تورکان قره قویونلو، اتحادیه ایلات تورک آزربایجانی


هسته اصلي توركان آزربايجاني قره قویونلو اصلا منسوب به طايفه ييوا از اوغوزها ميباشد. اما قره قویونلو عنواني‌ براي‌ اتحاديه‌ طوائفي از تورکان موسوم به توركمان است‌ كه‌ بعدها با افزوده شدن انبوه تورکان آناتولي، آزربايجان و ايران به صورت يك اولوس بزرگ‌ درآمده‌ اند‌. طوايف درجه اولي كه اولوس قره قویونلو را تشكيل ميدادند عبارتند از طوائف ترك سعدلو٬ قره مانلو، بهارلو (باهارلي)٬ آلپاغوت (آلپاووت)٬ دخارلو (دٶگرلو-دٶيه رلي)٬ آغاچ اري٬ حاجيلو٬ چكرلو (چاقيرلو-چاخيرلي)، آيينلو (ايناللي) و بايراملو. توركمانان آزربايجاني قره قویونلو بعدها با تشكيل دولت خود موفق شده اند نزديك به هفتاد سال بر بخش بزرگي از خاورميانه (شامل همه ايران)، قفقاز و آسياي صغير حکم برانند. خاندان حاكم بر دولت توركي آزربايجاني قره قویونلو خود از ايل بهارلو و يا بارانلو بود است.

برخي از تاريخ نگاران بويژه تاريخنويسان فارس ادعا كرده اند توركمانان آزربايجاني قره قویونلو نام خود را از گوسفندي سياه بر زمينه اي سفيد كه بر پرچمشان نقش بسته بود گرفته اند. حال آنكه اين ادعا بدون هيچ مدرك تاريخي است و تاكنون نه همچو پرچمي و نه هيچ سندي مويد آن بدست نيامده است. همچنين اين ادعا كه قره قویونلو يا صاحبان‌ گوسفندان‌ سياه‌، نامي‌ است ‌برگرفته‌ از رنگ‌ رمه ‌هاي‌ آنان ‌(مانند آق قويونلو به‌ معناي‌ صاحبان‌ گوسفندان‌ سفيد) نيز نادرست مي باشد. در وجه تسميه قره قویونلو، توركي شناسان و صاحبنظران بر اين اعتقادند كه قره قویون يا گوسفند سياه، مانند آنچه در نزد گروههائي از تورکان باستان نيز بوده است، نام توتم مقدس قره قویونلوها است.

قره قویونلوها (و آغ قويونلوها) هم در دوره اي كه اتحاديه اي ايلي بوده اند و هم در مرحله دولت بودن خود، داراي اهميتي فوق العاده در تاريخ عمومي ترك، تورکیه و آزربايجانند. زيرا تاريخ قره قویونلوها و آغ قويونلوها، صرفا تاريخ دو طائفه ترك نيست، بلكه بخشي مهم از تاريخ اسكان تورکان در شرق آناتولي، شمال غرب ايران و قفقاز جنوبي؛ تاريخ ديني و مذهبي توده ترك ساكن در اين مناطق و آزربايجان؛ و موضوع ادامه حاكميت تورکان آزربايجاني در ايران تا ربع اول قرن بيستم است. اهميت ديگر آنها تاثيرشان بر دموگرافي منطقه قفقاز-آناتولي-بين النهرين و آزربايجان است. با ايجاد دولت تورکی آزربايجاني قره قویونلومهاجرت توركمانهاي ساكن شرق و جنوب آنادولو و يا تورکیه امروزي به آزربايجان و ايران سرعت گرفته است. اين امر باعث اثرات تاريخي مهمي در بافت ملي منطقه از جمله افزايش وزنه جمعيتي تورکان در ايران به موازات كاهش آن در جنوب شرق تورکیه و شمال عراق گرديده است. «بحِجَتِ الّتـَواريخ» موّرخ بنام شکراللّه در مورد نسب نامه جهانشاه چنين گفته است: «… چنانکه از منابع تاريخی برمی آيد، طوايف ترکمنان قره قويونلی در نواحی شمال و غرب ايران، در اطراف رودخانه اورميّه، وان و در مناطق تبريز، ارجياس، و بغداد سکونت داشته اند». امروز نيز بسياري از نامهاي جغرافي توركي در اين مناطق يادگار آنهاست. ايلات و تيره هاي منسوب به اين دو اتحاديه طوائف تورکی، همچنين اساس عنصر انساني دولتهاي تورکی آزربايجاني بعد از آنها يعني دولتهاي صفوي، افشار و قاجار را تشكيل داده اند. چنانچه به لحاظ تباري بسياري از توده تورکان معاصر در شرق آناتولي، قفقاز جنوبي، شمال غرب ايران و سراسر عراق از نوادگان ايندو بشمار مي آيند. از جمله در حال حاضر تیره هائی به همان اسم در میان بازماندگان ایلات شاهسون در آزربايجان جنوبي و قشقائیها در حوالی فارس وجود دارند. (ناصر خان قشقائی از تیره قراقویونلو است). قراقویونلوهای ساوه آزربايجان از طایفه ایل بغدادی مربوط به قراقویونلوهای دوره قبل از صفویه که مدتی حاکمان بغداد نیز بوده اند میباشند و در زمان نادرشاه به ایران انتقال داده شده اند.

دولت تورکی آزربايجاني قره قویونلو

مئهران باهاري

اسناد تاريخي بسياري در مورد قره قویونلوها موجود است. پروفسور مينورسكى شرق شناس روسى را مى توان پدر تحقيقات راجع به تركمانان آق قويونلو ها و قره قویونلو ها در عصر جديد دانست. تاريخ شناس ترك، فاروق سومر نيز اثري بسيار مهم در باره آنها با نام «قره قویونلولار-جلد اول» تاليف كرده است. (به علت فوت وي جلد دوم اين اثر تاليف نشده است). قره قویونلوها (بارانلوها) در ابتدا امارتي در شرق آناتولي وابسته به دولت توركي- آزربايجاني جلايري در تبریز و بغداد بودند كه در سال ١٣٨٩ پس از سقوط آن دولت توسط تيمور لنگ (دولت توركي تيموري) مستقل شدندּ خاقانهاي دولت تورکی آزربايجاني قره قویونلو كه تا سال ۱۴٧٢ ميلادی بر سرير قدرت باقی ماند عبارتند از: بايرام خوجه (مرگ ١٣٨٠)، ناصرالدين‌ قره محمد (١٣٨٩ ـ ١٣٨٠)، جمال‌الدين‌ قره يوسوف‌ (١٤٢٠ ـ ١٣٨٩)، اسكندر فرزند قره يوسف‌ (823 ـ 841)، جهانشاه‌ فرزند قره يوسف‌ (839 ـ 872)، حسنعلي‌ ميرزا فرزند جهانشاه (872 ـ 873).

مقرّ اصلي قره قویونلوها آزربايجان و شرق آناتولي و سرسلسلة آنان، قره يوسوف (قره يوسف) پدر جهانشاه است. پدر قره  يوسوف يعني نيای جهان شاه، «قره  محمد تورکمان» و او نيز پسر «بايرام خوجه تورکمان» (بيرم خواجه) مي باشد. بايرام خوجه كه در خدمت سلطان اويس خاقان دولت توركي آزربايجاني جلايري (ايلاني) رکاب حاکم بغداد بود نخستين كس از قره قویونلوهاست كه توانست حكومت (موصل و سنجار) بدست آورد. در اين دوره پايتخت دولت قره قویونلو، در ارجيش در نزديكي وان بود. پس از مرگ او پسرش قره  محمد توركمان و پس از قره محمد توركمان، فرزندش قره يوسوف در پی شورشی بر علیه جلایری‌ها و پس از برقراری قدرت حاکميّت در اکثر نقاط ايران بر تخت سلطنت آزربايجان رسيده است. او نخستين حكمدار قره قویونلو است كه خود را پادشاه خواند و شهر تبريز را پايتخت قرار داد. قره يوسوف علاوه بر آزربايجان (شامل قزوين، سلطانيه، وان، اورميه و بعدتر شيروان)، عراق عرب (شامل موصل و بغداد)، اراضي ارمنستان و گرجستان امروزي را نيز فتح كرد. تیموریان در حوالی ۱۴۰۰ قره یوسف را شکست داده و قرایوسف به مصر متواری شد. وی پس از مدتی و در ۱۴۰۶ با کمک حاکمان وقت مصر، مملوک‌ها، دوباره کنترل تبریز را بدست آورد. قره  يوسوف يکی از شخصيّت های مبارز روزگار خود بوده و از دانش های سياسی – اجتماعی دوران خود بهره هاي فراواني داشته است. وي‌ يكي‌ از شايسته ‌ترين‌ اميراني‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ توركمانان‌ آزربايجان ظهور كرده‌ است. او جز آن‌ كه‌ از نظر نظامي‌ شخصيتي‌ فوق العاده‌ داهي بود، از نظر سياسي‌ نيز بسيار هوشيار و با منطق‌ رفتار مي‌كرد. پس از قره يوسوف، اسكندر به سلطنت رسيد و با شاهرخ به منازعه پرداخت و اخلاط و كردستان را هم ضميمه قلمرو دولت تورکی آزربايجاني قره قویونلو كرد.

اوغوزگرائي و شعور ملي تورکی جهانشاه قره قویونلو و ديگر حكمرانان دوره توركماني تاريخ آزربايجان

مئهران باهاري

كليه طوائف و تيره هاي منسوب به توركمانان آغ قويونلو و قره قویونلو به لهجه هاي آزربايجاني زبان تورکی و يا تورکی آزربايجاني سخن مي گفته اند. دوره حاكميت دولتهاي قره قویونلو، آغ قويونلو، صفوي، افشار و قاجار، دوره توركماني تاريخ آزربايجان ناميده مي شود. دوره توركماني تاريخ آزربايجان بويژه نيمه اول آن، دوره شكوفائي زبان و ادبيات تورکی در ايران و آزربايجان است. بويژه با حاكميت قره قویونلوها زبان تورکی به سطح زبان دولتي ارتقا يافته و در مدت كوتاهي به زبان آموزشي در مكاتب تبديل شده است. خلق و تحرير بعضی از آثار کلاسيک ترکی همچون دده قورخود، صايد و همراه، «زهره و طاهر»، يوسف و زليخا و غيره نيز مصادف با دوران حاكميت توركمانان آزربايجاني قره قویونلو و آغ قويونلو است. قره قویونلوها مانند توركمانان آغ قويونلو و دولتهاي تورك پيش از خود، در حفظ ويژگيهاي قومي و پايبندي به سنتهاي ملي تورکی شان كوشا بوده اند. آنها همچنين در تشكيلات حكومتي و سنن دولتداريشان عينا از دولتهاي توركي پيش از خود يعني جلايري (ايلخاني) و هلاكوئي (ايلكاني) سرمشق گرفته و بنوبه خود اين تشكيلات و سنن را به حكومتهاي توركمان آزربايجاني بعد از خود (صفوي، افشار، قاجار) منتقل كرده اند.

در منابع تاريخي گفته ميشود شكرالله مؤلف عثماني در زمان امپراتور عثماني سلطان مراد دوم، هنگامي كه به همراه سفيران در بارگاه جهانشاه قره قویونلو در تبريز حضور يافته بود، متني در باره تاريخ اوغوز و يا اوغوزنامه به تورکی اويغوري، مشاهده كرده و جهانشاه با استناد به اين اوغوزنامه كه در كتابخانه دربارش در تبريز موجود بود به سفير عثماني اظهار داشته است كه پدرش قره يوسوف (قره يوسف) و سولطان موراد عثماني هر دو از اولاد اوغوزخان ميباشند. («شکراللّه» از موّرخان قرن پانزدهم عثماني در کتاب «بحِجَتِ الّتـَواريخ» [از نخستين تواريخ عثماني، تاليف ١٤٥٦ ميلادي] می نويسد: «… چنين است که در تاريخ ۸۵۲ مرحوم «سلطان مراد» [پدر سلطان محمد فاتح] اين فقير را [به سال ١٤٤٨] به رسالت ميرزا جهان شاه منظور داشت. چون رسيديم و خدمت به جای آورديم، روزی سقاول آمد که ميرزا با شما در خلوت صحبت خواهد کرد، بايد آمدن. سمعاً و طاعة گفته، رسيديم. در اثنای صحبت ميرزا فرمود که سلطان مراد برادر اخروی من است و غير از برادری، خويش من است. سبب خويشی پرسيده شد. فرمود که «مولانا اسماعيل تواريخ خان» را بخوانند و تواريخ اوغوز بيارند. مولانا اسماعيل آمد و کتابی آورد مغولی [اويغوري] نوشته. از اين کتاب خبر داد که اوغوز را شش پسر بوده. نام ايشان: گوک [گٶي] آلپ، يير [يئر] آلپ، دنگيز [دنيز] آلپ، گون آلپ، آی آلپ، ييلديز [اولدوز] آلپ. ميرزا فرمود برادرم سلطان مراد به گوک آلپ بن اوغوز مي رسد و نسب قره يوسف به دنگيز آلپ مي رسد.») اين قيد بسيار مهم علاوه بر اثبات وجود شعور ملي تورکی و تفاخر به آن در ميان حكمداران ترك و آزربايجاني٬ همچنين حكايت از پيوستگي هويت تورکی و تداوم حافظه تاريخي در ميان آنها دارد. اساسا اين شعور ملي تورکی حكمداران قره قویونلو همان عاملي بوده كه احترام فوق العاده سلاطين عثماني را نسبت به ايشان بر مي انگيخته است. چنانچه سلطان محمد فاتح، پسر مراد دوّم، در نامه‌اي به جهانشاه، حکمران ترك حاكم بر ايران امروزي و پادشاه دولت تورکی آزربايجاني قره قویونلو، او را «خدايگان خواقين العرب و العجم، مالک رقاب سلاطين التورک و الديلم، داراي قيصر خدم، فغفور جمشيد جم … حضرت ابوي جهان‌شاهي» مي‌خواند.

فاروق سومر تورکی شناس برجسته، تفاخر ملي ترك و اوغوزگرائي خاندان عثماني را نيز – بخشا- براي عقب نماندن از تفاخر ملي تورکی و اوغوزگرائي خاندانهاي توركمان آزربايجاني قره قویونلو و آغ قويونلو دانسته است: «خاندان عثماني به اين كه از تبار اوغوزخان و برآمده از طايفه قايي بشمار آيند، اهميت زيادي قائل بودند. ادعاي عثمان غازي [مؤسس سلسله عثماني[ مبني بر اينكه از طرف بيگ هاي اوغوز به عنوان فرمانروا انتخاب شده و همچنين سخنان مراد دوم ]سلطان عثماني [خطاب به جهانشاه قره قویونلو بدين مضمون كه از اصل و نسب شامختري برخوردار است، از اين امر نشأت مي گيرد. آنها تمغاي قايي را به عنوان علامت رسمي خاندان خود برگزيده بودند و شاهزادگان را با نام هايي چون اوغوزخان و قورقوت نامگذاري مي كردند. طبق روايات تورکی، قورقوت آتا، پيشگوي بزرگ اوغوزها گفته بود كه روزي فرمانروايي اوغوزها و يا تركها بدست بيگ هاي طايفه قايي خواهد افتاد و تا قيامت ادامه خواهد يافت. اين امر تنها بخاطر احساس پايبندي آنها به اعقاب خود يعني اوغوزها نبود بلكه بيشتر در ارتباط با حساسيت مردم نسبت به اين موضوعات و وجود رقابتهاي سياسي با سلسله قره قویونلوهاي شرق و مهمتر از آن سلسله آق قويونلوها بود. زيرا فرمانروايان سلسله هاي آزربايجاني نام برده شده نيز خود را از نوادگان اوغوزخان مي دانستند و بزرگترين آنها، اوزون حسن بيگ، رقيب فاتح ]سلطان عثماني [خود را يگانه فرمانرواي تورکان آناتولي مي دانست».

فاروق سومر به درستي دولتهاي توركي حاكم بر ايران امروزي و قلمرو آنان را – از جمله ايلخانان و آق قويونلوها و قره قویونلوها و حتي قاجارها را مركز تورکی گرائي در قرون گذشته دانسته است: «لازم به يادآوري است كه داستان اوغوزخاقان اويغوري نيز در ايران، در عصر ايلخانيان و در زمان قازان خان و يا جانشين او به تصنيف درآمده است و در اين خصوص هيچ شبهه اي نبايد داشت. نوشته شدن اين اثر در جايي ديگر و بخصوص در سرزمين اويغور غير ممكن است. زيرا آن حال و هواي معنوي كه باعث به قلم گرفته شدن آن شده بود. فقط در ايران و در دربار ايلخانيان و حواشي آن احساس مي شد. اين هواي معنوي را نوعي شعور قوي مليت گرايي ترك (Türkcülük) گرمي مي بخشيد و اين شعور پان تورکیستي عامل بوجود آمدن هر دو اثر گشته بود…. تفكر مليت گرايي تورکی در بارگاه ايلخانيان و قلمرو آنان شروع شده بود،… ابوبكر تهراني، مورخ آق قويونلو نيز به هنگام تأليف شجره نامه‌اي در باره ارتباط اوزون حسن بيگ با اوغوزخان و نوح عليه السلام از مبحث «شجره ها»ي جامع التواريخ بهره برده است. چنين بر مي آيد كه قاجاريان آخرين سلسله ترك در ايران نيز اوغوزها را اجداد خود مي دانستند و به آنها علاقه نشان مي‌دادند».

شعور ملي تورکی در آزربايجان به عهد قره قویونلو

مئهران باهاري

از طرف ديگر شعور ملي تورکی و اوغوزگرائي در آن دوره به همان درجه كه در ميان حكام ترك عميق و ريشه دار بوده در ميان توده مردم آزربايجان نيز گسترده و ريشه دار بوده است. آنگونه كه از نوشته هاي اولئاروس٬ اولياء چلبي٬ آثار شعرا و مورخين و فولكلور آزربايجاني قرون وسطا مانند بايبورتلو عوثمان٬ حسن ابن محمود بياتي تبريزي٬ شاعر قول آتا٬ داستانهاي كوراوغلو٬…. و منابع تاريخي بسيار ديگر بدست ميآيد٬ افسانه هاي اوغوزنامه٬ داستانهاي دده قورقود و شخصيتهاي قهرماني آن تا قرون ١٧-١٨ به طور بسيار زنده اي نزد خلق ترك در آزربايجان شناخته شده و رايج بوده اند:

– تبريزلي ماحميد اوغلو حسن بايات٬ اهل تبريز و از طائفه بيات٬ مولف كتاب سلسله نامه «جام جم آئين» در دوره جم سلطان (١٤٩٥-؟) بر اساس اوغوزنامه اي كه داشته ميباشد. (جام جم آيين دو نشر دارد: (Cam-i Cem-ayin, Ali Emiri neşri, İstanbul, 1331; Kırzıoğlu neşri, Osmanlı tarihleri, İstanbul, 1949) وي در اثر خود به ايجاد ارتباط بين دده قورقود و حضرت علي و سلمان فارسي و… تشبث نموده است. به واقع طبق برخي روايات سلمان در نبردي در نزديكي دربند هلاك شده و در قبرستان قيرخلار دربند آزربايجان مدفون است (باكيخانوف٬ گلستان ارم٬ ص ٢).

– بايبورتلو عوثمان مورخي اهل بايبورد از شهرهاي عمده ساحه آزربايجاني در شمال شرقي تورکیه است. وي در كتاب خود «تواريخ جديد مرآت جهان» كه مابين سالهاي (١٥٩٥-١٥٧٤) تاليف نموده٬ در بخش بيان اوصاف بايندورخان به شهرهاي آزربايجاني قارس٬ آني٬ دربند (دميرقاپي) و تبريز٬ شخصيتهاي تاريخي-افسانه اي دده قورقود و قازان خان و … اشاره كرده ميگويد: «قارينداشلاري بايينديرخان تعللوقويلا خوراسان´دان عزيمت ائديب آني´يا، قارس´ا گلديلر. … آندان دميرقاپي´يا واريب كوستاسك مليكي موحاصيره ائديب دميرقاپي´ني آليب باشيني كسدي ….دده قورقود´و ايچلرينده شئخ تيكدي. سونرا باييندير خان´ين اؤولاديندان اوزون حسن مماليك-ي عجمه پاديشاه اولدوغوندا ايسلام ديني عجمده اوستووار اولدو. تبريزده شام قازان كي دئرلر قازان خان´ين اوغلو خودابنده´نين مزاريدير….». هر چند در اينجا به نظر ميرسد كه دو قازان خان اوغوزي و ايلخان قازان در هم آميخته شده باشند٬ با اينهمه منابع ديگري وجود دارند كه قازان خان افسانه هاي اوغوز را به آزربايجان نسبت داده اند. در داستان قزاقي «كبلاندي باتير» قازان خان به شكل «قيزيلباشلارين خاني» (خان قزلباشان) تصوير شده است: «قيزيلباشلار اؤلكه سيندن-گلدي قازان خان». («قيزيلباشلار اؤلكه سي» نام ديگر آزربايجان و يا قلمرو دولتهاي تورکی-آزربايجاني صفوي و افشار و قاجار است.)

– قول آتا شاعري آزربايجاني زيسته به سالهاي ١٤٠٠ و مولف مثنوياي بنام «ليلي و مجنون» به تورکی است. وي در اثر خويش چند بار از «دده قورخود» نام برده است. (مثنوي وي چاپ شده است: O.Ş.Gökyay Kul Ata Mesnevisi.Ülkü,Temmuz 1937,IX,s.348-342) قول آتا در باره دده قورخود ميگويد:

خوش دئميش قورخود تحممول خوشدورور-نئيشكر تك قهري يودماق نوشدورور
پيش قدملر سؤزون ائشيتمك گره ك-هر نه كي پيرلر دئميشلر ائتمك گره ك
كم اصيل كيشيلرين ايشي بودور-غئيبت٬ يالان٬ بؤهتان ايشي بودور
دده قورخود دئر كي اول عاقيل دورور-سؤيله يه ندير كي اول بتر دورور
دده قورخود سؤيله دي كي دوشمنين-اؤلسه سئوينمه ن كيمسه نين
نيشه كي بو جومله باشلاردان گئچه ر-جومله عالم هم بو شربتدن ايچه ر

– در برخي از روايتهاي داستان كوراوغلو٬ نام پدر وي دده قورقود است. اوست كه قيرآت اسب كوراوغلو را پرورش داده است…..

– در فولكلور آزربايجاني جاي جاي رد دده قورقود ديده ميشود. م. ف. آخوندوف نمونه اي به شكل زير نقل كرده است: (م. ف. آخوندوفون آرشيوينده دده قورقود ايزلري. ادبيات و اينجه صنعت. ٢١ نيسان ١٩٥٧)

گلينه آيران دئمه دي٬ او دده قورقود-آيرانا دوغران دئمه دي٬ او دده قورقود
ايينه يه تيكه ن دئمه دي٬ او دده قورقود-تيكه نه سؤكه ن دئمه دي٬ او دده قورقود

– فولكلورشناسان در مناطق ترك آزربايجاني شرق تورکیه بويژه در قارس و پيرامون آن٬ علاوه بر دده قورقود و ديگر مضامين اوغوزنامه اي٬ به طور مشخص خاطره و رد زنده بورلاخاتون را در ميان گروههاي تركمه-قره پاپاق تثبيت نموده اند. (در ايران تركمه-قره پاپاق عمدتا در دو استان آزربايجاني آزربايجان غربي (منطقه سولدوز) و استان مركزي (منطقه بزچالو) ساكن اند).

– در ميان آيريملي – آيريملوهاي آزربايجان شمالي نيز٬ هنوز خاطرات برخي عناصر افسانه هاي اوغوزي مانند تپه گؤز و… موجود است.

مئهران باهارلی

Advertisements

یک پاسخ

  1. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!قرصاتو خوردی؟؟؟ سوسگها هم همه جای دنیا هستن یعنی مثلا خیلی افتخاره؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: