منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها: بخش هفتم


هيوان تسنگ راهب و زاير چيني در عصر شاهان زاولي در برگشت از هندوستان در ماه جون سال 644 ميلادي در باره زاولیان چنين مي گوید :«تمام مردم زاول معبد سوناگر را پرستش مي کنند و هر سال اشراف و شهزادگان در جشن آن، طلا، نقره، اسپ، گوسفند و اجناس گرانبها به پاي آن نثار مي نمايند و احدي جرأت تصاحب آنها را ندارد او ، حدود زاول را 2500 لی، يعني معادل 700 ميل مي نویسد». هپتالیان در موقعی که ساسانی ها بجانب غرب و گوپتا های هندی در شرق بر سر اقتدار بودند، نه تنها خاک افغانستان را حفظ کردند بل فتوحاتی هم در هند انجام دادند ولی در نهایت، گوپتاها موفق به بیرون راندن هپتالیان از هندوستان شدند که در نتیجه، دولت مقتدر هفتالیان در افغانستان به ادارات محلی و کوچک در جنوب و شمال هندوکش مبدل شد .

«هیاطله جمع هیطال است و هیطال به زبان بخارا مردی قوی باشد و نیرو را به زبان بخارا هیتال خوانند و هیتال را به تازی به هیطال گردانیده اند»{53}. «هفتالیان ،هپتالیان و هیاطله یک نام است و این نام بر گروهی از مردم قدرتمند اطلاق می شده که مالک سرزمینهای تخارستان بوده اند و ترکهای خلج و گنجینه (گنجه)باقیمانده آنها هستند»{54}. هیاطله (هیپتالیان) حدود سال 350 ميلادي به سوي افغانستان و شمال هندوستان سرازير شدند. در ویکی پیدیا ذیل واژه هپتالیان چنین نوشته است : «هپتالیان یاهفتالیان یا یفیالیان یا هیاطله یا هونهای سفید قومی بودند که از ایالت گانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند». در انسیکلوپیدیای اسلامی نیز تاکید شده است که آق هون ها همان هپتالیان میباشند که : «به سرزمینهای کنونی ترکستانِ روس و ایران و هندوستان رفتند و نام «آق هون » (یا هَیاطِلِه یا هَفتال / هَفتالیت / افتالیت یا هونهای سفید) به خود گرفتند «{55}. در انسیکلوپیدیای اسلامی، هیپتالیان یا آق هون ها را ترک تبار نوشته است : «هون یا هیتالی، هفتالی (پارسی میانه: خیون) قومی صحراگرد از مغولستان بودند که در سده‌های چهارم و پنجم میلادی به سوی غرب مهاجرت کرده و در موازات آمو دریا کوچ‌نشین‌ هایی تأسیس کردند{56}. از طرف دیگر علمای زبان شناس شباهت آوایی و ساختاری زبان های ترکی و زبان های بازمانده از هون ها را گواه بر منشاء نژادی واحد هونها و ترکها میدانند .

سواران هون. حکاکی دههٔ ۱۸۷۰ بر اساس نقاشی از یوهان نپوموک کیگر (1805- 18809)

با ذکر این دلایل مستند تاریخی، در واقع هفتالیان همان «آق هون» یا «هونهای سفید» می باشند که از شمال قزاقستان به نواحی افغانستان و هندوستان مهاجرت کرده و در دوره سامانیان امپراطوری بزرگ اق هون را تشکیل دادند . در کتب تاریخی «امپراطوری آق هون را هفتالیت یا هفتالیان و گاهی هم هیاطله نوشته اند که مدت پنج قرت حکمروائی کرده اند»{57}.وسعت امپراطوری یفتلی ها از دریای اورال، ازبکستان، افغانستان، پاکستان الی قسمت شمالی هند امروزین گسترش داشت و مقتدر ترين پادشاه يفتلي ها، اخشنور بود و آنان توانستند حدود افغانستان را از آسياي مركزي تا هندوستان شمالي گسترش دهند. یفتلی ها نیز همچون کوشانیان از شمال چین به افغانستان کنونی مهاجرت کرده و بعد از انقراض حاکمیت کوشانیان بر این سر زمین حکومت کرده اند . چون در آن زمان چین جزء اولین کشوری بود که مردمانش موفق به اختراع صنعت آسیاب بادی گردیده بودند . بناء مدارک ثبت شده تاریخی حاکی از آن است که یفتلی ها که این صنعت را در چین فرا گرفته بودند آنرا با خود به هزارستان آوردند . آسیاب‌های بادی اولیه، آسیاب‌هایی با محور عمودی بوده‌ اند که  پره ها بر محور میله ای عمودی نصب شده اند که در اثر وزش باد، پره های وصل شده به میله به گردش آمده و در نتیجه چرخ شروع به گردش می کردند. میله محور به سایر قسمتهای ماشین آسیاب وصل بود که با انتقال نیروی حاصل از باد به آنها، آسیاب کار خود را انجام می داد. این آسیاب‌ها در ارتفاعات افغانستان کنونی برای آسیاب‌ کردن غلات از قرن هفتم قبل از میلاد، بکار می‌رفته ‌اند . از آنجا كه باد به عنوان عامل اصلي گرداننده آسياب ها است و عمده ترين دليل روي آوردن به آسياب ها ي بادي در مناطق بادگیر است . به همین لحاظ امروز در مناطقی از هزارستان که شرایط مساعد را دارا بودند، بقایای آسیاب های بادی را میتوان به چشم سر مشاهده کرد . از آنجمله در منطقه پیدگه در فاصله 15 کیلومتری شهرک سنگماشه درکوه خاکریز، و در قریه چهل باغتوی پشی از توابع ولسوالی جاغوری در کوه باد، و در منطقه بادآسیه از توابع ولسوالی حصه دوم بهسود و در روستای نشتیفات شهر خاف از توابع استان خراسان رضوی در مرز ایران و افغانستان، تا هنوز آثار مخروبه آسیاب های بادی موجود است .

بقایای آسیاب های بادر در نیشتیفات

گفتیم که نیاکان هزاره ها كوشان شاهان، يفتل شاهان(هیاطله)، تگين شاهان، رتبيلان، كابلشاهان، قرلوق شاهان ( طائفه سبكتگين )و… میباشند . بناء این اقوام از دل سکا ها، یوچی ها، ستی ها، توكيو ها، ژوان – ژوان ها و هون های سفيد سربرآوردند كه از ميان آنها در خاك كنونی افغانستان پادشاهان زیادی حكمروائی كرده اند و به همین دلیل آقای عبدالحی حبیبی هزاره ها را از ساکنین اصلی افغانستان قدیم دانسته و چنین گوید«هزاره های فعلی ساکن در افغانستان» بقایای سکاها می باشد، چیزی که در مشاهدات «هیونگ تسانگ» زایر چینی و قبل از وی در نوشته های » کورتیوس » تاریخ نویس یونانی که همراه اسکندر از افغانستان فعلی گذر کرده و از هزاره جات مسکن هزاره ها دیدن کرده است هزاره ها را به عنوان جنگ جویان ماهر  توصیف که دقیقا شامل حال هزاره های فعلی می گردد. «هیونگ تسانگ»  از این قوم بنام «هزولا» یاده کرده . شرق شناسان از جمله » ژ فیریر» امریکای در قرن 18 بر این عقیده شدیدا پافشاری می کرد که » هوزوی » مورد اشاره در متون قدیم ، همان هزاره های فعلی است»{58}. قبلا نوشته بودم که سکا ها یا اسکائی ها همه ترک نژاد بودند «اسکائی (سکائی) نیز نام قبیلۀ تورک نژاد ها است»{59}. بنا بر این ماخذ ترک تباری هزاره ها محرز میباشد . آقای رنه گروسه محقق تورك شناس در يكی از نوشته هایش اعتراف مينمايد که : “هيونگ نو” های تورك نژاد قبل از ميلاد مسيح و “سين پی” های مغولی نژاد در قرن سوم پس از ميلاد “ژوئن – ژوئن” های مغولی در قرن پنجم ميلادی “تركان توكيو” در قرن ششم ، “تركان اويغوری” در قرن هشتم ، تركان قرقزی ( قرغزی ) در قرن نهم ، ختائيان مغولی نژاد در قرن دهم “كرائت” ها يا “نايمان” ها كه آنها نيز بلاشك تورك نژاد بوده اند از قرن دوازدهم و بالآخره مغولان چنگيز خانی در قرن سيزدهم ، تفوق و تسلط خودشان را بر ديگران تحميل نموده اند»{60}. مرحوم عبدالحي حبيبي در کتاب تاریخ افغانستان ميفرمايد : «در نصف اول قرن هفتم ميلادي در شمال هندو كش و ولايت تخارستان تا بلخ و ميمنه امرايي از نژاد توه كيو ( بقاياي كوشاني هفتلي“يفتلي“) حكمراني داشتند كه مركز ايشان قندوز بود»{61}.

از دودمان های حكام بعد از يفتلی ها و كوشانيها عبارت بودند از تگين شاهان ، رتبيل شاهان، كابلشاهان و غيره که همه بلا استثنا بنآ بروايت استاد حبيبی به استناد منابع عربی و دائره المعارف اسلامی همه از نسل هون های سفيد و تورك بودند . استاد حبيبی باز به تآييد قول بالا كه بقايای كوشانی و يفتلی را به تورك منسوب ميسازد از زبان البيرونی چنين ميآورد «در كابل پادشاهان تورك حكم ميراندند كه اصل ايشان را از تبت گويند و نخستين شاه اين سلاله برهتگين بود ….. بعداز آن بر اين سرزمين شاهیان كابلی مستولی شده اند كه قرنها از حكمرانی ايشان گذشته و تا شصت نفر ميرسند و من شنيدم كه نسب آنها را برديبايی نوشته اند كه در قلعه نغر كوت موجود است و خواستم بر آن آگاهی حاصل كنم بنابر سبب هايی ممكن نگشت از جمله اين شاهان كنك (كنشكآ) است كه بهار پشاور به او منسوب است …..»{62}. مرحوم صديق فرهنگ، نويسندهء اثر تاريخي افغانستان در پنج قرن اخير به اين نتيجه مي رسد که : «نه تنها خوارزم شاهيان ، بلکه سلاطين غوري نيز مربوط به نژاد هزاره مي باشند».

عباس دلجو

ادامه دارد

53 کریستین سن ،آرتور،ایران در زمان ساسانیان،ترجمه رشید یاسمی،دنیای کتاب،چاپ نهم ،1374،به ویژه فصول 6،7،8 (مترجم)

54- خوارزمی ،ابو عبدالله محمد بن احمد بن یوسف ،مفاتیح العلوم ،ترجمه حسین خدیو جم ،مرکز انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ دوم ،1362، ص114

55http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=3463

56- Bivar, A.D.H. » Hayāṭila.» Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 26 November 2008

57- عباس اقبال آشتیانی – تاریخ مغول ص 22

58 – عبد الحی حبیبی ، مقاله » آیا کلمه هزاره قدیم است » مجله آریانا ، چاب کابل ، سال 1968 .

59 – مقاله : خصومت نژادی و زبانی مانع واقع بینی تاریخی است از : سید احمد شاه دولتی فاریابی http://www.junbesh.net/dawlati1.9.htm

60 – ص 15 امپراتوری صحرا نوردان

61- عبدالحی حبیبی – ص 107 تاريخ افغانستان .

62 –  ص 75 همان ماخذ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: