منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها: بخش ششم


بخش ششم

جواهر لعل نهرو نیز تاريخ تقريبی هجوم های ترکان آسيای مركزی را به آسیا و چین حتی اروپا 5000 سال قبل از میلاد میداند :»مردمان آسيای مركزی بنام های باكتريائی ها، سكا ها، هون ها، اسكوت ها، ترك ها، كوشانی ها و يفتلی ها ياد مي شدند كه(پنجهزار سال ) قبل از ميلاد بارها به اروپا و سراسر آسيا پراكنده شده اند و هجوم ها برده اند و اين بخاطر تاراج نبوده بلكه برای بدست آوردن زمين های قابل سكونت و اقامت بوده است… پنج هزار سال قبل از ميلاد و حتی پيش از آن قبايل مهاجم آسيای مركزی“ توران“بر چين هجوم آوردند . همه آنها به زراعت و مالداری بلد بودند. گله ها و رمه های بزرگی را نگهداری ميكردند «{37}. وقتی این همه شواهد و مدارک تائید میکند که نه تنها افغانستان کنونی، بلکه حوزه رود سند و حتی بین النهرین و آسیای میانه قبل از هجوم آریائی ها مسکن اقوام ترک–مغول بوده اند، قطعا هزاره ها نیز که جزء اقوام ترک-مغلی میباشند از جمله بومی های این کشور به حساب میایند. مرحوم غبار نیز در کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» از هزارستان بنام ستاگیدیا نام برده و قدامت آن را قریب ۵۰۰۰ سال پیش ذکر کرده است . دكتور سید عسکر موسوی در کتاب«هزاره های افغانستان» در باره قدامت تاریخی هزاره ها چنین نوشته است : «هزاره ها يكی از قديمی ترين ساكنان منطقه هستند و نياكان هزاره ها به ساكنان ترك آسيای مركزی و شرقی كه بيش از 2300 سال پيش از شمال و جنوب هندوكش به نواحی موسوم به هزاره جات كنونی مهاجرت كرده بودند، باز مي گردد» . با این ماخذ ها و دلایل تاریخی مشخص میگردد که قبل از هجوم آریائی ها در قسمت شمال و مناطق مرکزی افغانستان، مردمان بومی ترک نژاد زندگی میکردند که جزء اجداد اولیه هزاره ها نیز بوده اند . بعدا قدامت تاريخی بخشی از اجداد هزاره های افغانستان مربوط به مهاجرت توران آسیای مرکزی در اين سرزمين می باشد که تاریخ آن به قبل از هجوم اسكندر مقدونی يعنی قرن ها قبل از ميلاد برمیگردد . كه محقق فرانسوی “ جی . پی . فرير “ نيز تأييد مي نمايد كه «هزاره ها پيش از اسكندر مقدونی در مناطق جنوب هندوكش ساكن بودند و دلیل وی گفتار «کورس» مورخ قدیم یونانی است «{38}. در کتاب جامع التواریخ قدمت هزاره ها را بیشتر از 1500 سال قبل از میلاد نوشته اند:» هزاره ها 1500 سال قبل از ميلاد مسيح، از اولاده اوغوزخان فاتح کبير مغل و فرزندان 24 گانه او می باشند که اقوام و قبایل:اوليغور، قانقلي، قبچاق، قارلق، قليچ، آغاجري و باغچري در جهانگشايي با او غوز خان سهم گرفتند که اين نام ها تا هنوز درميان جامعه  هزاره مروج است»{39}. در دايره المعارف آمريكا، نوشته شده است،که : ”هزاره ها ازجمله گروپ هاي اتنيكي مختلف افغانستان و سومين گروپ كلان قومی شمرده مي شوند. قبل از نفوذ اسلام در غرجستان دو شهر مهم غرجستان بشین و شورمین وجود داشت که بشین، (مرکز) غرجستان بوده و این شهر درقسمت علیای دره مرغاب، واقع بوده است اما (اصطخری، ص 272) . نام این شهرها را به نام های بشین، افشین و بشیر و افشین نیز ضبط نموده اند». آقاي حاج كاظم يزداني نیز نام قدیم هزارستان را غرجستان نگاشته و چنین میگوید : «اين طائفه (هزاره) از اقوام اصيل و بومي اين سرزمين اند كه قبل از مغول(چنگيز) بنام غوزه يعني غرجستاني معروف بوده اند و سلسله شاهان غور و شار هاي باميان از ميان همين اقوام بوده اند». در بسیاری از کتب تاریخ عرب و خراسان، نیز نام قدیم هزارستان را غرجستان یاد کرده که با وسعت خیلی بیشتر از وسعت کنونی آن که شامل غور – بامیان و غزنی زابل و قسمت های از پروان و وردک،  میشد ذکر کرده است.

از طرف دیگر هیوان تسنگ زایر چینی که در قرن هفتم میلادی یعنی سال 632 میلادی مصادف با قرن اول هجری که از افغانستان مخصوصا از ساحه بامیان دیدن کرده است چشم دیدش را آز انهمه عظمت و شکوه در آن دوران چنین شرح داده است : » پادشاه محلی با وزراء، علما و دیگر نجبای مملکت به استقبال او برآمده و او را به قصر شاهی میبرد. پایتخت این شاه یا شهر شاهی در مدخل دره فولادی به وسعت 6 الی 7 لی ( سه و نیم تا چهار کیلومتر) قرار داشت. درین وقت بامیان بدون شک یکی از مجلل ترین مراکز دینی و صنعتی آسیا بوده و قسمت های برهنه هیکل 35 متری {شه مامه}مثل دست و پا و صورتش کاملا از ورق طلا پوشیده شده بود»{40}. این دوره پر عظمت، که زایر چینی از ان یاد میکند درست همان دوره حاکمیت کوشانیان که آنان نیز بخشی از اجداد هزاره ها را تشکیل داده اند، میباشد . كوشانی ها جزء اقوام یوچی یا یوئَه ژی بودند که از شمال چین به سرزمين های جنوب آمو دریا كشانده شده و در آنجا مدنیتی بزرگ پنج قرنه کوشانی ها را توسط کدفیزیس اولین بنیانگذار امپراطوری کوشانی ها که از شاخه «کمیستی» یا » ستی» ترک نژاد بودند، بنا نهادند . مقتدر ترين پادشاه سلسله كوشاني ها، كانيشكا است . وي توانست در شمال غرب كشور خود، اشكاني ها را شكست دهد و در شمال شرق، تركستان چين را به تصرف خود در آورد .در زمان پادشاهي کانیشکا، هنر و علوم و پيكر تراشي يوناني – بودايي و تجارت پيشرفت كرد . در دوره حاکمیت کانیشکا، مذهب بودايي رونق بسیار یافته و مجسمه های حيرت انگيز باميان ساخته شد . جواهر لعل نهرو دربارۀ هویت نژادی کوشانی ها نوشته است که :» کوشانی ها اصلاً ازنژاد مغلی شاخه یی ازنژاد تورک بودند در قرن اول میلادی دولت بزرگ و امپراتوری عظیم در نواحی مرزی هند تشکیل دادند که بنارس در شرق هند، کوهای ویندهیا در جنوب هند، کاشغر، یارقند و ختن در شمال هند، ماد و فارس و پارتیا یعنی اشکانیان در غرب میرسید و قسمت های عمدۀ آسیای مرکزی بشمول خراسان و حوزۀ کابلستان در شمال و جنوب افغانستان امروزی در قلمرو آن واقع بود که پایتخت کوشانیها کابل و پیشاور امروز بود که دران زمان هاپوره و شاپوره گفته میشد»{41}.

مرحوم غلام محمد غبار مورخ مشهور افغانستان نیز در باره کوشانیها در کتاب مشهور خویش «افغانستان در مسیر تاریخ » چنین نوشته است : «کوشانیها یا (یوچی ها) شرقی ترین قبایل ستی است که بین تولن هیوانگ و (کیلن) سکونت داشتند ، قبایل ستی اصلاً در کاشغرستان ساکن بودند و با چین همسایه ….از قرن هفتم قبل از میلاد تا قرن سوم پیش ازمیلاد (ظرف چهارقرن) از تیانشان تا اورال گسترش یافتند ، کوشانیها در اثرفشار (هوانگ نوها) از مسکن خود جدا شدند و از حوزۀ ایلی و تارم گذشته وارد اراضی بین النهرین (سیحون و جیحون) شدند از فشار همین ها بود که قبایل اسکائی نیزبشمول تخارها از آنجا به سرزمین افغانستان امروز ریختند»{42}. اما درینجا ذکر نکته ای لازم است و آن اینکه متاسفانه بعضی ها باوجود آنکه کوشانیها را جزء اقوام یوئه چی، ستی و یا سکائی میدانند با آنهم نژاد آنان را آریائی ذکر کرده اند . در حالیکه یوئه‌چی یا یوئه‌ژی. کلمه ترکی است که به فارسی دشمن کش و آشتی ناپذیر معنی میدهد . کلمه «ستی» نیز یک واژۀ تورکی است که در فارسی به معنی شکاری – کبابی یا کباب خور معنی شده است. «در تاریخ آمده است که تورک تباران حتی بعضاً نام پسران خود را ستی بیگ و ستی پهلوان میگذاشتند چنانچه آلتون تاش پادشاه خوارزم که در زمان سلطان محمود غزنوی و پسرش سلطان مسعود (998–1041میلادی) مدتی پادشاه خوارزم بود نام پسرش را ستی بیگ گذاشته بود و هنوز نام هائی بنام ستی بیگ و ستی پهلوان در بین تورک تباران در شمال کشور و از جمله در جوزجان و فاریاب وجود دارد . قبایل ستی(کوشانیها) مردمان شکاری و شکار دوست بودند و آنچه شکار میکردند آتش افروخته گوشت آنرا کباب کرده با افراد متعلق به خیل خودشان تناول مینمودند که این مهارت را بیشتر طوایف نداشتند .تولن ، کیلن نیز که دربالا به آن اشاره شده است واژه های تورکی است که تولن بمعنی پُر، پُرشدن (بضم پ و سکون ر، خوانده میشود) یوچی نیز واژۀ تورکی است که دشمن کش و آشتی ناپذیر با دشمن معنی دارد . واژۀ (ایل) نیز تورکی و نام قبیلۀ تورکان است که به کسر اول خوانده میشود و معنی آن : مردم ، قوم، رعیت و آرام میباشد . ایلی اسم مکان است بمعنی سرزمین ایل ها و یا سرزمین متعلق به ایل میباشد . اسکائی (سکائی) نیز نام قبیلۀ تورک نژاد ها است»{43}. چنانچه جواهر لعل نهرو نیز در کتاب نگاهی بتاریخ جهان در باره سکائی ها نوشته است: «سکائی ها یکی از قبایل تورک ها با قبایل و ایل بزرگ بنام کوشان ها به باکتریا و پانیا یعنی اشکانیان هجوم بردند و به تدریج در نواحی شمال هند مخصوصاً در پنجاب، راجپوتانا، کاتیاواد، مسکن گزین شدند و حکمرانان باکتریائی و تورک ها در قسمتی از هند استقرار یافته و حکومت کردند»{44}. سکائی یا ساکا نيز يک کلمه کاملا ترکی ميباشد و در «ديوان لغات الترک» که در هزار سال پيش نوشته شده است، اينطور آمده: ساک: ساق ،يعنی «کاردان»، «زيرک» ديوان لغات الترک، محمود کاشغری، جلد 1 ص 333

دلایل زیادی موجود است که ثابت میسازد کوشانیها همه ترک تبار بودند . شما به اين مسجمه‌ که از يك شاهزاده كوشاني است که در اثر کاوشهای باستان شناسان با بسياري از پيكره ‌هاي ديگر، از يك گورستان سلطنتي در خالچايان ازبكستان پيدا شده است نیک نگاه کنید در می یابید که قیافه کاملا ترکی دارد . که از سفال ساخته شده و رنگ آمیزی گردیده است که متعلق به آثار سدة اول ميلادي است و فعلا در موزة‌ نقاشي تاشكند موجود میباشد . که هر بیننده ای با نگاهی ساده به ترک تبار بودن آن پی خواهد برد . که مانند هزاره ها، تذکره ترک – مغلی آن در بینی و قیافه اش از دور قابل رویت میباشد .

Tarayıcınız bu resmin gösterilmesini desteklemiyor olabilir.

درنوشتۀ پروفیسور برلاس به نقل از افغانستان تحت عنوان «آف ده افغانز» آمده است که «حاکمیت کوشانی های تورک تبار که یکی از گروپ های یوجی ها بودند، بعداز پارچه شدن بصورت شهزاده نشینی ها ادامه پیدا میکند و نمونۀ بزرگ آن کابلشاهان و یبغوهای تخارستان اند»{45}. «ايسکيتها يا ساکاها، طايفه ای بزرگ از تورانيان ( ترکها) بودند»{46}.آ . ن . بئرنشتام» درباره ريشه ترکها مينويسد: «ريشه خلق های ترک را در هون ها و اگر عقبتر هم برويم در ايسکيت ها ميبينيم»{47}.

استاد حبیبی از بازماندگان کوشانی ها و هپتالیان در افغانستان چنین نام برده است : «درقرن اول اسلامی بر زابلستان، دودمان رتبیلان و برکابل کابلشاهان و بر بامیان شیران(شاران) و برغزنه و گردیز لویکان و بر ولایات شمالی هندوکش تگینان و بر غور و هرات سوریان حکم میراندند و تمام این خاندانها مردم بومی و از بقایای فرماندهان محلی و یا کوشانی و هفتلی افغانستان بودند»{48}. البيرونی، کابل شاهان را بنام ترکی شاهان که مخلوطی ازاقوام کوشانی و يفتلی ميباشند، ميداند.

بالاخره این حاکمیت توسط قومی دیگری از ترک تبار ها که انان نیز بخشی از اجداد هزاره ها محسوب میگردند، بنام هیاطله یا یفتلی ها یا زاولی ها از بین رفتند . بعد از انقراض امپراطوري کوشاني ها، بين سالهاي 425 و 566 ميلادي، امپراطوري سوارکاران و تير اندازان «زاولي» يعني سلسلهء شاهان زاولي يا هياطله به قدرت رسیدند. اما علیرغم آنکه تا کنون یفتلی های که در بدخشان زندگی مینمایند، به زبان اصلی توركی اويغوری گپ می زنند با آنهم بعضی مورخین دانسته یا ندانسته هویت نژادی هیاطله را نیز مانند کوشانی ها، اریائی ذکر کرده اند. در حالیکه در باره هیاطله یا یفتلی ها، مدارک زیاد و غیر قابل انکاری وجود دارد که آنان نیز از نسل تورک – مغل اند و بدین لحاظ آقای رنه گروسه محقق تورك شناس با اعتماد كامل و از روی اسناد انكار ناپذير هياطله را از نسل تورك و مغول مي داند :»هياطله كه نيز بدون ترديد مغولی هستند»{49}. همچنان تكرارآ ذكر ميكند كه : «هون های اروپا كه قطعآ از نژاد تورك بودند ….. و توكيو ها ، اين ملت از نژاد تورك بود»{50}.«يفتلي ها (566-425 ميلادي) جانشينان امپراتوري كوشاني نيز به قبايل ستي با همان تركيب فيزيكي و چهره تعلق داشتند. تاثير يفتلي را تا زمان پيدايش كلمات تركي در هزارگي مي توان دنبال كرد»{51}. در ویکی پیدیا ذیل واژه هپتالیان چنین آمده است : «هپتالیان یا هفتالیان یا یفتالیان یا هیاطله یا هونهای سفیدقومی بودند که از ایالت گانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند . در انسیکلوپیدیای اسلام چاپ دوم ذیل کلمه هون ها چنین آمده است «هون یا هیتالی، هفتالی (پارسی میانه: خِیون) قومی صحراگرد از مغولستان بودند که در سده ‌های چهارم و پنجم میلادی به سوی غرب مهاجرت کرده و در موازات آمو دریا کوچ‌نشین ‌هایی تأسیس کردند»{52}. دکتر عباس زریاب خویی در کتابچه خود به نام ساسانیان در باره هیاطله چنین نوشته :»هنگامی که در نیمه اول سده ششم میلادی، دولت هیاطله، بزرگترین و خطرناکترین دشمن ایران به حساب می آمد، دولتی بزرگ و مقتدر، در استپهای آسیایی مرکزی از سر حد چین، تا شمال دریای خزر، از اتحاد قبایل اورال – آلتائی به وجود آمد که در تاریخ به نام دولت ترک معروف شد» .

با ذکر دلایل بالا مشخص می گردد که قبايل دلير هیاطله یا زاولي که بخش از اجداد هزاره ها اند، نیز مانند برادران کوشاني شان از اقوام و قبايل سيتي ترک تبار بودند که هم اکنون هزاره هاي زاولي در جنوب غرب هزارستان در ارزگان، مالستان، جاغوري، حدود اجرستان، در حوالي کابل و غزنه به نام مشخص هزاره ء زاولي زندگي مي نمايند . زاول يا زاولستان که فعلاً به نام ولايت زابل در غرب ولايت غزني، قرار دارد، زماني مرکز حکمروايي زاولشاه مقتدر ترين شاه سلسله زاولي در حدود قرن 5 ميلادي بود.

ادامه دارد

عباس دلجو

37- صفحه 71 جلد يك كتاب «نگاهی به تاريخ جهان»

38- تیمور خانف . تاریخ ملی هزاره ها . ص 19

39- کتاب جامع التواريخ ص 109

40- آثار عتیقه بامیان . نوشته موسیو کودار و مسیو هاکن، ترجمه احمد علی خان مقدمه مترجم صص 20 – 25 – 26 – 27 – 29 – 30

41- ص187جلد اول نگاهی به تاریخ جهان

42- ص49 افغانستان درمسیر تاریخ

43- مقاله : خصومت نژادی و زبانی مانع واقع بینی تاریخی است از : سید احمد شاه دولتی فاریابی http://www.junbesh.net/dawlati1.9.htm

44- ص127جلد اول نگاهی به تاریخ جهان

45- ص 18 آریانا برون مرزی

46- منبع : تطبيق لغات جغرافيايی، اعتمادالسلطنه ص 44-55

47- تاريخ آذربايجان ص 17

48- عدالحی حبیبی، تاریخ افغانستان ص 159

49- ص 154 امپراتوری صحرا نوردان

50- ص 157 همان كتاب

51- ایل ها، چادرنشینان و طوایف و عشایر ایران – صص 765- 770

52- Bivar, A.D.H. » Hayāṭila.» Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 26 November 2008

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: