زبان توركی اوزبیكی-قسمت دوم


1- قدیم ترین زبان توركی یا دوران آلتایی
این زبان، زبان قدیم ترین ساكنان آسیای میانه چون ماساژیت ها، سكاها… بوده است. از این دوره هیچ نوع اثری در دست نیست.
2- زبان قدیمی توركی: این دوره از تأسیس خاقانی تورك (سدة هفتم میلادی) تا زمان حكومت قره خانیها (سدة دهم– یازدهم میلادی) را در بر می گیرد. در این دوره توركان، خط و الفباهای مختلفی چون رونی، اویغوری، سغدی، برهمایی وغیره را مورد استفاده قرار داده اند. آثار این دوره در لوحه های سنگی، گلی و روی چوبها و پوستها نوشته شده اند كه نمونه هایی از آنها تا امروز به ما رسیده است.

مشهورترین و مهمترین این آثار یادنامه هایی است كه در ستایش كول تكین و تونیوكوك (تانیوقوق) (732م.) خاقانهای كوك تورك در لوحه های سنگی نوشته شده كه شش كتیبه است. این آثار در نیمة سدة نوزدهم از كنار رود اورخون در مغولستان به دست آمده است. از همین رو، این آثار به نام «یادنامة اورخون» یا «تورك – رون» یاد می شود. متن این آثار نخستین بار توسط دانشمند دنماركی «ویلهلم تامسن» خوانده شد و توسط و. رادلوف ترجمه گردید. نظیر چنین نوشته هایی بعداً در كنار رود ینیسی، وادی تلاس و نقاط دیگر نیز كشف و به دست آمد.1
سزاوار یاد كرد است كه تا نیمة دوم سدة بیستم كتیبة اورخون قدیمترین كتیبة توركی محسوب می شد كه 1250 سال پیش از امروز نوشته شده بود، ولی با كشف كتیبه ای در «ایسیق كول» واقع در پنجاه كیلومتری آلما- آتا (در قزاقستان) این تاریخ به 2500 سال، یعنی سدة پنجم پیش از میلاد رسید. گفتنی است، این نوشته دو سطری و بیست و شش حرفی بود كه بر روی سینی نقره ای و با حروف كتیبة اورخون نقش بسته بود.2
3- زبان توركی قدیم: این مرحله با تأسیس دولت توركی قره خانیها آغاز می شود. در زبان این دوره ویژگیهای زبان اویغور- قرلوق و قسماً قپچاق- اوغوز موجود بود. مهمترین آثار این زبان «قوتادغوبیلیك» یوسف خاص حاجب، «عتبه الحقایق» (هبه الحقایق) احمد یوگناگی، «دیوانِ حكمت» خواجه احمد یسوی، «تفسیر»، «اوغوزنامه» و «قصص الانبیا» است.
4- زبان ادبی اوزبیكی قدیم: این دوره از سدة چهاردهم تا نوزدهم میلادی را در بر می گیرد. در این دوره زبان اوزبیكی قدیم به شكل گیری آغاز می كند، ولی ویژگی مهم آن وجود لهجه های قبیله های مختلف در آن است. چنانكه در آثاری مانند «محبت نامه» و «تعشق نامه» ویژگی لهجة اوغوز و در «خسرو و شیرین» ویژگی لهجة قپچاق بیشتر آشكار است. در حالیكه در «بابرنامه» تألیف ظهیرالدین محمد بابر ویژگیهای مخلوط هر دو لهجة نامبرده به نظر می رسد. این امر در واقع نشان دهندة فرایند یكی شدة لهجه های مختلف زبان توركی این منطقه به سوی لهجة واحد یا مشترك است. زبان این دوره بویژه پس از استیلای مغولان بر آسیای میانه به نام «توركی چغتایی» نیز یاد گردید.
در دوام سده های سیزدهم و چهاردهم دولت آلتین اردو (اردوی زرین) به یك مركز مهم سیاسی و ادبی مبدل شد. زبان ادبی این دوره اساساً ادامة زبان ادبی دورة قره خانیها بود و در آن بیشتر ویژگی لهجه های اوغوز و قپچاق غلبه داشت. این مسئله را می توان از زبان آثاری مانند «گلستان» (ترجمة سیف سرایی) و «كودیكس كومانیكوس» مشاهده كرد. در این دوره آثار مختلف منظوم، منثور و فرهنگهای یك زبانه، دو زبانه یا زیاده از آن پدید آمد. شماری از این آثار در دربار مملوكان مصر با حمایت و تشویق آنان ایجاد گردید.
در این دوره در ماوراء النهر و خراسان، زبان ادبی قره خانیها به كار می رفت، ولی در آن ویژگیهای زبانهای اویغور و قرلوق برجسته بود. در فرایند تحول زبان ادبی توركی (اوزبیكی) تا سدة پانزدهم، ویژگیهای لهجه ای به تدریج از میان رفته، زبان ادبی عمومی شكل گرفت.
شاعران و ادیبان زیادی در این دوره ظهور كردند كه خوارزمی، سید احمد، علی، قطب، سیف سرایی، حامدی بلخی (دُربیك؟)، آتایی بلخی، سكاكی، یقینی، احمدی، یوسف امیری، میر حیدر، خجندی، لطفی، حسینی از آن شمار اند. زبان آثار آنان بیشتر دارای ویژگی لهجه های اوغوز- قپچاق و لهجه های زندة محیط شاعر بود. در تمام قلمرو توركان آنها را می توانستند بخوانند و بفهمند.
در این دوره، میر علیشیر نوایی (1441-1501م.) با خلق آثار ارزنده ای از نگاه كمی و كیفی نقش مهمی در رشد و بالندگی زبان ادبی اوزبیكی قدیم (توركی چغتایی) داشت و آن را به اوج كمال و غنامندی رسانید. آثار شعری و نثری او مانند «خزاین المعانی» (شامل چهار دیوان بزرگ: غرایب الصغر، نوادر الشباب، بدایع الوسط و فوایدالكبر)، «محبوب القلوب»، «میزان الاوزان»، «خمسه» (شامل پنج مثنوی: حیره الابرار، فرهاد و شیرین، لیلی و مجنون، سبعة سیار، اسكندرنامه)، «محاكمه اللغتین»، «مجالس النفایس»، «خمسه المتحرین» وغیره كه جمعاً به بیش از سی اثر می رسد، نقش مهمی در تكامل و بالندگی این زبان بازی كرد. به علاوه ظهیرالدین محمد بابر، محمد صالح و دیگران نیز با آثار گرانسنگ منظوم و منثور خود از چهره های درخشان این دوره به شمار می آیند. بدون شك این دوره، دورة شكوفایی و درخشش زبان اوزبیكی قدیم (توركی چغتایی) و ایجاد آثار متنوع و عالی در هر زمینه ای بود، اما در این دوره واژگان زبانهای عربی و فارسی بیش از هر وقت دیگر در زبان توركی وارد گردید.
در آثار پس از نوایی، فرایند نزدیكی زبان ادبی به زبان عمومی مردم به نظر می رسد. این را میتوان از آثار «قصة سیف الملوك» مجلسی (نیمة اول سده شانزدهم)، «گلزار» و «مفتاح العدل» پاشا خواجه (سدة شانزدهم)، «شجرة تورك» و «شجرة تراكمه» ابوالغازی بهادرخان، «فرهاد و شیرین» و «لیلی و مجنون» عمر باقی (اواخر سدة هیجدهم)، «حسن و دل» نشاطی (اواخر سدة هیجدهم)، «ضرب المثل» گلخنی (اواخر سدة هیجدهم و اوایل سدة نوزدهم) و «مجموعه الشعرا»ی فضلی (اوایل سدة نوزدهم)  به روشنی دید.
واضح است كه زبان ادبی قدیم اوزبیكی، دنبالة زبان ادبی قدیم توركی بوده، بر شالودة آن پدید آمده است. ویژگیهای اساسی زبان ادبی قدیم توركی در زبان ادبی قدیم اوزبیكی با برخی دگرگونیها انتقال یافت. از جمله آوای «د» با «ی» (مانند واژه های: قدین= قه یین، ادق= اییق، كیدین=كیین وغیره) یا پسوند فعلی شرطی «سر» (sar) به «سه» (sa) (چنانكه در زبان اورخون واژة «بارسه» بگونۀ «بارسر» تلفظ می شده است) تعویض گردید و مانند آن.
5- زبان ادبی اوزبیكی نو: ویژگی این مرحلة زبان اوزبیكی را نزدیكی هرچه بیشتر آن با زبان زندة مردم برجسته می سازد و حتی آثار منظومی نیز توسط سخن پردازانی مانند مقیمی، فرقت، ذوقی، مشرب و دیگران در این زبان ایجاد می شود.
گفتنی است، در این دوره انواع قالب های ادبی به میان می آید، مطبوعات و تیاتر نقش مهمی در رشد آنها بازی می كند. یكی از ویژگیهای مهم زبان ادبی اوزبیكی این دوره، پیدایی ویژگیهای زبانهای توركی آذری، عثمانی و تاتاری در زبان مطبوعات و كتابهاست. و زبان ادبی اوزبیكی اواخر سدة نوزدهم و اوایل سدة بیستم با همین ویژگی مشخص می شود. این ویژگی را حتی در شعر شاعران اوزبیك افغانستان مانند محمد كریم نزیهی (جلوه)، قاری محمد عظیم عظیمی، مولانا قربت و دیگران نیز می توان دید.
اگر چه این وضع را برخی ها «وضع درهم» در زبان اوزبیكی قلمداد كرده اند، ولی از جهت دیگر ادامة این فرایند به همان صورت، حد اقل یكی از نتایج طبیعی آن نزدیكی زبانهای ادبی توركی غربی (عثمانی و آذری) با توركی شرقی (اوزبیكی، اویغوری، قزاقی) بود.
6- زبان ادبی اوزبیكی معاصر: این دوره از اوایل سدة بیستم تا پایان آن را در بر می گیرد. در این دور، ویژگیهای زبان ادبی توركی چغتایی تا دهة بیست به قوت خود باقی بود، ولی تلاش گسترده برای نزدیكی زبان ادبی به زبان مردم ادامه
یافت. این فرایند بویژه با پارچه كردن عمدی توركستان به جمهوریهای متعدد از توركی چغتای (اوزبیكی قدیم) كه تا آن وقت زبان مشترك توركان آسیای میانه و رسم الخط عربی خط مشترك آنها بود، پس از این جدایی به تدریج جای خود را به زبان (شیوه) های جداگانه و رسم الخط سیریلیك و لاتین (با برخی تفاوتها در هر جمهوری) داد. بدین ترتیب، رفته- رفته، زبان (شیوة) هریك از اقوام توركی آسیای میانه در محدودة جغرافیایی و سیاسی تازه ایجاد شده، راه رشد و تحول جدا از هم را در پیش گرفت و در نتیجه با دور شدن از «زبان چغتای»، از همدیگر دور و دورتر شدند.
در این دوره با پذیرفته شدن رسم الخط لاتین و بعداً سیریلیك از یكسو و ورود سیل آسای واژه گان روسی، بویژه در گستره های اداری، علمی و فنی در زبان ادبی اوزبیكی از سوی دیگر، این زبان از لحاظ واژه گان و حتی گرامر دستخوش تغییر و دگرگونی چشمگیر شد. در فرایند این دگرگونیها به همان درجه ای كه ورود واژه گان و برخی قاعده های دستوری زبان روسی افزایش یافت، واژه های عربی و فارسی و حتی توركی رو به كاهش نهاد. بویژه تحت تأثیر اندیشه های حاكم وقت، كاربرد واژه های مربوط به دین، مذهب، تصوف، عرفان… بشدت كاهش یافت. تا جایی كه حتی تلفظ واژه های توركی، عربی و فارسی به شیوة روسی در زبان گویشی (بیشتر) و ادبی معمول گردید.
گفتنی است كه، فرایند تأثیر زبان روسی و ورود واژه گان آن فقط در مناطق شمال دریای آمو (جمهوریهای توركی شوروی سابق) شیوه های مختلف زبان توركی را شامل می شد و زبان توركهای افغانستان، ایران، توركیه، عراق وغیره را در بر نمی گرفت. بویژه در افغانستان زبان ادبی اوزبیكی بر اساس زبان «توركی قدیم» (توركی زمان نوایی)- هر چند محدود- ادامه داشت. از همین رو، امروز با وجود آنكه زبان اوزبیكان افغانستان و اوزبیكستان همان زبان مشترك توركی اوزبیكی است، ولی هردو شیوه از نگاه گنجینة واژه گان و ویژه گیهای فونتیك آنها دارای تفاوتهای معین می باشد، كه در اینجا مجال پرداخت و توضیح مفصل آن موجود نیست.
7- دورة پس از استقلال: با فروپاشی اتحادشوروی، تمام جمهوریهای آن از جمله اوزبیكستان به عنوان كشورهای آزاد و مستقل عرض اندام كردند. آزادی و تشكیل كشور مستقل، زمینة دگرگونیها و تحولات بزرگی را در ساختار اجتماعی- اقتصادی فراهم كرد و از جهتی موجب تأمین مناسبات گستردة بین المللی آن با كشورهای جهان گردید.
فرو ریزی نظام گذشته، پیدایی مناسبات نو و اقتصاد بازار آزاد، ارتباط با كشورهای جهان، ورود فن آوریهای جدید و آزادیهای نسبی مذهبی و فرهنگی، زبان اوزبیكی را نیز در مسیر تحول و دگرگونی تازه ای قرار داد. آنچه مربوط به مسایل تصوف، عرفان، دین، مذهب و مسایل ملی كه در گذشته طرح و بررسی آنها در شعر، ادبیات، هنر و گستره های علم، ممنوع یا خیلی اندك بود، امكان طرح، تحقیق و بررسی یافتند. از سوی دیگر زبان اوزبیكی به عنوان زبان رسمی در جایگاه اول و زبان روسی در جایگاه دوم قرار گرفت. تمام اینها زمینة رشد و جولان وسیع زبان اوزبیكی را مساعد ساخت. چنانكه دیده می شود، در مدت یك دهه و اند پس از استقلال، زبان اوزبیكی بویژه از نگاه واژه گان دستخوش دگرگونیهای چشمگیری شده است. از این رو، بایسته است تا در دوره های تحول و تطور زبان اوزبیكی، این مرحله نیز به عنوان دورة جدید از سوی دانشمندان زبان شناس مورد بررسی جداگانه قرار گیرد.

ادامه دارد

فدراسیون تورکان اوغانستان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: