زبان توركی اوزبیكی-قسمت سوم


اختراع خط و كتابت یكی از رویدادهای مهم در راستای تمدّن بشری محسوب می شود. ویل دورانت پیدایش خط میخی و تطور و تكامل آن را بزرگترین منت سومریان بر تمدن جهانی می داند.1

تاریخ پیدایی خط در میان توركان به هزاره های نخست پیش از میلاد و حتی پیشتر ار آن می رسد.

تحقیقات دانشمندان نشان داده است كه خط آرامی قدیمترین خطی است كه در میانة هزارة نخست پیش از میلاد مسیح در آسیای مركزی و سرزمینهای مجاور آن رواج فراوان داشته است. پس از استیلای اسكندر مقدونی بر فارس، سرزمین افغانستان كنونی و آسیای میانه، رسم الخط یونانی نیز معمول گردید، كه بیشتر به عنوان رسم الخط رسمی اداری به كار برده می شد.

در این زمان چند رسم الخط دیگر بر پایة خط آرامی نیز ایجاد گردید. این رسم الخط های محلی عبارت اند از: رسم الخط اوستایی، خوارزمی، سغدی، كوشانی، رونی، اورخون- ینیسی، اویغوری، مغولی وغیره.

گفتنی است كه توركان قدیم پیش از آغاز مهاجرت بزرگشان به اطراف و اكناف جهان، رسم الخط و الفباهای جداگانه ای را به كار می برده اند. آنها نوشته را «بیتیك» می گفتند. رسم الخط آنها شبیه الفبای هیروگلیف (رسم الخط مصر قدیم) و متشكل از رسمها و اشكال مختلف بوده است.

و اما رسم الخطی كه پیش از آغاز مهاجرتهای بزرگ توركها در میان آنها مروج و معمول بوده، از سوی دانشمندان به نام «الفبای اورخون» یا «الفبای كوك تورك» یاد گردیده است. علت این نامگذاری آن است كه قدیمترین نمونه های خط نوشته شده به این الفبا در بناهای یادگاری خاقانهای كوك تورك در كناره های رود اورخون در مغولستان كشف گردید.2

«خط اورخون» در گسترة دانش تورك شناسی و نیز آثار مربوط تاریخ خط به نامهای «خط اورخون- ینیسی»، «خط ینیسی- اورخون»، «خط سیبر» و بیشتر «خط توركی رون» یاد شده است. علت نامیده شدن به نام آخری همانا همانندی اندك ظاهری حروف اورخون به حروف قدیمترین خط مردم آلمان موسوم به «رون» می باشد. بنابر معلومات ابن عربشاه در كتاب مشهورش به نام «عجایب المقدور فی اخبار تیمور» (زنده گی شگفت آور تیمور) در شرق این خط را «دُلبرچین» (شاید هم دِلبرچین- مؤلفان) می گفته اند.3

ابن عربشاه در كتاب نامبردة خود در مورد این خط چنین می نویسد: «آنان (توركان- یارقین) در ختا خطی داشتند باسم دلبرچین حروف آن را دیده ام چهل و یك حرف است، سبب این زیادتی آنكه برای تفخیم و اماله حروفی خاص دارند، …»4

باید گفت كه همانند تمام خطوط دیگر، خط دلبرچین (اورخون- ینیسی) نیز نظر به شرایط زمانی و مكانی از نگاه برخی تفاوتهای شكلی خود دارای وریانت های اورخون، تورفان و ینیسی می باشد. چنان كه، نشانه های آوایی (صدادار) در خط اورخون چهار و در خط ینیسی پنج حرف است.

سزاوار یادكرد است كه در حال حاضر، آثار زیاد نوشته شده به خط اورخون چون كتیبه ها، ظروف، ابزار و آلات، سكه ها، كتاب، اوراق كتاب و برخی كاغذها در دست است.

گفتنی است كه در میان توركان همزمان با الفبای اورخون چندین نوع رسم الخط دیگر نیز رواج داشته است. ولی گسترة كاربرد آنها محدودتر بوده و همانند الفبای اورخون وسعت نداشته است.

الفبای اورخون از زمانه های بسیار قدیم تا سدة هفتم میلادی (اول هجری) در میان همة توركان به عنوان خط مشترك به كار برده می شد و حتی توركان «آوار» هم كه در آن زمان در اروپا حكومت داشتند، همین الفبا را به كار می بردند. اویغورها با وجود آنكه الفبای جداگانه ای داشتند، بسیاری از نوشته ها و یادداشتهای خود را روی دیوارها و اشیای مختلف به همین الفبا می نوشتند.

قدیمترین اثری كه تا حال با این خط كشف و شناسایی شده است، كتیبه های مربوط به بناهای یادگاری خاقانهای كوك تورك است كه به سده های پنجم و ششم میلادی تعلق می گیرد.

الفبای اورخون دارای سی و هشت حرف بوده كه از جمله چهار حرف آن صدادار و بقیه بی صدا بوده و از راست به چپ نوشته می شده است.5 كتیبه های ینیسی دو سده پیش تر از كتیبه های اورخون بوده، مربوط به قبور قیرقیزهاست. شمار حروف سنگ نوشته های ینیسی، 159 حرف بوده، ولی به اندازة كتیبه های اورخون، خوانا نیستند. برعلاوه، كتیبه های ینیسی و تلاس با كتیبه های آبدة اورخون از نگاه شكل و زیاد بودن وریانت های خود تفاوت دارد. الفبای اورخون تا سدة هفتم میلادی (اول هجری) میان توركان معمول بوده، بعداً جای خود را به رسم الخط اویغوری داده است.

بزرگترین نمونه های زبان توركی قدیم كه به خط اورخون (رون= رونیك= دلبرچین) نوشته شده، قرار زیر است:

سنگنوشتة كول تیگین،

سنگنوشتة بیلگه قاآن،

سنگنوشتة تونیوقوق (تونیوكوك)،

سنگنوشتة اونگین (آنگین)،

سنگنوشتة كولی چور،

سنگنوشتة مایون چور،

دستنویس ایرق (فالنامه).

اكنون هر یك از آنها را بگونة مختصر معرفی می كنیم

سنگنوشتة كول تیگین: این كتیبه به افتخار «كول -تیگین» برادر «ایلتریش خاقان» گذاشته شده است.«كول تیگین» در 27 فبروری سال 731م. به عمر 47 سالگی وفات یافته است. كتیبه را همراه با كتیبة «بیلگه خاقان» یك نفر روس به نام «ن. م. یدرنتسیف» (1842-1892) در سال (1889م.) در وادی «كاشو سیدم» از ساحل دریای «كوكشین اورخون» پیدا كرد. این منطقه در 400 كیلومتری جنوب «اولان باتور»

صفحه‌ای از كتیبة اورخون ـ ینی سئ

ترجمۀ این صفحة كتیبة اورخون به ترتیب شماره گذاری متن:

زمانی كه در بالا آسمان نیلگون، در پایین زمین تیره آفریده شد، در میان هردو بنی آدم خلق شد. بالای بنی آدم نیاكان من بومین خاقان و ایستمی خاقان بر تخت نشسته اند. آنها بر تخت نشسته، دولت مردم تورك و رسم و آیین های آن را برقرار داشته، رعایت كرده اند.

چهار طرف كاملاً دشمن بوده است. لشكر كشیده مردم چهار طرف را همه گرفته و كاملاً مطیع ساخته اند. كسانی را كه سر داشتند وادار به تعظیم كردند، آنكه زانو داشت به زانو زدن واداشتند. در جلو (شرق) به قدیرقن ییش، به عقب (غرب) تا تیمور قپیق منزل كرده بودند.

بدون سردار (بدون تابعیت از كسی)، بدون تناب (به سرزمین بی پایان صاحب شده) توركِ اصیل به همین طرز می زیسته است. آنها خاقان دانا بوده اند، خاقان دلیر بوده اند، وزرای آنان نیز بایستی دانا و دلیر بوده باشند، بیگهای شان و مردم شان هم درستكار بوده اند. از همین سبب دولت را به همین طرز نگهداشته اند، دولت را برقرار داشته و رسم و آیین ها را انجام داده اند، خودش همینطور عمل نموده،

وفات كرده است. عزاداران و سوگواران از شرق– بوكلی، چولی لیك ال، تبغاچ، توبوت، اپر، پوروم، قیرقیز، اوچ قوریقن، اوتتیز تاتار، قیتن، تتبی– همینقدر مردم آمده، گریسته اند، عزا گرفته اند. چنین خاقان مشهوری بوده است. پس از این برادرش خاقان

شده است، پسرش نیز خاقان بوده است. پس از آن برادرش مانند برادر بزرگش عمل پیشه نكرده است، پسرش چون پدرش عمل نكرده است. خاقان نادان بر تخت نشسته است، خاقان بدفعلی به قدرت رسیده بود. وزیرش نیز نادان بوده است، ترسو بوده است.

بیگها و مردمش به سبب بی انصاف بودنشان، به سبب محیل بودن مردم تپغاچ، به سبب عدم خوددار بودن خود، به سبب وجود فریبگران، به سبب تحریك برادران علیه یكدیگر، به سبب به هم انداختن بیگها و مردمش، مردم تورك دولتی را كه در اختیار داشتند، از دست دادند.

خاقان خود را كه به خاقانی مشغول بود از میان برداشته، همراه با پسرانش كه بر مردم تپغاچ بیگ می شد، برده شد. با دختران زیبایش كنیز شد. بیگهای تورك نام توركی را انداخته، نام بیگهای تبغاچ را پذیرفته به خاقان تبغاچ

مطیع شد. پنجاه سال زحمت و نیروی خود را صرف كرده در شرق، آفتاب برآمد تا خاقانی بوگل لشكر كشیده، غرب تا تیمور قاپیق لشكر كشیده برای خاقانی تبغاچ، دولت و حكومت او را گرفته و سپرده است. تمام اتباع تورك …

* از متن اوزبیكی «قدیمگی توركی تیل»، صص 101-104 به فارسی- دری برگردان شد.

1 18 ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص 158.

2 19 تاریخ ادبیات توركی اوزبیكی، صص 1044-1045، اورخون آبده لری، صص XXXII-XXVII و نگاهی نوین …، ص 141.

320 زبان توركی قدیم، ص12.

421 ابن عربشاه، زنده گی شگفت آور تیمور ترجمة كتاب «عجایب المقدور فی اخبار تیمور»، ترجمة محمد علی نجاتی، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، تهران، 1373ش.، 321.

522 اورخون آبده لری، صص XXXII-XXVII

پروفیسور شرعی جوزجانی

فدراسیون تورکان اوغانستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: