زبان توركی اوزبیكی-قسمت هفتم


فرهنگ نویسی و پیشینة آن در زبان توركی اوزبیكی

هر ملتی برای آموزش و گسترش زبان خود به جمع آوری واژه گان زبان و تألیف فرهنگ دست یازیده است. به گواهی تاریخ سومریان نخستین مردمی بودند كه به تألیف فرهنگ لغت همت گماشته اند. «ادیبان سومری، كهنه ترین كتاب لغت را كه تاریخ ادب می شناسد، پیش از پایان هزارة سوم قبل از میلاد فراهم آوردند.»[1] و مهاجرانی كه در اصل از آسیای میانه به آسیای صغیر (توركیة امروزی) رفته و سكنی گزیدند، لغت نامة حقیقی به چند زبان نوشتند. ادوارد شیرا در گزارش كشف خزینة اسناد بُغازكوی توركیه، در بارة این كتاب لغت می نویسد: «در یك ستون آن نشانه های باستانی ثبت شده، در ستونهای دیگر

به موازات آن لغت سومری یا آكدی را نوشته اند.»[2]

بر پایة آخرین پژوهشها و مطالعات مورخان، بویژه سومرشناسان، مسكن اولیة سومریان، آسیای میانه بوده، آنها در 4500- 5000 سال قبل از این زمان، از آنجا به عراق (بین النهرین) مهاجرت كرده اند.[3] بر اساس تحقیقات و نظر دانشمندان سومرشناس مانند ژ. اوپر (1905– 1825م)، فرتیز هومل (1936– 1854) و مینكلرین زبان سومری یك زبان التصاقی (پیوندی) مربوط به خانواده زبانهای اورال– آلتای بوده است.[4]

تاریخ فرهنگ نویسی در زبان توركی از قرن پنجم هجری قمری (یازدهم میلادی) با تألیف اثر گرانسنگ «دیوان لغات الترك» توسط محمود بن حسین الكاشغری آغاز می شود. پس از آن تاریخ دانشمندان زبان شناس طی سالها و سده های مختلف تا امروز به تألیف و ترتیب فرهنگهای متعدد یك زبانی، دو زبانی و چند زبانی در زبان توركی دست یازیدند. این فرهنگها در زمانها و مناطق و برای مقاصد مختلف با اسلوب و شیوه های متنوع تألیف گردیده اند. از این رو، فرهنگهای توركی بازتاب دهندة طیف وسیع ومتنوعی از ویژه گی های زبان، شیوه ها، لهجه ها و گنجینة واژه گان اقوام گوناگون تورك در مناطق مختلف جهان می باشد. همچنان، این فرهنگها می تواند به عنوان منبع و آیینة تمام نمای سیر تحولات و دگرگونی های زبان ادبی توركان در درازای زمانها از نگاه فونتیك، لكسیك وغیره و نیز در پژوهشهای زبان شناسی، مردم شناسی، تاریخ و سایر گستره های دانش مورد استفادة دانشمندان قرار گیرد.

دانشمندان زبان شناس در مورد دوره بندی فرایند لغت نویسی در زبان توركی نظرهای گوناگونی را از دیدگاه های مختلف ارائه كرده اند. بنابر یكی از این نظرها این فرایند را میتوان در سه دورة زیر به مطالعه و بررسی گرفت:

دورة اول، فرهنگ های توركی- عربی كه در دوام قرن های یازدهم تا پانزدهم میلادی تألیف شده اند؛

دورة دوم، فرهنگ های توركی- فارسی و فرهنگ هایی كه در شرح برخی از آثار بدیعی از قرن پانزدهم تا اوایل قرن نزدهم میلادی نوشته شده اند؛

دورة سوم، فرهنگ های تشریحی كه به زبان اوزبیكی قدیم با اسلوب مختلف از اوایل قرن نزدهم تا ربع اول قرن بیستم تألیف شده اند.[5]

در كتاب «اوزبیك تیلی لكسیكولوگیه سی» (لكسیكولوژی زبان اوزبیكی) تاریخ فرهنگ نویسی اوزبیك (تورك) به چهار دورة زیر بخش شده است:

دورة اول، از قرن یازدهم تا چهاردهم میلادی؛

دورة دوم، از قرن پانزدهم تا سال 1862 میلادی؛

دورة سوم، از 1878 تا 1917 میلادی؛

دورة چهارم، از سال 1926 تا سالهای اخیر.[6]

به هر رنگ، این دوره بندیها را در حال حاضر به عنوان یك طرح و نسبی می توان پذیرفت. این كار زمانی می تواند به طور دقیق صورت بپذیرد كه ما فهرست كاملی از تمام فرهنگهای توركی را اعم از یك زبانی و چند زبانی در دست داشته باشیم.

و اما چنانكه گفته آمد، نخستین فرهنگ مربوط به زبان توركی، كتاب «دیوان لغات الترك» است. این اثر در سدة یازدهم میلادی (پنجم هجری) توسط زبان شناس مشهور محمود كاشغری تألیف شده است. دیوان لغات الترك یك فرهنگ دو زبانة (توركی- عربی) بوده، كاشغری آن را در هشت بخش یا به تعبیر خود او در هشت كتاب آورده است. او حاصل كوشش چندین سالة خود را به رسم معمول آن روزگار به خلیفة وقت، المقتدی بامرالله، بیست و هشتمین خلیفة عباسی اهدا نموده است.

محمود كاشغری در فرهنگ خود تنها به امر احیای زبان توركی و جمع و شرح واژه های فراموش شدة آن بسنده نكرده، بلكه راجع به تشكل قبایل و اقوام گوناگون توركی زمانش، زبان و لهجه های آنان نیز معلومات مهم و باارزشی را فراهم آورده است. بویژه در بارة تاریخ توركان آسیای میانه، قدیمترین نمونه های اشعار و دیگر آفریده های ادبیات شفاهی آنان اطلاعات باارزشی در آن وجود دارد. همچنان، ویژه گیهای فونتیك، لكسیك و گرامری زبان توركی با مثالهای روشن به تفصیل توضیح گردیده است. در این فرهنگ بیش از 8000 واژه و عبارت توركی به زبان عربی ترجمه و توضیح شده است.

ظاهراً قدیمترین جایی كه از این كتاب یاد شده، كشف الظنون حاجی خلیفه كاتب چلبی (1017 تا 1067 ه . ق.) است.[7]

اگرچه در بارة سال تألیف كتاب در مقدمه چیزی ذكر نشده است، اما در پایان كتاب كه ظاهرآ نسخة منحصر به فرد و به قول نساخ به خط خود مؤلف (محمود كاشغری) است، تاریخ آغاز تألیف كتاب اول ماه جمادی الاول از سال 464 و انجام آن دهم ماه جمادی الاخر از سال 466 هجری نشان داده شده است.[8]

در حال حاضر نسخة منحصر به فرد «دیوان لغات الترك» در كتابخانة علی امیری در استانبول نگهداری می شود كه آن را محمد بن ابی بكر بن ابی الفتح الساوی دمشقی به سال 664 هجری از روی نسخه ای كه به خط مؤلف بوده،كتابت كرده است.

نسخة مورد اشاره را در سالهای 30 – 1333 ه . ق. در استانبول زیر نظر معلم رفعت در سه مجلد با حروف سربی مشكول و مضبوط بسیار زیبا به چاپ رسانده اند. خود این نسخة موجود نیز در سال 1941م. در انقره به گونة عكسی چاپ شده است. همچنان دانشمندان ترك معلم رفعت و بسیم آتالای عثمانلی كتاب را به توركی استانبولی ترجمه و به سال 1939م. در انقره به چاپ رسانیده اند. قابل یادآوری است كه فهرستی از واژه های دیوان لغات الترك به الفبای لاتینی توركیه تهیه و جداگانه طبع و نشر شده است. همچنان چاپ مجددی از تمام كتاب به خط لاتین توركیه در سه مجلد متن و یك مجلد فهرست الفبای لغات، در انقره به سال 1980 و 1986م. چاپ و نشر شده است.[9]

همینگونه شرقشناس آلمانی كارل بروكلمان (C. Brocklman) این اثر را به زبان آلمانی ترجمه و به سال 1928م. در لایپزیك چاپ كرده است. ترجمة اوزبیكی «دیوان لغات الترك» از روی چاپ معلم رفعت توسط دكتر صالح مطلبوف صورت گرفته و در سه مجلد در سالهای 1960، 1961 و 1963 م. در تاشكند از سوی انستیتوت زبان و ادبیات اكادمی علوم جمهوری اوزبیكستان به چاپ رسیده است.[10] همچنان فهرستی از لغات آن نیز به خط سیریلیك در یك جلد ترتیب و به سال 1967م. در تاشكند چاپ گردیده است.[11]

نیز ترجمة اویغوری لغتنامه در شهر اورومچی توركستان چین (مركز ایالت سین كیانگ) در سه جلد طی سالهای 1981-1983م. طبع و منتشر شده است.[12]

دیوان لغات التورک دارای دو ترجمه فارسی نیز است:

یکی، ترجمه دکتور سید محمد دبیر سیاقی است. این ترجمه ناقص بوده، تنها شامل اسما، وندهاست و افعال را شامل نیست. افزون برآن، واژه ها آوانگاری نشده و دارای لغزشهای فراوان در ترجمه واژه هاست.

دو دیگر، ترجمه کامل متن «دیوان لغات التورک» توسط استاد دکتور حسین محمد زاده صدیق صورت گرفته و به سال 1385 در یک جلد از سوی نشر اختر در تبریز (ایران) به چاپ رسیده است.

این ترجمه دارای مقدمه مفصل راجع به خود اثر، ترجمه های گوناگون آن به زبانهای تورکی، آلمانی، انگلیسی، اویغوری، اوزبیکی، قزاقی است. حسن ترجمه در این است که، برگرداننده تمام واژه ها را بر اساس تورکی خاقانی (زبان محمود کاشقری) آوا نویسی نموده، افزون برآن، تمام شواهد (امثال و حکم، اشعار، چیستانها و اصطلاحات) آوا نویسی شده است. مترجم با دقت و حوصله مندی، تمام شواهد را نخست ترجمه تحت الفظی کرده، بعداً به شرح و توضیح آن پرداخته است.

گفتنی است که، مترجم تمام توضیحات، تعلیقات، تصحیح اشتباهات چاپها و ترجمه های پیشین و شرح بسیاری از مسایل غامض و مورد تأمل «دیوان لغات التورک» را به جلد دوم وعده داده است.

از آنجایی كه نخستین فرهنگ زبان فارسی یعنی لغتنامة فُرس اسدی طوسی به سال 465 هجری (به قولی 475هجری) تألیف شده، لذا پیشینة تاریخ تألیف فرهنگ در هر دو زبان توركی و فارسی همزمان می باشد.

گفتنی است كه سومین كتاب لغت موجود در زبان فارسی- دری از لحاظ قدمت فرهنگنامة صحاح الفرس تألیف شمس الدین محمد هندوشاه نخجوانی است كه به سال 827 و بقولی 828 هجری قمری نوشته شده است. (دومین فرهنگ موجود در هردو زبان، «مقدمه الادب» زمخشری است كه فرهنگ چهار زبانی: عربی،توركی، فارسی، خوارزمی می باشد) در حالیكه مقارن این ایام راجع به لغات توركی حد اقل هفت كتاب (شش كتاب اول به توركی قبچاقی و بیشتر در مصر و هفتمین كتاب به لهجة توركی آذری در ایران) تألیف شده است. (نام آنها در آغاز فهرست فرهنگهای توركی در زیر داده شده است- مؤلفان) بگونه ای كه دیده می شود، سابقة لغت نویسی و ثبت و ضبط لغات در میان تورك زبانان بسیار گسترده تر از لغت نویسی در زبان فارسی- دری است.[13]

اینك شماری از فرهنگهای توركی را كه پس از نخستین فرهنگ «دیوان لغات الترك» در سالها و سده های مختلف تألیف شده اند، به اجمال یادآوری می كنیم:

ـ تبیان اللغات التوركی علی لسان قانیقلی (قانغلی): دومین اثر در مورد لغت توركی كتاب لغت «تبیان اللغات التوركی علی لسان قانغلی» محمد بن قیس خوارزمی است كه در بارة زبان توركی به عربی نوشته شده و به سلطان محمد خوارزمشاه اهدا گردیده است. متأسفانه این كتاب مفقود است و فقط در كتاب ابن مهنا كه در زمان ایلخانیان نوشته شده است، در بارة آن بحث شده و مورد استفادة مؤلف فرهنگ جهانگیری قرار گرفته است.[14]

ـ مقدمه الادب: سومین لغتنامه در زبان توركی لغت نامة چهار زبانة[15] «مقدمه الادب» علامه جارالله زمخشری خوارزمی 467 – 538 (1142– 1084م.) ملقب به فخر خوارزم است كه بعد از اسلام در 532 ه. ق. تألیف و به سلطان آتسز خوارزمشاه تقدیم گردیده است. متن این اثر عربی و ترجمه متن به سه زبان توركی، فارسی و خوارزمی است و از این نظر می توان آن را دومین لغتنامة موجود در زبانهای توركی و فارسی به حساب آورد.[16] در این فرهنگ در حدود 6500 واژه توضیح گردیده است.

ـ كودكس كومانیكوس یا مجموعة قبچاق: كه در اوایل قرن چهارم میلادی و ظاهراً در شهر سولخات در شبه جزیرة كریمه نوشته شده است. این اثر مجموعه یی از واژه ها و متون قبچاقی بوده كه شامل دو دفتر می باشد.

ـ مجموع الترجمان توركی و عجمی و مغولی و فارسی: اثریست كه در سال 1245 م. (به قول دیگر قرن چهاردهم میلادی) در مصر تألیف شده است. دانشمند روسی ا. م. میلیورنسكی مؤلف اثر را محمد بن قیس حدث زده است.[17] به نظر ما این حدث دانشمند نامبرده محل تأمل است زیرا، چنانكه قبلاً تذكر رفت این شخص مؤلف فرهنگ «تبیان اللغات التوركی علی لسان قانغلی» می باشد نه این فرهنگ.

دانشمند تورك عبدلقادر اینان مؤلف این اثر را خلیل بن محمد بن یوسف دانسته است و عبدالله یونسوف با آوردن جمله ای از دستنویس فرهنگ به تأیید این نظر پرداخته است. آخر نسخة خطی فرهنگ مذكور با جملة: «تعلیق كنندة اثر كمترین بندة خدا خلیل بن محمد بن یوسف القونیوی است» ختم شده است.[18] اگر این جمله واقعاً نوشتة مؤلف باشد، بنابر این در اینكه راقم آن یعنی خلیل بن محمد بن یوسف القونیوی مؤلف این فرهنگ است نه شخص دیگر نباید شك و شبهه كرد. این فرهنگ با مقدمة ممتع و كوشش دكتور عبدالله یونسوف به سال 1980 در تاشكند به چاپ رسیده است.[19]

ـ الادراك اللسان الاتراك: مؤلف اثر، اثیرالدین ابوحیان محمد غرناتایی الاندلسی است كه به سال 13– 1312 م. به لهجة قبچاقی در مصر نوشته شده و شامل دو بخش است: لغت و صرف و نحو.

ـ القوانین الكلیه لضبط اللغه التوركیه: اثریست به لهجة توركی قبچاقی كه در مصر تألیف شده است (آغاز سدة پانزدهم میلادی).

ـ التحفه الزكیه فی اللغت التوركیه: این فرهنگ در قرن سیزدهم (بروایتی پانزدهم) میلادی نوشته شده و مؤلف آن نا شناخته است. این لغتنامه دربرگیر سه بخش است: الفبا، لغت و قواعد صرف و نحو.

ـ بلغه المشتاق فی لغه التورك والقفجاق: این اثر در فاصلة اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پانزدهم میلادی در لغت قپچاق و اوغوز نوشته شده و مؤلف آن جمال الدین ابو محمد عبداله التوركی است. فرهنگ متشكل از چهار باب است: كلمات راجع به آسمان، كلمات راجع به زمین، كلمات راجع به انسان و افعال.

ـ حلیه الانسان و حلبه اللسان: این كتاب در قرن چهاردهم میلادی توسط جمال الدین ابن مهنا در آذربایجان و در زمان ایلخانیان نوشته شده است.[20]

این کتاب از نظر تاریخی بسیار مهم است. کتاب از سه قسمت تشکیل شده: 1) عربی-فارسی، 2) عربی-تورکی 3) عربی-مغولی. در بخش عربی-تورکی در باره ویژگیهای فونیتیک و دستور زبان تورکی آذربایجان اطلاعات مفصلی آمده و سپس بیش از دو هزار لغت تورکی نوشته شده، که اکثریت آنها در زبان معاصر به کار میرود.[21]

ـ صحاح العجم: این فرهنگ دو زبانی فارسی به توركی توسط هندوشاه ابن سنجر صاحبی نخجوانی ملقب به فخرالدین پدر شمس الدین هندوشاه مؤلف «صحاح الفرس» به سال 724 ه. ق. تألیف و به نصرت الدین اتابك لُرستان اهدا شده است و شامل شش هزار لغت است و اگر نسخة خطی شهر غازان پایتخت تاتارستان جلد دوم همین كتاب باشد، بالغ بر شانزده هزار لغت می شود. (هر دو كتاب بعد از انقلاب اسلامی توسط غلامحسین بیگدلی در ایران چاپ و منتشر شده اند)[22]

ـ ترجمان المترجم بمنتهی الارب فی لغه التورك والفرس و العرب: این اثر را مورخ و زبان شناس عهد تیموری احمد بن محمد بن عبدالله مشهور به « ابن عربشاه» در سدة نهم هجری قمری در شرح لغات توركی، فارسی و عربی تألیف كرده است.[23]

ـ شرفنامة منیری: كتاب لغت سه زبانی به عربی و فارسی و توركی، كه آن را ابراهیم قوام فاروقی تألیف نموده است. مؤلف كتاب از مریدان شرف الدین احمد منیری (وفات 782 هجری) بوده و كتاب را به اسم او نامیده است.[24]

ـ لغت مثلث: لغتنامة فارسی به توركی تألیف محمد بن بدرالدین آقا حصاری ساروخانی متخلص به «منشی» (وفات 1001 هجری) در این لغت نامه، واژه هایی ضبط شده كه به یك الفبا نوشته می شود، ولی بر حسب اصوات، سه گونه تلفظ می شود.[25]

در عصر تیموریان كه دوران رشد و بالنده گی فرهنگ بود، جریان فرهنگ نگاری به هر دو زبان توركی (اوزبیكی) و فارسی ادامه یافت.

یكی از آثار مهمی كه در زبان شناسی و علم لغت توركی (اوزبیكی) اهمیت شایانی دارد، رساله ای از امیر علیشیرنوایی بنام « محاكمه اللغتین» است كه در مقایسة ویژه گیهای زبانهای توركی و فارسی، بویژه واژه گان و ساختن آنهاست. او این مسئله را در اثر خود با آوردن حدود صد واژة ناب توركی مورد بررسی قرار داده است.[26]

ـ ترجمه اللغت التوركیه بالفارسیه: برخی ها كتابی به نام « ترجمه اللغت التوركیه بالفارسیه» را منسوب به نوایی دانسته اند.[27] همچنین فرهنگ (عربی- عربی) به نام «سبعه البحر» را نیز منسوب به نوایی دانسته اند.[28]

در این دوره و پس از آن اكثر فرهنگهای توركی برای شرح و بیان و حل واژه های مشكل توركی آثار نوایی تألیف شده است. گفتنی است كه این لغتنامه ها را به دو گروه می توان از هم مشخص ساخت:

گروه اول، فرهنگ هایی است كه به گونة كتاب مستقل تألیف شده اند و ما شماری از آنها را تا حد امكان در زیر معرفی كرده ایم؛

گروه دوم، لغتنامه هایی كه بگونة علاوه یا ضمیمه در آغاز یا آخر و یا هم در حاشیة نسخه های خطی آثار نوایی از سوی اشخاص خبیر و گاهی هم كاتبان نوشته شده است. از این گروه لغتنامه ها می توان از «لغت امیر نوایی»، «در بیان لغت خمسة نوایی»، «حل لغت خمسة نوایی»، «خمسه با حل لغت»، «فرهنگ حضرت میرعلیشیر ملقب به النوایی» (این لغتنامة كوچك توسط آخوند بن میر حسن چهارجویی در سال 1869 به «خزاین المعانی»- دیوان غزلیات نوایی الحاق گردیده است) وغیره یاد كرد.[29] به عنوان مثال در حاشیة نسخة خطی «خمسه» نوایی كه تحت شمارة 7863 در گنجینة نسخ خطی انستیتوت شرق شناسی اكادمی علوم اوزبیكستان نگهداری می شود، جمعاً بیش از 7700 واژة مشكل شرح و توضیح گردیده است.

ـ نوایی لغتی (لغت نوایی): مؤلف این فرهنگ رجب بن محب علی شاملو است كه آن را در سال 1599م. تألیف كرده است. این اثر یك فرهنگ توركی (چغتایی)- توركی بوده كه در آن تقریباً یك هزار واژة اوزبیكی به توركی معنی و توضیح گردیده است.

ـ بدایع اللغت: به نظر برخی از دانشمدان مانند بروفكوف و دیگران به دستور سلطان حسین میرزا بایقرا و به نظر دكتور محمد یعقوب واحدی جوزجانی به دستور شاه سلطان حسین صفوی تألیف شده و نام مؤلفش معلوم نیست.[30] بعداً آن را طالع ایمانی هراتی (امامی) (1084 هجری/ 6 ـ 1705م.) باز نویسی كرد. نزد اكثر دانشمندان طالع هروی به عنوان مؤلف این لغت شناخته شده است. در این فرهنگ بیش از 800 واژة توركی (اوزبیكی) از میان آثار نوایی گزیده و به فارسی توضیح شده است. این اثر به عنوان منبع خوب برای تألیف فرهنگهای بعدی، از جمله «سنگلاخ» قرار گرفت. این كتاب را دانشمند روسی ا. ك. بروفكوف (Borovkov) به سال 1960 در مسكو به گونة فكسیمیل با ترجمة روسی آن به چاپ رسانیده است.

ـ لغتنامة ابوشقه یا ابوشكا: این فرهنگ یكی از نخستین فرهنگ های تشریحی اوزبیكی قدیم (توركی) بوده كه در اوایل قرن شانزدهم میلادی در آناطولی تألیف شده و یك فرهنگ چغتایی- توركی عثمانی است و حدود 800 واژة اوزبیكی را در بر می گیرد. در این فرهنگ نمونه های شعری از نوایی، لطفی و شاعران دیگر چغتایی به عنوان شاهد آورده شده است.

حدود بیست نسخه از این فرهنگ برای دانشمندان معلوم است و دو نسخة معتبر آن: یكی قدیمترین نسخه كه بنام نسخة ویانا (سال كتابت 1552م.) یاد می شود و دیگری نسخة كتابخانة ملك تهران است. نسخة تهران تحت نام «فرهنگ دیوان امیر علیشیر نوایی» همراه با دو فرهنگ توركی دیگر، یعنی «خلاصة عباسی» و «لغات نادرعلی» در یك وقایه قرار دارد. گفتنی است كه تا مدتی مؤلف این اثر نامعلوم پنداشته می شد، ولی دكتور ایرگش عمروف با استفاده از عبارت «تمت الكتاب بتوفیق الملك الوهاب مصطفی بن صادق» كه در آخر هردو نسخة خطی ویانا و تهران وجود داشته، مؤلف این اثر ارزشمند را عالم لغت شناس تورك مصطفی بن صادق تثبیت كرده است.[31]

40 نگاهی نوین …، ص 42.

41 همانجا

42 همان، ص 44.

43 همان، ص 45.

44 فتاحوف، خیرالله.، لغت چیلیگیمیز تاریخیدن (از تاریخ فرهنگ نویسی ما)، اوزبیك تیلی و ادبیاتی (مجله)، 1982، ش. 2، ص53. (به نقل از: زیادالله حمیدوف، لغت شناسلیك تاریخی و قولیازمه لغتلر، تاشكینت، 2004، ص9)

45 اوزبیك تیلی لكسیكولوگیه سی، انتشارات «فن»، تاشكینت، 1981، ص 293.

46 الكاشغری، محمود، دیوان لغات التورك، ترجمة دكتر سید محمد دبیر سیاقی، مقدمه، ص دوازده (بعد از این «دیوان (ترجمة فارسی)» می گوییم)

47 ایضاً همانجا.

48 دیوان (ترجمة فارسی)، مقدمه، ص سیزده و تاریخ ادبیات توركی اوزبیكی، ص 107.

49 دیوان لغات التورك، ترجمة وازبیكی صالح مطلبوف، نشریات «فن»، (سه جلد)، تاشكینت، 1961-1963م.، مقدمه، ص 27. (بعد از این «دیوان، (ترجمة اوزبیكی)» می گوییم.) و تاریخ ادبیات توركی اوزبیكی، ص 107.

50 دیوان لغات التورك (ایندیكس)، به كوشش غ. عبدالرحمانوف و ص. مطلبوف، نشریات «فن»، تاشكینت، 1967

51 دیوان (ترجمة فارسی)، مقدمه، ص پانزده

52 ارشادی فرد، فرهنگ واژه گان توركی در زبان و ادبیات فارسی، انتشارات باغ اندیشه، اردبیل، 1379ش.، مقدمه، ص 6. (بعد از این فقط «فرهنگ واژه گان…» می گوییم)

53 فرهنگ واژه گان…، ص6-7.

54 مؤلف كتاب «اوزبیك تیلی تاریخی گره متیكه سی» آن را یك فرهنگ سه زبانی (عربی- فارسی- توركی)، (ص 8) و مؤلف «فرهنگ واژه گان…» آن را یك فرهنگ چهار زبانی (عربی- فارسی- توركی- خوارزمی) گفته است. (مقدمه، ص 6) از قرار معلوم این اثر یك فرهنگ چهار زبانی بوده، ولی (عربی- فارسی- توركی) آن در كتاب جدا و فرهنگ (عربی- خوارزمی) آن به شكل كتاب جداگانه است. بعداً در زمان مغولها شخصی ترجمة مغولی را نیز به آن افزوده است. از «مقدمه الادب» نسخه های متعددی در كتابخانه های جهان موجود است، از جمله نسخه ای با شمارة (202) در موزه ادبیات به نام علیشیرنوایی و دو نسخه با شماره های (3808) و (2666) در گنجینة نسخ خطی انستیتوت شرق شناسی اكادمی علوم جمهوری اوزبیكستان نگهداری می شود.

55 سیری در تاریخ زبان و لهجه های توركی، ص 86 (به نقل از فرهنگ واژه گان …، مقدمه، ص6.-7 و تاریخ ادبیات توركی و اوزبیكی، ص 1073)

56 لغت شناسلیك تاریخی و …، ص22.

57 ایضاً همان.

58 «ترجمان» XIV عصر آبده سی («ترجمان»، آبدة قرن چهاردهم)، به كوشش عبدالله یونسوف، تاشكینت، نشریات «فن»، 1980.

59 فرهنگ واژه گان …، ص7.

[21] سیری در تاریخ زبان و لهجه های تورکی، ص199.

60 ایضاً همان.

61 زنده گی شگفت آور تیمور، مقدمة مترجم، ص20.

62 تاریخ ادبیات در ایران، ج3، بخش1، ص 278.

63 صفا، دكتر ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، ج 5، بخش1، ص 343.

64 نوایی، میرعلیشیر، محاكمه اللغتین، بكوشش دكتر محمد یعقوب واحدی جوزجانی، انتشارات اكادمی علوم ج.د.ا.، كابل، 1363ش. و محاكمه اللغتین (ترجمة فارسی) توسط تورخان گنجه ای، چاپخانة فردوسی، تهران، 1327ش.

65 فرهنگ واژه گان …، مقدمه، ص 3 و سینا (فصلنامه)، نشریة رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در اوزبیكستان، شمارة دهم، سال 2003م.، ص 47.

66 واحدی جوزجانی، محمد یعقوب، امیرعلیشیرنوایی (فانی)، مجموعة مقالات، نشرات انجمن تاریخ، كابل، 1346ش.، صص 101-102.

67 برای معلومات بیشتر در این مورد مراجعه شود به: خیرالله فتاح، «نوایی اثرلری بوییچه توزیلگن لغتلر»، «اوزبیك تیلی و ادبیاتی» (مجله)، 1973، ش. 4، ص 81. و ایسكی اوزبیك لغتلری، ص32.

68 كاندید اكادمسین دكتور محمد یعقوب واحدی جوزجانی برای اثبات نظر خویش دو دلیل زیر را می آورد: یكی این كه در مقدمة «بدایع اللغت» چاپ بروفكوف، در بیتِ:

شهی كزوی جهان را زیب و زین است          شهنشاه جهان سلطان حسین است.

لقب «شهنشاه» آمده است. این لقب در سلسلة تیموری مروج نبود و در زمان صفویها در مورد شاهان صفوی به كار می رفت. دو دیگر این كه، تألیف فرهنگها در توضیح واژه های آثار نوایی اساساً پس از وفات او آغاز می شود، لذا زمان تألیف «بدایع اللغت» نیز بایستی پس از پایان حاكمیت تیموریان هرات بوده باشد. (معلومات شفاهی خود محترم دكتور واحدی به مؤلفان)

69 عمروف، ایرگش، ایسكی اوزبیك لغتلری (لغات قدیم توركی)، تاشكینت، 1992، ص 11.

ادامه دارد

فدراسیون تورکان اوغانستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: