خودشناسی و وحدت درونی ملیت های تورک، نه پان تورکیزم


آیا میتوان بیداری،خودشناسی و وحدت درونی ملیت های تورک را در کشور، بنام پان تورکیزم محکوم کرد؟

ملیت های تورک در کشور افغانستان امروزی از سوی دو جبهه ی متخاصم، دوجبهه ی دارای یک برنامه و استراتیژی واحد، تاخت و تاز وغارت درهمه ابعاد چون: فرهنگی، زبانی و تاریخی گردیده اند و در شرایط فعلی، تاثیرات جانکاه و سوزنده را که ازسوی دو جبهه شؤنسیتی طی پروگرام و برنامه طولانی درطی چندین قرن اخیرعملی و تحمل گردیده است را در پوست و گوشت و استخوان خویش لمس مینماییم.

ملیت های تورک درکشور طی 150 سال اخیر بنابر دلایل از یک سو ، دید و اعتماد به فرا ملیتی، فرا آرزوی تنوعی فرهنگی و زبانی و فرامرزی که داشتند، هیچگاه و در هیچ زمان به خودبینی، خودسازی و خودجوشی و در جهت تحکیم منافع اتنیکی نپرداخته، بلکه با خوشبینی خاموشانه زیر ضربه یی چند جانبه قرار گرفته و تا زمانی فرا رسید که، نان را دودی گوینند وسؤ را آب بگوینند.

دراین جا میتوان موضوع را اندکی گسترده و وسیعتر تآول و تکامل بخشید که در طی دو هزار سال ملیت های تورک در کشور امروزی حاکمیت، شاهی و امپراتوری داشتند و در طی دوهزار سال منفی 250 سال اخیر کارنامه، برنامه تنوعی در تکامل زبانی و فرهنگی، شالوده و مبنای تمدن و دگرگونی مثبت در تمامی ابعاد زندگی انسانی در سینه ظرافت و پاک تاریخ کشور نهفته و بایگانی یافته است و هیچ فرد شؤنیستی و آبکور غیرتبار «تورک» از این سلسله موضوعات مثبت نمیوانند انکار نمایند.

اما، برخی افراد لجام گسیخته، با سوادان بی مایه، روشنفکران بیخبر از تاریخ کشور و شؤنیست های آبکورآخیرآ در چندین سایت انترنتی به کارهای غیر عاقبت اندیشانه پرداخته و به تبلیغات و نوشته و نوشتاریکه از یک سو خصلت شؤنیستی و برتری جوی شان را انعکاس میدهد و از سوی دیگر، خواستند و میخواهند که با بیشرمانه ترین شکل، شمایل قامت پربار تاریخ کشور و تورکان را بشکنانند و آنچه واقعیت و حقیقت را که درشقیقه سفید تاریخ آویزان وبایگان است چونان انگورتاک بکنند و به شکم، شکمی که خالی از گنجینه و گوهریت و جوهریت تاریخ است، فرو نمایند و در بعد صدای ابهام و اسطوره آریایی وایرانی را طنین انداز نمایند.

دریغا إ داشته و برداشته ها، افتخارات و مباهات، فرهنگ و تمدن چندین هزار سال را که حاصل کوشش و زحمات پیگیر ملیت های با وقار حوضه خراسان و آسیای میانه اند را طی چند نوشته و مقاله میان تهی و بی ماهیت و کیفیت دیگرگون بخشیده و بدون مصلحت تاریخ و دستور حقیقت منحصر به خود و امال شؤنیستی نموده و نمایند واین عمل و حرکت را میتوان دزد مال همسایه تشبه وتلقی کرد.

درست است که خوان و خانه تورکان کشور به خصوص تورکان درآسیای میانه و قفقاز و بالکان و تاخلیج پارس بطورکل فراخ وگسترده و فراگیر وفرح بخش بوده و تا کنون نیز میباشد و تا کنون، ملیت های تورک درقبال دیگران سطح نگری، بی مهری و مرزگذاری که این عمل وغیرت یکی از اولویت فرهنگی و زبانی و تاریخی و انجام دین و رسالت تاریخی در برابر انسانیت است، به جنتیکی تبدیل شده و دارد این مسولیت و رسالت بشری و انسانی و میهنی که به فرهنگ تبدیل گشته تحقق بخشیده و از این طریق و شیوه قدرتمندی، ایمان به تنوع فرهنگی و زبانی و با داشتن تاریخ پرغرور و مملو از اسطوره، اسطوره ی که شامل درتاریخ و حاملین تاریخ میباشد، به نمایش و بینش میگذارند و نه آن برداشت ها، افسانه ها و اسطوره های که در پرده ابهام و نا معلوم بدون واقعیت تاریخی و وجود خارجی وعینی را توصیف و تفصیل و تحمل نماییم. واقعیت و حقایق را در کشورامروزی که در ارشیف مغز تاریخ به امانت نهگداری میشود، بپذیریم و این واقعیت ها و حقایق تاریخی در کشور شامل حال و احوال و بازگوینده سرنوشت و زندگی پربار و پرتلاطم نسل گذشته و در برگرینده همه اقوام وملیت ها است.

وقتیکه تاریخ، فرهنگ، تمدن و تعدد زبان در کشور مربوط ملیت و فراملیتی است آنگاه ملیت هزاره، مردم قزلباش، تاجیک ها، اوزبیک ها، ترکمن ها، ایماق ها، نورستانی ها، پشتون ها و سایرین نیز شامل بحث اند و هر کدام بخش از تبار بنوبه خویش تاثیرات مثبت و منفی را در قبال سرنوشت وطن داشته اند.

در روند سرنوشت میهن، سرنوشت و زندگی مردم و ملیت ها رقم و ارقام و انعکاس و گره خورده و هرکدام این ملیت ها در غم وغصه و شادی و خوشی شریک یکی دربرابر دیگر اند. درست است که در طی 150سال اخیر کشور و مردمش از سوی شاهان وسلاطین تحمیلی و خان و خاندان های استبداد پیشه و ظالم و میر غضب به سوفجان و زندان تبدیل گشته بودند و درگذشت 150سال اخیر ملیت های هزاره و اوزبیک با بیرحمانه ترین شکل اذیت، شکنجه، غارت و کشتار را تحمل کردند. از آن جا است که ملیت های تورک در کشور زیر ضربه دو جبهه خطرناک از یک سو اقتصادی و از سوی دیگر فرهنگی {زبانی و تاریخی و اداب و رسوم } قرار گرفته و ضربات غیرقابل تحمل و جبران را متحمل شده اند و این سخن، سخن تاریخ است که هیچکس نمیتواند انکارش کند.

ملیت های هزاره، قزلباش؛ ترکمن، اوزبیک؛ تاجیک وسایرین از رفتار و کردار ناشی از کیاختن و خویشتن داری و آرامی میشوید، قیمت گذاف را پرداخته و درشرایط فعلی ما؛ تاثیر و نتایج جان کاه اش را در شانه های خود حمل مینماییم.

درخلال و جریان 150سال اخیر ملیت های اوزبیک، ترکمن، قزلباش وهزاره نتنها تاراج و مورد شکنجه مادی و اقتصادی قرار گرفتند؛ بلکه درعرصه معنوی و روانی و روحی غارت و دستبرد ها صورت پذیرشده و دروازه رشد موزون و مناسب را درعرصه زبان و فرهنگ و تاریخ باشد؛ بسته نموده و در نتیجه این ملیت ها در زیر سایه سیاه دیگران از نقطه نظر زبانی؛ تاریخی و اقتصادی سرگردان و نالاوان و در یک سخن درگرداب فقر فرهنگی غرق و وجود تاریخی وعینی این ملیت ها داشت، یواش یواش از کشور ناپدید شوند.

پر روشن است که ملیت اوزبیک یکی از پرنفوس ترین ملیت های ساکن در کشور اند. با وجود ریشه د ربیشه تاریخ کشور داشتن؛ این ملیت با وقار و دارای تمدن و فرهنگ سنگین و درخشان در قلمرو کشور، درگرداب چالش ها و نیرنگ های گوناگون غرق بوده و در هرمرحله و مقطعی تاریخی درعمق محرومیت زبانی محاصره شده بودند. بنا به قانون و تکامل آن پدیده و اشیا در طبعیت به رشد، پویا و بالندگی خود ادامه میدهد دارای ترکیب هسته قوی باشد و در برابر هرگونه تعرض و حمله ی ضد رشد و بالندگی مقاومت نماید – برمبنای این اصل است که؛ زبان و فرهنگ اوزبیکی؛ هزاره گی ؛ترکمنی، قزلباشی و ایماق ها بر اساس داشتن و همان هسته قوی و پرصلابت و قدرت تا هنوز و هنوز است، زنده مانده و دارد به توانمندی، رشد و پویایی، غنامندی و باربری درخشان خویش ادامه میدهند.

در زمان معاصر ملیت های محکوم اعم ازهزاره، اوربیک؛ ترکمن، قزلباش ها، ایماق ها و سایرین به خودشناسی و خودسازی ازنقطه نظر تاریخی و فرهنگی روی آورده؛ جویای حقیقت و حقایق پیرامون خود رجوع نموده ومیخواهند که در پرتو حقیقت و واقعیت تاریخی باهم گره خورده و در مسیر زمان بعدی رسالت و مسولیت حویش را شامل زبان؛ تاریخ و فرهنگ است؛ بدون ترس و دلهره و توقف زمانی انجام و تحقق ببخشند.

و اما، حرکت جهشی؛ طوفان خودشناسی و خودسازی؛ ادعای وجود بودن درمسیر چندین هزار سال د رکشور؛ احیای تاریخی؛ وحدت و یگانگی و باهم بودن و از آن جا دین و مسولیت وطن را یک جا تحمل و تحقق بخشیدن؛ مناسب حال و برداشت دگم؛ بیخبران از تاریخ کشور؛ تحریف و قلاب گران معاصر درعرصه زبان و فرهنگ و تاریخ و مفت خوران و تماشاچیان درغندی خیر در چندین مقطعی تاریخی؛ نبوده و همچو حرکت مثبت و جهش و طغیان در ساحه متعدد که؛ کلآ حق مسلم شان است، به پان ترکسیم اوزبکی، قرلباشی، هزاره گی و ترکمنی – اولآ اتهام و بعد محکوم میشوند.

درفرجام میخواهم عرض نمایم که؛ کاروان پیوند یابی، وحدت همه جانبه ؛ همکاری متقابل؛ رشد زبان و فرهنگ درمیان اوزبیک ها؛ تورکمن ها؛ هزاره ها، قزلباش ها؛ا یماق ها شدت و قدرت بیشتری کسب کرده و من به قوام یابی و دوام یابی و پویایی و بالندگی را در کلیه ابعاد و عرصه خواهانم و پاینده و بی زوال باد وحدت و یکپارچگی همه ملیت ها درکشورإإإ

حبیب قویاش

Advertisements

2 پاسخ

  1. خدمت آقای حبیب سلام و احترام تقدیم است
    اینکه این حرکت آزادی خواهانه و عدالت خواهانه مردم ما چه ازبک یا هزاره از سوی دشمنان جبون متهم به سیاست های ترد و منفی میشود پدیده ی جدید نیست و نه این حس اتحاد و همبستگی این دو ملیت که میتواند تنها اولگوی برای و همبستگی و اتحاد برای سایر اقوام ساکن این کشور باشد تنها موردی است که آنها به تاراج افکار عدالت ستیزی خود گرفته اند . این بد آموختگان تاریخ کشور بجای اینکه از این دوستی و برداری استقبال نموده و موجب گسترش این اتحاد بین سایر اقوام باشند تا باشد خود نیز از این حکم الهی بهره ببرند، منافع شخصی خودرا از این روند در خطر دیده و کوشش به از بین بردن ان میکنند این ها از یاد برده اند که این دوستی و احساس همبستگی یک پدیده ی نیست که از دیروز در بین این دو ملیت با وجود آماده باشد که به این سادگی بتواند از بین برود ،ما در طول تاریخ با هم در کنار هم برادر ور زندگی کرده ایم و هیچ اختلاف نظری را اجازه نداده ایم که بین ما شکاف ایجاد کند و در هر زمان رهبران ما در خطرناک ترین مواقع با صراحت و با جرات از همدیگر دفاع کرده اند و در بیان حقایق و خواستن حق و حقوق همدیگر هیچ ترسی از کس نداشته اند . اینها باید با سخنرانی ها و مصاحبه های استاد شهید بابه مزاری گوش فرا دهند تا بفهمند که این احساس همبستگی ما از روی درک و شناخت ما از حقایق و ارزش های انسانی و اسلامی ماست که موجب این وحدت میشود نه از روی تعصب کور و یا مثل خودشان تقلید کور کورانه از ایدیالوژی های اون چنانی که آنها فکر میکنند . هر ادعا ی علمی باید بر اساس شواهد و دلایل قبول شده باشد اگر اینها برای ما آمدند و ثابت ساختند که کدام حرکت ما نمایندگی از همچو افکاری میکند ، ما هم به قول افغان ها این دل و گرده اش را داریم که مردانه بپذیریم و اقرار کنیم که واقعن اشتباه کردیم اما اگر نمیتوانند باید در این کاروان بپیوندند چرا که هزاره و ازبک این اتحاد را محدود به هزاره و ازبک نمیدانند بلکه این نکته ی آغاز است برای اتحاد سراسری تمام ملت افغانستان ولی این دوستان باید بدانند که یاد آوری از هویت ملی و تاریخی ترکان افغانستان با معنای دشمنی با سایر اقوام نیست . چرا هزاره ها از ذکر هویت تاریخی ازبک ها در هراس نمیشوند که سایر اقوام میشوند و یا چرا ازبک ها از ذکر هویت تاریخی هزاره ها در هراس نمیشوند که دیگران میشوند خودش دلیل دارد و به فضل خداوند کریم ما همه به این دلایل حالا پی برده ایم و به کسی اجازه نمیدهیم با سرنوشت این ‎» ملت ‎» بازی کند

  2. salam ba tamame dastae khob wa taorkaen torkestaen ma aem roz awalen rozem asta k amadom wa az aenja sar zadom basyar khosh shodom mowafaq bashen wa ba omede torkestane azad

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: