زبان توركی اوزبیكی-قسمت ششم


یكی ترجمة مشترك دانشمندان اوزبیك غنی عبدالرحمانوف و علی بیك رستموف است كه همراه با متن اصلی به خط اورخون و متن بگونة ترانسكریپشن ( به خط سیریلیك) در كتاب ارزشمند آنها به نام «قدیمگی توركی تیل» (زبان توركی باستان) به سال (1982م.) از سوی نشریات «فن» در تاشكینت به چاپ رسیده است. در این اثر، تحلیل و بحث مفصل علمی نیز راجع به ویژه گیهای فونتیك خط، حروف و قواعد نوشتاری كتیبه ها (خط اورخون) از نگاه زبان شناسی و با استفاده از اكثر ترجمه های آن و پژوهشهای گرانسنگ دانشمندان دیگر، به همینگونه ویژه گی های خطِ دیگر توركان یعنی «خط اویغوری» صورت گرفته است.

دیگری ترجمة منظوم كتیبه هاست كه آن را دانشمند شناخته شدة اوزبیكستان عزیز قیوموف انجام داده و به سال (1971) در تاشكینت از سوی نشریات «غفور غلام» به چاپ رسیده است.

باید گفت که، متن کتیبه ها دارای یک ترجمه فارسی دری نیز است. ترجمه توسط دکتور حسین محمدزاده صدیق دیرین شناس و استاد زبان و ادبیات تورکی و فارسی دانشگاه های تهران صورت گرفته است. این اثر با نام «یادمانهای تورکی باستان» به سال 1383 در تهران چاپ شده است.1

در این کتاب مترجم، در مورد نوعبندی زبان تورکی، گوی تورک، زبان تورکی باستان، دستور زبان تورکی باستان توضیحات جامع و ممتع داده است. بعد معلومات مفصل راجع به سه یادمان تورکی باستان (یادمان کول تیگین، یادمان بیلگه قاغان و یادمان تان یوقوق) میدهد. همچنان، در مورد چگونگی آوانگاری کتیبه ها توضیحاتی ارائه کرده است. استاد مترجم با برگردان کامل متن هرسه کتیبه، فهرست واژه های کتیبه هارا همراه با ترجمه فارسی و در بخش واژه نامه با ترجمه انگلیسی داده است.

4-سنگنوشتة اونگین (آنگین): چنین تصوری وجود داشت كه این كتیبه نخست برای بزرگداشت از مؤسس دومین دولت خاقانی تورك «ایلتریش خاقان» و همسرش «ایل بیلگه خاتون» و بعداً به افتخار «قپه غه ی خاقان» گذاشته شده باشد. «ج. كلوسون» (J. Kloson) با آوردن اصلاحات در بعضی از نقاط كتیبه، نادرستی تصورات بالا را به اثبات رسانید. او از اثر پژوهش هایش به این نتیجه رسید، كه كتیبه به افتخار «الپ ایلتمیش» سپهسالار «قپه غه ی خاقان» و «بیلگه خاقان» گذاشته شده است. وفات این سركرده را در (731م.) تخمین نموده اند. «ا. ا. رجبوف» به این نظر است كه كتیبة «اونگین» را در سال (689 یا 692م.) یكی از نزدیكان «ایلترس» (ایلتریش) خاقان پدر «ایشبره تمغن ترقن» به افتخار «ایلتریش یبغو» و برادرش «چور یوغه» گذاشته است.

كتیبه را در (180) كیلومتری وادی «اونگین» (آنگین) واقع در وادی «كاشا- تسایدم» مغولستان گذاشته بودند، كه هم اكنون نیز در آنجا قرار دارد.

كتیبه متشكل از (20) سطر است كه هشت سطرش (O) در سطح جلو، چهار سطر (Oa) در سطح راست قرار دارد كه از راست به چپ و از بالا به پایین نوشته شده است. هفت سطر (Ob) در بالا بطور افقی نوشته شده است. یك سطر (Oc) آن در سنگ دیگری نوشته شده است.

متن روتوش نشدة این یادنامه را در سال 1892م. «و. رادلوف» در «اطلس آبده های مغولستان» و بعداً متن روتوش شدة آن را در سومین جلد همین اطلس (لوحة شماره83) به نشر رسانید. همچنان، در سال (1895م.) متن اصلی چاپی یادنامه بگونة ترانسكریپشن همراه با ترجمة آلمانی آن در كتاب «كتیبه های قدیم توركی مغولستان» به چاپ رسید.

«ح. ن. ارقون» در سال (1939م.) متن یادنامه را با ترجمة توركی آن به نشر رسانید. بعداً «س. ای. مالوف» با استفاده از ترجمه های «و. رادلوف» و «ح. ن. ارقون» ترجمة روسی و متن یادنامه را انتشار داد.

«ژرارد كلوسون» كتیبه را به زبان انگلیسی ترجمه نموده، آن را همراه با متن و تحقیقات خود در سال (1957م.) به چاپ رسانید.2

5-سنگنوشتة كولی چور: این سنگنوشته را در سال 1912م. دانشمندپولندی پروفیسور «و. كاتویچ» از منطقة «ایخی- خوشاتو» نزدیك «اولانباتور» پایتخت مغولستان كشف نمود و متن آن را با همكاری «ا. ساموئیلویچ» در جلد4 سال 1928م. «سالنامة شرقشناسی» به چاپ رساند. محققان سال وفات «كولی چور» را 731م. تخمین كرده اند.

6-سنگنوشتة مایون چور: این سنگنوشته را دانشمند فنلندی گ. ای. رمستید به سال 1909م. از كرانة دریای «سیلینگه» و نزدیك «شین ایوسو كول» كشف نمود و متن آن را همراه با ترجمة فنلندی آن به سال 1913م. به چاپ رساند. به تخمین محققان این كتیبه به سال 759م. روی قبر گذاشته شده است.

7-دستنویس ایرق (فالنامه): این نسخه را ا. ستیین از نزد یكی از خادمان معبدی به نام «غار هزار بودا» در نزدیك «دون خواَن» چین گرفت و با خود به لندن آورد. متن این دستنویس را بار نخست و.تامسن در شمارة ماه جنوری «مجلة انجمن شاهی آسیا» چاپ كرد.3

طوریكه قبلاً اشاره رفت، همزمان با عمومیت یافتن رسم الخط اورخون در میان توركان، در توركستان شرقی و غربی دو نوع الفبای دیگر وجود داشت كه یكی خط سغدی یا سوغوت (سغد- زرافشان) بود كه بیشتر در میان توركان حوزة سغد در توركستان غربی به كار می رفت و دیگر خط اویغوری بود كه در توركستان شرقی میان اویغورها معمول بود.

الفبای سغدی در اصل دارای چهارده حرف بوده، بعدها تعداد حروف آن به بیست و دو حرف رسیده است. این الفبا در اصل از الفبای آرامی گرفته شده است، پس از آن توسط اویغورها در میان مغولها رواج یافته است. اویغورها خود با استفاده از آن، خط جدیدی به وجود آوردند كه بنام خط اویغوری یاد می شود.

خط اویغوری دارای بیست و شش حرف بوده كه از این شمار، چهارده حرف از خط سغدی گرفته شده و دوازده حرف جدید به آن افزوده شده و مجموعاً بیست و شش حرف را تشكیل داده است. الفبای اویغوری دارای سه حرف صدادار بوده، از این رو برای زبانهای توركی كه هشت تا نه حرف صدادار دارد، مناسب نبود. برای رفع این نقیصه از نقطه گذاری استفاده می شد. از همین رو برخی از دانشمندان آن را خط سغدی پنداشته اند.

خط اویغوری از زمان اویغورهای قدیم تا سدة هفتم میلادی، خط توركستان شرقی بود و پس از متروك شدن خط اورخون در قرن هفتم میلادی به عنوان خط تمام توركان مورد استفاده قرار گرفت. این رسم الخط تا پایان سدة پانزدهم و اوایل سدة شانزدهم (به روایتی تا سدة هیجدهم) مورد استفاده قرار داشت.

زبان شناس سدة چهارم هجری، محمود كاشغری در كتاب «دیوان لغات التورك» خود در بارة خط اویغوری نخستین بار بحث نموده، آن را « خط توركی» می نامد و ویژگیها و كاستیهای آن را شرح می دهد. به نوشتة او خط اویغوری دارای هیجده حرف بوده، كه در آن برای هشت حرف موجود در زبان توركی (پ، ج (انفجاری= پارتلاوچی)، ج (كشدار= سیرغه لاوچی)، ف، غ، گ، نگ) نشانه های ویژه وجود ندارد. همچنان، حروف صدادار به شیوة رسم الخط عربی نه با حركتها، بلكه با حروف افاده می شود. اینگونه، محمود كاشغری شكل نوشتاری مركب و سادة حروف را نیز داده است. 29

مورخ و زبان شناس عهد تیموری ابن عربشاه در كتاب قبل الذكرش راجع به خط اویغوری معلوماتی داده است، كه خوانش آن خالی از فایده نیست: «… اما چغتائیان خطی بنام اویغور دارند و شمار حروفش چهارده است، سبب كمی آن اینكه حروف حلق را به یك حرف می نویسند و به یك صورت تلفظ می كنند و همچنین است حروف قریب المخرج چون فا و با، زا و سین و صاد و دال و تا و طا و بدین خط دستورها و فرمان ها و نامه ها و دفترها و نقش خاتم ها و تاریخ ها و شعر و داستان و آنچه به كارهای دنیا و یاسای چنگیز بستگی دارد می نویسند و استاد خط هیچگاه زیان و تنگدستی نمی بیند، زیرا كه همواره كلید روزی خود را در دست دارد.»4

این خط در زمان مغولها به عنوان خط رسمی پذیرفته شد و بعدها تا دربار سلطان محمد فاتح در استانبول نیز راه یافت. مهمترین كتبی كه در دوران پس از اسلام به این خط نوشته شده عبارتند از:

1- قوتادغوبیلیك 2- عتبه الحقایق (هبه الحقایق) 3- داستان اوغوزخان 4- بختیارنامه (1435میلادی) 5- معراجنامه 6- تذكره اولیا 7- مخزن الاسرار یا مخزن حیدری 8- محبتنامة خوارزمی 9- سراج القلوب (1432 میلادی در یزد نوشته شده) 10- كتاب مسئله 11- مجموعة اشعار قاسم و منصور بخشی وغیره می باشد.

خط اویغوری در زمان مغولان كه قبلاً خط و كتابت نداشتند، اهمیت زیاد كسب كرد. به نوشتة جوینی در تاریخ جهانگشا، مغولها، بویژه اصیل زادگان مغول به دستور چنگیزخان به آموختن خط اویغوری مجبور و مكلف شده بودند.

خط اویغوری با وجود اینكه برای نوشتن الفاظ توركی مناسب نبود، از سدة نهم تا سدة پانزدهم میلادی (بروایتی تا سدة هیجدهم و در توركستان شرقی بویژه میان اویغورها) در آسیای میانه برقرار ماند و گسترة وسیعی از دریای مدیترانه تا ژاپن را شامل می گردید. چنانكه توزوك امیر تیمور كورگان و فرامین دولت آلتین اردو (اردوی زرین) به این خط نوشته می شده اند.5

نمونه های بزرگترین آثار زبان توركی قدیم نوشته شده به خط اویغوری مربوط به سده های5-10 میلادی از این قرار است:

1. خواستوانیفت («توبه نامة مانویها»): از این اثر سه نسخة خطی در دست است. نسخة لنینگراد، كه از منطقة «آستانه» واقع در نزدیكی «تورفان» آورده شده است. نسخة برلین، كه آن نیز از «تورفان» به دست آمده و نسخة لندن، كه از «غار هزار بودا» پیدا شده است. از این میان نسخة لندن به خط مانوی است.

2. قصة شهزاده های قَلی اَنم قره و په پم قره: نسخة دستنویس آن در كتابخانة ملی پاریس موجود است. «پ. پیلّا» به سال 1914م. ترجمة فرانسوی آن را همراه با متن توركی آن به حروف فرانسوی چاپ كرد.

3. آلتون یاروق: این اثر در اصل به زبان سانسكریت بوده، ترجمة توركی وریانت چینی «سوورنپ بهسه» است. نام مكمل آن «آلتون اونگلوگ یروق یلتیریكلیغ قاپده كوته ریلمیش نام ایلیگی» (آلتین رنگلی نور تاولنه دیگن، همه دن بویوك بولگن كتاب تاجداری» كه معادل فارسی آن (كتابی باعظمت ترین، تابانندة انوار زرین) است. «سوورنپ ربهسه» (آلتین جلا= جلای زرین) از شمار یكی از كتاب های دین بودایی به نام سوتره است.

ترجمة توركی سوتره (نور زرین) به قلم سینگقو سیلی توتونگ منسوب بوده، موصوف در سدة دهم میلادی در شهر «بیش بالیق» می زیسته است. در حال حاضر در حدود ده نسخة خطی «نور زرین» موجود است كه بیشتر آنها در بخش نسخ خطی انستیتوت مركزی تاریخ قدیم و باستان شناسی فرهمگستان جمهوری فدرال آلمان نگهداری می شود. یك نسخه از این اثر كه در سال 1687 كتابت شده، در بخش نسخ خطی لنینگرادِ (سانكت پتربورگ فعلی) انستیتوت شرق شناسی اكادمی علوم روسیه نگهداری می شود. این نسخه را س. ای. مالوف در جریان سفرش در سالهای 1909-1911 به توركستان شرقی و هان سو (هان- سو) از قیشلاق وونگشیگو محل زیست اویغوران زرد واقع در نزدیكی شهر سوچجاو یافته بود. همین نسخة وونگشیگو را س. مالوف با همكاری و. د. رادلوف در سالهای 1913-1917 به نشر رساند. بعداً ترجمة نامكمل آلمانی آن را رادلوف با یك مقدمه بزبان روسی به سال 1930 به چاپ رسانید. همچنان پارچه هایی از اثر مزبور را دانشمند روسی مالوف به زبان روسی و دانشمند آلمانی پ. سیم به زبان آلمانی در مقالات خود چاپ نمودند.6

4. سكیز یوكمك: یك نسخة آن از «تورفان» به دست آمده است. متن آن را و. بنگ، ا. فان و دانشمند توركی «گ. ر. رحمتی» در سلسلة «متنهای توركی تورفان» به سال 1934م. در برلین چاپ كردند.

5. افسانة دیو اته وكه: از دستنویس این افسانه چهار پارچة آن از تورفان به دست آمده و در دهمین كتاب سلسلة «متنهای توركی تورفان» چاپ شده است.

6. پارچه هایی از افسانه های بودا: متن این اثر در كتابهای سوم و چهارم سلسلة «اویغوریات» در برلین به چاپ رسیده است.7

نكتة درخور ذكر دیگر در این مورد آن است كه با راهیابی ادیان مختلف مانند بودایی، مانوی، زرتشتی و تا حدودی مسیحی در پیش از اسلام در میان اویغورها و توركان دیگر، خطوط و الفباهای مختلفی هم رواج می یابد. چنانكه توركان بودایی خط سغدی و اویغوری، توركان مانوی خط مانوی و توركان مسیحی خط سریانی را می پذیرند و بویژه متون دینی و ادبی خویش را به آن خط می نویسند. ولی گسترة جغرافی و زمانی كاربرد این خطوط هیچگاه به اندازة گسترة جغرافی و زمانی خط اورخون و خط اویغور نبوده و چنانكه گفته شد، بیشتر محدود به متون دینی و مذهبی و بعضاً ادبی بوده است.

نمونة آثار زبان توركی قدیم به خط مانوی در كتابهای دوم، سوم و نهم سلسلة «متنهای توركی تورفان» و نمونه های آن به خط برهمایی در كتاب هشتم همین سلسله چاپ شده است.8 همچنان، تعدادی آثار توركی به خط «گالیك» (خط مغولی) نیز نوشته شده كه در دست است.

با پذیرفته شدن دین اسلام از سوی توركان خط عربی به تدریج جای خط اویغوری و سایر خطها را گرفت و تا سدة پانزدهم میلادی خط اویغوری بكلی متروك شد.

گفتنی است كه خط عربی نیز پاسخگوی ویژگیهای آوایی الفاظ زبان توركی نبود و بسیاری از حروف صدادار توركی را نمی توان بخوبی با آن نوشت و افاده كرد. از این رو، برای این مقصد بیشتر از نشانه های آوایی استفاده می شد كه آن هم نارسا بود. ظهیرالدین محمد بابرشاه در روزگار خود (سدة دهم هجری) دست به اختراع خط تازه ای زد كه در تاریخ به نام «خط بابری» مشهور است. بابر تاریخ اختراع این خط را در «بابرنامه» ضمن شرح وقایع سال 910 ه.ق. (1504م.) و در كابل گفته است. این خط در واقع آخرین خط اختراعی توركان در آن روزگار بود. هر چند خود بابر در زمان خود برای ترویج خط خود بسیار كوشید و حتی مصحف هایی به آن خط نوشته، به مكه و جاهای دیگر فرستاد و به فرزندان و بعضی دوستانش نیز مفردات آن و نمونه های شعرش را به خط مذكور فرستاد، ولی نظر به عواملی بویژه تأثیر قوی دین اسلام و زبان و خط عربی به عنوان زبان و خط دینی در میان مسلمانان، «خط بابری» نتوانست رواج یابد. در آن روزگار این اقدام بابر به گفتة «جواهر لعل نهرو» تهور و كاری جسورانه بود.9

از چگونگی «خط بابری» تا سالهای اخیر آگاهی دقیق و روشنی نبود. تنها، محمد طاهر بن قاسم مؤلف كتاب «عجایب الطبقات» (این اثر را خدای بیردی بن قوش محمد بیگ خیوقی به سال 1247 هجری قمری با عنوان «دِلِ غرایب» به زبان توركی اوزبیكی ترجمه كرده است) در فصل آخر كتابش 14 نوع خط غریب، از جمله «خط بابری» را معرفی كرده، ولی در بارة این خط فقط عبارت «خط بابری این است» را نوشته و در زیر آن 29 حرف آن را داده است كه در میان آنها چهار حرف فارسی (پ، چ، ژ، گ) دیده نمی شود. این حروف را دانشمند افغانستان پوهاند عبدالحی حبیبی از «عجایب الطبقات» در اثرش به نام «ظهیرالدین محمد بابرشاه» نیز نقل كرده است.10 اثر دیگر منسوب به «خط بابری» مصحفی است كه در كتابخانة آستان قدس رضوی شهر مشهد ایران تحت شمارة (50) محفوظ است و نسخة كپی شده ای از آن متن در «موزة بابر و مدنیت جهان» شهر اندیجان جمهوری اوزبیكستان نگهداری می شود.

دانشمند ایرانی احمد گلچین معانی سالها قبل طی مقاله ای در «نامة آستان قدس» با قاطعیت كتابت مصحف نامبرده را به «خط بابری» تأیید كرده است.11 او در كتاب «راهنمای گنجینة قرآن» نوشته است كه مرحوم دكتر قاسم غنی یك آیه از انجیل را كه به هزار خط رایج و متروك و مرده و زنده نوشته شده و در انگلستان به طبع گراوری منتشر كرده بودند، به دست آورده و در اختیار آقای اوكتایی رئیس سابق كتابخانه قرار داد، ایشان پس از مدتها صرف وقت به این نتیجه رسیدند كه خط مصحف به هیچیك از آنها تطبیق نمی كند.12

غزلی از مولانا لطفی هروی بخط اویغوری

بدین ترتیب، با وجود در دست بودن مفردات «خط بابری»، راز خط مذكور و در نتیجه «مصحف بابری» برای جامعة علمی سالها پوشیده ماند. بالاخره كشف اسرار «خط بابری» و خواندن متن «مصحف بابری» در تاریخ علم نصیب یك دانشمند خط شناس و خوشنویس ایرانی به نام «فضل الله فاضل نیشابوری» شد. دانشمند مذكور از چند سال قبل به مطالعه و تحقیق خطوط قرآن خط بابری پرداخت و از روی قیاس، مشابهت ها و حدسهای خود توانست اسرار «خط بابری» را كشف و آن را در جدولی به طور مقایسه ای با حروف الفبای عربی ترتیب كرده، همراه با متن كامل آیه های 54-57 از سورة بقره از روی «مصحف بابری» به جامعة علمی پیشكش كند. به نظر آقای فاضل نیشابوری، ظهیرالدین محمد بابرشاه خط خود را با الهام از خط كوفی و هندی اختراع كرده است و در ظاهر، خط مذكور خطهای میخی و چینی را در ذهن تداعی می كند.

باید گفت كه در جدول ترتیب شده توسط فاضل نیشابوری نیز چهار حرف ویژة فارسی و توركی «پ، چ، ژ، گ» دیده نمی شود. این بدان علت است كه چون كشف اسرار «خط بابری» از روی مصحف خط بابری صورت گرفته و چنانكه می دانیم در متن قرآن كریم حروف مذكور وجود ندارد، لذا چگونگی این حروف (بویژه حروف صدادار زبان توركی اوزبیكی بنابر در دست نبودن متن توركی به این خط) در «خط بابری» برای اهل علم همچنان نامعلوم مانده است. پوهاند عبدالحی حبیبی مراد بابر را از اختراع این خط تنها نوشتن متون زبان عربی و قرآن دانسته است13، در حالیكه با نظر داشت اینكه، بابر برخی مطالب و شعرهای خودش را (به زبانهای توركی چغتایی و فارسی) برای فرزندان و دوستانش به این خط فرستاده است، این نظر و اندیشه را نمی توان پذیرفت.14 به هررنگ، «خط بابری» را می توان آخرین خط اختراع شده از سوی توركان دانست.

پس از استیلای روسها، یا دقیق تر، پس از انقلاب اكتبر در فرایند كارهای سركوب گرانة سیاسی، مذهبی و فرهنگی، یكی هم تغییر اجباری رسم الخط زبانهای توركی در آسیای میانه بود. در بیست و ششم فبروری 1926م. در شهر باكو همایش علمی تورك شناسان دایر گردید. در این همایش، تصویب گردید تا مردم تورك آسیای میانه الفبای لاتین را به عنوان الفبای خود بپذیرند.

بدین ترتیب، توركان آسیای میانه، از جمله اوزبیكها كه مدت بیش از 1200 سال الفبای عربی را به كار برده بودند، از سال 1926م. آن را اجباراً ترك گفته، رسم الخط لاتین را پذیرفتند. این رسم الخط تاسال 1940م. مورد استفاده قرار گرفت و از تاریخ هشتم ماه می 1940م. الفبای روسی (سیریلیك) را جانشین آن كردند.

درخور ذكر است كه اقوام تورك تبار جمهوریهای (اوزبیكستان، قزاقستان، قرقیزستان، توركمنستان، آذربایجان و جمهوریهای خودمختار دیگر) در الفبای «سیریلیك»، حروف و نشانه های آوایی ویژه ای مطابق با لهجه های خود انتخاب كردند كه از هم تفاوتهای جزئی داشت. الفبای«سیریلیك» اوزبیكی دارای 35 حرف و از آن تعداد، 6 حرف آن صدادار بود.

گزینش رسم الخط «سیریلیك» از یك سو اگر دارای سهولت هایی در ارائه، نوشتن و تلفظ واژه ها و آواها در زبان اوزبیكی بود، از جانب دیگر موجب انقطاع مردم از میراثهای علمی، ادبی و هنری گذشتة شان، كه در درازای 1200 سال به رسم الخط عربی ایجاد شده بود، گردید. گذشته از آن، زبان و ادبیات اقوام توركی آسیای میانه در محدودة جغرافی، سیاسی و اجتماعی جداگانه و دور از هم راه تكامل و تحول را پیش گرفت و با گذشت زمان از هم هرچه بیشتر فاصله گرفت. از سوی دیگر توركان افغانستان و كشورهای دیگر بنابر عدم آشنایی با خط سیریلیك از استفادة كتب و آثار چاپی گستره های مختلف دانش كه در اوزبیكستان و سایر جمهوریهای توركتبار به نشر می رسید، محروم گردیدند.

پس از فروپاشی اتحادشوروی سابق و تشكیل كشورهای تازه استقلال یافتة جمهوریهای تورك تبار، این كشورها باز هم در معرض تغییر رسم الخط قرار گرفتند. این تغییر رسم الخط در جمهوری اوزبیكستان در واقع سومین تغییر پس از رسم الخط عربی در سال 1926م. در مدت تقریباً هفتاد سال بود.

در دوّم و سوم سپتامبر 1993م. الفبای لاتین به عنوان الفبای زبان اوزبیكی، رسماً به تصویب رسید. البته این الفبای لاتین عیناً الفبای لاتین سال 1926م. نبود، بلكه دارای تعدادی تفاوتهای كمی و كیفی در حرف خود بود. در این الفبا 29 حرف و یك نشانه وجود دارد و در حال حاضر مراحل جابجایی خـــود را با الفبای «سیریلیك» طی می كند. ما در صفحات بعدی در جدولی ویژه حروف الفباهای لاتین و فارسی- دری را به شكل مقایسه ای نشان داده ایم.

گفتنی است كه مردمان تورك تبار دیگر در كشورهایی مانند افغانستان، ایران، اویغورستان (توركستان شرقی) وغیره كماكان از خط عربی استفاده می كنند. ولی این فرایند از سلیقه و روش املایی واحدی برخوردار نبوده، بلكه امری سماعی و عنعنی محسوب می شده است. بویژه در افغانستان كاربرد خط عربی با وجود نارساییهایش در ارایه و رساندن ویژگیهای آوایی زبان توركی، بر اساس املای متون قدیم (توركی چغتای) تا همین اكنون نیز ادامه دارد. فقط در جریان سالهای 1382-1384ش. طی سه سمینار علمی بین المللی (در بلخ، تخار و كابل) با شركت جمعی از زبان شناسان داخلی و خارجی، مسایل و پرابلمهای مختلف زبان توركان افغانستان از جمله مشكل خط و كمبود نشانه های صدادار در الفبای موجود مورد بررسی قرار گرفت. اشتراك كننده گان در نهایت، برای دو نشانة آوایی (O’=Ý ( و (Y=Й) موجود در الفبای سیریلیك و لاتین امروز اوزبیكستان، كه در خط عربی مروج افغانستان با حروف «و» و «ی» نشان داده می شد، نشانه هایی بر فوق «و» و ذیل «ی» افزودند، كه به تدریج در معرض جابجایی و كاربرد قرار دارد. هرچند این كار تا اندازه ای مشكل املایی فونتیك زبان توركی را در افغانستان به طور نسبی حل می نماید، ولی در این مورد هنوز هم برخی نارساییهای املایی و فنی، بویژه نبود روش املایی واحد موجود است. توركان ایران پس از انقلاب اسلامی با كوشش دانشمندان تورك شناس، به ویژه هیئت تحریر مجلة «وارلیق» خط عربی را با افزایش برخی نشانه ها مطابق به ویژه گیهای فونتیك شیوه های خود به كار می برند. اویغورها هم نشانه هایی به خط عربی افزوده، تا حد معینی به رفع این مشكل پرداخته اند.

1محمدزاده صدیق، دکتور حسین، یادمانهای تورکی باستان، ستاد نشر آثار دکتور صدیق، تهران، 1383.

226 قدیمگی توركی تیل (زبان قدیم توركی)، ص138.

327 همان اثر، صص4-5.

429 زنده گی شگفت انگیز تیمور، صص321-322.

530 هیئت، دكتور جواد، تاریخ زبان و لهجه های توركی، ص 49 (به نقل از فرهنگ واژه گان، مقدمه، ص 12) و تاریخ ادبیات توركی اوزبیكی، صص 1045-1053

631 قدیمگی توركی تیل (زبان توركی باستان)، ص 147.

732 همان اثر، ص5.

833 همان، ص5.

9 34 یارقین، شفیقه، دیوان ظهیرالدین محمد بابر، مقدمه، صص پنجاه و یك- پنجاه و چهار.

1035 حبیبی، پوهاند عبدالحی، ظهیرالدین محمد بابرشاه، كابل، 1351ش، ص 64..

1136 مصحف بابری، نامة آستان قدس، نوروز 1344ش.، شمارة 20، صص 60-64

1237 گلچین معانی، احمد، راهنمای گنجینة قرآن، ص 181.

1338 ظهیرالدین محمد بابرشاه، ص86..

1439 برای مزید معلومات در بارة خط بابری مراجعه شود به رسالة بابری خط، تألیف محمد حلیم یارقین، 1384/2005م

دکتورس شفیقه یارقین و حلیم یارقین

فدراسیون تورکان اوغانستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: