افغانستان تخته خیز «بازی بزرگ» قدرتها


بعد از تحولات سیاسی قرن بیستم و پدید آمدن واژه های ژئوپولیتیک و ژئواستراتیژیک در فرهنگهای سیاسی نظامی، جنگ سردی تا اواخر قرن بیست بین قدرتهای بزرگ جهان ایجاد گردید که منظور از آن کسب برتری نظامی و کنترول بر شاهرگهای حیاتی منابع انرژی جهان بود. اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، شاخص های عمده ژئواستراتیژیک آن دوره نیز تغیر یافت و از آنجمله اولویت برتری اقتصادی بر برتری توان نظامی در مدار برنامه های استراتیژیک قدرتها قرار گرفتکه رقابت فزاینده قدرتهای منطقوی و فرامنطقوی برای تسلط بر منابع انرژی مناطق«خاورمیانه» و «اورآسیا» که مبنای اقتصادی دارد، در همین راستا قابل بررسی است.

سیاست روسیه در قبال کشور های آسیای میانه، سیاست تداوم سلطه گری و تسلط بر منابع انرژی بوده و به همین لحاظ برای تحکیم سلطه اش، خواهان حفظ ثبات در منطقه میباشد . چین نیز منطقه «اورآسیا» را جزء حیات خلوت منافعش به حساب آورده و همچون روسیه، کنترول بر منابع نفتی و گازی منطقه و حفظ ثبات این کشور ها از اولویتهای راهبردی اش محسوب میگردد و هر دو کشور(چین و روسیه) علیرغم رقابت در منطقه ناگزیر از همکاری و تفاهم باهم اند تا متفقا جلو پیشروی و دخالت امریکا و متحدانش را در آسیای میانه بگیرند . چین و امریکا در قرقیزستان در رقابت سخت و پرتنشی با هم مواجه اند که تسلط هریک به این کشور، به معنی تسلط بر راه های ارتباطی و حمل و نقل انرژی آسیای میانه به حساب میاید که مسلما روسیه درین وسط چون این شاهرگ مهم اقتصادی را در دست دارد در قبال چین «رقیب» و امریکای «حریف»  همکاری با رقیب را ترجیح داده و متفقا با هم و با همکاری ایران که این کشور نیز سهمی ازین سفره دارد و بنا بگفته آقای محمد رضا جلیلی کار شناس روابط بین الملل آسیای میانه : «کمربند نجات سیاست ایران در آسیای میانه است . تهران بدینوسیله میتواند رشته های پیوندی با آسیا و مشخصا چین بوجود آورده و در زورآزمائی با ایالات متحده امریکا پرتوان تر به میدان آید»{1}، مصمم به جلوگیری از پیشروی امریکا در منطقه اند .

روسیه بارها اعلام کرده است که مرز های امنیتی اتحاد جماهیر شوروی سابق هنوز مرزهای امنیتی مسکو محسوب میگردد و از طرف دیگر پیشروی امریکا در منطقه اورآسیائی نه تنها روسیه که چین و ایران را نیز از منطقه رانده و منافع آنانرا به خطر مواجه میسازد . بناء ایجاد کنفدراسیونی شامل روسیه، چین، ایران و هند اساسی ترین بخش سیاست راهبردی روسیه را تشکیل میداد و روسیه بر مبناء این دکترین امنیتی، برای حفظ این قلمرو امنیتی و ژئواستراتیژیکی خویش و با ایجاد اتحادیه های چون سازمان همکاریهای شانگهای با چین، چهار کشور آسیای میانه، هند و ایران و سازمان قرارداد همکاری امنیت دسته جمعی، با کشور های ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، تاجکستان، در نظر داشت تا سیاستهای تهاجمی امریکا و متحدانش را به چالش بکشد و اتفاقا این پیمان های سیاسی بمثابه عوامل بازدارنده پیشروی امریکا در منطقه اورآسیا موثر ثابت گردید و بعد از انعقاد پیمان همکاریهای شانگهای َبود که ازبکستان خواهان برچیدن پایگاه های نظامی امریکا از کشورش گردید«تصميم احساساتي دولت ازبكستان مبني بر خروج پايگاه‌هاي نظامي آمريكا گواه اين مطلب است كه تاشكند دنباله‌روي منافع خاص خود بوده و حتي به طور آشكاري به حمايت از روسيه و منافع آن مي پردازد. اين مساله براي موسكو كه در قبال تصميم كريموف مسووليتي نپذيرفته بسيار خوشايند بود. در حقيقت رييس جمهور ازبكستان بر آن است تا به روسيه نشان دهد كه كشورش پل‌هاي پشت سر خود را در مناسبات با آمريكا خراب كرده است و به حمايت‌هاي كشورهاي عضو سازمان همكاري‌هاي شانگهاي در حل بحران انديجان پاسخ مثبت داده است»{2}. سرگئی لاروف وزیر خارجه روسیه نیز طی سخنانی در بیشکیک بصورت تلویحی از نقش سازمان همکاری شانگهای پرده برداشت » تلاش برای یک نظم نوین جهانی ، مبتنی بر قوانین بین المللی و اقدامات جمعی برای حل مشکلات جهانی ، منطقه ای و سایر معضلات در اجندای سازمان شانگهای قرار دارد بنا برین ، سازمان شانگهای تمایل دارد یک «رویکرد همه جانبه» در قبال افغانستان اتخاذ نماید که مشارکت این سازمان را نه تنها در بازسازی و مبارزه علیه مواد مخدر در افغانستان شامل گردد بلکه حمایت  از تفاهم و اجماع ملی در افغانستان مبتنی بر اصولی که مانع بقدرت رسیدن رهبران طالبان شود ، رهبرانی که با حمایت القاعده افغانستان را به وضعیت وخیمی  سوق داده اند «{3} .

امریکا اما ! برای حفظ منافع اقتصادی اش و تسلط بر «اورآسیا» در اوائل کار، بر عکس روسیه و چین، به ایجاد بی ثباتی و درگیری فرسایشی پرداخته و میخواست تا از طریق انقلابات رنگین و مخملی زمینه تسلط فرهنگی و سیاسی اش را درین منطقه تثبیت نماید تا متعاقبا بر علاوه توسعه روابط سیاسی،اقتصادی با این کشور ها راه های سنتی صادرات نفت و گاز منطقه را تغیر داده و الترناتیف جدیدی غیر از راههای روسیه و ایران را برگزیند . که انتقال خط لوله نفت و گاز آسیای میانه از طریق افغانستان به پاکستان و هند و از آنجا به اروپا آن الترناتیفی است که امریکا و متحدان غربی اش به ان علاقه دارند و درین زمینه دفتر ریاست جمهوری افغانستان نیز با انتشار یک اعلامیه ی قبل از بازدید حامد کرزی از ترکمنستان گفته بود که:» انتقال خط لوله گاز ترکمنستان به هند از مسیر افغانستان و پاکستان، از مسایل عمده مورد بحث در دیدار سران دو کشور خواهد بود. خط لوله گاز مسيری به طول ۱۷۸۰ کيلومتر را در بر می گيرد که نزديک به ۷۳۵ آن از مسير افغانستان خواهد گذشت»{4} و مسیر دومی از طریق آذربایجان (باکو- تفلیس –جیحان ) و از طریق دریای خزر به ترکیه و اروپا است که جزء این الترناتیف ها میباشند . که این راههای جدید نه تنها از تسلط روس بر منابع انرژی و خطوط اتصال آن به اروپا میکاهد چون از دریای خزر میگذرد قطعا از نقش آفرینی ایران نیز میکاهد ، چنانچه قبلا ترکیه و ایران تفاهم نامه ای را امضا کرده بودند که بر اساس آن ایران بخشی از گاز خود را از طریق ترکیه به اروپا صادر خواهد کرد و ترکیه نیز در اجرای طرح پارس جنوبی مشارکت می کند اما «دو روز پس از امضای تفاهم نامه انرژی میان ایران و ترکیه، مقام های وزارت امور خارجه آمریکا گفته اند کشورشان با این طرح مخالف است»{5}.

با عطف به این فکتور ها، در می یابیم که امریکا و متحدانش در افغانستان زیر پوشش مبارزه با تروریزم در واقع قصد گسترش حاکمیت شان بر منابع انرژی و کنترول بر راه های ترانزیت نفت و گاز آسیای میانه را دارند. جان بلامی فوستر، هری مگداف و ماک چسنی در مقاله ای تحت عنوان «شبکه امپراتورانه ایالات متحد و « جنگ علیه تروریسم» ! مینویسند که : «شرکت‌ها و دولت ایالات متحده از دیرباز تصمیم خود را در ساختن راه مطمئن برای عبور لوله‌های نفت و گاز طبیعی زیر کنترل ایالات متحده که از دریای خزر و آسیای مرکزی تا دریای عمان پیش می‌رود از افغانستان و پاکستان عبور می‌کند، اعلام داشتند. جنگ در افغانستان و ساختن پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در آسیای مرکزی به مثابه یک فرصت برای تحقق بخشیدن چنین خط لوله‌ها بود»{6}. همچنان ریچارد باتلر که در آن زمان عضو «شورای روابط خارجی» امریکا بود در یک سخنرانی که در نیویورک تایمز (18 جولای 2002) انتشار یافت، اعتراف کرد که «جنگ افغانستان از حیث سیاسی ساختن خط لوله در بین افغانستان و پاکستان را برای نخستین بار از زمان نبرد بین یونیکال و کمپانی آرژانتینی بریداس در مورد امتیاز افغان در میانه دهه 1990 ممکن ساخته است»{7} . از طرفی انعقاد پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا در دراز مدت، زمینه تاسیس پایگاه های نظامی امریکا را در کشور فراهم ساخته و این امر نه تنها عدول از سیاست بیطرفی و غیر منسلک افغانستان محسوب گردیده بلکه توازن قواء را یکطرفه به نفع امریکا در منطقه بهم خواهند زد که بند های از اعلامیه همکاری استراتیژیک بین افغانستان و امریکا : «نيروهاي ايالات متحده و ائتلاف بين المللي در اجراي عمليات نظامي مقتضي براساس مشوره و ضوابط از پيش تعيين شده آزادي عمل خواهند داشت.» یا «تشويق توسعهء آزادي و دموکراسي در گسترهء منطقه» به معنی نشانه رفتن عمق استراتیژیک کشورهای منطقه بوده و قطعا دخالت آنانرا در پی خواهند داشت .

این یک واقعیت است که افغانستان با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی که دارد قطعا  بازیگران منطقه ای و بین المللی در راستای تامین منافع شان درین کشور باهم به رقابت میپردازند که کار شناس  سایت اطلاعاتی «افغانستان رو» اندری سیرینکو از بازیگران سیاسی افغانستان نام میبرد : «ایالات متحده امریکا، ناتو، حکومت رسمی کابل، طالبان، پاکستان، ایران، اتحادیه اروپایی، سازمان همکاری شانگهای، سازمان قرارداد امنیت دسته جمعی،جی- 8) «{8}. درین مورد آقای حامد کرزی رئیس جمهور  افغانستان نیز قبلا  در جمع دانشجویان دانشگاه جانز هاپکینز گفته بود که» افغانستان میدان بازی قدرت هایی نظیر روسیه، چین، ایران، هند، پاکستان و آمریکا خواهد بود». وی در پاسخ به این سوال که چرا آمریکا باید به وضعیت افغانستان علاقه مند باشد گفت :»افغانستان نقطه تلاقی منافع بازیگران بزرگ سیاست منطقه و جهان بوده و سرمایه بزرگی محسوب می شود»{9}.

با توجه به گفتار بالا هیچکدام از بازیگران به اهداف شان نمیرسند مگر آنکه رقیب یا حریف را از سر راه بردارند و مسلما که طرف مقابل نیز دستها را به نشانه تسلیم بالا نبرده و طبعا به مقابله بر میخیزند و این یعنی دخالت دوامدار، جنگ فرسایشی و بی ثباتی در این منطقه به شمول افغانستان میباشد . متاسفانه همانطوریکه قدرتهای منطقه ی و فرامنطقه ی برای تثبیت منافع سیاسی و اقتصادی شان درین منطقه به رقابت برخاسته اند . اما حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان و سران کشور های آسیای میانه، بجای آنکه سیاست تعادل استراتیژیکی بین قدرتها را در پیش گیرند و در چوکات منافع منطقه، منافع ملی شانرا با هم بافت دهند، هرکدام سیاستهای یکطرفه و یکجانبه و لرزانی را با قدرتهای تاثیرگذار در پیش گرفته اند که قطعا بی ثباتی و عدم امنیت منطقه را در پی دارد .

مردم افغانستان اما ! امیدوار بودند که امریکا و متحدانش در جنگ با تروریزم، تامین امنیت، ایجاد صلح، بازسازی کشور، تقویه مناسبات دموکراسی، امحای کشت تریاک و ایجاد زیرساخت های اداری و اقتصادی موفق گردیده و آرامش و ثبات را در کشور به ارمغان آورده و عدالت اجتماعی را در مناسبات سیاسی، نهادینه سازند . اما متاسفانه امریکا و متحدان غربی اش به جای آنکه به این موارد بپردازند، این کشور را بمثابه تخته خیز برنامه های استراتیژیکی در راستای تامین منافغ شان در منطقه در آورده  و با نشانه رفتن عمق استراتیژیک کشورهای منطقه آنانرا وادار به عکس العمل کرده اند و این خود دور جدیدی از بحران، درگیری و تصادم منافع قدرتها است که  با شروع آن، کشور ما به خط مقدم این «بازی بزرگ» بیگانگان تبدیل شده است که هزینه آنرا مانند گذشته مردم مظلوم افغانستان میپردازند .

تسلط سیاسی، تلاش یکجانبه برای تقویت امنیت و استحکام پایه های اقتصادی و سیاسی یک کشور بر نابودی منافع دیگران، مسلما که مقاومت دیگران را نیز درپی داشته و همچون دوران جنگ سرد به تشدید نظام رقابتی در عرصه بین المللی منجر میگردد که زیان جبران ناپذیر بر استحکام صلح و همزیستی و همکاری و همگرائی بین المللی خواهد داشت و این قطعا با مفهوم امنیت بین الملل که کشور ها در فضای ایجادشده ای امنیتی، احساس تهدید و عدم امنیت را نکنند ، مغایرت دارد.

عباس دلجو

1- «بازي بزرگ» براي كنترل آسياي ميانه http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=6234

2-لوموند دیپلوماتیک جولای 2007 «جمهوریهای نوپیدا و قدرتهای بزرگ»

3- آسیا تایمز آنلاین، شمارهء جمعه 13 جولای 2007‏ بدره کمار، برگردان فشرده : داکتر سید اکبر زیوری

4– پنج شنبه 05 ژوئيه 2007 – 14 تیر 1386بی بی سی

5- بی بی سی دوشنبه 16 ژوئيه 2007 – 25 تیر 1386

6- منبع: مجموعة «نظم جدید امپراتورانه» نشر دانشگاهی فرانسه بخش مجله ها، پاریس، ژانویه 2003 برگردان :ب , کیوان

7نیویورک تایمز (18 جولای 2002)

8- اندره سیرینکو : بحران افغانستان … http://www.farsi.ru/doc/1112.html

9- بازي بزرگ قدرت ها در افغانستان http://www.aftabnews.ir/vdcammwn49nu.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: