زبان توركی اوزبیكی-قسمت پنجم


(پایتخت كنونی مغولستان) و در 40 كیلومتری شمال خرابه های شهر «قاره بلغاسون» موقعیت دارد.
كتیبة كول تیگین یك كیلومتر دورتر از كتیبة «بیلگه خاقان» در شمال- شرق قرار دارد. كتیبه ها را در سال (1890م.) هیئت «انجمن فنلند- ایگار» برهبری «ا. خیكیل» تحقیق می كند و در 1892م. تصاویر آن را به نشر می رساند.
كتیبه ها را هیئت علمی برهبری و. و. رادلوف در سال 1891م. همراه با كتیبة «اونگین» (Ungin) كه در همین سال كشف شده بود، تحقیق میكند و در نهایت متن كتیبه های اورخون در «پترزبورگ» نیز به نشر می رسد.

پس از آن كه دانشمند دنماركی و. تامسن (W. Tomsan) حروف خط اورخون را خواند و چگونگی آنها را روشن ساخت، و. و. رادلوف متن كتیبه های نامبرده را با ترانسكریپشن (نوشتن یك متن به الفبای دیگر) و ترجمة آلمانی آن به چاپ می رساند. همچنان، و. تامسن تحقیقات خود را در مورد كتیبه ها همراه با ترجمة فرانسوی متن آن به سال 1896م. به نشر می رساند.

در سال 1897م. پ. م. میلیورنسكی (P. M. Melioranskiy) بر اساس همین ترجمه و چهارمین ترجمة رادلوف، كتیبه ها را (به خواهش رادلوف) به زبان روسی ترجمه و آن را همراه با توضیحات رادلف و ترانسكریپشن متن اصلی نشر می كند. همچنان، و. تامسن به زبان دنماركی (1922م.) و ه. شیدیر به زبان آلمانی (1924) ترجمه می نمایند. نجیب عثمان در سال 1923م. متن كتیبه ها را در كتاب خود بنام «اورخون آبده لری» (استانبول، 1341هجری) با حروف عربی، در سال 1936 خ. ن. اورقون ترجمة توركی آن، س. ای. مالوف در (1951م.)، گ. حیدروف در (1971) ترجمة روسی آن را نشر كردند. و نیز ت. تیكین (T. Tikin) ترجمة انگلیسی آن را به سال (1968م.) در «بلومینگتون» منتشر ساخت.

كتیبة كول تیگین از سنگ مرمر تراش شده، ضخامت آن 41 سانتیمتر، طولش 315 سانتیمتر، عرض قسمت پایینی آن 124 سانتیمتر است. پهنای سنگ از پایین به بالا كاهش می یابد. در وسط این ستون مرمرین لوحة پنج ضلعی به شكل سپر به طول 46 سانتیمتر و عرض 40 سانتیمتر نصب گردیده است. بر سطح جلوی لوحه مهر خاقانی مزین با تصویر نقش شده است. در پشت آن تاریخ نصب كتیبه به زبان چینی (سلسلة بزرگ تان، سی امین سال كی- یوان، هفتمین روز هفتمین ماه- اگوست 731م.) و باز هم 14 سطر به خط چینی نوشته شده است. شش نشانة این كتیبه در واقع تكرار همان تاریخی است كه در لوحه نوشته شده است. گفتنی است كه ترجمه های فرانسوی، انگلیسی، المانی، روسی و توركی نوشتة چینی نیز موجود است.

به طرف راستتر نوشتة چینی دو سطر نوشتة توركی نیز موجود است. و. رادلوف با نظر داشت خط نه چندان خوب این نوشته، تخمین زده است كه آن را ممكن است خود بیلگه خاقان (یعنی برادر كول تیگین) با مركب نوشته باشد.

در سطح پیشروی كتیبه 40 سطر، در سطح راست 13 سطر و در سطح چپ آن نیز 13 سطر و در چهار سطح تراش خوردة آن چهار نوشتة توركی نقر شده است. نوشتة یكی از سطوح آن بكلی محو شده و نیز از سبب فرو ریختن قسمت پایین كتیبه، سر از پنجمین سطرِ متن 40 سطری كتیبه تا آخرین آن محو گردیده است.(سطرها از بالا به پایین و از راست به چپ نوشته شده است) در یكی آن نقاط محو شدة دیگر نیز وجود دارد.1

2- سنگنوشتة بیلگه قاآن: این كتیبة مرمرین به افتخار «بیلگه خاقان» پسر «ایلتریش خاقان» (نام اصلی او در سالنامه های چینی بگونة «مُغیلان» ذكر شده است) در سال 735م. گذاشته شده است. بیلگه خاقان را به سال 734م. در سن پنجاه سالگی یكی از اقوامش مسموم ساخته بود.

این كتیبه به فاصلة یك كیلومتر دورتر از كتیبة كول تیگین در جنوب- غرب قرار دارد. هر دوی این كتیبه ها همزمان كشف شده و كار نشر و ترجمة هردو نیز یكجا صورت گرفته است.

شكل كتیبة بیلگه خاقان نیز عیناً مانند كتیبة كول تیگین بوده، ولی از نگاه حجم از هم متفاوت اند. درازی آن 54/3 متر، عرض آن 47/1 متر و ضخامتش 72 سانتیمتر است. كتیبه فرو غلتیده و به سه پارچه منقسم شده است، اما كتیبة كول تیگین بیشتر فرو ریخته و بیشتر آسیب دیده است.

كتیبه 80 سطر است: 41 سطر آن در سطح جلوی، 30 سطر (Xb، Xa) در دو سطح جاتبی (در هر یك 15 سطر) و 7 سطر در سطح عقبی- در جایی كه نوشتة چینی وجود دارد. دو سطر (XII. XI) در سطح تراش خوردة سنگ موجود است. نوشته های دو سطح دیگر آن محو شده است. خطوط در سوی راست كتیبه نوشته شده است. در كتیبة كول تیگین این نوشته در سمت چپ قرار دارد.2

3- سنگنوشتة تونیوقوق (تونیوكوك): این كتیبة یادگاری به افتخار «تونیوقوق» مشاور و سپهسالار «ایلتریش خاقان» مؤسس دومین دولت خاقانی تورك در بین سال های (712-716م.) بر روی سنگ نقر شده است. كتیبة تونیوقوق در زمان حیات او نوشته شده است. این شخص در سالنامه های چینی بگونة «یوان چژین» ذكر گردیده است.

اطلاعات سالنامه های چینی در بارة توركان شرقی در دو مجلد به سال (1958م.) در «ویسبادن» چاپ شده است.

لیومئتسه ی(Lio Mautsay) «تونیوقوق» را شخص دیگری گفته بود، ولی دانشمند لنینگرادی س. گ. كلیشتوری (S. G. Klyashtoriy)از نگاه تاریخی و زبان شناسی به اثبات رسانید كه «یوان چژین» و «تونیوقوق» هردو یك نفر اند.

كتیبه از منطقه یی به نام «به یین سوكتو» واقع در 66 كیلومتری جنوب شرق «اولان باتور» پیدا شده كه فعلاً نیز در همانجا نگهداری می شود. كتیبة مذكور متشكل از 62 سطر بوده، در دو ستون سنگی چهار وجهی كه در شمال و جنوب رو به روی هم قرار گرفته و از بالا به پایین نوشته شده است. طول ستون طرف جنوبی 70/1 متر و از ستون طرف شمالی 60/1 متر می باشد. سطر 1-7 در سطح غربی، سطر 8-17 در سطح جنوبی، سطر 18-24 در سطح شرقی و سطر 25-35 در سطح شمالی یكی از سنگها نوشته شده است. همچنان سطر 36-44 در سطح غربی، سطر 45-50 در سطح جنوبی، سطر 51-58 در سطح شرقی و سطر 59-62 در سطح شمالی سنگ دوم نوشته شده است.

كتیبه را «الیزابت كیلیمنت» (Eltzabit Klimint) در سال (1897م.) كه همراه با شوهرش در تركیب هیئتی به مغولستان رفته بود، كشف نمود. او، نخست تصاویر روتوش شدة آن را با ترانسكریپشن آن به نشر رسانید. ترجمة آلمانی آن را و. و. رادلوف در سال (18999م.) نشر كرد. بعداً «ویلهلم تامسن» ترجمة رادلوف را با برخی اصلاحات در اثرش به نام «یادگارهای مدنیت فنلند- اوگار» (هلسنگ فورس، 1916م.، شمارة 77) چاپ كرد. همچنان، متن كتیبه را به زبان دنماركی ترجمه و آن را همراه با تحقیقاتش به سال (1922م.) در «كوپنهاگ» (مركز دنمارك) به نشر رسانید. و نیز متن مذكور را «ه. شیدیر» از زبان دنماركی به زبان آلمانی ترجمه و در «مجموعة شرق شناسان آلمان» (لایپزیك، 1924، 25-28جلد) و «د. روس» آن را به انگلیسی ترجمه و در «بولتین مكتب علوم شرق» (لندن، 1930-1932م.، جلد6) چاپ كرده اند. بعداً ترجمة توركی این كتیبه را «ح. ن. ارقون»، ترجمة روسی آن را «س. ای. مالوف»، ترجمة آلمانی آن را دانشمندان فنلندی «گ. رمستید»، «ای. گرنا» و «پ. اءلتا»، ترجمة انگلیسی آن را «ت. تیكین» نشر نمودند. آخرین نشر علمی متن كتیبه را با ترجمة فرانسوی آن به سال (1961م.) «ر. ژیرا» انجام داده است. دانشمند قزاق «گ. حیدروف» متن و ترجمة روسی آن را به نشر رسانده است.

با وجود این همه چاپها و ترجمه های گوناگون و متعدد متن كتیبه، هنوز هم در خواندن خط و درك مضمون آن نكات تاریك و مبهم وجود دارد.3

گفتنی است كه، متن كتیبه ها دارای دو ترجمة اوزبیكی می باشد:

یكی ترجمة مشترك دانشمندان اوزبیك غنی عبدالرحمانوف و علی بیك رستموف است كه همراه با متن اصلی به خط اورخون و متن بگونة ترانسكریپشن ( به خط سیریلیك) در كتاب ارزشمند آنها به نام «قدیمگی توركی تیل» (زبان توركی باستان) به سال (1982م.) از سوی نشریات «فن» در تاشكینت به چاپ رسیده است. در این اثر، تحلیل و بحث مفصل علمی نیز راجع به ویژه گیهای فونتیك خط، حروف و قواعد نوشتاری كتیبه ها (خط اورخون) از نگاه زبان شناسی و با استفاده از اكثر ترجمه های آن و پژوهشهای گرانسنگ دانشمندان دیگر، به همینگونه ویژه گی های خطِ دیگر توركان یعنی «خط اویغوری» صورت گرفته است.

دیگری ترجمة منظوم كتیبه هاست كه آن را دانشمند شناخته شدة اوزبیكستان عزیز قیوموف انجام داده و به سال (1971) در تاشكینت از سوی نشریات «غفور غلام» به چاپ رسیده است.

باید گفت که، متن کتیبه ها دارای یک ترجمه فارسی دری نیز است. ترجمه توسط دکتور حسین محمدزاده صدیق دیرین شناس و استاد زبان و ادبیات تورکی و فارسی دانشگاه های تهران صورت گرفته است. این اثر با نام «یادمانهای تورکی باستان» به سال 1383 در تهران چاپ شده است.4

در این کتاب مترجم، در مورد نوعبندی زبان تورکی، گوی تورک، زبان تورکی باستان، دستور زبان تورکی باستان توضیحات جامع و ممتع داده است. بعد معلومات مفصل راجع به سه یادمان تورکی باستان (یادمان کول تیگین، یادمان بیلگه قاغان و یادمان تان یوقوق) میدهد. همچنان، در مورد چگونگی آوانگاری کتیبه ها توضیحاتی ارائه کرده است. استاد مترجم با برگردان کامل متن هرسه کتیبه، فهرست واژه های کتیبه هارا همراه با ترجمه فارسی و در بخش واژه نامه با ترجمه انگلیسی داده است.

4-سنگنوشتة اونگین (آنگین): چنین تصوری وجود داشت كه این كتیبه نخست برای بزرگداشت از مؤسس دومین دولت خاقانی تورك «ایلتریش خاقان» و همسرش «ایل بیلگه خاتون» و بعداً به افتخار «قپه غه ی خاقان» گذاشته شده باشد. «ج. كلوسون» (J. Kloson) با آوردن اصلاحات در بعضی از نقاط كتیبه، نادرستی تصورات بالا را به اثبات رسانید. او از اثر پژوهش هایش به این نتیجه رسید، كه كتیبه به افتخار «الپ ایلتمیش» سپهسالار «قپه غه ی خاقان» و «بیلگه خاقان» گذاشته شده است. وفات این سركرده را در (731م.) تخمین نموده اند. «ا. ا. رجبوف» به این نظر است كه كتیبة «اونگین» را در سال (689 یا 692م.) یكی از نزدیكان «ایلترس» (ایلتریش) خاقان پدر «ایشبره تمغن ترقن» به افتخار «ایلتریش یبغو» و برادرش «چور یوغه» گذاشته است.

كتیبه را در (180) كیلومتری وادی «اونگین» (آنگین) واقع در وادی «كاشا- تسایدم» مغولستان گذاشته بودند، كه هم اكنون نیز در آنجا قرار دارد.

كتیبه متشكل از (20) سطر است كه هشت سطرش (O) در سطح جلو، چهار سطر (Oa) در سطح راست قرار دارد كه از راست به چپ و از بالا به پایین نوشته شده است. هفت سطر (Ob) در بالا بطور افقی نوشته شده است. یك سطر (Oc) آن در سنگ دیگری نوشته شده است.

متن روتوش نشدة این یادنامه را در سال 1892م. «و. رادلوف» در «اطلس آبده های مغولستان» و بعداً متن روتوش شدة آن را در سومین جلد همین اطلس (لوحة شماره83) به نشر رسانید. همچنان، در سال (1895م.) متن اصلی چاپی یادنامه بگونة ترانسكریپشن همراه با ترجمة آلمانی آن در كتاب «كتیبه های قدیم توركی مغولستان» به چاپ رسید.

«ح. ن. ارقون» در سال (1939م.) متن یادنامه را با ترجمة توركی آن به نشر رسانید. بعداً «س. ای. مالوف» با استفاده از ترجمه های «و. رادلوف» و «ح. ن. ارقون» ترجمة روسی و متن یادنامه را انتشار داد.

«ژرارد كلوسون» كتیبه را به زبان انگلیسی ترجمه نموده، آن را همراه با متن و تحقیقات خود در سال (1957م.) به چاپ رسانید.5

5-سنگنوشتة كولی چور: این سنگنوشته را در سال 1912م. دانشمندپولندی پروفیسور «و. كاتویچ» از منطقة «ایخی- خوشاتو» نزدیك «اولانباتور» پایتخت مغولستان كشف نمود و متن آن را با همكاری «ا. ساموئیلویچ» در جلد4 سال 1928م. «سالنامة شرقشناسی» به چاپ رساند. محققان سال وفات «كولی چور» را 731م. تخمین كرده اند.

6-سنگنوشتة مایون چور: این سنگنوشته را دانشمند فنلندی گ. ای. رمستید به سال 1909م. از كرانة دریای «سیلینگه» و نزدیك «شین ایوسو كول» كشف نمود و متن آن را همراه با ترجمة فنلندی آن به سال 1913م. به چاپ رساند. به تخمین محققان این كتیبه به سال 759م. روی قبر گذاشته شده است.

7-دستنویس ایرق (فالنامه): این نسخه را ا. ستیین از نزد یكی از خادمان معبدی به نام «غار هزار بودا» در نزدیك «دون خواَن» چین گرفت و با خود به لندن آورد. متن این دستنویس را بار نخست و.تامسن در شمارة ماه جنوری «مجلة انجمن شاهی آسیا» چاپ كرد.6

طوریكه قبلاً اشاره رفت، همزمان با عمومیت یافتن رسم الخط اورخون در میان توركان، در توركستان شرقی و غربی دو نوع الفبای دیگر وجود داشت كه یكی خط سغدی یا سوغوت (سغد- زرافشان) بود كه بیشتر در میان توركان حوزة سغد در توركستان غربی به كار می رفت و دیگر خط اویغوری بود كه در توركستان شرقی میان اویغورها معمول بود.

الفبای سغدی در اصل دارای چهارده حرف بوده، بعدها تعداد حروف آن به بیست و دو حرف رسیده است. این الفبا در اصل از الفبای آرامی گرفته شده است، پس از آن توسط اویغورها در میان مغولها رواج یافته است. اویغورها خود با استفاده از آن، خط جدیدی به وجود آوردند كه بنام خط اویغوری یاد می شود.

خط اویغوری دارای بیست و شش حرف بوده كه از این شمار، چهارده حرف از خط سغدی گرفته شده و دوازده حرف جدید به آن افزوده شده و مجموعاً بیست و شش حرف را تشكیل داده است. الفبای اویغوری دارای سه حرف صدادار بوده، از این رو برای زبانهای توركی كه هشت تا نه حرف صدادار دارد، مناسب نبود. برای رفع این نقیصه از نقطه گذاری استفاده می شد. از همین رو برخی از دانشمندان آن را خط سغدی پنداشته اند.

خط اویغوری از زمان اویغورهای قدیم تا سدة هفتم میلادی، خط توركستان شرقی بود و پس از متروك شدن خط اورخون در قرن هفتم میلادی به عنوان خط تمام توركان مورد استفاده قرار گرفت. این رسم الخط تا پایان سدة پانزدهم و اوایل سدة شانزدهم (به روایتی تا سدة هیجدهم) مورد استفاده قرار داشت.

زبان شناس سدة چهارم هجری، محمود كاشغری در كتاب «دیوان لغات التورك» خود در بارة خط اویغوری نخستین بار بحث نموده، آن را « خط توركی» می نامد و ویژگیها و كاستیهای آن را شرح می دهد. به نوشتة او خط اویغوری دارای هیجده حرف بوده، كه در آن برای هشت حرف موجود در زبان توركی (پ، ج (انفجاری= پارتلاوچی)، ج (كشدار= سیرغه لاوچی)، ف، غ، گ، نگ) نشانه های ویژه وجود ندارد. همچنان، حروف صدادار به شیوة رسم الخط عربی نه با حركتها، بلكه با حروف افاده می شود. اینگونه، محمود كاشغری شكل نوشتاری مركب و سادة حروف را نیز داده است. 29

مورخ و زبان شناس عهد تیموری ابن عربشاه در كتاب قبل الذكرش راجع به خط اویغوری معلوماتی داده است، كه خوانش آن خالی از فایده نیست: «… اما چغتائیان خطی بنام اویغور دارند و شمار حروفش چهارده است، سبب كمی آن اینكه حروف حلق را به یك حرف می نویسند و به یك صورت تلفظ می كنند و همچنین است حروف قریب المخرج چون فا و با، زا و سین و صاد و دال و تا و طا و بدین خط دستورها و فرمان ها و نامه ها و دفترها و نقش خاتم ها و تاریخ ها و شعر و داستان و آنچه به كارهای دنیا و یاسای چنگیز بستگی دارد می نویسند و استاد خط هیچگاه زیان و تنگدستی نمی بیند، زیرا كه همواره كلید روزی خود را در دست دارد.»7

این خط در زمان مغولها به عنوان خط رسمی پذیرفته شد و بعدها تا دربار سلطان محمد فاتح در استانبول نیز راه یافت. مهمترین كتبی كه در دوران پس از اسلام به این خط نوشته شده عبارتند از:

1- قوتادغوبیلیك 2- عتبه الحقایق (هبه الحقایق) 3- داستان اوغوزخان 4- بختیارنامه (1435میلادی) 5- معراجنامه 6- تذكره اولیا 7- مخزن الاسرار یا مخزن حیدری 8- محبتنامة خوارزمی 9- سراج القلوب (1432 میلادی در یزد نوشته شده) 10- كتاب مسئله 11- مجموعة اشعار قاسم و منصور بخشی وغیره می باشد.

خط اویغوری در زمان مغولان كه قبلاً خط و كتابت نداشتند، اهمیت زیاد كسب كرد. به نوشتة جوینی در تاریخ جهانگشا، مغولها، بویژه اصیل زادگان مغول به دستور چنگیزخان به آموختن خط اویغوری مجبور و مكلف شده بودند.

خط اویغوری با وجود اینكه برای نوشتن الفاظ توركی مناسب نبود، از سدة نهم تا سدة پانزدهم میلادی (بروایتی تا سدة هیجدهم و در توركستان شرقی بویژه میان اویغورها) در آسیای میانه برقرار ماند و گسترة وسیعی از دریای مدیترانه تا ژاپن را شامل می گردید. چنانكه توزوك امیر تیمور كورگان و فرامین دولت آلتین اردو (اردوی زرین) به این خط نوشته می شده اند.8

نمونه های بزرگترین آثار زبان توركی قدیم نوشته شده به خط اویغوری مربوط به سده های5-10 میلادی از این قرار است:

1. خواستوانیفت («توبه نامة مانویها»): از این اثر سه نسخة خطی در دست است. نسخة لنینگراد، كه از منطقة «آستانه» واقع در نزدیكی «تورفان» آورده شده است. نسخة برلین، كه آن نیز از «تورفان» به دست آمده و نسخة لندن، كه از «غار هزار بودا» پیدا شده است. از این میان نسخة لندن به خط مانوی است.

2. قصة شهزاده های قَلی اَنم قره و په پم قره: نسخة دستنویس آن در كتابخانة ملی پاریس موجود است. «پ. پیلّا» به سال 1914م. ترجمة فرانسوی آن را همراه با متن توركی آن به حروف فرانسوی چاپ كرد.

3. آلتون یاروق: این اثر در اصل به زبان سانسكریت بوده، ترجمة توركی وریانت چینی «سوورنپ بهسه» است. نام مكمل آن «آلتون اونگلوگ یروق یلتیریكلیغ قاپده كوته ریلمیش نام ایلیگی» (آلتین رنگلی نور تاولنه­دیگن، همه دن بویوك بولگن كتاب تاجداری» كه معادل فارسی آن (كتابی باعظمت ترین، تابانندة انوار زرین) است. «سوورنپ ربهسه» (آلتین جلا= جلای زرین) از شمار یكی از كتاب های دین بودایی به نام سوتره است.

ترجمة توركی سوتره (نور زرین) به قلم سینگقو سیلی توتونگ منسوب بوده، موصوف در سدة دهم میلادی در شهر «بیش بالیق» می زیسته است. در حال حاضر در حدود ده نسخة خطی «نور زرین» موجود است كه بیشتر آنها در بخش نسخ خطی انستیتوت مركزی تاریخ قدیم و باستان شناسی فرهمگستان جمهوری فدرال آلمان نگهداری می شود. یك نسخه از این اثر كه در سال 1687 كتابت شده، در بخش نسخ خطی لنینگرادِ (سانكت پتربورگ فعلی) انستیتوت شرق شناسی اكادمی علوم روسیه نگهداری می شود. این نسخه را س. ای. مالوف در جریان سفرش در سالهای 1909-1911 به توركستان شرقی و هان سو (هان- سو) از قیشلاق وونگشیگو محل زیست اویغوران زرد واقع در نزدیكی شهر سوچجاو یافته بود. همین نسخة وونگشیگو را س. مالوف با همكاری و. د. رادلوف در سالهای 1913-1917 به نشر رساند. بعداً ترجمة نامكمل آلمانی آن را رادلوف با یك مقدمه بزبان روسی به سال 1930 به چاپ رسانید. همچنان پارچه هایی از اثر مزبور را دانشمند روسی مالوف به زبان روسی و دانشمند آلمانی پ. سیم به زبان آلمانی در مقالات خود چاپ نمودند.9

4. سكیز یوكمك: یك نسخة آن از «تورفان» به دست آمده است. متن آن را و. بنگ، ا. فان و دانشمند توركی «گ. ر. رحمتی» در سلسلة «متنهای توركی تورفان» به سال 1934م. در برلین چاپ كردند.

5. افسانة دیو اته وكه: از دستنویس این افسانه چهار پارچة آن از تورفان به دست آمده و در دهمین كتاب سلسلة «متنهای توركی تورفان» چاپ شده است.

6. پارچه هایی از افسانه های بودا: متن این اثر در كتابهای سوم و چهارم سلسلة «اویغوریات» در برلین به چاپ رسیده است.10

نكتة درخور ذكر دیگر در این مورد آن است كه با راهیابی ادیان مختلف مانند بودایی، مانوی، زرتشتی و تا حدودی مسیحی در پیش از اسلام در میان اویغورها و توركان دیگر، خطوط و الفباهای مختلفی هم رواج می یابد. چنانكه توركان بودایی خط سغدی و اویغوری، توركان مانوی خط مانوی و توركان مسیحی خط سریانی را می پذیرند و بویژه متون دینی و ادبی خویش را به آن خط می نویسند. ولی گسترة جغرافی و زمانی كاربرد این خطوط هیچگاه به اندازة گسترة جغرافی و زمانی خط اورخون و خط اویغور نبوده و چنانكه گفته شد، بیشتر محدود به متون دینی و مذهبی و بعضاً ادبی بوده است.

نمونة آثار زبان توركی قدیم به خط مانوی در كتابهای دوم، سوم و نهم سلسلة «متنهای توركی تورفان» و نمونه های آن به خط برهمایی در كتاب هشتم همین سلسله چاپ شده است.11 همچنان، تعدادی آثار توركی به خط «گالیك» (خط مغولی) نیز نوشته شده كه در دست است.

با پذیرفته شدن دین اسلام از سوی توركان خط عربی به تدریج جای خط اویغوری و سایر خطها را گرفت و تا سدة پانزدهم میلادی خط اویغوری بكلی متروك شد.

گفتنی است كه خط عربی نیز پاسخگوی ویژگیهای آوایی الفاظ زبان توركی نبود و بسیاری از حروف صدادار توركی را نمی توان بخوبی با آن نوشت و افاده كرد. از این رو، برای این مقصد بیشتر از نشانه های آوایی استفاده می شد كه آن هم نارسا بود. ظهیرالدین محمد بابرشاه در روزگار خود (سدة دهم هجری) دست به اختراع خط تازه ای زد كه در تاریخ به نام «خط بابری» مشهور است. بابر تاریخ اختراع این خط را در «بابرنامه» ضمن شرح وقایع سال 910 ه.ق. (1504م.) و در كابل گفته است. این خط در واقع آخرین خط اختراعی توركان در آن روزگار بود. هر چند خود بابر در زمان خود برای ترویج خط خود بسیار كوشید و حتی مصحف هایی به آن خط نوشته، به مكه و جاهای دیگر فرستاد و به فرزندان و بعضی دوستانش نیز مفردات آن و نمونه های شعرش را به خط مذكور فرستاد، ولی نظر به عواملی بویژه تأثیر قوی دین اسلام و زبان و خط عربی به عنوان زبان و خط دینی در میان مسلمانان، «خط بابری» نتوانست رواج یابد. در آن روزگار این اقدام بابر به گفتة «جواهر لعل نهرو» تهور و كاری جسورانه بود.12

از چگونگی «خط بابری» تا سالهای اخیر آگاهی دقیق و روشنی نبود. تنها، محمد طاهر بن قاسم مؤلف كتاب «عجایب الطبقات» (این اثر را خدای بیردی بن قوش محمد بیگ خیوقی به سال 1247 هجری قمری با عنوان «دِلِ غرایب» به زبان توركی اوزبیكی ترجمه كرده است) در فصل آخر كتابش 14 نوع خط غریب، از جمله «خط بابری» را معرفی كرده، ولی در بارة این خط فقط عبارت «خط بابری این است» را نوشته و در زیر آن 29 حرف آن را داده است كه در میان آنها چهار حرف فارسی (پ، چ، ژ، گ) دیده نمی شود. این حروف را دانشمند افغانستان پوهاند عبدالحی حبیبی از «عجایب الطبقات» در اثرش به نام «ظهیرالدین محمد بابرشاه» نیز نقل كرده است.13 اثر دیگر منسوب به «خط بابری» مصحفی است كه در كتابخانة آستان قدس رضوی شهر مشهد ایران تحت شمارة (50) محفوظ است و نسخة كپی شده ای از آن متن در «موزة بابر و مدنیت جهان» شهر اندیجان جمهوری اوزبیكستان نگهداری می شود.

دانشمند ایرانی احمد گلچین معانی سالها قبل طی مقاله ای در «نامة آستان قدس» با قاطعیت كتابت مصحف نامبرده را به «خط بابری» تأیید كرده است.14 او در كتاب «راهنمای گنجینة قرآن» نوشته است كه مرحوم دكتر قاسم غنی یك آیه از انجیل را كه به هزار خط رایج و متروك و مرده و زنده نوشته شده و در انگلستان به طبع گراوری منتشر كرده بودند، به دست آورده و در اختیار آقای اوكتایی رئیس سابق كتابخانه قرار داد، ایشان پس از مدتها صرف وقت به این نتیجه رسیدند كه خط مصحف به هیچیك از آنها تطبیق نمی كند.15

123 قدیمگی توركی تیل، صص 86-87.

224 همان اثر، ص121.

325 همان اثر، ص 65.

4 محمدزاده صدیق، دکتور حسین، یادمانهای تورکی باستان، ستاد نشر آثار دکتور صدیق، تهران، 1383.

526 قدیمگی توركی تیل (زبان قدیم توركی)، ص138.

627 همان اثر، صص4-5.

729 زنده گی شگفت انگیز تیمور، صص321-322.

830 هیئت، دكتور جواد، تاریخ زبان و لهجه های توركی، ص 49 (به نقل از فرهنگ واژه گان، مقدمه، ص 12) و تاریخ ادبیات توركی اوزبیكی، صص 1045-1053

931 قدیمگی توركی تیل (زبان توركی باستان)، ص 147.

1032 همان اثر، ص5.

1133 همان، ص5.

12 34 یارقین، شفیقه، دیوان ظهیرالدین محمد بابر، مقدمه، صص پنجاه و یك- پنجاه و چهار.

1335 حبیبی، پوهاند عبدالحی، ظهیرالدین محمد بابرشاه، كابل، 1351ش، ص 64..

1436 مصحف بابری، نامة آستان قدس، نوروز 1344ش.، شمارة 20، صص 60-64

1537 گلچین معانی، احمد، راهنمای گنجینة قرآن، ص 181.

ادامه دارد

دکتورس شفیقه یارقین و حلیم یارقین

فدراسیون تورکان اوغانستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: