صلح با طالبان یا آب در هاون کوبیدن


نباید فراموش کرد که پدیده طالبان از نگاه ذهنی، ارتباط تنگاتنگ با زمینه های فرهنگی، اجتماعی جامعه شان دارند . از انجائیکه آنان در بستر فرهنگ منحط قبیلوی، رشد کرده اند قطعا از محرکه های فرهنگی آن جامعه متاثر گردیده و تاثیر این عوامل در تکوین شخصیت آنان اهمیت بسزائی داشته اند . به همین دلیل زمینه رشد و پرورش قارچ گونه طالبان با آن تفکر انحرافی شان در زمینه باز و گسترده بستر فرهنگ قبیلوی افغانستان، در طول تاریخ فراهم بوده است. با نگاهی بتاریخ گذشته افغانستان، درمی یابیم که ذهنیت طالبان در بستر فرهنگی جامعه موجود بوده و در مقاطعی از تاریخ که زمینه تبارز پیدا کرده اند، مانند انگل های خونی از «سیست» شان خارج گردیده و شروع به تخریب و فتنه انگیزی کرده اند . همه میدانیم که مشخصه عمده طالبان که انان را از انسان های مومن، مسلمان، متمدن و متفکر جدا میسازد، همانا ذهنیت های قبیلوی، تحجر فکری، تعصب فرقه ای، تبعیض نژادی، واپسگرائی، توحش و بربریت، قتل عام انسان های مظلوم و بیگناه، بستن مکاتب، محرومیت زنان و… میباشند . مگر حد اقل از دوصد و شصت سال به اینطرف، این ذهنیت ها جزء ملکات ثانوی حکام مستبد و عوامل جنایتکار آن در طول تاریخ افغانستان نبوده اند؟ . جنگ و درگیری برادران تا سرحد قتل عام، اسیری و به زندان انداختن و کور کردن همدیگر برای تصاحب تاج و تخت حتی به قیمت مزدوری به بیگانگان، قتل عام 62 در صد نیروی انسانی هزاره ها و کشتار بیرحمانه ازبک ها و تاجیک ها در شمال کشور در حاکمیت عبدالرحمن جابر، فتوای تکفیر امان الله خان توسط طالبان آن زمان و ایفای نقش محتسب و دره نوازی و حکم تکفیر و تفسیق شیعیان دوره نادر خان، اسید پاشیدن تیزاب بر رخ دختران و…در زمان حاکمیت ظاهرشاه، قتل عام مردم مسلمان در پلیگون های نظامی در زمان حاکمیت دست نشاندگان روس، نسل کشی هزاره ها در افشار و غرب کابل و چنداول در حاکمیت به اصطلاح اسلامی برهان الدین ربانی و قتل عام مردم مسلمان در کابل و شمالی و مزار و بامیان و یکاولنگ در تحت پرچم سفید امار ت به اصطلاح اسلامی طالبان و قتل عام و سوختاندن مزارع چهار سال پی در پی اهالی دایمیرداد، کجاب بهسود توسط کوچی ها در حاکمیت به اصطلاح دموکراتیک اقای کرزی، واقعیت های غیر قابل انکاری است که در تاریخ سیاه حاکمیت قبیلوی وجود داشته و در بستر فرهنگ قبیلوی رشد نموده و از مناسبات ناهنجار قبیلوی تغذیه کرده است . مگر اینهمه جنایات در تاریخ گذشته این کشور، از مصادیق بارز و نمونه های عینی فرهنگ طالبانیزم در طول تاریخ دوصد و شصت و چند ساله افغانستان نمی باشد؟ .

اما علیرغم این واقعیت های عینی جامعه قبیلوی، آقای حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان و تیم اتنوسنتریست و قبیلوی او تلاش میورزند تا هماهنگی و آشتی بین متولیان فرهنگ توحش و بربریت از یک طرف و مناسبات دموکراتیک و مردم سالار از سوی دیگر، بوجود اورند. به همین خاطر حامد کرزی قبلا گفته بود که : «از طالبان، از حزب اسلامی و از هر کس دیگری که از خاک خود دور هستند و علیه خاک خود تفنگ برداشته اند، آرزو می کنم که برای صلح، امن، خوشحالی و ترقی ملت عزیز شان برگردند . از برادران ما- طالبان- همیشه، تا روزی که صلح در افغانستان بیاید، دعوت به صلح می کنم. من امیدوارم که ملا محمد عمر آخند و دیگر طالبان ما برای صلح و امن در افغانستان با ما یک جا اقدام کنند»{1}. علیرغم آنکه طالبان و حزب اسلامی حکمت یار به این تقاضای رئیس جمهور، به جای همراهی و همگامی، با پرتاب راکت و انفجار بم و انتحار و کشتار و سوزاندن و تخریب، جواب دادند . اما با آنهم آقای حامد کرزی نتوانست دل از محبت تروریست های قبیلوی اش بردارد . بناء با جمع آوری همپالکی های اتنوسنتریست خویش جرگه صلح با جنایتکاران، تروریست ها و آدم کشان را با صرف هزینه هنگفت از امکانات مردم زجرکشیده افغانستان، برگزار کرده و در سخنرانی افتتاحیهجرگه ملی مشورتی صلح منعقده 12 جوزای 1389 در کابل علیرغم آنکه برادران تروریست او اطراف محل برگزاری جرگه را راکتباران باران کرده بودند از آنان چنین تقاضا بعمل آورد : » من بالای آن ها{طالبان و حزب اسلامی حکمتیار} صدا می کنم که به کشور خویش برگردند، چون آنها دشمنان این کشور نه، فرزندان افغانستان اند و باید در آبادی کشور خویش سهیم شوند»{2}.

اگر از خوش باوری های سطحی بگذریم واقعیت امر این را به ما می نمایاند که این سخن حامد کرزی فاصله عمیقی با عملی شدن دارد . اولا شرایط وضع شده از جانب امریکا، سازمان ملل و کشور های غربی، در ارتباط صلح با طالبان، به قول آخوند ها خود تعلیق به یک امر محال است . استفن دی میستورا در گفتگو با بی بی سی اظهار داشت که “اگر رهبران طالبان آماده پذیرش مواد قطعنامه‌ جرگه شوند، به قانون اساسی افغانستان احترام بگذارند و روابط خود را با گروه های تروریستی خارجی قطع کنند، برای شورای امنیت و جامعه بین المللی بسیار سخت خواهد بود که درخواست مردم افغانستان را نپذیرد». همه میدانیم که طالبان و حزب اسلامی هیچگاه حاضر به پذیرش این شرایط نیستند . شرایط پیشنهادی امریکا و جامعه جهانی برای مذاکره با طالبان و حزب اسلامی همانا احترام به قانون اساسي و حمايت از روند دمكراسي و آزادي در كشور میباشد که اتفاقا از طرف مخالفین مسلح این پیشنهاد شدیدا رد گردیده است . طالبان و حزب اسلامی با پرتاب موشک و بخون کشیدن مردم بی گناه ثابت کرده اند که آنان هیچگاه آماده پذيرش قانون اساسي افغانستان، جدايي از القاعده، احترام به حقوق زن و دست كشيدن از جنگ را ندارند . دوما با توجه به وابستگی اعتقادی که طالبان به مناسبات متحجری بنام دین آنهم اسلام تحریف شده و رسوب ذهنیت قبیله ای و شئونیستی که دارند، هیچگاه حاضر نیستند تا قانون اساسی افغانستان را که مبتنی بر ارزش های ظاهرا دموکراتیک تدوین شده است، بپذیرند . چون نیک میدانند که پذیرش قانون دموکراتیک و تعمیل و اجرای مفادات آن به منزله نابودی مناسبات متحجر قبیلوی میباشد و قطعا طالبان که متولیان پروپاقرص مناسبات قبیلوی اند با چنگ و دندان بعنوان عوامل بازدارنده برعلیه مناسبات و ارزشهای دموکراتیک، می جنگند . بخاطریکه پشت این ذهنیت متحجر آنان نگاه و تفکری خوابیده است غیر عقلانی و نامتحول .

اگر چه مردم صلح دوست افغانستان با توجه به شناخت کاملی که از آقای حامد کرزی و سایر شیونیست های قبیلوی دارند، گله مند نیستند که چر ا طالبان تروریست را با آن ماهیت و عملکرد های ضد انسانی و اسلامی آنان، برادر خطاب کرده و خواهان آزادی تروریست های زندانی گردیده و حتی حذف نام سران طالبان تروریست را از لیست سیاه سازمان ملل نیز درخواست کرده اند . اما از برخورد دوگانه امریکا و متحدین غربی اش نسبت به پدیده شوم طالبان، متعجب شده اند . چرا امریکا و متحدین غربی اش با نگاه عمیق به پس منظر فرهنگی اندیشه طالبانی، درک نمی کنند که طالبان به مناسبات تحریف شده و متحجر و رسوب ذهنیت قبیله ای و شئونیستی معتقد بوده و به این زودی تحولی مثبت در دیدگاه متحجر و قبیلوی آنان ایجاد نمیگردد؟. از طرف دیگر آنان از موقع ظهورشان تا کنون هزاران انسان بیگناه را سر بریده اند، اعمال جرمی مخالف شان انسانی که مصداق بارز جنایات جنگی میباشند، را مرتکب شده اند، تروریست های بین المللی را پناه داده و زمینه اعمال جنائی آنان را بر علیه بشریت، فراهم کرده اند . پس بنا به همین دلایل بالا، کنار آمدن با طالبان مفهومش را از دست میدهد و بقول ریچارد رورتی : «کثرت‌گرایی تنها به معنی کنار آمدن و همراه شدن با مردمی است که باید با آنها کنار بیایید نه به این معنی که با هر کس و در هر کجا کنار بیایید. شما نمی‌توانید با هیتلر و یا استالین کنار بیابید. آشویتس و گولاگ جاهایی برای کنار آمدن نیستند، بلکه باید برای از میان بردن آنها مبارزه کنید»{3}. مگر امریکائی ها و متحدین غربی اش نمیدانند که تا هنوز، نه آقای کرزی و نه شرکت کنندگان در جرگه صلح!! راهکار مشخصی در راستای ایجاد صلح با مخالفین مسلح، ارائه نداده اند و تا کنون در هیچ نشستی، طرف هیئت صلح دولتی با جانب مخالفان مسلح، به توافقات ضمنی حد اقل در کلیات قضیه نیز نرسیده اند . اما آقای کرزی و مشترکین اجلاس صلح در بيانيه اجلاس تاکید بر رهائی زندانیان طالب که مرتکب قتل و کشتار و انفجار و انتحار که منجر به کشته شدن هزاران انسان های بیگناه گردیده و همچنان حذف نام سران طالبان و مخالفين حكومت از ليست سياه سازمان ملل متحد، گردیده اند. این در حالی است که سران مخالفین مسلح که اکثرا سر در آخور القاعده و تروریست های بین المللی دارند، نه تنها از روند صلح استقبال نكرده اند بل با راکت باران خیمه صلح و انفجارات انتحاری، دست رد بر سینه کرزی و دار و دسته قبلوی اش نیز زده اند . در چنين وضعيتي چرا زندانیان جنایتکار طالب از زندان آزاد گردد؟ و چگونه مي توان درخواست حذف نام سران تروریست آنان را از ليست سياه بين المللي مطرح كرد؟.

در ینجا با قرار دادن فاکتور های بالا کنار هم به این نتیجه میرسیم که غربی ها و طالبان و کرزی و تیمش، در واقع بازیگران این دائره دوار جنایت و وحشت و کشتار و جنگ و خونریزی در یک تسلسل غیرمنطقی و دوامدار می باشند . که اتفاقا آقای حامد کرزی خواسته یا نخواسته، بازی هماهنگ قدرتهای غربی و طالبان در ایجاد تنش و دوام جنگ های فرسایشی را افشا کرده و پرده از نقش هماهنگ آنان در ادامه جنگ در افغانستان برداشته و در قسمتی از سخنرانی افتتاحیه اش به این مورد چنین اشاره ای داشته است: «مي گوييد كه تا نيروهاي خارجي از افغانستان خارج نشوند به جنگ ادامه مي دهيم و نيروهاي خارجي مي گويند تا طالبان را شكست ندهيم از افغانستان خارج نمي شويم پس شما يك بازي به راه انداخته ايد و مردم قرباني اين بازي شما شده اند»{4}. این سخن حامد کرزی که خواسته یا نخواسته پرده از روی نیات شوم کارگزاران این تراژیدی سهمناک برداشت، مبین این واقعیت است که درین چرخه خونین و ادامه جنگ فرسایشی، مردم مظلوم افغانستان اند که هر روز در مسلخ مطامع قدر تهای بین المللی، کشور های همسایه و جنایتکاران مزدور، از هستی ساقط میگردند .

عباس دلجو

1- منبع : بی بی سی جمعه 27 نوامبر 2009 – 06 آذر 1388

2- http://president.gov.af/Contents/126/Documents/1828/jerga_dari.htm

3- گفتگوی رامین جهانبگلو با ریچارد رورتی http://www.advarnews.us/idea/5182.aspx

4- بخشی از سخنان آقای حامد کرزی در مراسم افتتاحیه جرگه صلح

http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetail.aspx?QSCNDId=42179&QSDNId=576


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: