تکرار جنایات جنگی کوچی های مسلح در بهسود


در بهار سال 1387 علیرغم جنایات بی شمار کوچی ها که در حق مردم مظلوم بهسود روا داشتند، آقای رئیس جمهور کرزی از کوچی ها خواست تا «موقتا بهسود را ترک گویند » این کلمه «موقت » استفاده شده در فرمان آقای کرزی، خود تفتینی در درونش نهفته داشت که  شئونیست های قبیلوی از کاربرد بعدی ان که صدور فرمان تجاوز بعدی کوچی ها است، نیک آگاه بودند . که اتفاقا کوچی ها سال گذشته و امسال از آن استفاده کرده و با سلاح و امکانات وافر تسلیحاتی و انسانی، حمله را بر مناطق دایمیرداد، تیزک و کجاب بهسود آغاز کردند . با یورش مسلحانه کوچی های پشتون بر هزارستان، آنهم در سایه حاکمیت به اصطلاح دموکراسی نئوفاشیست های مدعی حقوق بشری، تئوری پردازان عقلانیت و اصولیت و آزادی!!!، روشنفکر نماهای فکلی و سایر دست اندرکاران سیاسی و مذهبی در اداره ریاستی آقای کرزی، بار دگر مردم مظلوم و خلع سلاح شده هزاره با خطر مرگ، آوارگی و بربادی مواجه شده اند . متاسفانه بار دگر تاریخ  ظلم و جنایت بر هزاره ها در حال تکرار شدن است . که مدعیان دموکراسی و حقوق بشر و متولیان و تیکه داران مذهب و سیاست، با توطئه سکوت در مقابل این جنایت وارده بر هزاره ها درین چند سال متوالی، که ده ها شهید و اسیر و صد ها زخمی و هزاران اواره و آتش کشیده شدن صد ها منازل و خرابی هکتار ها از مزارع  و نابودی احشام هزاره ها را در بر داشت، برخورد نموده اند و با خیا ل راحت چنان مهر سکوت برلب زده اند که گویا در اطراف آنان هیچ حادثه ای رخ نداده است .

در ارتباط جنایات و جرایم سازمان یافته کوچی ها، مسئله اساسی که از نگاه حقوق انسانی حائز اهمیت بیشتر است همانا رسیدگی به اعمال جرمی کوچی های مسلح درین چند سال متوالی در بهسود از قبیل کشتار مردم محلی، غارت اموال و دارائی ها، سوزاندن خانه های مسکونی و نابودی مزارع آنان، که نه تنها شامل قتل نفس که تجاوز بر حریم انسان ها و برهم زدن امنیت عامه که جزء جنایات ضد بشری نیز محسوب گردیده و در قانون اساسی کشور تصریح شده که مرتکبین به این اعمال جنائی باید توسط قوای امنیتی دستگیر و به جزای اعمال شوم شان برسند، می باشد. که متاسفانه درین چهار سال که کوچی ها به بهسود حمله کرده و مرتکب جنایات ضد بشری شده اند هیچگاه توسط دستگاه امنیتی اقای کرزی مورد تعقیب عدلی قرار نگرفته اند. در حالیکه جزء وظایف اولیه دولت، دفاع از حقوق طبیعی (حق حیات، حق مالکیت، حق مصئونیت از کوچ اجباری، حق آزادی از غضب و تخریب ملکیت، حق تعلیم و تربیت، حق دسترسی به خدمات صحی، حق آزادی و امنیت شخصی و… ) می باشد که این حقوق مردم هزاره بهسود از طرف کوچی ها، آشکارا نقض گردیده است که دولت به موجب مواد 6، 23، 24، 38، 40، 43 و 52 قانون اساسی افغانستان و سایر قوانین کنوانسیون های بین المللی، مکلف به حمایت از این حقوق شهروندان افغانستان می باشد .

از طرف دیگر آقای استاد خلیلی که خود وابسته به  قوم هزاره بوده و از برکت نمایندگی این قوم به معاونت دوم ریاست جمهوری که شخص سوم قدرت اجرائی در کشور محسوب میگردد، نائل شده است . در طول این چند سال کشتار و تجاوز و جنایت کوچی های مسلح، لام از کام بیرون نداده و هیچگاه تلاشی در راستای تعقیب عدلی آدم کشان و متجاوزین به حریم هزاره ها، از خود بروز نداده است . در حالیکه آقای سرور دانش وزیر عدلیه کشور در چهار سال گذشته نیز از مردم هزاره بوده و نه تنها قانونا موظف به تعقیب عدلی کوچی های مسلح و جنایتکار بود که اخلاقا ملزم به رسیدگی به امور انسانهای زجر کشیده و عزیز از دست داده و بی خانمان شده هزاره نیز بود . تو گوئی که اصلا بحث تجاوز و کشتار و ارتکاب اعمال جرمی کوچی ها تا امروز در قاموس اینان مطرح نبوده و نیست . تنها هم و غم شان، راضی ساختن کوچی ها به دوباره حمله نکردن به بهسود خلاصه شده بود . که تازه این کار نیز از عهده آنان بر نیامده و کوچی ها سال چهارم تجاوز شان را بر بهسود نیز آغاز کرده اند . همین حالا که استاد خلیلی پا پیش نهاده و اطلاعیه داده و کنفرانس مطبوعاتی دایر کرده است . باز هم کوچکترین نشانه ای در نوشتار و گفتار ایشان در ارتباط دادخواست کیفری جهت جرایم جنائی کوچی ها، وجود ندارد . در ماده ششم اطلاعیه حزب وحدت چنین آمده است: «با توجه به آنکه در اثر تهاجم کوچي نماها، تعداد زيادي از خانه هاي مردم به آتش کشيده شده و مردم ساحات زيادي از دايمرداد و بهسود، بي خانمان و مهاجر گرديده اند، خواهان آنيم که هرچه عاجلتر از سوي دولت به مشکلات مهاجرين رسيدگي و خسارات وارده به آنها جبران گردد». به همین خاطر است که هر سال کوچی های مهاجم، آدم میکشند، غارت و چور و چپاول می کنند، خانه های مسکونی و مزارع را به آتش میکشند چون مطمئن اند که هزاره ها درین کشور بی پناه و بی بازخواست گرند کسی و قدرتی نیست که آنانرا بخاطر اعمال جنایتکارانه شان به پای میز محاکمه کشاند. فقط عالی ترین مقام هزاره در دستگاه دولتی در بدل اینهمه جنایات وارده بر مردم هزاره توسط کوچی ها صرف خواهان رسیدگی به امور مهاجرین و پرداخت خسارت، آنهم از طرف دولت، میگردد . درینجا از تعقیب عدلی جنایتکاران و آدم کشان اصلا حرفی در میان نمیاید . اینجاست که چهار سال متوالی هزاره ها را میکشند، اسیر میسازند، خانه و کاشانه و مزارع شان را میسوزانند و اموال و دارائی های آنان را به یغما میبرند در بدل اینهمه جنایت کوچی ها، آنوقت لطف رهبران ما گل کرده از موضع دریوزگی و ضعف، کچکول گدائی بر گردن آویخته با کمال درماندگی تقاضای خسارت مالی از دولت میکنند و یا تنها کار شان برای هزاره های بهسود این بود که نوید دهند :» ما با آقای کرزی به توافق رسیدیم و از ایشان قول گرفتیم که جلو حمله کوچی ها را به بهسود بگیرند». یا للعجب ! اگر تجاوز و کشتار و سوزاندن خانه های مسکونی و نابودی مزارع و چراگاه های هزاره ها، جزء حق لاینفک کوچی های مسلح محسوب میگردد، خوب چه لزوم دارد که رهبران و نمایندگان هزاره ها برای تضیع حق کوچی ها که همان تجاوز و کشتن و سوزاندن و ویرانی و خرابی است، با آقای کرزی و باندش وارد معامله سیاسی گردیده و مردم را نوید تضیع حق کوچی ها را بدهند!!!؟ . اما اگر کشتن و تجاوز و ویرانی جزء حقوق مسلمه کوچی ها نبوده و این مردم مظلوم هزاره است که حق دارند در خانه و کاشانه شان با صلح و ارامش زندگی کرده و هیچ متجاوزی حق تجاوز به حریم امن زندگی آنان را نداشته باشد، پس چه لزوم دارد که مردم را منت بار کرده و داشتن حق زندگی را برای آنان امتیاز به حساب آرند ؟ در حالیکه انسانها از انجائی که انسانند از حقوق طبیعی برخوردارند که شامل حق زندگی در صلح و آرامش نیز می باشد . این چه امتیازی است که آقای رئیس جمهور کشور به شهروندانش میدهد .

مگر آقای کرزی فصل دوم از ماده بیست و سوم قانون اساسی، افغانستان را نخوانده است که با صراحت اعلام کرده است که «زندگي موهبت الهي و حق طبيعي انسان است . هيچ شخص بدون مجوز قانوني ازاين حق محروم نمي گردد «{1}. زیرا حق زندگی از جمله حقوق اولیه بشر است که رعایت آن در تداوم زندگی اجتماعی انسانها از اهمیت والائی برخوردار میباشد و به همین مناسبت ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این امر تاکید ورزیده است : «هر فرد حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد » و در قرآن کریم باصراحت این مطلب چنین بیان شده است «من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا «{2}(هر که انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسانها را کشته) . پس با این مدارک قانونی و شرعی، کوچی های مسلح با کدام مجوز دست به کشتار انسانهای مظلوم هزاره زده و حق تعرض به ملکیت مردم را دارند؟ در حالیکه «ملکيت از تعرض مصون است .هيچ شخص از کسب ملکيت و تصرف در آن منع نمي شود، مگر در حدود احکام قانون . ملکيت هيچ شخص، بدون حکم قانون و فيصله محکمه با صلاحيت مصادره نمي شود»{3}. بعد از حمله کوچی های مسلح و آنهمه جنایات بی شمار، چرا شما آغایون رهبران و نمایندگان ملت از آقای حامد کرزی نخواستید که به مقامات امنیتی و عدلی دستور محاکمه مرتکبین به جرایم جنائی را صادر کند؟ . مگر دفاع از جان و مال و امنیت اتباع کشور در مقابل تجاوز و آدم کشی و تامین مصئونیت جانی برای آنان جزء مکلفیت دولت نام نهاد آقای کرزی نمی باشد؟ . آیا فراموش کرده اید که آقای حامد کرزی و دار و دسته اش درین هشت سال حاکمیت ریاستی و انحصاری اش فرصت کافی داشتند تا معضله کوچی ها را در پرتو صریح ماده چهاردهم قانون اساسی کشور حل و فصل کرده و با اسکان کوچی ها نه تنها جلو کشتار و ویرانی و بربادی مردم بی گناه هزاره را می گرفتند بلکه کوچی ها را از مزایای زندگی دائمی اعم از تعلیم و تربیت و کار و بار و تحکیم روابط اجتماعی با سایر انسانها، برخوردار ساخته و آنانرا به شهروندان با فرهنگ کشور مبدل میکردند . اما ایشان این کار را نکردند که هیچ در واقع با محاکمه نکردن متجاوزین به حقوق انسانی هزاره ها، غیر مستقیم باعث تشویق و ترغیب کوچی های جنایتکار نیز شده است .

اگر کوچی ها ادعای ملکیت بر زمین های هزاره ها را دارند اولا «ادعای زمین های به اصطلاح متعلق به کوچی ها به هیچ عنوانی بنیاد حقوقی ندارد چون این زمین ها با زور و پشتیبانی همه جانبهء حکومت های استبداد محلی از سوی کوچی ها غصب گردیده است»{4}. در باره غاصب بودن کوچی ها هیچ جای شک و شبهه ای باقی نیست . ملافیض محمد کاتب هزاره در کتاب ارزشمند سراج التواریخ بصورت مستند از غصب زمین های هزاره ها توسط کوچی ها چنین پرده برداشته است : «در 19 شئوال       1311هجری امیر عبدالرحمان دستور داد که تمام مرغزار های هزارجات باید در اختیار دولت قراربگیرند و هزاره ها حق استقاده از آنها را ندارند پس از صدور این حکم ،حکام دولتی مرغزار های هزاره را به افغان های کوچی واگذار کردند، مالداری مردم هزاره روبه تنزل نهاد و باعث قلت لحوم و دسوم گردید»{5}. در جای دیگر از کتابش چنین نوشته است «کوچی های افغان بتدریج، اراضی کشت شده هزاره ها را به منطقه چراگاه های برای گله خویش تبدیل کردند و همچنان علفچر ها وچراگاه های دایزنگی، بهسود، دایکندی، ناهور، مالستان و جاغوری را برای خود تخصیص دادند وهزاره رامجبور ساختند تا زندگی مشقت بار و سخت را تعقیب نماید»{6}. اقاي رابرت کنفلد يکي از افغانستان شناساني است که مقاله اي در باره کوچي ها نوشته و در نشريه ني نامه چاپ اکسفورد امريکا به چاپ رسانده است وي مي نويسد: «يکي از پيامدهاي مهمي که جنگ هاي عبدالرحمن با هزاره ها در سال هاي (1891-1993 ) به بار آورد باز شدن راه کوچي ها به هزارجات بود . زمین های تسخیر شده و همچنان علفچر های ضبط شده به مهاجرین استعمارگر افغان و یا به کوچی های افغان به قیمت ناچیزی فروخته شدند»{7}.

دوما بر فرض محال اگر ادعای حقوقی کوچی ها مورد قانونی داشته باشد طبعا هر ادعای حقوقی از طریق محاکم عدلی قابل پیگیری و حل میباشد . نه اینکه عده ای از آدم کشان مسلح بدون در نظرداشت احکام قانون اساسی کشور، بر مناطق مسکونی هزاره ها حمله کرده و انسانهای بی گناه محل را کشته و دارائی های آنان را ربوده و زمین های مزروعی شان را طعمه حریق کنند . آنگاه بعد از اتمام جنایات بیشمار کوچی ها، نیروهای به اصطلاح ارتش ملی به منطقه رفته به عوض دستگیری کوچی های مهاجم به جرم  کشتار مردم، سوزاندن مزارع و خانه های مسکونی و تاراج اموال و دارائی هزاره ها، با کمال بیشرمی و وقاحت از مهاجمین بخواهند که موقتا از کشتن بیشتر مردم و پیشروی به سایر مناطق هزاره ها دست بردارند ؟ .

1- فصل دوم – ماده بيست و سوم قانون اساسی افغانستان

2- قرا« کریم – سوره مائده، آیه 32

3- فصل دوم –  ماده چهلم قانون اساسی افغانستان

4- کوچیها مجهز با سلاح بودند دکتور نورالحق نسیمی برگرفته از سایت آریائی سه شنبه 15 عقرب 1386

5- سراج التواریخ ص 987- 986

6- سراج التواریخ جلد 3 صص 13-1100-1237-1238سال های 1912- 1914

7- کلیات ریاضی سال 1906 مولف محمد یوسف ریاضی به نقل از تاریخ ملی هزاره از تیمورخانف

عباس دلجو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: