تورکان فارسی گوی-قسمت اول


قسمت اول

چند کلمه پیرامون عروج و نزول فارسی

تورکان پارسی گوی بخشندگان عمرند ساقی بشارتی ده رندان با صفا را

حافظ (رح)

عنوان «تورکان پارسی گوی» بیان کننده ارتباطات معنوی و دوستی های آشکار و پنهان خلق تورک با گویندگان اصلی این زبان است.

زبان فارسی زبانیست که قایدین بزرگ و شهنشاهان و جهان کشایان تورک بدان علاقمند بوده و با عشق فراوان در انکشاف آن نقش های کلیدی را در تاریخ شرق و خاصتاً در سرزمین های مشترک افغانستان، تورکستان و ایران بازی کرده اند.

درین اواخر مشاهده میگردد که یک عده سبک مغزان و کور اندیشان که فاقد معلومات تاریخی میباشند، از آمیزش تورک و تاجیک و تاریخ مشترک آنها آگاهی ندارندو سعی های نابخردانه خویش را با جعلیات به خرچ میدهند که اختلاف را اندر میان این ملیت های نجیب باندازند.

آنها نمیدانند که این زمان ، وقت و عصر کمپیوتر است، و مردم اقتصاد و حیات مرفه میخواهند و زبان به جز یک وسیله افهام و تفهیم ، کار دیگری را نمیتواند انجام دهد.

سیصد سال پیش تورکی زبان برلاس از جمله میرزایان بابری و شاعر درجه یک زبان تاجیکی حضرت میرزا عبدالقادر بیدل فرموده بود:

ساز نافهمیدگی کوک است کو علم و چه فضل

هرکجا دیدم بحث تورک با تاجیک بود

بیدل (رح)

زبان شیرین فارسی در گذشته های بسیار دور فقط یک زبان معمولی و در جمله زبانهای عادی دیگر قرار داشت. و این زبان به صورت های پراکنده از خطه های جنوب بغداد براه افغانستان تا داخل تورکستان جنوبی تکلم میگردید. گاهی هم یک عده تاجیکی زبانان تحت تأثیر گویندگان زبان تورکی می آمدند و زبان خویش را از دست داده به تورکی صحبت مینمودند و گاهی تورکانیکه در اطراف شان تاجیکان اکثریت داشتند، تحت تأثیر زبان تاجیکی رفته و به گفتن زبان تاجیکی عادت میگرفتند. چونکه این دو ملت در طول تاریخ همزیستی داشتند، چونکه در تواریخ و نیز افسانه ها و در گفتار کلمات «تورک و تاجیک» ردیف هم قرار یافته بودند.

جمله مردم هزاره از نگاه خون تورک خالص می باشند و ضرورت به اثبات این قول درین نوشته نیست. اما یک اکثریت زیاد شان در افغانستان مرکزی بزبان مخصوص لهجه هزاره گی که در حقیقت همان زبان تاجیکی ولی با استعمال کلمات و اصطلاحات کلاسیک تورکی سخن میگویند.

وقتیکه این راقم زبان تاجیکی میگوید، منظور آن نیست که آن زبان با زبانهای دری و فارسی فرق دارد، در حقیقت هرسه زبان ، زبان فارسی است و تنها به خاطر معمول بودن در قلم نویسنده که کتابهای زیاد به احیای این لسان نوشته است، کلمه «تاجیک» بزبان قلم آسانی میآورد.

گفته آمد که اگر اختلاف اندازان در میان تورک و تاجیک به تاریخ مراجعه نموده و مطالعات خویش را دقیقتر بسازند، آنها درک خواهند کرد که روابط تنگاتنگ تاریخی، علایق خونی، تشکیل فامیلهای مسترک، حکومتداری های مشترک با داشتن خاک مشترک این دو قوم و ملت را باهم یکی ساخته است.

در کتاب جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله مورخ نامی دوران مغول، سامانیان را از اولاده سامان یاوقوی میداند و امیر سبکتگین را از احفاد ایشان ثابت میکند. درحالیکه سبکتگین را همه میدانند که از طایفه قرلوق است. پس درینصورت آن خاندان ارتباط مستقیم با تورک ها دارد.

اما فاجعه عصر موجود اینست که به نسبت علاقه بخصوص سامانیان به فارسی ویا تاجیکی، تاجیکان امروز خود را به سامانیان مربوط میدانند و سامان را جدا از تورک میدانند.

اما یقیناً که سامانیان علاقه مفرط به زبان فارسی تاجیکی داشتند، چنانچه آدم الشعرأ ابوعبدالله رودکی با سرودن چهارصد هزار بیت، رابعه بلخی، شهید بلخی، دقیقی بلخی وغیره در آن دوران با سرودن اشعار نغز و دلکش فارسی تاجیکی در انکشاف زبان مذکور معاونت کرده اند، البته حنظله بادغیسی و پیش از آن را باید به تاریخ ادبیات فارسی مراجعه کرد که بحث ما در آن باب نیست.

حالا رجوع مینمائیم به شناخت کسانیکه زبان آهنگین فارسی را در افغانستان و حوالی آن با دور دست ها به اوج ترقی و اعتلا رسانیدند و کلید پیشرفت های محیرالعقول و جهان شمول زبان فارسی بدست کی ها بوده! و کیها بودند که این زبان را تا حدی در جهان معرفی و گسترش و گشایش بخشیدند که بی تردید زبان دوم بعداز عربی در جهان اسلام آن زمان بشمار رفت!

جواب این همه سوالات را میتوانیم بگوئیم که کلید در گنج سعادت زبان فارسی در واقعیت امر و بدون انکار بدست قاعد اعظم ، سلطان کبیر و وسعت دهنده اسلام و برگزارنده خشت های زرین تهداب فارسی سلطان محمود غزنوی میباشد.

سلطان محمود بزرگ یا شهنشاه نامدار اسلام در نسب و ملیت اصلاً از تورکان تگینی و به طائیفه قرلوقان متعلق است. مادرش دختر یکی از خوانین بزرگ تورکان هزاره و از جمله تورکان توکیو که متعلق به تگینی های زابلستان است میباشد.

این شهریار بزرگ وطن یا محمود کبیر از آوان بدست گرفتن قدرت حکومت تا دم واپسین حیاتش با سرعت زیاد به معمول ساختن زبان فارسی و انکشاف آن کوشید.

از شرح و بسط درینباره جلوگیری مینمائیم، تنها مختصراً به عرض میرسانیم که چهارصد شاعر را به زبان فارسی مستمری داد و در حالات خاص هرکدام را زربخشی ها کرد که در تواریخ از آن سخاوت هایش مکرراً حکایت شده است.

مثلیکه عنصری گوید:

گر آن عطا که پراگنده داده جمع شود

زحد دریا بیش آید و ز وزن جبال

به غضایری رازی آنقدر سیم و زر بخشید که گفت:

بس ای ملک که نه گوهر فروختم به سلم

بس ای ملک که نه عنبر فروختم به جوال

فردوسی گوید:

به ایران و توران اورا بنده اند

برأی و به فرمان او زنده اند

که چون او نبوده است شاهی بجنگ

نه در بخشش و کوشش و نام و ننگ

فرخی گوید:

هرکجا گویند محمود بدانند که کیست

از فراوانی کردار و بلندی آثار

در قسمت سخاوت سلطان محمود و نوازش او شعرا را مراجعه فرمائید به کتاب «سلطنت غزنویان» تألیف استاد خلیل الله خلیلی و دیوان های اشعار شعرای هم عصر سلطان محمود.

کار دیگر سلطان غزنه گسترش دادن دین مبین اسلام در نیم قاره هند از طریق زبان فارسی میباشد که با آن فعل با صواب سلطان محمود غزنوی زبان فارسی یکدم رنگ دنیائی را به خود گرفت و از آنست که تمام عالم اسلام سال ۲۰۱۳ عیسوی را سال سلطان محمود گرفته و به مقام او ارج می نهند.

گفته آمد که محمود کبیر تورک زبان و در خانه بزبان تورکی صحبت میکرد ولی با آنهم چون دیگر شعرای تورک پارسی گوی به زبان فارسی شعر میسرود و خصوصیات شعر او طوری بود که عموماً حرف اول بیت و حرف آخر بیت یک حرف باید میبودند که در بعضی نشرات به مشاهده رسیده اند.

سلطان مسعود فرزند محمود آنقدر به زبان فارسی وارد بود که گویی نظیری تا اکنون به سویه اش در فارسی دانی پیدا نشده است. افسوس که وی به جهانداری و سیاست مصروف گشت و بزودی شهید گردید.

بهرامشاه غزنوی نیز از شعرای بزرگ عصر غزنویان و از فامیل آنهاست. خلاصه اینکه از فامیل غزنوی ها جمله شاعران و نویسنده گان بزرگ فارسی و حامیان درجه یک ادبأ و شعرای فارسی گوی بودند.

حضرت حکیم سنائی غزنوی و مسعود سعد و صدهای دیگر در آن دوره حیات داشتند.

دوران مشعشع غوریان بزرگ در هند و افغانستان، از دوره های طلائی در انکشاف زبان فارسی به حساب میآید. چنانچه همه میدانند که سلطان رضیه منحیث یک سلطان تورک، اشعار زیبای فارسی سروده که در تاریخ ادبیات فارسی از آن زن فرهنگ پرور یادآوری گردیده است.

ازینجاست که زبان فارسی به دوران های امپراطوران تورک وسعت بی سابقه یی برای خود گرفته و جهانشمول گردیده بود. اما متآسفانه با زوال امپراطوری های سلاطین تورک، زبان فارسی نیز به مضیقت روبرو گردیده و منحصر به ایران، افغانستان و تاجیکستان گردید.

پایان قسمت اول

ادامه دارد

پروفیسور داکتر عنایت الله شهرانی

فدراسیون تورکان افغانستان

15 پاسخ

  1. slm dostan aziz be navishta shoma ihteram my kuzaram ama navishta shoma der bara bidel ast ger waqi ast bidel hazara mugol badakhshan ast ki hindistan mahcher my shawad der hindostan vafat my kuned. o ra hic rabti be tachikha na dahed lutfen der tarikh afgahnista be khan der kitab dersi afganistan wazih navishta ast.mufaq bashin

  2. شهرانی صاحب ما عاشق خواندن نوشته های شما هستیم اما کم می نویسید.

  3. تاجک بودن سامانیان مانند است که 2+2=4

    و انها همیشه در کتابهای تاریخی جدا از ترک ذکر شده اند.

    این دو نقطه ذیل نشان میدهد که سامانیان تاجک اند:

    علاقه زیاد سامانیان به زبان فارسی یعنی زبان مادری ایشان .

    بلخ مسکن اصلی ایشان که همچون سمرقند. بخارا. کابل. هرات شهر های تاجکان بوده است و انشاالله خواهد بود.

    «در کتاب جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله مورخ نامی دوران مغول، سامانیان را از اولاده سامان یاوقوی میداند و امیر سبکتگین را از احفاد ایشان ثابت میکند».

    اگر این اشاره بالا درست باشد. این بخاطر ذکر شده که غذنویان هچون سامانیان خود را از خاندان ساسانیان میدانست.
    پس این بیانگر این است که غذنویان ترک نه بلکه ایرانی تاجک بوده اند.

    و فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید:

    کجا آن بزرگان ساسانیان
    زبهرامیان تا بسامانیان

  4. کابورای عزیز!
    گناه شما نیست چون اساس گذار فرهنگ شما همان فردوسی است که به سلطان غزنه خیانت کرد. و همچنان گناه از همان امپراطوران ترک است که مار های همچون شما را در آستین پروراند. و در باره شهر بلخ باید گفت که تنها مسکن شما نه بلکه بیشتر از شما ترک تباران اسکان آن جا هستند. و بلاخره در باره شعر که از فردوسی نقل کرده اید باید گفت که شعر میتواند نقل و قول باشد اما تاریخ شده نمیتواند چون شعر به اساس احساسات و تخیلات ………….. استوار است اما تاریخ به اساس استناد و شواهد و حقایق.
    اگر نوشته های فردوسی را تاریخ و حقایق قبول کنیم پس باید کتاب دیگر به نام مشخص تاریخ هم باید میداشت.

  5. سید عارف جان

    بلی

    «بلخ همچون سمرقند. بخارا. کابل. هرات شهر های تاجکان بوده است و انشاالله خواهد بود.»

    بلخ مسکن اصلی باختریان(نیاکان تاجکان) است .

    این یک واقیعت است.

    «شهر بلخ باید گفت که تنها مسکن شما نه بلکه بیشتر از شما ترک تباران اسکان آن جا هستند»

    جواب من به این نوشته شما این است که: دروغ از خود حد دارد. بیشتر شما در نقاط شمال در دوران شیبانیها از شمال کزاکستان مهاجرت کردید.

    اگر به تاریخ و نوشته های تاریخدانان مشهور مراجع کنید میابی که مسکن اصلی ترکتباران کوه های التای در مغولستان است نه اسیا میانه. که زندگی صحرا نشینی داشتند.

    اسیا میانه مسکن اصلی اقوام اریایی ها چون باختریان. سغدیان.خوارزمیان یعنی نیاکان تاجکان است.
    بقول از تاریخ کهن چینی همین سغدیان(تاجکان)بوده اند که رسمالخط را به گاکتروکان (ترکان) اموختند.

    «همچنان گناه از همان امپراطوران ترک است که مار های همچون شما را در آستین پروراند» این نوشته شما
    خیلی خنده اور است.و جواب شما این است که:

    امپراطوران ترک نیاز به مشاوران و دانشمندان داشتند که درمیان صحرا نشینان پیدا نمی شد و تنها در میان کسانی(اریایها) پیدا می شد که تجربه7000 ساله حکومت وامپراطوریهای بزرگ چون: باختریان.سغدیان. کیدانیان. کیانیان. مدیها .هخامشیان. اشکانیان. ساسانیان. طاهریان. سفاریان.سامانیان.غوریان کرتها.و دیگر داشتند.

    در تاریخ اسلامی امده که یک سلطان عباسی چنین بیان کرد:»ما عرب ها بدون فارسها یک ساعت حکومت کرده نمی توانیم مگر فارسها بدون ما هزارها سال حکومت کرده اند.»

    «مار ها»

    جواب من به این نوشته شما این است :

    اگر شعرهای شعرای کهن را بخوانی می بینی که چه قدر از بی وفایها و فریبکاریهای ترک ها ذکر کرده اند. مانند غذنویان و مملوکها که سامانیان و عباسیان انان را از غلامی به دولت خویش جاه دادند مگر برای ایشان مارهای زهری شدند.

  6. سید عارف جان

    بلی

    «بلخ همچون سمرقند. بخارا. کابل. هرات شهر های تاجکان بوده است و انشاالله خواهد بود.»

    بلخ مسکن اصلی باختریان(نیاکان تاجکان) است .

    این یک واقیعت است.

    «شهر بلخ باید گفت که تنها مسکن شما نه بلکه بیشتر از شما ترک تباران اسکان آن جا هستند»

    جواب من به این نوشته شما این است که: دروغ از خود حد دارد. بیشتر شما در نقاط شمال در دوران شیبانیها از شمال کزاکستان مهاجرت کردید.

    اگر به تاریخ و نوشته های تاریخدانان مشهور مراجع کنید میابی که مسکن اصلی ترکتباران کوه های التای در مغولستان است نه اسیا میانه. که زندگی صحرا نشینی داشتند.

    اسیا میانه مسکن اصلی اقوام اریایی ها چون باختریان. سغدیان.خوارزمیان یعنی نیاکان تاجکان است.
    بقول از تاریخ کهن چینی همین سغدیان(تاجکان)بوده اند که رسمالخط را به گاکتروکان (ترکان) اموختند.

    «همچنان گناه از همان امپراطوران ترک است که مار های همچون شما را در آستین پروراند» این نوشته شما
    خیلی خنده اور است.و جواب من به شما این است که:

    امپراطوران ترک نیاز به مشاوران و دانشمندان داشتند که درمیان صحرا نشینان پیدا نمی شد و تنها در میان کسانی(اریایها) پیدا می شد که تجربه7000 ساله حکومت وامپراطوریهای بزرگ چون: باختریان.سغدیان. کیدانیان. کیانیان. مدیها .هخامشیان. اشکانیان. ساسانیان. طاهریان. سفاریان.سامانیان.غوریان کرتها.و دیگر داشتند.

    در تاریخ اسلامی امده که یک سلطان عباسی چنین بیان کرد:»ما عرب ها بدون فارسها یک ساعت حکومت کرده نمی توانیم مگر فارسها بدون ما هزارها سال حکومت کرده اند.»

    «مار ها»

    جواب من به این نوشته شما این است :

    اگر شعرهای شعرای کهن را بخوانی می بینی که چه قدر از بی وفایها و فریبکاریهای ترک ها ذکر کرده اند. مانند غذنویان و مملوکها که سامانیان و عباسیان انان را از غلامی به دولت خویش جاه دادند مگر برای ایشان مارهای زهری شدند.

  7. سلام به ترکان گل،
    به کابورا عرض شود که خود تاجیک دارای هیچ اصل نژادی روشن نمی باشد. اگر آن را به تازی ها مرتبط سازیم که می شوند عرب. قویترین احتمال آن است که آنان ترکان و یا مشخصا هزاره های تحلیل رفته و استحاله شده ای باشند که امروزه از اصل و نسب خود دور مانده اند. واژه های مورد استفاده ی تاجیکان تاجیکستان عمدتا ترکی و هزارگی است.

  8. در رابطه با این گفته که فارسها هزاران سال حکومت کرده اند، آیا سندی ارائه می توانید؟ بجز دوره ی هخامنشیان و بعد هم دوره ی پهلوی ها دیگر حکومت فارسی ما در تاریخ سراغ نداریم. در رابطه با زبان هم باید بگوییم که فارسی زبان عامی بوده و ترکی زبان درباری. پس شعرا و نویسندگان ترک همه برای ترویج اندیشه ی خود از زبان عامیانه استفاده نموده اند و می گذریم از این که خود در ایجاد و رشد این زبان نقش اساسی داشته اند.

  9. سلام برای عارف جان.

    ترک سیزی شما کوچکترین سود برای شما نخواهد داشت در این زمینه متاسفم که برای تان کمک کرده نمیتوانم. برای حل مشکلات خو د دوراه دارید. برویدی یک مقدار کتاب تاریخ ورق بزنید و یا مطلق قبول کنید که ترکستان جنوبی همان بلخ آریایی شما از هزاران سال پایگاه ترکان نیز بوده.

    ترکلگینگ دین واز کیچ دیب اره توتسه باشــــــمه
    ترکلگیمدین واز کیچمس مین کهچر مین باشدین

  10. Karhay tarekhi tawaseti tarikhnawesan sorat megerand wa mardum aamah ba ehsasat beja wa dashtan malomati andak sababi mushkilat dar bain khude mardum megardand.
    ma insanha az mashakil wa khatahay tarekh bayad beyamuzim wa rahi behtare baray hamzisty salem baraye hamaye insaha dar koraye zamin bekoshim.
    man Aqeda bar anam ki hazrat Adamwa Hawa neyakan ma insanha astand.
    .

  11. تشکر از دوستانی که اینقدر زحمت میکشن و بخاطر جستجو و تحقیق و ارزیابی نسب و اصلیت خویش وزنده نگهداشتن زبان و نژاد شان تلاش میورزند در واقع هویت هرانسان همانا نژادش است به نظر من کاری خوبیست تا انسان هویت خود را بشناسد چون انسانی که هویت خود را نشناسد مانند گیاه یکساله است و من هم کوشش میکنم تا منبعد همکار شما باشم خداحافظ مسعود انتظار دهبیدیان خراسانی

  12. تاریخ که تاریخ است احساسات نیست شعر های تخیلی و عاطفی نیست مشهود است که ترک تباران در افغانستان ریشه و قدامت نه دارند حتی تاریخ دقیق و حوداث که باعث مهاجرت انها از ان سوی دریا به این سو گردیده بیان میدارد , تاریخ قدامت تجیکها را در شمال افغانستان بخصوص بلخ به سراحت ثبوت میکند و هم اگر چشم پوشی نشود شهرهای همچو ننگرهار کابل و کندهار و غزنی به اقوام پشتون وا مرتبط بوده تارخچی اگر از اقوام غیر پشتون در شهرستان ها کابل غزنه و کندهار چیزی را به یاد می اورد این است که تاریخ ثابت کرده که پشتون ها همیشه در کارهای اداری و فرهنگی تاجیکهار و اقوام دیگری را گماشته بودند و ازیشان کمک می گرفت وسالم

  13. از دید بنده زبان فارسی ، زبان تاجیک ها یا فارس ها نیست بلکه زبان همه ایرانی هاست ، و اگر برگردیم به شاهنامه دلیل اینکه این سرزمین توران میگویند این است که فریدون را پسری بود بنام تور و او شاه این سرزمین بود. ما اگر در اروپا ببینیم بیشترین دشمنی های گفتاری و رزمی را انگلیس با آلمان دارد ، چرا چونکه اینها باهم خیلی نزدیک اند مانند دو عموزاده ها، همینگونه در روسیه ، روسیه با اوکراین چنین نسبتی دارند. هند با پاکستان چون از یک ریشه اند. همینگونه ترک و تاجیک یا همان ترک و فارس چون باهم بنا به دلیل های زیاد بسیار نزدیک اند، این کشکمش ها را در میان دارند.

  14. تورک یک واژه پارسی است به معنی زرد پوست (براینونه کتاب های نوشته شده در هزار سال پیش را ببینید مثلا کتاب قابوس نامه واز ویژگی ترکان این است که قد کوتاه دارند و …. واهل تبت ارام تری ن انها اند و اهل چین زیباترین ووو )و اما کلمه تورک این واژه یک وازه ماندارین چینی برگرفته از (واژه توکی) به معنی سگ ولگرد است(هارولد لمب / کتاب تیمور لنگ / مبحث تورکان ) شما ترکان بازماندگان همان مردم صحرا گشت که گوشت تمتم حیوانات از قبیل سگ راهم میخوردند هستید یعنی همان مغول های وحشی حیوان صفت
    حالا شما حتی مردم آریایی این سرزمین مانند سلطان محمود غزنوی که خود تاجیک بود ترک تبار خطاب میکنید جای تاسف است برای شما تاریخ دزد های کله خام
    راستی هم که شما کله خام هستید

  15. جایگاه اصلی ترکان برمیگردد به دشت های مغولستان که با حمله چنگیز خان به ایران و خراسان این نژاد باقی مانده است ترکان
    هزاره. ترکمن. ازبک همه شان مهاجرین این کشور اند و مردمان بومی این کشور نیستند خراسان و ایران از نخست محل آریاییان بوده و میباشد اما برخی از پان تورک ها که نوکران خود فروخته پان ترکیه های ترکیه می آیند و ادعا دارند که این کشور سرزمین ترکان هست در حالیکه حتی مردم کنونی ترکیه نیز آز نژاد آریاییان. یونانیان . اروپائیان اند که هیچ سیما و شکل مغولی مانند ازبک و هزارها ندارند و فقط زبان شان ترکی شده که این
    هم به دلیل ترک زبان سازی برخی پان تورک ها میباشد آمدیم بالای اینکه ترکان فارسی گوی که به جز هزاره کسی دیگر نیستند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: