرهنگی روسی «این مردم را باشندگان قسمتهای مغولی ولگا و قسمتهای جانبی قفقاز قلمداد کرده است و ممکن است دریای خزر نیز بی ربط با موضوع فوق نباشد»{89}. پريسکوس (prescus) سفير روم در دربار آتيلا در سال 448 ميلادی و زاخاريا (Zacharia Rhetor) در اواسط قرن ششم ميلادی «از خزر ها به عنوان تابع و متحد هونها یاد می کنند… در اواسط قرن هفتم میلادی خزران با تابع کردن سابیر ها، اویغور ها، بلغار ها و دیگر ترکان، امپراتوری خزر را تشکیل دادند که چهار صد سال حکومت کردند»{90}.

اما درین میان نظر آقای خاوری قابل تامل بیشتر است زیرا با وجه تسمیه اَزرَه که خود مردم هزاره خویش را اَزرَه میخوانند مطابقت دارد . آقای محمد تقی خاوری معتقد است که کلمه «خزر» یا «خزاره»، بمرور زمان به هزاره تبدیل شده است . همین حالا اگر از هزاره ها پرسیده شوند که شما وابسته به کدام قوم هستید در جواب میگویند » مُو اَزرَه اِیم » که در واقع اکثر هزاره ها «ح» را «الف» تلفط میکنند و همیشه حلوا را الوا، محمد حسین را مامد اوسین، هوا را اوا، و… گفته و به همین اساس «هَزرَه » را «اَزرَه» میگویند و بر عکس در زبان روسی «ح» را «خ» تلفظ میکنند . یعنی حزره را خزره میگویند و دریای حزر نیز دریای خزر نام نهاده شده. حتی در کتابی بنام»اقوام نابود شده قدیم «در باره قوم خزار یا خزره که همان هزره یا اَزرَه میباشد مینویسد که امپراطور بزرگ این قوم بعد از سالها حکومت در جنگ با اسلاو ها منقرض میگردد و به همین لحاظ مورخین قدیم روس معتقدند که خزاره ها در سرزمین اسلاو ها در قدیم حضور گسترده داشته و حتی نام دریای خزر را از خزاره که بعدا شده هزاره گرفته اند. حتی انگلس، که از تئوری پردازان مارکسیسم میباشد در باره تاریخ قدیم اسلاو ها از قوم خزر نام برده است که با اسلاو ها جنگیده اند . در دايره المعارف شوروي چنين مي خوانيم : «هزاره خلق ترك زباني كه بعد از حمله ي هون ها كه در قرن چهارم ميلادي صورت گرفت، به وجود آمد و در دشت هاي سواحل غربي درياي خزر به زندگي كوچيگري مشغول شدند. هم چنان»هزاره خلق باستاني كه در قرن هفتم تا دهم دولتي را تشكيل دادند كه وسعت آن از بخشهاي زيرين ولگا تا قفقاز و ساحل شمالي بحیره سياه را در بر ميگرفت».نظامی گنجوی هم از برخورد اسكندر مقدونی با تركان، در شرف نامه- يكی از دو بخش اسكندرنامه – سخن رانده و سروده است :

زكوه خزر تا به دريای چين            همه ترك بر ترك بينم زمين

در اواسط قرن هفتم میلادی زائر و جهان گرد چینی هیوان تسنگ به «اراکوزیا» خراسان قدیم و  (افغانستان فعلی) آمد از دو شهر مهم آن بنامهای »هوسینه» و «هوساله» نام برد که بعدا سنت مارتین هوسینه را غزنی و هوساله را به هزاره مطابقت داد . اتفاقا خود هیوان تسنگ زمانی که هوساله را شرح میدهد دقیقا با مشخصات هزارستان کنونی مطابقت دارد هیوان تسنگ میگوید که از هوساله چشمه ساری خیزد و بعد به چندین شعبه تقسیم میشود اقلیم آن سرد و دارای برف و ژاله است مردم آن خوشدل و آزاده اند ،تحریر و زبان شان با دیگر ممالک اختلاف دارد و حتی از قیافه چینی این مردم هم اظهار تعجب میکند . این مشخصات دقیقا به مناطق کوهستانی، پربرف و چشمه سار و مردمان هزاره مطابقت دارد. «اگر نام هزاره اکنون آنچه را هیون تسنگ به «هو ،سا،له» وبطلیموس به شکل« او ،زا ،له» آورده با نام کنونی هزاره تطبیق کنیم از نظر زبان شناسی همین مقصد را روشن می کند. در تلفظ چنیی و یونانی کلمه فرق نیست هر دو سه سلایبل دارد که تبدیل س به ز و هو به او گویای تلقظ چینی و یونانی است، «از طرف دیگر اگر به تجزیه نام هزاره بپردازیم این نام مانند اسمای بی شمار و معروف دیگر تاریخی دو جز دارد هو ، زاره و اینکه هجای نخستن ان به ضم و هو بوده از تلفظ چینی و یونانی هویدا است ،هو در زبان اوستا به معنی خوب و هو نامی به معنی بیک بخشی و نیک نامی و جز دوم ان ساله ، زاله چینی و یونانی همین زاره کنونی به معنی قلب است که هوساله مساوی هزاره یعنی خوشدل معنی می دهد که این صفتی است که هیون تسنگ به مردم هزاره داده است»{91}.

دكتر موسوی بعداز تحقيقات در منشآ اتنيكی هزاره ها در قسمت وجه تسمیه هزاره ها، به اين نتيجه ميرسد كه منشاء کلمه هزاره و وجود هزاره ها به صورت گروه قومی ریشه دار و مستقل، به زمانهای بسیار دورتر از اواسط قرن سیزدهم باز میگردد . محقق و شاعر بزرگ فارسی ناصر خسرو بلخی حدود هزار سال قبل مینویسد :

هزاران قول خوب و نغز و باریک = ازو یابند چون تار هزاره «{92}. اما فراموش نگردد قبل از آنکه هزاره های امروزی بنام اَزرَه مسمی گردند این مردم بنا بقول دانش پژوهان » قبل از انکه لفظ هزاره مستعمل و معمول گردد مردم این سرزمین بنام «غرجه» و «غرره»یاد میشدند که منسوب به غرجستان است یعنی غرجستانی»{93}. محدوده جغرافی غرجستان در برهان قاطع چنین ذکر شده است : «غرجستان ولايتي است که راه هرات در مغرب و غور در مشرق وي و مروالروذ در شمال و غزنه در جنوب آن است و عنوان پادشاه اين ناحيت در قديم «شار» بود. اکنون اين ناحيه در افغانستان است»{94}.

صاحب قاموس الاعلام ترکي گويد در باره غرجستان چنین گوید : «در آثار جغرافي دانان اسلام غرجستان نام ناحيه بزرگ کوهستاني است که در افغانستان ميان هرات و کابل واقع است».

ناگفته نماند که بازیابی هویت نژادی هزاره ها نیازمند تحقیقات گسترده علمی است که با تداوم آن، گذشته معنادار و بهم پیوسته این قوم هم برای خود هزاره ها هم برای سایر اقوام روشن گردیده و آنگاه هزاره ها در پرتو آگاهی از وابستگی نژادی، تاریخ گذشته، حوزه فرهنگی و نمادها و نشانه‌های ذیدخل در شکل گیری هویت فرهنگی شان، در یک تعامل مثبت با سایر اقوام شریف کشور در خلق فرهنگ بزرگ ملی نقش برازنده ای ایفا خواهند کرد. این مقال صرف بصورت اجمالی درین رابطه مطالبی نوشته امیدوارم سایر قلم بدستان جامعه ما با تحقیقات گسترده علمی، تاریخی شان، زوایای تاریک تاریخ هزاره ها را روشن سازند .

تمام.

عباس دلجو

79- جغرافیای صنف نهم معارف، صص 22-23 چاپ کابل – 1345

80- مجله غرجستان ، شماره اول ص 51

81- حاج کاظم یزدانی . پژوهشی در تاریخ هزاره ها . ص 218

82- Becan ;1951:241

83- bamyan.org.au/Publication/issue72/72-3.html

84- Schurmann 1962:110 . Iwamura&Schurmann 1954:280,282

85- داكتر سيد مخدوم رهين – كتاب اشك خراسان ص 31

86- علیداد لعلی کتاب سبری هزاره جات

87- یزدانی حسین علی ، پژوهشی در تاریخ هزاره ها،ج1،ص 146

88- احمد جامی – راه سازی از روی زمین تا چرخ غلطان . 1373 – ص 33

89- خاوری ،محمد تقی، مردم هزاره و خراسلان بزرگ،صص 74-73

90- http://dusunce.blogfa.com/post-145.aspx

91- مردم هزاره باشندگان اصلی افغانستان http://www.afghanistanpress.com/my/spip.php?article2992

92- عسکر موسوی . هزاره های افغانستان ص 63

93- حسین نائل – سایه روشنهای از وضع جامعه هزاره صص 31-32

94- حواشي برهان قاطع چ معين

یک پاسخ

  1. LONG LIVE AQUAM TURK TABAR AFGHANISTAN

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: