اصالت در مراسم نوروز


فرهنگ یک ملت شناسنامه و هویت آن ملت است. پرداختن به موضوعات تاریخی-فرهنگی و ریشه یابی های بی طرفانه مباحث فرهنگی یکی از نیازهای اساسی جوامعی نظیر ایران و کلا مشرق زمین و خاورمیانه است. چراکه موقعیت جغرافیای این نقطه ژئواستراتژیکی از جهان علاوه بر اینکه همواره کانون تنش ها و بحرانهای سیاسی و اقتصادی و نظامی بوده است از طرفی نیز بدلیل پیدایش نخستین تمدنهای بشری در این منطقه در چارچوب بین النهرین و قفقاز در قالب تمدنهایی نظیر سومئریها، ایلامی ها، هیتی ها، اورارتوها، مانناها و … همواره بحثهای ریشه یابی های تاریخی و فرهنگی داغ بوده و متاسفانه تاریخ سازان در بسیاری مواقع از تاریخ نگاران و مورخان پیشی گرفته اند و آنگونه نگاشته اند که می پسندیده اند.

بحث نوروز نیز از این قاعده مستثنا نیست. عده ایی خاستگاه این عید را به قوم پارس (فارس) و سرزمینهای بلخ و بخارا نسبت میدهند و عده ایی نیز این عید را میراث تورکها و نشات گرفته از تمدن های بزرگ تورکها میدانند و دسته ایی نیز نوروز را ماحصل فرهنگ ملل مختلف و یادگار تمدنهای باستانی منقرض شده میدانند. اما هر آنچه که هست اینکه اکنون تمامی ملتهای ساکن منطقه خاورمیانه از هر رنگ و نژاد و زبانی به انحاء مختلف این عید باستانی را گرامی داشته و جشن میگیرند. آنچه که موضوع این نوشته است ریشه یابی خاستگاه نوروز نیست که البته محققان و مورخان زیادی در این خصوص قلم زده اند و قضاوت را به خود مردم وانهاده اند، بلکه سعی داریم بعنوان یک آذربایجانی نگاهی بر این عید باستانی بیاندازیم و با برخی ریشه ها و پایه های اساسی این مراسم و جشن باستانی در سرزمین باستانی آذربایجان آشنا شویم.

نوروز، که محققان زیادی آنرا ترجمه عید “ارگنه گون” تورکها یعنی “روز نو” میدانند به اولین روز بهار و فصل شکفتن دوباره طبیعت و پایان دوره ۱۲ ماهه اطلاق میشود. بنا بر مستندات تاریخی، این سومئریها و ملتهای التصاقی زبان (نظیر تورکها) بودند که برای اولین بار واحدهای زمانی را پدید آوردند و هر روز را به ۲۴ ساعت و هر ساعت را به ۶۰ دقیقه و ۶۰ ثانیه تقسیم نموده اند و خیلی بعدها تورکهای چین تقویم ۱۲ حیوانی را بر اساس ماههای سال ابداع کردند. طبیعتا این قانونگذاران واحدهای زمانی و نوادگان آنها در بین ملل التصاقی زبان میبایستی اولین افرادی باشند که چرخش سال را جشن میگیرند و متناسب فرهنگ خود مراسم و آئینهایی برپا میدارند. البته نباید منکر این شد که دیگر ملل و اقوام نیز فراخور فرهنگ و باورهایشان این آیین باستانی را درونی کرده و گرامی میدارند.

با دقت نظر در تاريخ مشخص می شود كه چهار عنصر دخيل در زندگي انسان (سو-اود-يئل-تورپاق) در واقع حيات بخش زندگي آنهاست و اين چهار عنصر بعنوان سنبل حيات انسان محسوب می شوند. در واقع بايد گفت در زندگي ما توركها چهار عنصر هميشه بعنوان سنبل ماندگاري قابل ستايش بوده و هميشه از طرف توركها مورد تقدس قرار گرفته است به نوعي كه حتي در آذربايجان آتش داراي جايگاه ويژه ايي بوده است. آتش بعنوان حرارت بخش زندگي و خاك و طبيعت اهمیت دارد بگونه ایی که فصل سرما مردمان دامدار و کشاورز آنزمان را با رکود و سستی مواجه میکرد و انسان با مرگ طبيعت از هرگونه نعمت خدادادي محروم ميشد و در نتیجه بيش از پيش به ارزش و قدر و منزلت اين چهار عنصر پي مي برد و با آمدن بهار، اولين روز اين فصل را به همين جهت در سطحي گسترده جشن ميگرفتند. اهمیت آتش در آذربایجان بقدری زیاد بوده است که این عنصر طبیعت یکی از پایه های دین زرتشت است و آتشکده های زرتشتی نظیر “تخت سلیمان” تیکان تپه (تکاب) از مراکز عبادت زرتشتیها بوده است.

“سو” (آب) مظهر و نماد و مایه حیات است اولين هفته را بنام “سو چارشنبه سي” (چهارشنبه آب) نامگذاري كرده اند بنا به اهميت وجود “سو” در زندگي انسان كه بعنوان مايه حيات انسان است و ذوب برفها و يخها که بیانگر گرم شدن زمین و پایان سرماست از اهميت و ارزش بسياري برخوردار بود، دومين هفته را نياكان ما “اود چارشنبه سي” (چهارشنبه آتش) نام نهاده اند كه مظهر حرارت و نور و روشنايي است. و آتش و نور و حرارت است كه به طبيعت روح و جان تازه مي بخشد. بودن آتشکده هاي متعدد در سرزمين آذربايجان خود شاهدي بر ادعاي ماست كه آتش و خورشيد داراي چه اهميتي در ميان نياكان ما توركان بوده اند. سومين هفته آخر ماه فصل زمستان را “يئل چارشنبه سي” (چهارشنبه باد) نامگذاري كرده اند چون در اين هفته وزش باد به زمين و طبيعت نويد بيداري ميدهد. جریان یافتن “يئل” (باد) در فضا نشانگر تغییرات جوی است که در این برهه از سال زمين را به بيداري فرا ميخواند بنا به اعتقاد نياكانمان “يئل” خود يكي از خدايان قدرتمند ميباشد. آخرين چهارشنبه سال نيز تحت عنوان “تورپاق چارشنبه سي” (چهارشنبه خاک) نامگذاري شده است كه در نزد مردم با نام “ايلين سون چارشنبه سي” (چهارشنبه آخر سال) مشهور است. در آخرين چهارشنبه سال “تورپاق” با قدرت و نيرو و كمك “سو” ، “اود” ، “يئل” جان ميگيرد. با جان گرفتن دوباره توپراق که مصادف با فصل رویش و سبزی و طراوت است روح و جسم انسانها نیز به شادابی و نشاط سوق می یابد. در “ایلین سون چارشنبه سینده” مردم هنگام عصر در مکانهای بلند و تپه ها و مکانهای تجمع عمومی با روشن کردن آتش به جشن و پایکوبی میپردازند که اصطلاحا “نادارا” گفته میشود. بنا به اعتقاد نیاکانمان ماندن در خانه ها در چنین روزی شگون ندارد و حتی از مهمانها نیز در بیرون خانه پذیرایی میشود. و در شبها نیز مراسم “شال ساللاماق” یا “باجا-باجا” برگزار میشود که خوشبختانه در برخی شهرها تاکنون این رسم خود را حفظ نموده است. استادشهريار در حیدربابایه سلام به این مراسم اشاره کرده است:

بايرامي دي گئجه قوشي اوخوردو

آداخلي قئز بيگه جورابين توخوردو

هر كس شالین بير باجادان سوخوردو

آي نه گوزل قايدادي شال ساللاماق

بئی شالینا بايراملیقین باغلاماق

شال ايسته‌ديم منده ائوده آغلادیم

بيرشال آلیب تئز بئليمه باغلادیم

غلام گيله قاشدیم شالي ساللادیم

فاطمه خالا منه جوراب باغلادي

خان ننه‌مي يادا سالیب آغلادي

اما جای بسی تاسف است که اکنون با ماشینی شدن زندگی انسانها و نیز وجود برخی سیاستها مردم همانند قبل این مراسم را جشن نمیگیرند و جشن و مراسم عمدتا در چهارشنبه سویی (چهارشنبه سوری) و تحویل سال خلاصه شده است.

بحث دیگر در خصوص نام “چهارشنبه سوري” است که بنظر میرسد از زبان تورکی وارد فارسی شده و به مرور زمان به این اسم تغییر یافته است و اصل و صحیح آن “چهارشنبه سويي” ميباشد كه به چند دليل ميتواند نظر درستی باشد يكي اينكه ساختار تركيبي دو كلمه يعني اينكه اگر فارسي بود بايد گفته ميشد “سور چهارشنبه” یعنی جای اسم و صفت در گرامر زبان تورکی و فارسی برعکس و متفاوت است، مانند منیم شهریم در ترکی که در فارسی گفته میشود شهر من، ديگر اينكه با توجه به هفته هاي آخر سال كه هركدام بنام يكي از عناصر چهارگانه طبيعت در زبان توركي نامگذاري شده است و همچنين خود كلمه سوري نميتواند دارای معني باشد و اگر سوري را به معناي جشن و مهماني در نظر بگيريم باز غلط است چون در فارسي سور وجود دارد نه سوري. و نهايتا اينكه مردم در سحرگاه اين روز براي آوردن آب به سرچشمه ها ميروند و اين خود دليلي براين ادعاست كه اين كلمه همان “چارشنبه سويي” ميباشد. به هر تقدير مردم كه غروب و شامگاه آخرين چهارشنبه سال با بر پا داشتن آتش و پريدن از روي آن و خواندن اين شعر:

آتيل باتيل چرشنبه

بختيم آچيل چرشنبه

سويون باشي بيزيمدير،

چاخماق داشي سيزين‌دير

به رقص و پايكوبي ميپردازند و در سحرگاه چهارشنبه با رفتن به سرچشمه ها به خواندن نغمه ها و اشعار مخصوص ميپردازند. البته برخی نیز قیام “مختار سقفی” را به خونخواهی شهدای کربلا در چنین روزی میدانند و این چهارشنبه را چهارشنبه انتقام میدانند که البته با دلایل قاطی مبنی بر تقسیم بند آخرین ماه سال بنام عناصر طبیعت این دلیل بسیار نادرست بنظر میرسد.

اما از ديگر مراسمها و آيينهاي عيد نوروز سفره “يئددي سين” ميباشد كه يكي از آيين هاي ويژه در عيد نوروز است كه متاسفانه به مرور زمان با سلطه سياست و فرهنگ فارسي اين آيين زيبا در شكلي ديگر و با لباسي تحريف شده كه هيچ تناسبی با اصل آن ندارد در آذربايجان رايج شده است. “هفت سین” واقعی آذربایجان بگونه ایی است که هر يك از اين “سين”ها بعنوان رمز و سنبلي در زندگي انسان عبارتند از:

۱.سو: كه اين مايه حيات بعنوان رکن اصلی بقاي انسان است.

۲.سمني: هرچند امروزه بعنوان نوعی شیرینی محسوب در سفره “یئددی سین” (هفت سین)جای گرفته ولی بايد گفت معنی واقعی آن در سفره هفت سین “سبزي” است كه نماد و سنبل تجديد حيات در زندگي است، حتي اين موضوع را ميتوان در اين شعر مشاهده كرد كه زنان هنگام پختن سمني دسته جمعي آنرا مي سرايند:

سمني ساخلا مني

ايلده گويرده رم سني

سمني آل مني

هر يازدا يادا سال مني

و يا در شعر ذيل:

سمني سازانا گلميشم

اوزانا اوزانا گلميشم

سن گلنده ياز اولور

ياز اولور آواز اولور

با توجه به معني “گويرده رم” يعني “سبز ميكنم” ميفهميم كه سمني همان “سبزي” نماد و سنبل (سمبل – رئد) تجديد حيات است كه فارسها سبزي را جايگزين آن كرده اند و خود سمني را در معني خوردني و شيريني بكار ميبردند بايد گفت امروز در جمهوری آذربايجان كلمه “سمني” با حفظ معني اصيل خود يعني “سبزي” در زبان مردم رايج است.

۳.ساريمساق: كه بعنوان رمز سلامت انسان شناخته ميشود و از گذشته هاي دور به فوايد مختلف آن تاكيد بسياري شده است.

۴.سوجوق: كه بعنوان سنبل (سمبل – رئد) و رمز شيرين زندگي است كه از قدیمیترین شيرينيها در آذربايجان بوده است و هنوز هم رايج است.

۵.سونبول: رمز و نماد بركت زندگي است و در واقع سونبول كه همان گندم باشد و ماده اصلي نان است که در زندگي انسان نقش اساسي ايفا می کند.

۶.سوماق: كه بعنوان سنبل (سمبل – رئد) و رمز مزه و طعم زندگي محسوب ميشود.

۷.سيركه(سركه): بعنوان رمز و سنبل (سمبل – رئد) برطرف كننده مزاج بد بدن انسان است.

بجز موارد فوق الذکر در “نوروز بایرامی” جشنهای دیگری نظیر “هئيفانا” در چهارمین روز بهار بود که البته در زمانهای قدیم رواج داشت. در این مراسم که بیشتر شبیه “۱۳بدر” امروزی بود مردم به خارج از خانه های خود و به دشتها و باغات و کنار آب و چشمه ها میرفتند و یکروز را در آنجا با شادی و جشن سپری میکردند، حتی اگر هوا هم بسیار نامساعد بود باز به مکانهایی غیر از نشیمنگاه های خود میرفتند. شاید اینکه هنوز عده ایی در آذربایجان عدد ۱۳ را نحس نمیدانند و مراسم “۱۳ بدر” را جزو فرهنگ آذربایجان نمیدانند درست باشد. چراکه جشن ” هئيفانا” که از جشنهای باستانی ماست دقیقا با ۱۳بدر کنونی مطابقت دارد. شایان ذکر است ” هئيفانا” از دو کلمه “حیف+اونا” (حیف بر آن) تشکیل شده که شاید با برگزاری چنین مراسمی مردم ضمن تاسف به پایان جشن و پایکوبی “نوروز بایرامی” سال جدید و زندگی عادی را از سر میگرفتند.

از مراسمهای دیگر نوروز که اکنون به فراموشی سپرده شده اند میتوان به “جیدیر” و یئددی له وین” اشاره کرد.

بهرصورت اکنون تمامی ملتها و اقوام منطقه در خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز این مراسم را به انواع مختلف جشن میگیریند و نمیتوان منکر شد که در طول سالیان این مراسم و آیین از شکل و قاعده و اصول اصیل خود خارج نشده است، اما چه نیکوست که سفره يئددي سين را به شكل واقعي آن كه داراي ابعاد وسيع بار هويتي ماست اجرا کنیم و پاسدار ارزشهای فرهنگی خود باشیم.

رضا داغستانلي

منابع:

– ايران توركلرينين اسكي تاريخي – دوكتور زهتابي

– ايلين سون چرشنبه سي- ترجمه بهرام اسدي

آذربایجان شفاهی ائل ادبیاتینا بیر باخیش-پرویز یکانی زارع

یک پاسخ

  1. Hi my brother ,and tanks alot for your efforts and truble for reviving the TUrkestan fantastik kultor.i hope our people understaind the cost of this topic which explain our important matter which going to die or forgeteting. A, sugestion,their are the turkestan heros photo but their is no Shahid Khaliqs photo

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: